کتاب‌های ۷ تا ۹ سال

نمایش 1–36 از 1348 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
دویدم و دویدم
بستن

دویدم و دویدم

230,000 ریال
یکی از کهن‌ترین ترانه - متل‌های ایرانی است که پیشینه‌ای بلند در تاریخِ فرهنگ این سرزمین دارد. این ترانه - متل روایت داد و دهش است، از یک دست بگیر و از دست دیگر ببخش.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/So0cR
آدم کوچک و خواب های بزرگ
بستن

آدم کوچک و خواب های بزرگ

270,000 ریال
بهمن کوچولو در آرزوی زود بزرگ شدن است. برای زود بزرگ شدن هیچ گشاینده‌ای وجود ندارد جز اینکه رفتار بزرگ‌ترها را تقلید کند. او برای رسیدن به هدفش هربار بخشی از پوشاک بزرگ‌ترها را به تن می‌کند یا چهره‌ی خود را مانند آن‌ها درمی‌آورد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WLehq
مرغ سرخ پا کوتاه
بستن

مرغ سرخ پاکوتاه

270,000 ریال

مرغ سرخ پاکوتاه درمزرعه به راه می‌افتد و دانه‌ای به رنگ طلا می‌یابد. او از همه جانوران مزرعه، سگ، گربه و اردک می‌خواهد به او کمک کنند تا این دانه را بکارد. هیچ یک حاضر به همکاری با او نمی‌شوند و...

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/PMQ9Y
واژه نامه چیستانی، تصویری
بستن

واژه نامه چیستانی، تصویری

540,000 ریال
در واژه نامه چیستانی، تصویری، تصویرها کمک مى کنند که کودکان به سادگى فرآیند مفهوم سازى را درک کنند و مفهوم و تصویر را پیوند بزنند. در گروه سنى زیر ده سال، کودکان به یارى نمادسازى تصویرى مى اندیشند. براى نمونه، شناسه ى واژه ى جفت با زبانى ساده و عاطفى از ویژگى هاى خود مى گوید: یکى نیستم، دو تا هستم. تنها نیستم، با تو هستم!
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/1HGY8
توکایی در قفس
بستن

توکایی در قفس

30,000 ریال
از آخرهای زمستان به این طرف، عروس توکا در قفس بود. قفس از چوب بود و میله‌های نازک آهنی داشت. صاحب قفس از لای این میله‌ها به توکا آب و دانه می‌داد. خوش‌حالیش این بود که توکا در بهار برایش آواز می‌خواند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/fLMr6
عروسک المر
بستن

عروسک المر

290,000 ریال
عروسک المر سازنده: زنان گروه خشت و گل عروسک پارچه ای المر از مجموعه کارهای دستی زنان گروه " خشت و گل" است که به سفارش موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان برای برنامه " با من بخوان" تولید شده است.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/dHJEL
دوباره المر
بستن

دوباره المر

280,000 ریال
دو روز مانده بود به جشن المر، روزی که همه‌ی فیل‌ها خودشان را به شکل‌ها و طرح‌های گوناگون رنگ می‌کردند. المر نیازی به فکر کردن نداشت. او همیشه برای جشن خودش را خاکستری می‌کرد، تنها فیل خاکستری جشن.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/S89De
جزیره شادی
بستن

جزیره شادی

350,000 ریال
بر روی بلمی ساخته از تخته و ریسمان، دخترکی بر آب پارو می‌‍‌زد. در راهی که پیش گرفته بود به سوی افق می‌راند. اما افق بسیار دور بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Ibx4l
یک داستان محشر
بستن

یک داستان محشر

280,000 ریال

وقتی جوزف خیلی کوچک بود،‌ پدربزرگش روانداز محشری برای او دوخت. روز به روز جوزف بزرگتر می شد و رو اندازش کوچک تر و کهنه تر می شد، ‌تا این که یک روز مادر گفت

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/px0h2
چگونه می توان بال شکسته ای را درمان کرد؟
بستن

چگونه می‌توان بال شکسته‌ای را درمان کرد؟

135,000 ریال

پرنده ای با خوردن به شیشه های بلندترین ساختمان شهر مجروح می شود و کسی، جز یک پسر بچه ی مهربان، متوجه افتادن و مجروح شدن این کبوتر نمی شود. پسرک پرنده را به خانه می برد و مراقبت های اوست که باعث می شود پرنده دوباره بتواند پرواز کند.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/3ZOmz
قورباغه دوست پیدا می کند
بستن

قورباغه دوست پیدا می‌کند

290,000 ریال
روزی قورباغه در جنگل خرس عروسکی غمگینی را پیدا می‌کند که تک و تنها بر روی زمین افتاده است. قورباغه تصمیم می‌گیرد او را با خود به خانه ببرد و با او دوست شود. اما...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/4Y1QG
کتاب آرش کماندار (دوجلدی)
بستن

آرش کماندار (دوجلدی)

740,000 ریال
افسانه‌ی آرش کماندار زیباترین اسطوره ایرانی که هزاران سال است با این مردم زندگی می‌کند همیشه و همواره جایگاه بلندی در نگاه و باور آن‌ها دارد که شیفته سرزمین خود و تمدن بزرگ ایران هستند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/MS9zv
درخت بخشنده
بستن

درخت بخشنده

150,000 ریال

روزی روزی گاری درختی بود و او پسرک کوچکی را دوست می داشت. پسرک با شاخه هایش بازی می کرد، سیب هایش را می خورد و در سایه اش می خوابید. به تدریج که بزرگ تر شد کمتر با درخت انس داشت...

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/HRTWU
جورج میمون بازیگوش (کامیون حمل خاک)
بستن

جورج میمون بازیگوش (کامیون حمل خاک)

70,000 ریال
جورج یک میمون خوب و بازیگوش بود. یک روز صبح او صدای عجیبی از پشت پنجره شنید. آن صدا، صدای کواک اردکی بود که پنج جوجه اردک به دنبال او راه افتاده بودند. جورج به دنبال آنها راه افتاد و به پارک رسید. او در پارک یک ماشین بزرگ حمل خاک دید، او فکر کرد که نشستن داخل کامیون باید جالب باشد. هیچ‌کس داخل کامیون نبود و پنجره کاملا باز بود. جورج داخل کامیون رفت و ماجراهایی برای او اتفاق افتاد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/J3pay
من بی نظیرم
بستن

من بی نظیرم

70,000 ریال

مردم از بعضی جهات شبیه هم هستند و از بعضی جهات با هم تفاوت دارند. می توانند فکر کنند،‌ بیاموزند،‌ دوستان جدیدی داشته باشند و تفریح کنند ولی ممکن است هر کدام از تفریح خاصی لذت ببرند و دوستانی با خصوصیات متفاوت داشته باشند. گاهی دوستان شما توانایی های خاصی دارند و گاهی از بعضی جهات ناتوان هستند. در هر حال، به خاطر همین تفاوت ها هر کدام از ما موجودی بی نظیر است.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/3ZHoD
بستن

من دنیا را دوست دارم

120,000 ریال

می توان کارهای زیادی برای نجات کره ی زمین انجام داد، از کاشتن یک درخت گرفته تا بازیافت زباله. این کتاب راه های سبز زیادی را برای حفظ محیط زیست به ما نشان می دهد. با خواندن این کتاب  می آموزیم که چگونه از چیزهای کهنه و به درد نخور وسایل نو بسازیم.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/VZHxd
اشاره ورزی با نوزادان و نوپایان
بستن

اشاره ورزی با نوزادان و نوپایان

1,120,000 ریال
اشاره ورزی، نخستین پل ارتباطی نوزاد و نوپا با خانواده خود و دیگران است. اشاره ورزی با برانگیزش سلول‌های مغزی خردسالان نه تنها رشد زبانی و هیجانی آن‌ها را پیش می‌اندازد که سبب می‌شود آن‌ها راهی برای بیان نیازهای خود داشته باشند. مناسب برای:
  • بچه‌های با توان شنوایی معمولی و بدون نیاز ویژه: ۱٫۵ ساله تا ۶ ساله
  • بچه‌های با نیازهای ویژه: ۲ ساله تا ۹ ساله
(بسته به ویژگی کودک)
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ASMpt
شلخته
بستن

شلخته – ماجراهای کریتر

180,000 ریال
توپ شلخته گم شده بود. جاهایی که به عقلش می‌رسید، گشت ولی پیدایش نکرد. از مامانش پرسید، مامانش گفت که اتاقش را بگردد. به عقلش نرسیده بود که ممکن است توپش آن جا باشد ولی تازه وقتی به اتاقش رفت فهمید آن‌جا چقدر ریخت‌و‌پاش است. اول باید اتاقش را جمع می‌کرد ولی... .
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/3BbSE
سرماخوردگی خرس
بستن

سرماخوردگی خرس

90,000 ریال

خرس بدجوری سرما خورده و حالش خیلی بد است. او فکر می‌کند که کسی تا به حال مثل او مریض نشده. موش به خانه خرس می‌آید تا کمکش کند. اما هر کاری می‌کند نمی‌تواند خرس بداخلاق و غرغرو را خوشحال کند. تا این‌که...

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/x6BFC
قورباغه و گنج
بستن

قورباغه و گنج

290,000 ریال
قورباغه به همراه دوستش خرس عروسکی گودال عمیقی را به امید یافتن گنج می‌کنند. اما در گودال گیر می‌افتند و ناچار می‌شوند شب را تا صبح در گودال بگذرانند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/J3X5G
از دانه تا گل
بستن

از دانه تا گل – مجموعه‌ی داستان دگرگونی (۲)

50,000 ریال
دختر و پسری همراه با پدر دانه‌ای را در باغچه می‌کارند و با راهنمایی‌های پدر به آن رسیدگی می‌کنند تا دانه‌ها جوانه بزنند و گل دهند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/jz0SY
افسانه درخت خرما و بزی
بستن

افسانه درخت خرما و بزی

290,000 ریال
درون‌مایه‌ی افسانه‌ی درخت آسوریک یا این کتاب «افسانه‌ی درخت خرما و بزی» بر فخرفروشی درخت خرما (گیاه) و بزی (جانور) استوار است که مناظره‌ می‌کنند و هریک در نوبت خود، سودمندی‌هایشان را برای انسان برمی‌شمرند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2cpAr
قورباغه می ترسد
بستن

قورباغه می‌ترسد

290,000 ریال
شب است و قورباغه در رختخوابش دراز کشیده است. اما نمی‌تواند بخوابد چون از توی کمد و از زیر تختش صداهای عجیب و غریبی می‌شنود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/wKFPu
قورباغه و آواز پرنده
بستن

قورباغه و آواز پرنده

290,000 ریال
کتاب «قورباغه و آواز پرنده» از مجموعه‌ی «کتاب‌های قورباغه»، داستانی است که کودکان را با مفهوم و چیستی مرگ آشنا می‌کند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/APKFk
مشق شبم را ننوشتم چون ...
بستن

مشق شبم را ننوشتم چون …

150,000 ریال
مشق شب خود را ننوشته‌اید؟ چه بهانه‌ای می‌توانید بتراشید؟ نشستن یک هواپیما پر از میمون در وسط حیاط خانه، حمله یک ربات دیوانه به خانه، قایم کردن مدادها توسط جن‌ها و چندین بهانه دیگر. آیا معلم این بهانه‌ها را قبول می‌کند؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kcf8b
آقا کوچولو به یک دوست کمک می کند - مجموعه ی آقا کوچولو
بستن

آقا کوچولو به یک دوست کمک می‌کند – مجموعه‌ی آقا کوچولو

240,000 ریال
قورباغه در حال شنا کردن در رودخانه بود که دید یک بطری سبز رنگ شناکنان به سوی او می‌رود. توی بطری یک کاغذ بود که روی آن نوشته شده بود «کمک!» ...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/1UOq4
جورج میمون بازیگوش به حیوانات غذا می دهد
بستن

جورج میمون بازیگوش به حیوانات غذا می دهد

70,000 ریال
یک روز جورج و دوستش برای بازدید از یک نمایشگاه به باغ‌وحش رفتند. آنها تا باز شدن نمایشگاه تصمیم گرفتند به دیدن حیوانات بروند. آنها بسته بادام‌زمینی خریدند تا با هم بخورند. از بادام‌زمینی به تمساح، کوالاها، فیل و بچه‌کانگورو دادند. او به هر حیوانی که رسیده بود، بادام‌زمینی داده بود. اما نگهبان باغ‌وحش از راه رسید و از دست جورج عصبانی بود، زیرا جورج اجازه نداشت به حیوانات باغ‌وحش غذا بدهد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/zKpEd
من با هرکسی نمی روم
بستن

من با هرکسی نمی‌روم – داستانی درباره روش برخورد با غریبه و آشنا – مجموعه مهارت‌های خودمراقبتی

230,000 ریال
لو منتظر است که دنبالش بیایند. او تنها جلوی مهدکودک ایستاده است. همان موقع خانم اشمیت به او نزدیک می‌شود و می‌گوید: سلام لو، بیا برویم، من می‌برمت خانه. خانم اشمیت در محله آن‌ها زندگی می‌کند. اما اسم کوچک او چیست؟ موهایش قرمز است یا آن‌ها را رنگ می‌کند؟ لو همه چیز را درباره او نمی‌داند. برای همین می‌گوید: من شما را نمی‌شناسم. نمی‌توانم با شما بیایم. تازه مامانم گفته باید منتظر بمانم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/5rZQK
جورج میمون بازیگوش به کارخانه شکلات می رود
بستن

جورج میمون بازیگوش به کارخانه شکلات می رود

70,000 ریال
جورج همراه دوستش به یک مغازه شکلات‌فروشی که کنار کارخانه شکلات بود، رفت. در کارخانه‌ی شکلات یک راهنما برای مردم توضیحاتی درباره شکلات‌ها می‌داد. جورج به دنبال گروه به راه افتاد و سر از بالکن درآورد. او که می‌خواست بداند شکلات‌ها چطور تزئین می‌شوند، از بالکن پایین آمد و بالای یک دستگاه رفت. ناگهان سرعت حرکت شکلات‌ها خیلی زیاد شد و کارگرها را دچار دردسر کرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/QJgSI
جورج میمون بازیگوش به کنار دریا می رود
بستن

جورج میمون بازیگوش به کنار دریا می رود

70,000 ریال
جورج به همراه دوستش یک روز به کنار دریا رفت. دوست او بتی نیز به همراه مادربزرگش آن‌جا بود. زمانی که نجات‌غریق برای استراحت رفت، جورج به جای نجات‌غریق رفت و از روی صندلی مخصوص به جمعیت نگاه کرد. او احساس کرد یک نجات‌غریق واقعی است. آن روز وقتی جورج و بتی مشغول غذا دادن به پرنده‌ها بودند، موج سبد پیک نیک را با خود برد و جورج مثل یک نجات‌غریق سبد را از دریا نجات داد و به ساحل آورد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/nTfym
جورج میمون بازیگوش (خواب)
بستن

جورج میمون بازیگوش (خواب)

70,000 ریال
جورج با دوستش بعد از یک روز طولانی در شهربازی به خانه برگشتند. جورج خسته بود و به روزی که گذشته بود، فکر کرد. او به علت کوچکی نتوانسته بود سوار ترن شود، مسئول چرخ‌و‌فلک هم اجازه نداده‌بود تنهایی سوار شود و... . او به خواب عمیقی رفت و خواب دید به شهربازی برگشته ولی این‌بار شهربازی متفاوت و کوچک‌تر از قبل بود. در واقع جورج بیش‌ از حد بزرگ شده‌بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/gGYtW
جورج میمون بازیگوش کیک درست می کند
بستن

جورج میمون بازیگوش کیک درست می کند

70,000 ریال
جورج همراه دوستش به مراسمی رفتند که در آن برای بیمارستان کودکان پول جمع‌آوری می‌شد. در آنجا جورج بوی کیک به مشامش رسید. مرد شیرینی‌پز حواسش به جورج نبود. جورج تمشک ها را روی کیک گذاشت و همه از خوردن آن لذت بردند. کیک تمام شده بود و عده‌ای هنوز کیک نخورده و منتظر بودند. جورج کنجکاو تصمیم گرفت که خودش دست به کار شده و کیک درست کند که آقای شیرینی‌پز با دستیار جدیدش برگشت و با عصبانیت دنبال جورج دوید.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WbtvA
شنگال
بستن

شنگال

340,000 ریال
داستان تصویری «شنگال» کتابی است که به تفاوت‎های فردی و توانایی‌های منحصربه‌فرد افراد ارج می‌گذارد و کمک می‌کند که کودکان خود را بپذیرند و دوست بدارند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/c0RDJ
جورج میمون بازیگوش به پیک نیک می رود
بستن

جورج میمون بازیگوش به پیک نیک می رود

70,000 ریال
جورج برای تعطیلات آخر هفته همراه دوستش به پیک نیک رفت. او برای آوردن آب رفت و با تقلید از یک دختربچه، آب را روی آتش مردی ریخت. مرد به دنبالش دوید و جورج از جنگل سردرآورد. در جنگل جورج  می‌خواست گربه‌ای را که لای بوته‌‌ها گیر کرده بود، نجات دهد اما او یک راسو بود که خیلی ترسیده بود. راسو دمش را بالا برد و بویی به اطراف پخش کرد. تمام بدن جورج بوی بد می‌داد و او در پی خلاص شدن از بوی بد بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GEiUs
من که گم نمی شوم
بستن

من که گم نمی شوم – راهکارهای لازم هنگام گم شدن – مجموعه مهارت‌های خودمراقبتی

230,000 ریال
لو و مامان به شهر می‌روند. مامان می‌خواهد نان بخرد. لو هم می‌خواهد موز و جوراب راه‌راه قرمز و سفید بخرد. او جوراب را همین امروز لازم دارد. امروز بازار خیلی شلوغ است. مامان می‌گوید: امیدوارم در این شلوغی مرا گم نکنی. لو می‌گوید: من که گم نمی شوم. راه خیلی باریک است. لو فقط پاهای آدم‌ها را می‌بیند. او شانس آورده که مامان پالتوی قرمزش را پوشیده آن‌قدر خوب دیده می‌شود که امکان ندارد او را گم کند. اما...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/IIOkq
پرنده قرمز
بستن

پرنده قرمز

300,000 ریال

آنا و متیو پس از دست دادن پدر و مادرشان، به مزرعه ای فرستاده می شوند. مزرعه دار ظالم در ازای خوراکی اندک، آن ها را به کارهای سخت وامی دارد. متیو و آنا امیدوار هستند که با رسیدن زمستان و رفتن به مدرسه روزگار بهتری داشته باشند اما در مدرسه نیز پس از چند روز متیو به خاطر ورجه ورجه کردن چوب می خورد و کودکان به خاطر غذای فقیرانه تحقیرشان می کنند. روزی در اوج ناامیدی و اندوه پرنده ای قرمز را می بینند...

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kGSla