ارتباط با طبیعت و تاثیر آن بر رشد کودکان

ارتباط با طبیعت و تاثیر آن بر رشد کودکان

گردآوری و ترجمه: پرنیان طوسی

فهرست محتوا

الف) ارتباط مستقیم با طبیعت

چگونه طبیعت کودکان را شاداب و خلاق می‌کند؟

بر کسی پوشیده نیست که امروزه کودکان زمان بیشتری را در فضاهای بسته سپری می‌کنند و به همین دلیل، به‌طور مداوم با اینترنت، بازی و اپلیکیشن‌های دیجیتالی در ارتباط‌اند. حال آنکه در تحقیقات اخیر ثابت شده است طبیعت موجب سلامت مغز و بدن انسان می‌شود.

به‌طور کلی، بسیاری از ما درباره‌ی آثار مثبت طبیعت‌گردی اطلاع داریم، اما درباره‌ی عملکرد مغز و ارتباط آن با طبیعت کمتر می‌دانیم. در ۱۰۰ سال گذشته، هنری دیدید ثورو[۱]، فیلسوف و طبیعت‌گرا و جان مویر[۲]، پدر کوهستان و از پیشگامان حفاظت محیط زیست در آمریکا و سایر نویسندگان، همه از تجربیات ارزشمندشان درباره‌ی طبیعت بسیار سخن گفته‌اند. اکنون نیز پژوهشگران به دنبال ثبت شواهدی هستند که نشان می‌دهد حضور در طبیعت تأثیری عمیق بر مغز و رفتار انسان دارد.

[۱] . Henry David Thoreau

[۲]. John Muir

آیا دوری از طبیعت برای کودکان خطرناک است؟

در واقع، همه‌ی ما بخشی از خاطرات شیرین‌مان را با خاطره‌ای از گردش و بازی در طبیعت گره زده‌ایم. اما شاید بهتر باشد برای مرور، از یک خاطره‌‌ی شخصی شروع کنم:

در دوران کودکی‌ام، زندگی مرا یک سگ هدایت می‌‌کرد! البته او یک سگ خانگی معمولی نبود، بلکه بیشتر یک سگ شکاری نیمه‌وحشی آفریقایی محسوب می‌شد. اسم این سگ «بای سان جی» بود و در آن سال‌ها، وظیفه‌ی من بود که هر روز حداقل سه ساعت او را به گردش ببرم. من به‌خوبی می‌دانستم که اگر بای سان جی کمتر از سه ساعت گردش کند، تمام شب را زوزه خواهد کشید و حتی فرش خانه را پاره خواهد کرد! ما ساعات بی‌شماری را با هم در جنگل سرسبز بلوط، در تپه‌های «ناپا» سپری می‌کردیم؛ حتی زمان‌هایی که باران‌های شدید شروع می‌شد، زیر انبوه بلوط‌های سخاوتمند پناه می‌گرفتیم و در روزهای آفتابیِ بهار، با سرخوشی در میان گل‌های وحشی راه می‌رفتیم. به دلیل این مسئولیت روزانه بود که من کودکی و رشد کردن در بستری آزاد را تجربه کردم. گرچه تجربه‌ی من تجربه‌ای متداول نبود، اما روشی بود که در طول تاریخ بشریت، اصلی مهم در زندگی انسان به شمار می‌رفت؛ همان‌گونه که از دیرباز مردم زندگی‌شان را به شکار کردن، اجتماع و حضور در طبیعت وحش سپری ‌کرده بودند، من هم بخش مهمی از کودکی‌ام را در طبیعت گذراندم.

اما در دهه‌های اخیر، فضایی که کودکان رشد خود را در آن تجربه می‌کنند، از نوع «در بستر طبیعت» به نوع «شهری» تغییر کرده است؛ یعنی، کودکان از فضای باز به فضای بسته رسیده‌اند و به‌جای بازی در فضای آزاد و دنبال کردن مارمولک‌ها، هر روز زمان‌شان را در فضاهای بسته می‌گذرانند و هیجان و شادی آن‌ها با تکنولوژی و بازی‌های دیجیتالی تأمین می‌شود!

بر اساس پژوهشی جدید در عصر کنونی، کودکان به‌طور متوسط ۷ ساعت و ۳۸ دقیقه در روز یا ۵۳ ساعت از هفته‌ی خود را صرف استفاده از رسانه و ابزارهایی همچون موبایل، بازی‌های ویدئویی، تلویزیون و کامپیوتر می‌کنند. بر اساس تحقیقات اخیر، این «جدایی از طبیعت» با درصد موفقیت تحصیلی در مدرسه، اعتماد‌به‌نفس کودک و بسیاری از مشکلات اجتماعی، عاطفی، عقلانی و جسمی کودک رابطه دارد. ریچارد لوو[۱] نویسنده‌ی بنام کتاب «آخرین کودک در جنگل» از این مشکلات به‌عنوان «اختلال فقر طبیعت» یاد می‌کند.

وقتی به برنامه‌های درسی گوناگون کودکان‌مان نگاه می‌کنیم یا ساعاتی که با لوازم الکترونیکی سر‌و‌کار دارند، درمی‌یابیم که آن‌ها به‌راستی طبیعت را کمتر تجربه می‌کنند!

این شرایط به‌قدری مهم و تأثیرگزار ‌است که ما در مقام مربی یا والدینِ کودک باید درباره‌ی آن بیشتر بدانیم تا کمک کنیم کودکان‌مان به‌سمت رشد جسمی‌ و عاطفی هدایت شوند. در این مقاله، تأثیر ارتباط با طبیعت یا عدم ارتباط با آن را بر رشد شناختی کودک تحلیل خواهیم کرد. بدین ترتیب می‌توان مفاهیم این یافته‌ها را در اختیار والدین و آموزگاران گذاشت.

[۱]. Richard Loo

ارتباط با طبیعت و تاثیر آن بر رشد کودکان

مزایای طبیعت برای کودکان

ابتدا خوب است بدانید بازی در طبیعت چگونه از لحاظ عقلی، اجتماعی، احساسی و جسمی ‌به کودک شما سود می‌رساند؛ همچنین فعالیت‌هایی را پیدا کنید که به رشد او کمک می‌کنند.

در دوران کودکی‌، هرگاه از صخره‌ها بالا می‌رفتیم یا دنبال پروانه‌ها می‌گشتیم، نمی‌دانستیم که این‌ کارها ذهن، جسم و شخصیت ما را برای آینده می‌سازند. اما امروزه، بر اساس تحقیقات بی‌شمار، مشخص شده است که تماس با طبیعت تأثیرات بلند‌مدت متعددی بر بهبود زندگی شخص دارد.

مزایای فکری

جهان طبیعی همچون آزمایشگاهی بی‌انتهاست و کودکان دانشمندان ذاتی و خودانگیخته‌ی این آزمایشگاه‌اند. آن‌ها عاشق تجربه‌ کردن‌ هستند: ببینند، بو کنند، بشنوند و بافت‌ها را لمس کنند. طبیعت نیز تجارب بی‌شماری را برای اکتشاف، خلاقیت، حل مسئله و آموزش  [۱]STEM(آموزش علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی) برای آن‌ها فراهم می‌کند. برای مثال، کودک پیش از اینکه از صخره‌ای بپرد، در حال محاسبه‌ کردن فاصله‌ها در ذهن خود است. یا زمانی‌که با شاخه‌ها و کمی ‌گِل خانه‌سازی می‌کند، اولین تجربه‌‌اش از مهندسی را در ذهن خود ثبت می‌‌نماید.

[۱]. Science Technology Engineering Math

مزایای عاطفی

بیرون رفتن از خانه یا هر فضای بسته‌ای احساس خوبی به همراه دارد. کودکان آزاد می‌شوند تا حرکت کنند، بچرخند و آزادانه، سروصدا کنند؛ همه‌ی این‌ها فرم‌هایی از «بیان خود» است که اغلب در فضای منزل یا مدرسه محدود می‌شود. در فضای باز کودک می‌تواند بپرد، لی‌لی کند، بدود، بالا برود و فریاد بزند که همه‌ی این‌ها موجب آرامش و کاهش تنش و بی‌قراری او می‌شوند. به‌علاوه، بر اساس نتایج تحقیقات فراوان در این زمینه، بازی و فعالیت در طبیعت از علائم ADHD یا اختلال توجه و تمرکز می‌کاهد و هیجانات منفی کودک را به‌خوبی کنترل می‌کند.

ارتباط با طبیعت و تاثیر آن بر رشد کودکان

مزایای اجتماعی

گاهی پیش می‌آید که کودکان در حین بازی، دوستان و هم‌بازی‌های جدید پیدا می‌کنند. البته آن‌ها می‌توانند به تنهایی بازی کنند، اما این شانس را هم دارند که تعامل کردن با دیگری را یاد بگیرند یا زمانی‌که با یکدیگر به اختلاف برمی‌خورند، به حل مسئله بپردازند. در حالت طبیعی، کودکان اغلب با یکدیگر همکاری می‌کنند تا بازی‌ها و قوانین آن را بسازند؛ چون هیچ‌یک از بازی‌ها در عمل نسخه‌ی مشخصی ندارد؛ همچنین کودکان در زمان زخمی ‌شدنِ همتای خود، امکان همدردی را تجربه و تمرین می‌کنند.

مزایای جسمی

هوای تازه در طبیعت انرژی‌بخش است و فرصت‌های زیادی را برای فعالیت فراهم می‌کند. این فعالیت‌ها باعث می‌شوند که عضلات کودک تقویت شود. در معرض نور خورشید قرار گرفتن هم به معنای جذب ویتامین D است که آثار مثبت متعددی دارد: یکی از آن‌ها تقویت سیستم ایمنی کودک است؛ همچنین با انجام دادن انواع حرکات فیزیکی، کودک کالری بیشتری می‌سوزاند. در نتیجه، اندامی متناسب‌تر خواهد داشت.

مزایای محیط زیستی

علاوه‌بر مزایای فردی که در نتیجه‌ی ارتباط با طبیعت به وجود می‌آید، برخی از مزایا جنبه‌ی جمعی‌ دارد. کودکانِ ما ناظران آینده‌ی زمین هستند و برای اینکه انسان‌هایی علاقه‌مند به حفاظت از محیط‌زیست پرورش یابند، ابتدا باید حس عشقی عمیق در آن‌ها به وجود آید، سپس این احساس درون آن‌ها نهادینه شود. تنها راهی که کودکان را قادر می‌سازد در طبیعت احساس علاقه و راحتی کنند، این است که درها را باز کنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در شگفتی دنیای طبیعی گردش کنند.

    من و یک گلدان خالی

    130,000 ریال

    مادربزرگ برای دخترک داخل قوطی خالی قرص هایش تخم گل می فرستد تا بکارد. دخترک در این فکر است که با این تخم ها چه کند؟ دخترک برای تخم های گل و گیاه مادربزرگ رویاها در سر می پروراند.

    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Dv3Fj
    راز موتور سیکلت من
    بستن

    راز موتور سیکلت من

    170,000 ریال
    نویسنده می‌گوید: هر چه بیش‌تر اجازه بدهیم بچه‌ها خطر کنند، بهتر یاد می‌گیرند مراقب خودشان باشند. اگر نگذارید هیچ خطری بکنند، بیش‌تر مستعد صدمه دیدن می‌شوند.
 تصویرگر کتاب هم که جایزه هانس کریستین آندرسن را برده است.
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/yGoQs
    درخت ها
    بستن

    درخت ها

    320,000 ریال
    این کتاب مانند شعری لطیف، با تصویرهایی زیبا و ساده، سعی دارد بار دیگر زندگی انسان‌ها را به طبیعت پیوند دهد.
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/HxBIF
    گردش در طبیعت
    بستن

    گردش در طبیعت – آموزش به روش مونته سوری

    250,000 ریال
    امروز لیو و امی با پدر و مادرشان برای گردش در طبیعت به بیرون از شهر می‌روند. فضای سبزی که برای رفتن انتخاب کرده‌اند، دور است و باید صبح زود راه بیافتند...
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iEfnn
    بچه باتلاق
    بستن

    بچه باتلاق

    300,000 ریال

    مادری از خاطرات کودکی و گشت و گذار خود با خواهرش در جنگل صحبت میکند. او و خواهرش یک روز به جای آن‌که به خانه دوستشان آنی بروند، بی اجازه به جنگل گل‌های استکانی آبی می‌روند. آن‌ها در حوضچه‌ی جادو یک  «بچه باتلاق» پیدا می‌کنند و به خانه می برند. آیا بچه باتلاق در خانه آن‌ها دوام می‌آورد؟

    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/HDvMl

    ب) ارتباط غیرمستقیم با طبیعت

    از امتیازات عمومی ‌و ویژه‌ی حضور در طبیعت بسیار سخن گفتیم، اما در برخی شرایط می‌توان طبیعتِ غیر‌مستقیم را هم تجربه کرد. کودکان در مدرسه یا خانه می‌توانند طبیعت را به‌طور غیرمستقیم تجربه کنند. از جمله فعالیت‌های مفید و غیرمستقیمی که مهارت‌های متنوعی را در کودکان ایجاد کرده یا تقویت می‌‌کند کارهای زیر است:

    ساختن کاردستی و تولید کارهای هنری با مواد طبیعی همچون چوب، برگ و سنگ، تهیه‌ی مجله‌ی طبیعت، ساخت برنامه‌های مستند درباره‌ی طبیعت، نوشتن و خواندن درباره‌ی طبیعت از طریق داستان، مقاله‌ی کوتاه و شعر، انجام دادن آزمایشات علوم مانند کشت‌و‌کارهای گلدانی و کمپوست‌سازی و ساختن تراریوم (باغ شیشه‌ای) و انواع مینی‌آکواریوم‌هایی با گیاهان آبزی یا بدون آن‌ها (مثل آکواریوم‌های کوچک)؛ همچنین تهیه‌ی ویدئو و انیمیشن‌سازی از جمله فعالیت‌های مفید و غیرمستقیمی هستند که مهارت‌های متنوعی را در کودک ایجاد و تقویت می‌کنند.

    آموزش طبیعت‌محور برای کودکان ۰ تا ۸ سال

    آموزش طبیعت‌‌محور برای این گروه سنی در بستر طبیعت صورت می‌گیرد. در این راستا، برنامه‌های آموزشی فراوانی وجود دارد که بر اساس آن مدارس (پیش‌دبستانی) و مهد‌ها به چندین دسته تقسیم می‌شوند: مهد جنگلی، پیش‌دبستانی طبیعت‌محور، مهد طبیعت‌محور، کلاس اول طبیعت‌محور. در تمام ‌این برنامه‌ها، طبیعت هسته‌ی اصلی برنامه را تشکیل می‌دهد؛ به‌طوری که بخش مهمی‌ از ساعات یک روز، در خارج از فضای بسته برگزار می‌شود. بنابراین، شاید ساختار برنامه‌ی این مراکز با یکدیگر متفاوت باشد، اما رویکردی مشترک در تدریس آن‌ها وجود دارد.

    آموزش طبیعت‌محور برای گروه ۳ تا ۵ سال

    پیش‌دبستانی‌های طبیعت‌محور گاه مجوز اجرای برنامه برای گروه سنی ۳ تا ۵ سال را هم دارند که در این صورت، ۳۰% از زمان روزانه‌ی کودکان در خارج از فضای بسته و در فضای آزاد می‌گذرد. در این پیش‌دبستانی‌ها، آموزش طبیعت در کل برنامه‌ی تربیتی تلفیق می‌شود و پداگوژی (رویکرد آموزشی) آن‌ها بر یادگیری پرسش ‌و‌ پاسخ تأکید دارد که از طریق بازی و اکتشاف مستقیم به دست می‌آید. این بدان معناست که برنامه‌ی آموزشی کاملاً بر مبنای علایق کودک است. با وجود این، در برنامه‌ی روزانه، زمانی مشخص نیز برای تماس با طبیعت در نظر گرفته می‌شود که البته این موضوع به فصل سال نیز بستگی دارد. ‌علاوه بر این، طبیعت در داخل محیط آموزشی و محیط بازی هم حضور دارد. در این فضا، به‌هیچ‌وجه سازه‌های سخت به چشم نمی‌خورد و طراحی فضا االهام‌گرفته‌شده از خودِ طبیعت است.

    ارتباط با طبیعت و تاثیر آن بر رشد کودکان

    پیش‌دبستانی طبیعت‌محور

    مدل پیش‌دبستانی طبیعت‌محور اولین‌بار در سال ۱۹۶۷ و در آمریکا، در مرکز طبیعت نیو‌کانا[۱] شکل گرفت. تا ابتدای سال ۲۰۰۰ از این مدل به‌عنوان پیش‌دبستانی طبیعت-مرکز یاد می‌شد که اندکی بعد، به عبارت «طبیعت‌محور» تغییر یافت. تاکنون، همچنان از «مرکز طبیعت نیوکانا» ایده گرفته می‌شود و تاریخچه‌ی آن بر نوع رویکردِ آموزشی منتخب تأثیر می‌گذارد. رویکرد آموزشی می‌تواند سه محور داشته باشد: یادگیری در طبیعت، یادگیری درباره‌ی طبیعت یا یادگیری از طریق طبیعت. (فهرست کل مدارس طبیعت را می‌توانید در سایت Natural Start Alliance بیابید.)

    [۱]. New Canaan Nature Center in Connecticut

    پیش‌دبستانی جنگلی

    پیش‌دبستانی‌های جنگلی به‌شدت شبیه پیش‌دبستانی‌های طبیعت‌محورند که بیشتر برای گروه سنی ۳ تا ۵ سال در نظر گرفته می‌شوند. در مهد جنگلی، ۷۰% تا ۱۰۰% زمان یک روز در جنگل سپری می‌شود. بنابراین، فضای سرپوشیده فضایی بسیار ساده است و در واقع، به‌عنوان پناهگاه در مقابل شرایط نامساعد جوی به کار گرفته می‌شود. در این فضا نیز همانند پیش‌دبستانی و مهد طبیعت‌محور، طبیعت در همه‌ی جنبه‌های برنامه‌ تلفیق می‌شود و پداگوژی (رویکرد آموزشی) بر بازی و کار با دست تأکید دارد. تاریخچه‌ی این نوع مراکز آموزشی به آلمان و سوئد برمی‌گردد. وایت‌کیندِگاتن‌ در سوئد دو مدل مشهور و قدیمی از‌ این نوع مدارس هستند. (برای گروه سنی ۶ سال در آمریکا، پیش‌دبستانی یا پیش‌دبستانی جنگلی گفته می‌شود و به پایین‌تر از ۶ سال مهدکودک جنگل می‌گویند.)

    [۱]. Waldkindergarten

    [۲]. Skogsmulle

    تماس غیرمستقیم با طبیعت

    آیا تا به حال فکر کرده‌اید که تماس غیرمستقیم با طبیعت چه اثری بر انسان می‌گذارد؟

    آنچه تاکنون گفته شد در ارتباط با تماس مستقیم کودک با طبیعت و مزیت‌های متعدد روحی و جسمی ‌آن بود. اما در پژوهشی دیگر، تأثیر تماس غیرمستقیم با طبیعت نیز سنجیده شد و آثار روانی و فیزیولوژیک آن مقایسه گردید. در این بررسی، ۳۰ دانشجو به دو گروه آزمایشی تقسیم شدند که در آن یک گروه در طبیعت قرار گرفت و گروه دیگر در شرایط شبیه‌سازی شده (دمای ۲۵ درجه و رطوبت نسبی ۵۰%). پژوهشگران، سطح افسردگی، خستگی، پریشانی، عصبانیت و نشاط را قبل و بعد از قرار گرفتن در دو محیط آزمایشی، در هر دو گروه سنجیدند. هر دو گروه (تماس مستقیم با طبیعت و تماس غیرمستقیم با طبیعت) در سطوح سنجیده‌شده علائمی از بهبودی را نشان دادند.

    طبیعت کجاست ؟

    طبیعت همه‌جا حضور دارد. از گیاهان علفی خودرو در پیاده‌رو گرفته تا کویر و جنگل‌های وسیع، همه محیط‌زیست طبیعی محسوب می‌شوند و محیط‌زیست طبیعی به این معنی است که انسان در ساخت آن نقشی ندارد. (با این تعریف، انواع پارک‌های محلی و شهری، محیط‌زیست مصنوع به شمار می‌روند).

    اکنون چشمان خود را ببندید و تصور کنید خارج از منزل هستید. چه می‌بینید، چه می‌شنوید، چه بویی حس می‌کنید و چه چیزی را لمس می‌کنید؟ آیا می‌توانید تپه‌ها و درختان را ببینید؟ آیا می‌توانید وزش باد را بر پوست خود احساس کنید یا صدای پرندگان را بشنوید؟ می‌توانید بوی گل‌ها را استشمام کنید؟ می‌توانید علف‌های نرم را با پاهای خود حس کنید؟ به همه‌ی آنچه تصور کردید، طبیعت گفته می‌شود.

    ارتباط با طبیعت و تاثیر آن بر رشد کودکان

    ما چگونه می‌توانیم کودک را به طبیعت علاقه‌مند کنیم؟

    ابتدا خودتان درباره‌ی مزایای حضور در طبیعت آگاه‌تر شوید. سپس:

    • به کودکان فضای باغبانی دهید. این فضا می‌تواند به اندازه‌ی یک باغچه‌ی بزرگ یا حتی یک یا چند گلدانِ کوچک باشد.
    • روی بازی‌های آزاد و بدون قوانین برای کودک برنامه‌ریزی کنید.
    • اجازه دهید که آن‌ها خاکی یا گلی شوند.
    • اجازه ندهید شرایط جوی مانع اجرای تصمیم و برنامه‌ی شما شود.
    • درباره‌ی طبیعت برای کودکان کتاب بخوانید.
    • به پیک‌نیک بروید.

    نقش کودکان در حفاظت از محیط زیست

    آموزش حفاظت از طبیعت به نسل بعد بسیار مهم است؛ زیرا دیدگاه انسان اصولاً در سنین کودکی شکل می‌گیرد. بدین ترتیب، دیدگاه کودک درباره‌ی منابع طبیعی نیز در سنین پایین شروع به شکل‌گیری می‌کند. اگر کودکان در سنین پایین درباره‌ی حفاظت از محیط‌زیست آگاه شوند، بی‌شک در آینده در این زمینه فعالیت خواهند کرد. بدین طریق، آن‌ها به فعالانی تبدیل می‌شوند که به سلامت محیط خود و دنیایی که در آن زندگی می‌کنند اهمیت می‌دهند و مسئولانه عمل می‌کنند.

    در این زمینه، دانشگاه ایالتی میشیگان درباره‌ی تقویت روحیه‌ی عمل‌گرایی در کودکان در حوزه‌ی محیط‌زیست چند پیشنهاد ارائه می‌دهد:

    • از لحظه‌های آموزشی استفاده کنید: لحظه‌ی آموزشی زمانی است که کودک به موضوعی علاقه نشان می‌دهد. در این مواقع، فرصت را غنیمت بدانید و علاوه‌بر پاسخ به کودک، آن موضوع را کمی‌ باز کنید. همه‌ی ما زمانی‌که به موضوعی علاقه‌مند هستیم، چیز بیشتری عایدمان می‌شود.
    • کودکان را به مشاهده‌گری ترغیب کنید و این فرصت را نیز برای آن‌ها فراهم کنید. زمانی‌که در راه مدرسه هستند، چه گیاهان و موجودات زنده‌ای را مشاهده می‌کنند؟ در طول زمان آن موجودات چه تغییری می‌کنند؟ صدا و بوی آن‌ها چگونه است؟
    • از آن‌ها سؤالات باز[۱] بپرسید تا روند تفکر در آن‌ها فعال شود. سؤالات باز سؤالاتی هستند که جواب‌‌شان بیش از یک کلمه است. سؤالاتی که با «چه چیزی، چگونه، چرا و کجا» آغاز می‌شوند، سبب می‌شوند کودک برای یافتن پاسخ به فکر فرو رود (چرا به‌جای خودرو از دوچرخه استفاده می‌کنیم؟ چرا آب یخ‌ زده است؟ فکر می‌کنی این پرنده‌ها به کجا رفتند؟) در این مرحله، نباید بزرگسال جواب را به کودک بدهد.

    [۱]. open question

      دره ی خیزران
      بستن

      دره‌ی خیزران (داستانی از یک جنگل بامبو در چین)

      150,000 ریال
      در یک جنگل خیزران، در نواحی مرکزی چین، صدایی جز صدای ریزش یکنواخت باران نمی‌آید. باران پاییزی روی برگ‌های خیزران می‌لغزد و می‌چکد روی پشت پشمالوی پاندایی که خواب است...
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kmSnr

      سرود درخت

      80,000 ریال

      دو مرد هیزم‌‌شکن برای قطع درختان به جنگل آمازون می‌روند. یکی از آن‌ها درخت بزرگی را به دیگری نشان می‌دهد و از جنگل بیرون می‌رود. درخت خیلی محکم و تنومند است و هیزم‌شکن زود خسته می‌شود و به خواب می‌رود...

      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/wOHEY
      خرس شمشیر به دست
      بستن

      خرس شمشیر به دست

      320,000 ریال
      یکی بود یکی نبود. روزگاری خرسی بود که یک شمشیر داشت. خرس خیلی به شمشیرش می‌نازید. می‌گفت: « شمشیر من همه چیز را تکه تکه می‌کند.»
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/cEXHV
      جادوگر دهکده‌ی سبز
      بستن

      جادوگر دهکده‌ی سبز

      180,000 ریال
      جاده‌ی دهکده‌ی سبز از روی تپه می‌گذشت. بالای تپه در یک خانه‌ی پاکیزه، پیرمردی تروتمیز زندگی می‌کرد. با خواندن این داستان درمی‌یابید چرا به او جادوگر دهکده‌ی سبز می‌گفتند...
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/08MnR

      مدرسه‌ی حشرات باحال ۱

      390,000 ریال
      این کتاب اطلاعات علمی درباره حشرات را به زبان طنز در قالب داستان تصویری یا کمیک ارائه می‌دهد.
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/oBiT2

      کودکان و انرژی‌های تجدید‌پذیر

      زمانی‌که کودکان از کار‌ها و تصمیمات خود آگاه می‌شوند، وقت آن است که به تأثیرات محیط‌زیستی اعمال‌شان پی ببرند. برای مثال، باید بدانند الکتریسته از کجا می‌آید و اینکه چرا آن‌ها باید مراقب مصرف برق باشند. شاید فکر کنید آموزش دادن چنین درس‌هایی به کودک هنوز زود است، اما این موارد به‌طرز شگفت‌انگیزی، بخش خلاق مغز کودکان را فعال می‌کنند و به‌تدریج نیز تأثیرات مثبت عمیقی بر رفتار کودک خواهند گذاشت.

      نقش انرژی‌های تجدید‌پذیر

      امروزه ۸۰% انرژی دنیا از سوخت‌های فسیلی به دست می‌آید. برق، گرما و حمل‌و‌نقل وابسته به سوخت فسیلی است. اما مشکل اینجاست که این سوخت‌ها به‌طور مستقیم، روی گرمایش زمین اثر می‌گذارند. گرمایش زمین می‌تواند موجب سیل یا خشکسالی در عرض‌های جغرافیایی متفاوت باشد، تنوع زیستی را به خطر بیندازد و سبب بروز بسیاری از مشکلات دیگر شود. فاجعه‌ی بعدی آن است که همین کودکان ما هستند که وارث زمین تخریب‌شده خواهند بود! درحالی‌که انرژی‌های تجدید‌پذیر مانند آب و باد آثار مخرب ندارند و می‌توانند در راستای کنترل گرمایش زمین، تأثیر بزرگی داشته باشند.

      بنابراین باید کودکان منابع انرژی‌های پاک را بشناسند تا فرصت یادگیری درباره‌ی ابعاد آن‌ها را نیز داشته باشند؛ همچنین بر اساس نتایج تحقیقات، زمانی‌که کودک درباره‌ی گرمایش زمین آگاه می‌شود، والدین او نیز به آگاهی می‌رسند. به عبارتی، آموزش دادن درباره‌ی محیط‌زیست به کودک، به پدر و مادر نیز سرایت می‌کند و در نهایت، تمام جامعه تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.

      طبیعت‌شناسی، انرژی‌های تجدید‌پذیر و انواع فعالیت‌ها:

      renewable energy

      1- آموزش دادن درباره‌ی انرژی‌های تجدید‌پذیر در منزل

      زمانی‌که کودک از مدرسه به خانه باز‌می‌گردد، احتمالاً آخرین کاری که دوست دارد انجام دهد درس خواندن است! اما این بدان معنی نیست که آموزش دروس مربوط به محیط‌زیست را باید به معلم مدرسه واگذار کرد؛ به‌خصوص که بر اساس آمارها، مدارس برای این‌گونه آموزش‌ها کافی نیستند. مانند دیگر درس‌های زندگی، آموزش انرژی‌های تجدید‌پذیر نیز موضوعی است که کودک در آن از شما الگوبرداری می‌کند. بنابراین باید انرژی‌های تجدید‌پذیر را وارد خانه‌ی خود کنید.

      2- صفحه‌ی نمایش هدفمند

      بازی‌های آنلاین، ویدئو‌ها و انیمیشن باید به گونه‌ای انتخاب شوند که آموزشی را درباره‌ی محیط‌زیست و انرژی‌های تجدید‌پذیر در بر داشته باشند. یک منبع آموزشی بسیار خوب، صفحه‌ی «کودک و اقلیم» در سایت سازمان ناساست که شامل انواع ویدئو، معما و فعالیت طراحی‌شده روی موضوع انرژی‌های تجدید‌پذیر است. البته بخش‌های دیگری نیز برای سایر موضوعات محیط‌زیست برای کودک و نوجوان در این سایت وجود دارد.

      3- فعالیت‌های اجتماعی

      کودکان را در فعالیت‌های انجمن‌های محیط‌زیستی، گروه‌های محیط‌زیستی و سراهای محله شرکت دهید. عضویت کودکان در انجمن‌ها و فعالیت‌های مشارکتی مزایای زیادی دارد. در واقع، یادگیری و مشارکت از اهداف کوتاه‌مدت به حساب می‌آیند. درحالی‌که اهداف بلند‌مدت عضویت و مشارکت در این گروه‌ها شامل تجربه‌ی حس تعلق، دریافت حمایت و به دست آوردن اعتماد‌به‌نفس است.

      4- ورزش سبز

      ورزش سبز یا green exercise ورزش کردن در طبیعت است. ورزش کردن در طبیعت مزایای روحی و جسمی‌ فراوانی در پی دارد. این فعالیت می‌تواند شامل پیاده‌روی، دویدن، رکاب‌زنی و شنا باشد؛ حتی می‌تواند به ‌صورت خانوادگی یا گروهی برنامه‌ریزی شود و می‌تواند با فعالیت‌های دیگری مثل پیک‌نیک توأم شود. می‌توانیم در فضای بسته ورزش کنیم و تحرک داشته باشیم، اما باید بدانید آثار مثبتی که ورزش در فضای طبیعی به همراه دارد، بسیار بیشتر از آثاری است که از خود ورزش می‌شناسیم؛ یعنی علاوه‌بر تقویت عضلات بدن و ترشح هورمون‌های شادی مانند دوپامین[۱] و سرتونین[۲]، فعالیت ورزشی در فضای باز نتایج مثبت دیگری نیز در پی دارد؛ از جمله اینکه موجب افزایش عزت نفس می‌شود ‌و با تمدد اعصاب، تنظیم قند خون و کاهش فشار، حس کارآمدی را در شخص افزایش می‌دهد و به بازسازی و افزایش انرژی در او منجر می‌شود.

      [۱]. Dopamine

      [۲]. Serotonin

      5) مثال‌های واقعی

      مثال‌های انرژی‌های تجدید‌پذیر را به خانه بیاورید. شما نمی‌توانید درباره‌ی مزایای خاموش کردن چراغ‌های اضافی سخنرانی کنید، در‌حالی‌که خودتان چراغ‌ها را روشن رها می‌کنید. اگر چنین شود، میل کودک به داشتن رفتار آگاهانه و محیط‌زیستی از بین می‌رود.

      اگر فقط درباره‌ی انرژی‌های پاک صحبت می‌کنید، اما هنوز به‌شدت به سوخت‌های فسیلی وابسته‌اید، کودکان به این نتیجه می‌رسند که نگرانی‌های زیست‌محیطی چندان هم واقعیت ندارند.

        شپش
        بستن

        شپش – موجودات حال به هم زن ۵

        140,000 ریال
        شپش شش پا دارد، که همین یعنی او حشره است. نه، پس میخوای میوه باشم؟ خب، معلومه! میوه که نیستم! طول شپش تقریبا دو و نیم تا سه میلی‌متر یا یک هشتم اینچ است. تقریبا هم اندازه یک دانه کنجد.
        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/t9n0z
        موش فاضلاب
        بستن

        موش فاضلاب – موجودات حال به هم زن ۳

        200,000 ریال
        موش فاضلاب کمی شبیه موش معمولی است. یک دم بلند دارد. دندان‌هایش تیز است و دماغش نوک تیز است. ولی معمولا بزرگ‌تر (و بدجنس‌تر)! از موش است. دم موش فاضلاب دراز، بی‌مو و خیلی زبر و زرنگ است...
        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/SJPOz
        وزغ
        بستن

        وزغ – موجودات حال به هم زن ۷

        140,000 ریال
        وزغ نوعی قورباغه است. اما ویژگی‌‌های خاص خودش را دارد. وزغ و قورباغه هر دو از یک خانواده‌ی قورباغه‌اند که میلیون‌ها سال پیش در آمریکای جنوبی زندگی می‌کردند. بیش‌تر از ۵۰۰۰ نوع وزغ و قورباغه وجود دارد...
        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/UeYFY
        حلزون بی صدف
        بستن

        حلزون بی‌صدف – موجودات حال به هم زن ۴

        200,000 ریال
        حلزون بی صدف مثل حلزون نوعی نرم‌تن است با این تفاوت که صدف ندارد. هه هه، لباس نداری! انواع مختلف و زیادی حلزون بی صدف وجود دارد...
        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/FaJi6
        کاوش در طبیعت - بسته آزمایش علمی
        بستن

        کاوش در طبیعت – بسته‌های آزمایش علمی

        490,000 ریال
        محتویات محصول:
        • پاکت کوچک کاغذی
        • کش پول
        • کاغذ خشک کن
        • پنس پلاستیکی
        • دفترچه مشاهده طبیعت
        • جعبه مستطیل شکل کوچک
        • گچ برای قالب گیری
        • ذره بین کوچک
        • دانه یگیاه (شاهی – ارزن)
        • زیپ کیت
        • کتاب راهنما
        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/B84hN

        6- بازیافت

        اکنون، زمین به کمک فوری ما نیاز دارد؛ زمان ارزشمند است و دیگر جایی برای آزمون و خطا نیست. زباله‌های پلاستیکی و تجزیه‌ناپذیر، حالا معضلی جهانی و جدی‌اند. اما قبل از شناخت این درس لازم است کودکان «بازیافت، بازمصرف و کاهش مصرف» را بشناسند. آموزش در این بخش به آن‌ها یاد می‌دهد که احترام، همدردی، صبوری و مسئولیت‌پذیری برای طبیعت قدم‌هایی ابتدایی‌اند و خوب است بدانند که هر عملی، نتایجی در پی دارد.

        7- کمپوست‌سازی

        این فعالیت مخصوص کودکان است! به یاد داشته باشیم که کودکان گزینه‌های زیادی برای کاهش تأثیر خود روی محیط‌زیست ندارند. بنابراین تهیه‌ی کمپوست از زباله‌های خانگی، یکی از بهترین فعالیت‌ها برای تشویق کودکان به موضوع بازیافت است. اینجا نقطه‌ای است که می‌توانید مبانی مسئولیت‌پذیری را در قبال مصرف و زباله به کودکان آموزش دهید.

        کمپوست‌سازی فعالیتی تفریحی و آموزشی برای کودک است و راهی ساده برای یادگیری هم‌زمان چندین درس همچون ریاضی و علوم به کودک. علاوه‌بر اینکه کودک و خانواده‌اش یاد می‌گیرند زباله‌های خود را مدیریت کنند، خود‌به‌خود نیز به باغبانی یا باغبانی اُرگانیک روی می‌آورند که در آن کود شیمیایی استفاده نمی‌شود. ته‌مانده‌های مواد مصرفی و مواد عالی به کود تبدیل می‌شوند و کودک یاد می‌گیرد به‌طور کلی تلاش کند آنچه قبل‌تر دورریختنی به حساب می‌آمد، کاربرد جدیدی پیدا کند و استفاده یا تعمیر شود. او با زندگی حشرات و چرخه‌ی زندگی آشنا می‌شود و به‌تدریج از بازی‌های کامپیوتری فاصله می‌گیرد.

        ارتباط با طبیعت و تاثیر آن بر رشد کودکان

        8) کودکان و درختکاری

        روز درختکاری فرصت خوبی برای صحبت کردن درباره‌ی اهمیت درخت و حفظ زیستگاه است. این روز باستانی، در کشورهای گوناگون و آیین‌های متعددی ثبت شده است، هرچند تاریخ‌های متفاوتی برای آن وجود دارد. درخت علاوه‌بر سایه‌آوری و تولید اکسیژن به افزایش تنوع زیستی و کاهش آلودگی صوتی کمک می‌کند. بنابراین پسندیده است که تمرین درختکاری یا برنامه‌های مرتبط با آن، محدود به یک روز نباشد. می‌توان فعالیت‌های متنوعی را همچون انواع بازی‌ها برای کودکان طراحی کرد.

        حتی می‌توانیم در روز تولد کودک یا سالگرد تولد او (به‌جای کیک تولد) نهالی بکاریم یا در سایر روزهای سال، به یاد کسانی که دوست‌شان داریم.

        9- کتاب

        الف) نقش کتابخوانی در پیوند کودک به محیط زیست

        خواندن کتاب‌هایی با موضوعات طبیعت برای کودکان شیوه‌ی بسیار خوبی است که آن‌ها را به سمت گیاهان و حیات‌وحش ترغیب کنیم. در کتاب‌ها، گونه‌های متفاوت گیاهی، جانوری و زیستگاه‌های آن‌ها معرفی شده است که کودک از وجود آن‌ها بی‌خبر است یا بسیاری از کودکان امکان سفر به آن مناطق را ندارند.

        ب) نقش کتابخوانی در تغییر رفتار محیط زیستی

        از دیرباز، کتابخوانی ابزاری مؤثر برای تغییر رفتار و دیدگاه انسان بوده است. البته داستان‌های محیط زیستی جای تجربه‌ی مستقیم کودک در طبیعت را نمی‌گیرند. با وجود این، داستان‌هایی که در انتها با قضاوت خواننده سر‌و‌کار دارند، استراتژی آموزشی باارزشی برای خواننده‌ی آن کتاب‌ها به شمار می‌آیند. در این نوع داستان‌ها، اطلاعات ارائه‌شده در ذهن خواننده ثبت می‌شود و سپس به‌مرور زمان می‌تواند از آن زمان استفاده کند.

        در طی پژوهشی، اثربخشی کتابخوانی به‌ عنوان یک آموزش غیررسمی بررسی شد. در برنامه‌ی «ما کتابخوانی را دوست داریم» در اُردن، سه مشکل از معضلات محیط زیستی این کشور هدف قرار داده شد. داستان‌های خوانده‌شده داستان‌هایی اجتماعی از کشور‌های گوناگون بودند. در پایان تحقیق، سطح دانش کودکان آزموده شد و تحلیل‌ها نشان داد سطح دانش کودکان در سه حوزه‌ی مصرف برق، تولید زباله و مصرف آب افزایش معنی‌داری داشته است.

        منابع

        https://www.samarael.com/what-is-nbece
        www.brighthorizons.com
        https://greatergood.berkeley.edu
        https://www.canr.msu.edu/news/conservation_and_kids_getting_into_nature
        www.study.com
        www.trvst.world
        www.kids.britannica.com
        https://www.discoverwildlife.com/people/nature-books-for-children/
        https://www.npr.org/2019/04/22/714262267/most-teachers-dont-teach-climate-change-4-in-5-parents-wish-they-did?t=1564251274190
        https://www.gardeningknowhow.com/special/children/composting-ideas-for-kids.htm
        https://www.researchgate.net/publication/336333607_From_tracks_to_trails [accessed Nov 06 2020].

        Composting For Kids: One of the most valuable lessons you can teach your child


        https://www.gardeningknowhow.com/special/children/composting-ideas-for-kids.htm
        climatekids.nasa.gov
        Green Exercise, Health and Well-Being By Ana Loureiro
        The benefits of green exercise for children :Carly Wood, Rachel Bragg and Jules Pretty
        The influence of indirect nature experience on human system
        Jin Young Jeon, Poung Sik Yeon & Won Sop Shin
        How Nature Can Make You Kinder, Happier, and More Creative By Jill Suttie |

        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kKY7A
        علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم

        علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم

        گردآوری و ترجمه: آذین بذرافشان

        آیا فکر می‌کنید کودک شما مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی یا اختلال ADHD است؟ در این مقاله، به نحوه‌ی تشخیص علائم و نشانه‌های اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی پرداخته شده است و پیشنهاداتی در اختیار شما قرار می‌دهد.

        «علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش نخست» را در وبلاگ کتاب هدهد بخوانید.

        فهرست محتوا

        علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم

        چگونه والدین با مدیریت رفتار خود می‌توانند از بروز اختلال ADHD پیشگیری کنند؟

        بسیاری از درمانگران بر این باورند که والدین با مدیریت رفتارشان می‌توانند رفتار کودک را هم تحت‌تأثیر قرار دهید.

        اولین قدم در مدیریت رفتار، ایجاد رابطه‌ی مثبت بین فرزند و والدین است. درمانگران می‌گویند هر روز اوقات مفیدی را با کودک بگذرانید. در این مدت، به او اجازه دهید فعالیتی را انتخاب کند. سپس دور از هرگونه دغدغه‌ای از بودن با فرزندتان لذت ببرید و به علایق او توجه کنید.

        در قدم بعدی، هنگامی‌که کودک رفتار خوبی داشت، او را تشویق کنید. از کودکان بابت کار خوب‌شان تشکر کنید و برای‌ آن‌ها پاداشی در نظر بگیرید. کارشناسان به والدین توصیه می‌کنند که حداقل ۵ بار در روز به رفتار خوب کودک خود توجه کنند و او را تحسین نمایند.

        متناسب با سن فرزندتان انتظاراتی معقول از او داشته باشید. به‌طور شفاف، برای کودک‌تان توضیح دهید که در چه صورتی به او پاداش خواهید داد. اگر چندین جایزه برای او در نظر دارید، اجازه دهید فرزندتان از بین آن‌ها انتخاب کند که کدام را می‌خواهد.

        برای کودک مهم است که بداند از او چه انتظاری دارید. وقتی با او صحبت می‌کنید به چشمانش نگاه کنید. سپس تمام دستورالعمل‌ها را بسیار مشخص، ساده و مختصر بیان کنید و با صدای آرام آن‌ها را توضیح دهید. از فرزندتان بخواهید که دستورالعمل‌ها را دوباره تکرار کند تا مطمئن شوید که آن‌ها را درک کرده‌ است.

        در نهایت، ثابت‌قدم باشید. برای مثال، اگر همیشه به رفتار خوبش پاداش ندهید، کودک دچار تناقض می‌شود.

        آیا تنبیه‌ کردن کودک مبتلا به اختلال ADHD باعث تغییر رفتارش می‌شود؟

        آخرین مرحله در مدیریت رفتار، تنبیه مناسب برای رفتار بد است.

        دقت کنید که رفتار بد را به‌طور شفاف برای کودک توضیح دهید. به این ترتیب مطمئن خواهید شد که او انتظارات موجود را درک کرده‌ است.

        در ابتدا، رفتارهای مناسب و قابل‌قبول را برای کودک توضیح دهید و در ادامه، پاداش‌هایی را که برای او در نظر گرفته‌اید، نام ببرید. در نهایت، پیامدهای منفی برای رفتارهای بد را توضیح دهید.

        مقاوم باشید. خیلی خشن نباشید. تنبیه کردن برای رفتار غیرقابل‌قبول هرگز نباید ظالمانه و توهین‌آمیز باشد. و هرچقدر هم ناامید و درمانده باشید، نباید احساسات‌تان را در تنبیه کودک منعکس کنید.

        برای اینکه رفتاردرمانی مؤثر واقع شود، رفتارهایی را که از کودکان انتظار می‌رود و حتی عواقب‌شان را مدام به آن‌ها یادآوری کنید. قوانین لازم، عواقب و پاداش‌ها را یادداشت کنید. سپس آن را جایی قرار دهید که کودک بتواند ببیند. برای کودکان خردسال تصاویر را چاپ کنید یا آن‌ها را بکشید.

        کودکان مبتلا به اختلال ADHD به بازخورد مکرر درباره‌ی پیشرفت خود نیاز دارند. آن‌ها در اهداف کوتاه‌مدت بهتر عمل می‌کنند. سیستم جایزه‌دهی را تغییر دهید تا خسته نشوند.

        علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم

        آموزش مهارت توجه را از اوایل کودکی شروع کنید

        با کودک پیش‌دبستانی خود بازی کنید، لگو بسازید و با هم پازل درست کنید. این‌ فعالیت‌ها تمرین خوبی برای ایجاد مهارت توجه هستند. روش دیگر برای یادگیری مهارت توجه، کتاب خواندن برای کودک است. محبت زیاد به کودک او را آرام می‌کند و باعث می‌شود به محیط پیرامونش بیشتر توجه کند.

        برخی کارشناسان فکر می‌کنند تماشای تلویزیون مانع از آن می‌شود که کودک توجه کردن را یاد بگیرد، اما همه با این نظر موافق نیستند. فارغ از اینکه تلویزیون باعث کمبود توجه می‌شود یا نه، آکادمی اطفال آمریکا می‌گوید کودکان زیر ۱۸ ماه می‌بایست خیلی کم تلویزیون تماشا کنند؛ همچنین این آکادمی می‌گوید در ۲ تا ۵ سالگی، کودکان نباید بیش از یک ساعت در روز تلویزیون تماشا کنند. اما به‌طور کلی، گفت‌و‌گوی (تماس) تصویری برای کودکان نوپا و نوزادان، در هر سنی، ایرادی ندارد.

        اختلال ADHD و جنسیت چه رابطه‌ای با هم دارند؟

        بنا بر مطالعات مراکز کنترل و پیشگیری بیماری[۱] تشخیص اختلال ADHD در پسران سه‌ برابر بیشتر از دختران است. این اختلاف به این معنی نیست که دختران کمتر مستعد پذیرش این اختلال هستند؛ بلکه به این دلیل است که علائم اختلال ADHD در دختران به‌ شکل متفاوتی بروز می‌کند. علائم اختلال ADHD در دختران اغلب نامحسوس‌تر است، در نتیجه شناسایی آن‌ها نیز دشوارتر می‌نماید.

        بر اساس تحقیقات، پسران مبتلا به اختلال ADHD به‌طور معمول، علائم را به صورت واکنش‌های بیرونی‌ای مانند دویدن و شتاب‌زدگی نشان می‌دهند؛ ولی علائم این اختلال در دختران اغلب درونی است و به‌ شکل کم‌توجهی و اعتماد‌به‌نفس پایین بروز می‌کند. پسران مبتلا به اختلال ADHD پرخاشگری‌های فیزیکی دارند، در‌حالی‌که پرخاشگری‌های دختران بیشتر کلامی است.

        اغلبِ دختران مبتلا به اختلال ADHD مشکلات رفتاری کمتری از خود نشان می‌دهند. به همین دلیل، مشکلات آن‌ها نادیده گرفته می‌شود. در نتیجه، برای ارزیابی یا درمان ارجاع داده نمی‌شوند. متأسفانه همین مسئله هم منجر به بروز مشکلات بیشتری در آینده خواهد شد.

        همچنین بر اساس تحقیقات، اختلال ADHD تشخیص‌داده‌نشده بر عزت ‌نفس دختران تأثیر منفی می‌گذارد. حتی می‌تواند سلامت روانی آن‌ها را تحت‌تأثیر قرار دهد. پسران مبتلا اغلب درماندگی‌های خود را بروز می‌دهند. اما دختران معمولاً درد و عصبانیت‌شان را در خود می‌ریزند. این امر آن‌ها را بیشتر در معرض خطر افسردگی، اضطراب و اختلال پُرخوری قرار می‌دهد. این دختران بیشتر از دختران دیگر در مدرسه، محیط‌های اجتماعی و روابط شخصی دچار مشکل می‌شوند.

        [۱]. Centers for Disease control and prevention

        شناخت اختلال ADHD در دختران

        بی‌توجهی و نادیده‌ گرفتن موضوعات اغلب از علائم این اختلال در دختران است. رفتارهای بیش‌فعالی را به‌راحتی می‌توان در خانه و کلاس شناسایی کرد؛ زیرا کودک نمی‌تواند آرام بنشیند و رفتاری تکانشی یا خطرناک دارد. اما رفتارهای ناشی از اختلال کم‌توجهی اغلب نامحسوس هستند. کودک در کلاس اخلال ایجاد نمی‌کند، اما در انجام دادن تکالیفش اشتباه می‌کند. او فراموشکار است و «گیج» به نظر می‌رسد و اغلب از او به‌عنوان فردی تنبل یا ناتوان در یادگیری یاد می‌شود.

        علائم دختران مانند پسران آشکار نیست. در ادامه، برخی از این علائم را ذکر می‌کنیم:

        • گوشه‌گیری و درخود فرو‌رفتگی
        • عزت نفس پایین
        • اضطراب
        • اختلال فکری
        • مشکل در عملکرد تحصیلی
        • بی‌توجهی یا تمایل به «خیال‌پردازی»
        • مشکل در تمرکز
        • به نظر می‌رسد به سخنان‌تان گوش نمی‌دهد
        • پرخاشگری کلامی مانند مسخره کردن، طعنه زدن یا ناسزاگویی
          آشنایی با اختلال بیش فعالی
          بستن

          آشنایی با اختلال بیش فعالی

          90,000 ریال
          در این کتاب با اختلال بیش‌فعالی، اختلال بیش‌فعالی در بزرگسالان، داروهای اختلال بیش فعالی، علائم بروز و روش‌های درمان آن‌ها آشنا می‌شویم.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GZLCR
          اختلال کاهش توجه
          بستن

          اختلال کاهش توجه – مجموعه‌ی سلامت من

          190,000 ریال
          در این کتاب با اختلال کاهش توجه یا بیش‌فعالی آشنا می‌شوید. کتاب درباره نشانه‌های این اختلال، تشخیص و راه‌های درمان آن اطلاعات مفیدی به مخاطب نوجوان ارائه می‌دهد.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ZjIYG
          من بیش فعالم
          بستن

          من بیش فعالم

          70,000 ریال

          سام گفتنی های بسیار دارد او راه هایی را برای تمرکز کردن ، منظم شدن ، توجه کردن ، حفظ آرامش، به خاطر سپردن چیزهای مختلف ، دوست یابی و ایجاد حس خوب در مورد خودش و نحوه ی کنار آمدن با اختلال کاستی توجه و پیش فعالی می شناسد .

          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/rjxrd
          من گاستون شیطون هستم
          بستن

          من گاستون شیطون هستم

          230,000 ریال
          این گاستون است. یک اسب شاخدار کوچولو، مثل همه‌ی اسب‌های دیگر... یا تقریبا مثل همه‌ی اسب‌های دیگر! گاستون بعضی وقت‌ها ناراضی است، بعضی وقت‌ها راضی نیست. بعضی وقت‌ها میترسد. بعضی وقت‌ها عصبانی است. و بعضی وقت‌ها خوشحال. همه‌ی این‌ها احساسات او هستند. و گاستون همه‌ی این حس‌ها را تجربه می‌کند؛ مثل تو.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/NBhQB

          شناخت اختلال ADHD در پسران

          پسران بیشتر از دختران علائم بیش‌فعالی و تکانشگری را از خود بروز می‌دهند. اما تصور اینکه همه‌ی پسران مبتلا این‌گونه رفتار می‌کنند، اشتباه است. برخی پسران جنبه‌های بی‌توجهی این اختلال را نشان می‌دهند. از آنجایی که این رفتار از نظر فیزیکی مخرب نیست، این اختلال در آن‌ها تشخیص داده نمی‌شود.

          در بیشتر موارد، پسران مبتلا به اختلال ADHD علائمی را نشان می‌دهند که اکثر مردم از این اختلال انتظار دارند. این علائم عبارت‌اند از:

          • شتاب‌زدگی و برون‌ریزی
          • بیش‌فعالی مانند دویدن و ضربه زدن
          • عدم تمرکز، از جمله بی‌توجهی
          • ناتوانی در آرام نشستن
          • پرخاشگری فیزیکی
          • بیش‌از‌حد صحبت کردن
          • قطع کردن پی در پی مکالمات و فعالیت‌های دیگران

          علائم اختلال کم‌توجهی_بیش‌فعالی ممکن است در پسران و دختران متفاوت باشد، اما در هر حال درمان آن‌ امری حیاتی است. علائم اختلال ADHD با افزایش سن کاهش می‌یابد، اما باز هم ممکن است بر بسیاری از حوزه‌های زندگی فرد تأثیر بگذارند. افراد مبتلا به اختلال ADHD اغلب با مدرسه، کار و روابط خود درگیرند؛ همچنین احتمال ابتلا به اضطراب، افسردگی و اختلالات یادگیری در آن‌ها بیشتر است.

          چگونه به کودک مبتلا به اختلال ADHD کمک کنیم؟

          فارغ از اینکه علائم کم‌توجهی، بیش‌فعالی و تکانشگری کودک شما به دلیل اختلال ADHD باشد یا نه، در صورت درمان نکردن کودک، این رفتار‌ها مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. کودکی که نمی‌تواند تمرکز کند یا احساساتش را کنترل کند، در مدرسه با مشکل روبه‌رو می‌شود، دائم به دردسر می‌افتد و کنار آمدن با دیگران و پیدا کردن دوست برایش دشوار خواهد شد. این ناامیدی‌ها و دشواری‌ها باعث کاهش عزت نفس و همچنین ایجاد اصطکاک و تنش برای کل خانواده می‌شود.

          اما درمان می‌تواند تفاوت چشمگیری در علائم فرزند شما ایجاد کند. کودک شما قادر خواهد بود با حمایت مناسب مسیر موفقیت را در همه‌ی زمینه‌های زندگی طی کند.

          اگر کودک شما با علائمی شبیه اختلال ADHD دست‌و‌پنجه نرم می‌کند، منتظر کمک حرفه‌ای نباشید و با این موارد شروع کنید: رژیم غذایی بهتر، برنامه‌ی ورزشی و اصلاح محیط خانه برای به حداقل رساندن عوامل حواس‌پرتی.

          اگر تشخیص اختلال ADHD قطعی شد می‌توانید با کمک پزشک، درمانگر و مدرسه، برنامه‌ی درمانی مشخصی تنظیم کنید که نیازهای خاص کودک‌تان را برآورده کند. درمان مؤثر اختلال ADHD در دوران کودکی شامل این موارد می‌شود: رفتاردرمانی، آموزش والدین، حمایت اجتماعی و مساعدت اولیای مدرسه.

          علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم

          نکات مربوط به والدین برای کودکان مبتلا به اختلال ADHD

          اگر کودک شما بیش‌فعال، بی‌توجه یا واکنشگراست و انرژی زیادی صرف می‌کنید تا به حرف‌تان گوش دهد و آرام بنشیند، نظارت مداوم بر او بسیار خسته‌کننده و طاقت‌فرسا خواهد بود. گاهی اوقات احساس می‌کنید همه چیز در کنترل فرزندتان است و او برای شما تعیین‌تکلیف می‌کند. اما می‌توانید کنترل اوضاع را به دست بگیرید و در عین حال، به کودک خود کمک کنید تا از توانایی‌هایش نهایت استفاده را ببرد.

          تربیت نادرست کودک باعث اختلال کمبود توجه نمی‌شود، اما راهبردهای مؤثری در تربیت وجود دارد که تا حد بسیار زیادی رفتارهای مشکل‌ساز را اصلاح می‌کند. کودکان مبتلا به اختلال ADHD به ساختاری مشخص، باثبات و رابطه‌ای شفاف نیاز دارند؛ همچنین محتاج عشق، حمایت و تشویق فراوان هستند.

          والدین بدون آنکه انرژی طبیعی، بازیگوشی و حس منحصر‌به‌فرد کودک را سرکوب کنند، می‌توانند علائم اختلال ADHD را کاهش دهند.

          مواظب خودتان باشید تا بتوانید از فرزند خود بهتر مراقبت کنید. تغذیه‌ی درست داشته باشید، ورزش کنید، به اندازه‌ی‌ کافی بخوابید، راه‌هایی برای کاهش استرس پیدا کنید و از خانواده و دوستان، همچنین دکتر و معلمان کودک‌تان کمک بخواهید.

          دستورکاری ترتیب دهید و به آن پایبند باشید. به کودک کمک کنید تا برنامه‌ی روتین روزانه‌ی خود را دنبال کند. او را با فعالیت‌های سالم سرگرم کنید. به این طریق به او کمک می‌کنید تا منظم و متمرکز بماند.

          انتظارات مشخصی را تعیین کنید. قوانین رفتاری را ساده کنید و برایش توضیح دهید که در صورت اطاعت از این قوانین یا سرپیچی از آن‌ها چه اتفاقی خواهد افتاد.

          کودک‌تان را به ورزش کردن و خوابیدن تشویق کنید. فعالیت جسمانی باعث بهبود تمرکز و رشد مغز می‌شود. از همه مهم‌تر اینکه سبب می‌شود کودکان مبتلا به اختلال ADHD راحت‌تر بخوابند. این اقدام به‌نوبه‌ی خود می‌تواند علائم اختلال را کاهش دهد.

          به کودک خود کمک کنید تا درست غذا بخورد. برای مدیریت علائم اختلال ADHD، وعده‌های غذایی یا میان‌وعده‌ها را هر سه ساعت یک بار تعیین کنید و مصرف غذاهای ناسالم (هله‌هوله) و شیرینی‌جات را کم کنید.

          به فرزندتان بیاموزید که چگونه دوست پیدا کند. به او کمک کنید شنونده‌ی بهتری باشد. به او یاد دهید که چهره و زبان بدن افراد را بخواند و با دیگران راحت‌تر ارتباط برقرار کند.

          توصیه‌هایی برای مدارس در رابطه با کودکان مبتلا به اختلال ADHD

          بدیهی است که اختلال ADHD مانع یادگیری می‌شود. بی‌شک هنگامی‌که دور کلاس می‌دوید یا موقع تدریس معلم، در عالم هپروت به سر می‌برید، نمی‌توانید چیزی یاد بگیرید. به آنچه مدرسه از بچه‌ها می‌خواهد انجام دهند، خوب فکر کنید: بی‌حرکت نشستن، به‌آرامی گوش کردن، دقت کردن، درس را دنبال کردن و تمرکز کردن. این‌ها همان کارهایی هستند که کودکان مبتلا به اختلال ADHD به‌سختی می‌توانند انجام دهند، نه به این دلیل که تمایل ندارند، بلکه مغزشان به آن‌ها اجازه نمی‌دهد.

          اما این بدان معنا نیست که این کودکان نمی‌توانند در مدرسه موفق شوند. راه‌های زیادی وجود دارد که والدین و معلمان می‌توانند برای کمک به این کودکان در کلاس درس انجام دهند. طبق این برنامه نقاط ضعف و قوت هر کودک ارزیابی می‌شود. سپس راهکارهای خلاقانه‌ای برای کمک به تمرکز آن‌ها ارائه می‌شود تا بتوانند تکالیف‌شان را ادامه دهند و در حد استعدادشان بیاموزند.

          علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم

          داروهای اختلال ADHD برای کودکان

          آیا داروهای اختلال ADHD بی‌خطرند؟

          بر اساس گزارش مؤسسه‌ی ملی سلامت روان[۱] هدف هریک از داروهای اختلال ADHD کاهش علائم است. برخی داروها به افزایش تمرکز کودک کمک می‌کند. همراه با رفتاردرمانی و مشاوره، دارو می‌تواند علائم اختلال ADHD را کنترل کند.

          داروی اختلال ADHD بی‌خطر و مؤثر است، خطرات آن ناچیز است و مزایایش کاملاً مستند است. با وجود این، نظارت درست پزشکی اهمیت دارد. شاید در برخی کودکان عوارض جانبی دارو نسبت‌به دیگران بیشتر باشد. پزشک با تغییر دوز دارو یا تغییر نوع دارو می‌تواند بسیاری از این موارد را کنترل کند.

          [۱]. National Institute of Mental Health

          چه داروهایی استفاده می‌شوند؟

          چندین دارو برای درمان علائم اختلال ADHD تجویز می‌شود، که شامل موارد زیر است:

          • داروهای ضدافسردگی
          • محرک‌ها
          • غیرمحرک‌ها

          محرک‌ها متداول‌ترین روش درمانی برای اختلال ADHD هستند.

          دادن ماده‌ی محرک به کودکِ بیش‌فعال شاید متناقض به نظر برسد، اما دهه‌ها تحقیق و استفاده نشان داده است که این داروها بسیار مؤثرند. محرک‌ها روی کودکانی که اختلال ADHD دارند، بیش‌از‌حد اثر آرام‌بخش دارند و به همین دلیل از آن‌ها استفاده می‌شود. اغلب این داروها با سایر روش‌های درمانی ترکیب می‌شوند و نتایج بسیار موفقیت‌آمیزی به همراه دارند.

          چهار نوع محرک وجود دارد:

          • متیل فنیدات (ریتالین)
          • دکستروآمفتامین (دکسدرین)
          • دکستروآمفتامین-آمفتامین
          • لیزدکسامفتامین (ویوانس)

          علائم و سابقه‌ی سلامتی کودک شما نوع دارویی را که پزشک تجویز می‌کند، تعیین خواهد کرد. شاید لازم باشد دکتر قبل از یافتن داروی مؤثر، داروهای دیگر را نیز امتحان کند.

          عوارض جانبی رایج داروهای اختلال ADHD

          طبق گزارش مؤسسه‌ی ملی سلامت روان، کاهش اشتها، مشکلات خواب، ناراحتی معده یا سردرد از عوارض جانبی محرک‌هاست.

          شاید پزشک برای کاهش برخی از این عوارض جانبی به تنظیم دوز دارو نیاز داشته باشد. بیشتر عوارض جانبی پس از چندین هفته استفاده از بین می‌رود. اگر عوارض جانبی ادامه داشت، از پزشک کودک‌تان بخواهید داروی دیگری را امتحان کند.

          عوارض جانبی نادر داروهای اختلال ADHD

          شاید داروهای اختلال ADHD عوارض جانبی نادر، اما بسیار جدی‌ای داشته باشند که عبارت‌اند از:

          تیک عصبی: داروهای تحریک‌کننده شاید باعث ایجاد حرکات یا صداهای غیر‌ارادی تکرار‌شونده در کودکان شوند. به این حرکات و اصوات تیک عصبی گفته می‌شود.

          حمله‌ی قلبی، سکته یا مرگ ناگهانی: سازمان معتبر غذا و دارو (FDA) هشدار داده است که افراد مبتلا به اختلال ADHD که سابقه‌ی بیماری‌های قلبی دارند، اگر از داروهای محرک استفاده کنند، احتمال حمله‌ی قلبی، سکته‌ی مغزی یا مرگ ناگهانی‌شان بیشتر خواهد بود.

          مشکلات روانی دیگر: برخی افرادی که از داروهای محرک استفاده می‌کنند، گاه دچار مشکلات روانی می‌شوند. این موارد شامل شنیدن صدا و دیدن چیزهایی است که وجود ندارند. با پزشک کودک‌تان درباره‌ی هر‌گونه سابقه‌ی خانوادگی در رابطه با مشکلات روانی صحبت کنید.

          افکار خودکشی: شاید برخی افراد افسردگی را تجربه کنند یا به خودکشی فکر کنند. هرگونه رفتار غیر‌عادی را به پزشک کودک‌تان گزارش دهید.

          علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم

          آیا می‌توان اختلال ADHD را بدون دارو درمان کرد؟

          اگر حاضر نیستید به کودک خود دارو بدهید، با پزشک او درباره‌ی رفتار‌درمانی یا روان‌درمانی صحبت کنید. این دو راهکار هر دو می‌توانند درمان‌های موفقیت‌آمیزی برای اختلال ADHD باشند.

          پزشک می‌تواند شما را به یک درمانگر یا روان‌پزشک معرفی کند تا وی به کودک‌تان یاد دهد چگونه با علائم اختلال ADHD کنار بیاید.

          شاید لازم باشد برخی کودکان در جلسات گروه‌درمانی شرکت کنند.

          ‌ مسئولیت درمان اختلال ADHD

          همه‌ی داروها، از جمله داروهایی که برای درمان علائم اختلال ADHD استفاده می‌شوند، فقط در صورتی بی‌خطرند که به‌درستی و بجا از آن‌ها استفاده شود. به همین دلیل، باید یاد بگیرید و به کودک‌تان نیز یاد دهید که فقط دارویی را که پزشکش تجویز کرده، طبق دستورالعمل او مصرف کند. در غیر این صورت، ممکن است عوارض جانبی جدی به همراه داشته باشد.

          تا زمانی‌که کودک به اندازه‌ی کافی بزرگ شود که بتواند خودش به‌طور عاقلانه دارویش را مصرف کند، والدین باید خود هر روز به کودک دارو بدهند. با مدرسه‌ی کودک خود هماهنگ کنید تا دارو به‌موقع و صحیح به کودک خورانده شود.

          منابع

          https: //www. helpguide. org/articles/add-اختلال ADHD /attention-deficit-disorder-اختلال ADHD -in-children. htm
          https: //www. webmd. com/add-اختلال ADHD /childhood-اختلال ADHD /اختلال ADHD -symptoms-age
          https: //www. webmd. com/add-اختلال ADHD /childhood-اختلال ADHD /preventing-اختلال ADHD
          https: //www. healthline. com/health/اختلال ADHD /اختلال ADHD -symptoms-in-girls-and-boys#Recognizing-اختلال ADHD -in-Boys
          https: //www. healthline. com/health/اختلال ADHD -medication-children#takeaway

          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/MthGH
          علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟

          علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش نخست

          گردآوری و ترجمه: آذین بذرافشان

          آیا فکر می‌کنید کودک شما مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی یا اختلال ADHD است؟ در این مقاله، به نحوه‌ی تشخیص علائم و نشانه‌های اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی پرداخته شده است و پیشنهاداتی در اختیار شما قرار می‌دهد.

          فهرست محتوا


          اختلال ADHD چیست؟

          طبیعی است که کودکان گاهی اوقات انجام دادن تکالیف‌شان را فراموش کنند، در کلاس خیال‌بافی کنند، بدون فکر رفتار کنند یا سر میز شام وول بخورند و بی‌قراری کنند. اما بی‌توجهی، رفتارهای تکانشی[۱] و بیش‌فعالی از علائم اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی است که در بعضی مواقع، با عنوان اختلال نقص توجه یا  ADHDشناخته می‌شود.

          اختلال ADHD نوعی اختلال عصبی_تکاملی شایع است که معمولاً در دوران اولیه‌ی کودکی و قبل از ۷سالگی ظاهر می‌شود. اختلال ADHD مهار واکنش‌های خود‌به‌خودی را برای کودکان دشوار می‌کند؛ منظور واکنش‌هایی است که می‌تواند همه چیز از جمله حرکت، گفتار و توجه کودک را تحت‌تأثیر قرار دهد. همه‌ی ما بچه‌هایی را می‌شناسیم که نمی‌توانند آرام بنشینند. آن‌ها به حرف کسی گوش نمی‌دهند، از دستورها پیروی نمی‌کنند یا حرف‌های نسنجیده می‌زنند. گاهی اوقات به این کودکان برچسب «دردسرساز» می‌زنند یا به دلیل تنبل بودن یا بی‌نظمی به‌شدت از آن‌ها انتقاد می‌کنند؛ در‌حالی‌که این کودکان مبتلا به اختلال ADHD هستند.

          [۱]. رفتارهای تکانشی رفتارهایی هستند که به صورت لحظه‌ای، بدون تأمل روی نتایج آن‌ها و بدون تحلیل و ارزیابی دستاوردهای مثبت و منفی انجام می‌شوند. رفتارهای تکانشی در زبان عامه‌ی مردم به عنوان رفتار ناپخته، رفتارهای نابالغانه و رفتارهای عجولانه شناخته می‌شوند.

          علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟

          چگونه متوجه شویم که رفتار کودک طبیعی است یا نشانه‌‌ای از اختلال ADHD است؟

          تشخیص اختلال ADHD از رفتار طبیعی کودک دشوار است. اگر فقط چند علامت در کودک دیدید که در برخی شرایط بروز می‌کند، به احتمال زیاد او مبتلا به اختلال ADHD نیست. اما اگر کودک‌تان بیشترِ نشانه‌های اختلال ADHD را در موقعیت‌های گوناگون (مدرسه، خانه و هنگام بازی) از خود نشان می‌دهد، وقت آن است که دقیق‌تر با این مسئله برخورد کنید.

          زندگی با کودک مبتلا به اختلال ADHD گاه کاری سخت و طاقت‌فرساست. اما روش‌های زیادی وجود دارد که می‌توانید برای کمک به فرزند خود انجام دهید و آرامش بیشتری در خانواده ایجاد کنید.

          افسانه‌ها و حقایقی درباره‌ی اختلال ADHD

          باور غلط: همه‌ی کودکان مبتلا به اختلال ADHD بیش‌فعال هستند.

          واقعیت: بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال ADHD بیش‌فعال نیستند، اما بی‌توجه‌اند. این کودکان معمولاً خیالاتی و بی‌انگیزه به نظر می‌رسند.

          باور غلط: کودکان مبتلا به اختلال ADHD هرگز نمی‌توانند به چیزی توجه کنند.

          واقعیت: کودکان مبتلا به اختلال ADHD اغلب، فقط بر فعالیت‌هایی متمرکز می‌شوند که از آن‌ها لذت می‌برند. اما اگر وظیفه‌ی پیش‌رو خسته‌کننده و تکراری باشد، هرچقدر هم که تلاش کنند، باز در حفظ تمرکز مشکل دارند.

          باور غلط: کودکان مبتلا به اختلال ADHD اگر بخواهند، می‌توانند رفتار بهتری داشته باشند.

          واقعیت: این کودکان تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند که بچه‌ی خوبی باشند، اما هنوز نمی‌توانند آرام بنشینند، ساکت بمانند یا توجه کنند. آن‌ها شاید سرکش و نافرمان به نظر برسند، اما این بدان معنی نیست که از قصد چنین کاری می‌کنند.

          باور غلط: با بزرگ شدن کودک اختلال ADHD از بین می‌رود.

          واقعیت: اختلال ADHD غالباً تا بزرگسالی ادامه می‌یابد؛ بنابراین منتظر نمانید که این مشکل به‌مرور زمان از بین برود. درمان به کودک شما کمک می‌کند تا علائم را مدیریت کند و آن‌ها را به حداقل برساند.

          باور نادرست: دارو بهترین گزینه‌ی درمانی برای اختلال ADHD است.

          واقعیت: داروها اغلب برای اختلال کمبود توجه تجویز می‌شوند، اما شاید بهترین گزینه برای کودک شما نباشند. درمان مؤثر برای اختلال ADHD شامل آموزش، رفتاردرمانی، حمایت در خانه و مدرسه، ورزش و تغذیه‌ی مناسب است.

          اختلال ADHD چه علائمی دارد؟

          در بیشتر مواقع، وقتی‌که مردم به اختلال کمبود توجه فکر می‌کنند، کودکی خارج از کنترل را تصور می‌کنند که دائم در حال حرکت است و از در‌و‌دیوار بالا می‌رود و همه چیز را به هم می‌ریزد! اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این تصورات است. برخی کودکانِ مبتلا به اختلال ADHD بیش‌فعال‌اند؛ در‌حالی‌که برخی دیگر آرام نشسته‌اند، ولی فکرشان کیلومترها دورتر در حال پرواز است. برخی از آن‌ها، روی کار مورد علاقه‌شان تمرکز زیادی دارند، اما به‌سختی می‌توانند به غیر از آن کار دیگری انجام دهند. این در حالی‌ است که میزان بی‌توجهی‌ برخی دیگر بسیار اندک است، ولی به‌شدت رفتارهای تکانشی دارند.

          نشانه‌های کودک مبتلا به اختلال نقص توجه بسته به اینکه کدام ویژگی‌ در او غالب است، متغیر است.

          کودکان مبتلا ممکن است:

          • بی‌توجه باشند، اما بیش‌فعال نباشند و رفتارهای تکانشی نداشته باشند.
          • بیش‌فعال باشند و رفتارهای تکانشی داشته باشند، اما بتوانند تمرکزشان را حفظ کنند.
          • بی‌توجه و بیش‌فعال باشند و علاوه‌بر آن رفتارهای تکانشی هم داشته باشند (که رایج‌ترین شکل اختلال ADHD است).

          کودکانی که اختلال کمبود توجه دارند، اغلب نادیده گرفته می‌شوند؛ زیرا مخل آرامش نیستند. با وجود این، بی‌توجهی نیز عواقبی در پی دارد؛ برای مثال، این کودکان به دلیل لجبازی و نافرمانی در روابط‌شان با والدین و معلمان به مشکل برمی‌‌خورند، در مدرسه عملکردی ضعیف دارند یا به دلیل رعایت نکردن قوانین در حین بازی، با بچه‌های دیگر درگیر می‌شوند.

          علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟

          چگونه می‌توان علائم اختلال ADHD را در هر سنی تشخیص داد؟

          سه نوع اختلال ADHD وجود دارد:

          • بیش‌فعالی-تکانشگری
          • بی‌توجهی
          • حالت ترکیبی

          هرکدام نیز علائم متفاوتی دارند که با افزایش سن تغییر می‌کند.

          اختلال ADHD در کودکان نوپا و پیش‌دبستانی

          بچه‌های کوچک فعال و سرکش‌اند. پس چگونه می‌توان تشخیص داد که آیا بچه‌ای به اختلال ADHD مبتلاست یا نه؟ رفتار آن‌ها معمولاً بی‌قاعده است.

          دکتر استیون کاف[۱]، از دانشگاه بهداشت فلوریدا، در جکسون‌ویل، می‌گوید: «این بچه‌ها می‌دوند، می‌پرند و از همه چیز بالا می‌روند. آن‌ها نمی‌توانند آرام بنشینند و مدام پُر‌حرفی می‌کنند.» آن‌ها اغلب «بی‌قرار» یا «مدام در رفت‌و‌آمد» توصیف می‌شوند.

          راسل بارکلی[۲]، دارای مدرک دکترا از دانشگاه پزشکی کارولینای جنوبی، رفتار ناآرام آن‌ها را این‌گونه توصیف می‌کند: «آن‌ها به‌راحتی نمی‌توانند بر کاری تمرکز کنند، حتی روی داستان قبل از خواب!»

          اما برخی از این کودکان روی مواردی که به آن علاقه‌ دارند می‌توانند تمرکز کنند؛ چیزهایی مثل اسباب‌بازی‌های خاص یا بازی‌های ویدئویی.

          [۱]. Dr. Steven Cuffe

          [۲]. Russell A. Barkley

          اختلال ADHD در کودکان دبستانی

          همه‌ی کودکان مبتلا به اختلال ADHD بیش‌فعال نیستند. اما اگر کودکی این‌گونه باشد، مشکلش در طول سال‌های مدرسه مشخص می‌شود. این کودکان نمی‌توانند تمرکز کنند و در تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی مسائل با مشکل رو‌به‌رو می‌شوند. بارکلی می‌گوید: «آنچه شاهدش هستید، ظهور اختلالی به غایت پیچیده است.»

          از سوی دیگر، چنین کودکانی بیش از بچه‌های هم‌سن‌و‌سال‌ خود با موارد زیر مشکل دارند:

          • رفاقت
          • انجام دادن نوبتی کارها
          • به دیگران اجازه‌ی صحبت دادن
          • به پایان رساندن تکالیف و کارهای روزمره
          • تمام کردن کارهایی مانند مشق‌شب یا یک کتاب

          همچنین بارکلی اضافه می‌کند که شاید کودک مبتلا به اختلال ADHD هیجانی و احساساتی باشد. اگر چیزی او را ناراحت کند، شما به‌وضوح متوجه ناراحتی او خواهید شد. اگر بگویید احتمالاً عصر او را به سینما می‌برید، بدون وقفه درباره‌ی آن از شما سؤال می‌کند. اما اگر برنامه‌ی سینما رفتن کنسل شود، به‌شدت عصبانی خواهد شد.

          گاه این کودکان بدون فکر کردن اقدام می‌کنند؛ بنابراین همواره در معرض حوادث گوناگون قرار دارند.

          دکتر کاف می‌گوید هیچ آزمایشی برای تشخیص اختلال ADHD وجود ندارد. بیشتر بچه‌ها تعدادی از این علائم را در خود دارند، ولی برای تشخیص حتمی اختلال ADHD می‌بایست چندین علامت، آن هم به مدت حداقل ۶ ماه، در کودک وجود داشته باشد.

          زمانی‌‌که متوجه شدید فرزندتان مبتلا به اختلال ADHD است، درباره‌ی روش‌های درمانی با پزشک صحبت کنید. درمان اغلب شامل مصرف دارو و رفتار‌درمانی است.

          اختلال ADHD در نوجوانان

          در سال‌های جوانی، بیش‌فعالی افزایش می‌یابد. شاید فرزندتان از نشستن طولانی‌مدت احساس ناراحتی و بی‌قراری کند.

          بارکلی اشاره می‌کند: «از بارزترین علائم اختلال ADHD در این سنین، مشکل با زمان‌بندی، برنامه‌ریزی، داشتنِ انگیزه و… است.»

          نوجوان مبتلا به اختلال ADHD برای تمرکز بر تکالیف مدرسه‌اش مشکل دارد، اما در بازی‌های ویدئویی خوب عمل کند؛ چون در این بازی‌ها پاداش فوری دریافت می‌کند.

          همه‌ی نوجوانان احساساتی و تحت‌تأثیر هیجانات هستند؛ اما نوجوان مبتلا به اختلال ADHD در کنترل احساساتش بیش از سایرین مشکل دارد.

          به دلیل تمایل به رفتارهای تکانشی، نوجوانِ مبتلا شاید کارهای خطرناکی انجام دهد؛ از جمله استفاده از الکل و مواد مخدر، پنهان‌کاری، دزدی و رابطه‌ی جنسی محافظت‌نشده.

            من بیش فعالم
            بستن

            من بیش فعالم

            70,000 ریال

            سام گفتنی های بسیار دارد او راه هایی را برای تمرکز کردن ، منظم شدن ، توجه کردن ، حفظ آرامش، به خاطر سپردن چیزهای مختلف ، دوست یابی و ایجاد حس خوب در مورد خودش و نحوه ی کنار آمدن با اختلال کاستی توجه و پیش فعالی می شناسد .

            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/rjxrd
            من گاستون شیطون هستم
            بستن

            من گاستون شیطون هستم

            230,000 ریال
            این گاستون است. یک اسب شاخدار کوچولو، مثل همه‌ی اسب‌های دیگر... یا تقریبا مثل همه‌ی اسب‌های دیگر! گاستون بعضی وقت‌ها ناراضی است، بعضی وقت‌ها راضی نیست. بعضی وقت‌ها میترسد. بعضی وقت‌ها عصبانی است. و بعضی وقت‌ها خوشحال. همه‌ی این‌ها احساسات او هستند. و گاستون همه‌ی این حس‌ها را تجربه می‌کند؛ مثل تو.
            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/NBhQB
            آشنایی با اختلال بیش فعالی
            بستن

            آشنایی با اختلال بیش فعالی

            90,000 ریال
            در این کتاب با اختلال بیش‌فعالی، اختلال بیش‌فعالی در بزرگسالان، داروهای اختلال بیش فعالی، علائم بروز و روش‌های درمان آن‌ها آشنا می‌شویم.
            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GZLCR
            اختلال کاهش توجه
            بستن

            اختلال کاهش توجه – مجموعه‌ی سلامت من

            190,000 ریال
            در این کتاب با اختلال کاهش توجه یا بیش‌فعالی آشنا می‌شوید. کتاب درباره نشانه‌های این اختلال، تشخیص و راه‌های درمان آن اطلاعات مفیدی به مخاطب نوجوان ارائه می‌دهد.
            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ZjIYG

            جنبه‌های مثبت اختلال ADHD در کودکان

            اختلال ADHD هیچ ارتباطی با هوش و استعداد شخص ندارد. علاوه‌بر این کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه اغلب ویژگی‌های مثبت زیر را از خود نشان می‌دهند:

            خلاقیت

            این کودکان به‌طرز اعجاب‌انگیزی خلاق و خیال‌پردازند. کودکی که در رؤیا فرو می‌رود و هم‌زمان ۱۰ فکر متفاوت در سر می‌پروراند، مخزنی از ایده‌های گوناگون است و شاید در آینده بتواند هنرمندی مبتکر شود. شاید کودکان مبتلا به اختلال ADHD به‌راحتی حواس‌شان پرت شود، ولی گاه آن‌ها متوجه چیزی می‌شوند که دیگران نمی‌بینند.

            انعطاف‌پذیری

            این کودکان می‌توانند یک‌باره گزینه‌های زیادی را در نظر بگیرند. آن‌ها فقط به یک انتخاب بسنده نمی‌کنند و پذیرای ایده‌های گوناگون هستند.

            اشتیاق و خودانگیختگی

            به‌ندرت پیش می‌آید که کودکان مبتلا به اختلال ADHD افرادی کسل‌کننده باشند. آن‌ها به مسائل گوناگونی علاقه‌مندند و شخصیتی سرزنده‌ دارند. به‌طور خلاصه، اگر شما را عصبانی نکنند، بودن با آن‌ها بسیار سرگرم‌کننده خواهد بود.

            انرژی و انگیزه

            این کودکان سرشار از انرژی و انگیزه هستند و برای موفقیت تلاش می‌کنند. هنگامی‌که آن‌ها مشغول انجام دادن کار مورد علاقه‌شان هستند، به‌راحتی نمی‌توان حواس‌شان را پرت کرد. به‌خصوص اگر آن فعالیت به صورت تعاملی یا عملی باشد.

            آیا کودک من به اختلال ADHD دچار است؟

            اگر کودک علائمی مانند بی‌توجهی، تکانشگری یا بیش‌فعالی از خود نشان می‌دهد، همواره به این معنی نیست که مبتلا به اختلال ADHD است. گاه برخی مشکلاتِ خاص پزشکی، اختلالات روان‌شناختی و وقایع استرس‌زایِ زندگی علائمی مشابه اختلال ADHD ایجاد می‌کنند.

            به متخصص بهداشت روان مراجعه کنید تا احتمالات زیر را بررسی کند:

            • اختلال یادگیری یا مشکلاتی در خواندن، نوشتن، مهارت‌های حرکتی و زبانی.
            • وقایع مهم زندگی یا تجربیات دردناک مانند مرگ یک عزیز، طلاق یا قلدری (زورگویی).
            • اختلالات روان‌شناختی از جمله اضطراب، افسردگی یا اختلال دوقطبی.
            • اختلالات رفتاری مانند اختلال سلوک، اختلال دلبستگی واکنشی و اختلال نافرمانی مقابله‌ای.
            • مشکلات پزشکی، از جمله مشکلات تیروئید، شرایط عصبی، صرع و اختلالات خواب.

            آیا مراقبت‌های قبل از تولد می‌تواند به جلوگیری از اختلال ADHD کمک کند؟

            گاه تنش‌های دوران بارداری موجب بروز چنین اختلالی در کودکان می‌شود. با حفظ سلامتی‌ خود در دوران بارداری می‌توانید احتمال ابتلای فرزندتان را به اختلال ADHD کاهش دهید. در این دوران، رژیم غذایی سالم و مراجعه‌ی منظم به پزشک اهمیت دارد؛ همچنین پرهیز از مصرف الکل و مواد مخدر نیز بسیار مهم است.

            کودکانی که مادران‌شان در دوران بارداری سیگار می‌کشند، دو برابر بیشتر دچار اختلال ADHD می‌شوند. بر اساس برخی مطالعات، قرار گرفتن مادر باردار یا کودک در معرض سرب، به احتمال زیاد، رابطه‌ای مستقیم با اختلال ADHD دارد. محققان در سایر مطالعات، در حال بررسی ارتباط احتمالی بین تولد زودرس و اختلال ADHD هستند.

            علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟

            آیا رژیم غذایی در جلوگیری از اختلال ADHD نقش دارد؟

            استفاده از رژیم غذایی سالم و متعادل، از سنین پایین، برای همه‌ی کودکان خوب است.

            برخی از متخصصان معتقدند که تغییر رژیم غذایی کودک احتمالاً باعث کاهش رفتار بیش‌فعالی خواهد شد. بن فینگولد[۱] رژیم محبوب خود را برای کاهش بیش‌فعالی طراحی کرده است. هدف این رژیم غذایی حذف رنگ‌های مصنوعی، طعم‌دهنده‌ها و مواد نگهدارنده است. البته جامعه‌ی پزشکی این رژیم غذایی را قبول نکرده و برخی مطالعات نظریه‌ی فینگولد را رد کرده‌اند. با وجود این، بسیاری از والدینی که این رژیم غذایی را امتحان کرده‌اند، از بهبود رفتار کودک خود خبر داده‌اند.

            در رابطه با اختلال ADHD و مصرف قند، هیچ‌گونه مدرک علمی‌ای‌ وجود ندارد. قندها و کربوهیدرات‌های فراوری‌شده با افزایش سریع سطح قند خون، بر میزان فعالیت کودک تأثیر می‌گذارند. افزایش قند خون باعث هجوم آدرنالین می‌شود و آدرنالین سطح انرژی را در کودک افزایش می‌دهد. به دنبال آن با کاهش سطح آدرنالین، فعالیت و خلق کودک «اُفت» می‌کند.

            اگر والدین احساس می‌کنند خوردن برخی غذاها بر رفتار کودک تأثیر منفی می‌گذارد، توصیه می‌شود آن‌ها را از رژیم غذایی فرزند‌شان حذف کنند. بهتر است هربار یک غذا یا یک گروه غذایی را حذف کنید تا اگر تأثیری دیدید، بتوانید به آن دسته نسبت دهید؛ هرچند برخی کارشناسان فکر می‌کنند شاید تغییرات رفتاری در این برهه به دلیل نحوه‌ی تعامل افراد خانواده با یکدیگر باشد. در حقیقت، شاید رفتار کودک به دلیل توجه بیشتری که از والدین می‌گیرد، بهبود یابد، نه به دلیل رژیم غذایی!

            در مجموع، زیاده‌روی نکنید و مزایا و خطرات رژیم حذفی را ارزیابی کنید. محدودیت بیش‌از‌حد در رژیم غذایی کودک منجر به کمبود تغذیه می‌شود. متخصصان تغذیه و پزشکان به شما کمک می‌کنند برنامه‌ی غذایی سالمی برای فرزندان‌تان تنظیم کنید.

            [۱]. Ben Feingold

            آیا داشتن یک برنامه‌ی روتین به جلوگیری از اختلال ADHD کمک می‌کند؟

            برنامه‌ی روزمره و انتظارات مشخص برای همه‌ی کودکان و به‌ویژه آن‌هایی که مبتلا به اختلال ADHD هستند، سودمند است.

            برنامه‌‌ای روزانه‌ فراهم کنید و آن را جایی نصب کنید که کودک شما بتواند آن را ببیند. به این ترتیب می‌داند که چه انتظاراتی از او دارید. این برنامه‌ی روزانه باید شامل زمان‌های مشخصی برای فعالیت‌های زیر باشد:

            • بیدار شدن
            • غذا خوردن
            • بازی کردن
            • انجام دادن تکالیف
            • انجام دادن کارهای روزمره
            • تماشای تلویزیون
            • شرکت در فعالیت‌های بعد از مدرسه
            • رفتن به رختخواب

            بعد از اینکه جدول زمانی را مشخص کردید، هر روز تا حد امکان از آن پیروی کنید. اگر قرار است در برنامه خللی ایجاد شود، از قبل آن‌ها را به کودک خود توضیح دهید. اگرچه صِرفِ نصب برنامه از اختلال ADHD جلوگیری نمی‌کند، توانایی کودک را بهبود می‌بخشد و در انجام دادن وظایف به او کمک می‌کند.

            مکانی را به کودکان بزرگ‌تر اختصاص دهید تا دور از حواس‌پرتی تکالیف‌شان را در آنجا انجام دهند؛ همچنین استراحت‌های‌ کوتاه‌مدتِ بین تکالیف به تمرکز فرزندتان کمک کند.

            علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟

            چگونه والدین با مدیریت رفتار خود می‌توانند از بروز اختلال ADHD پیشگیری کنند؟

            بسیاری از درمانگران بر این باورند که والدین با مدیریت رفتارشان می‌توانند رفتار کودک را هم تحت‌تأثیر قرار دهید.

            اولین قدم در مدیریت رفتار، ایجاد رابطه‌ی مثبت بین فرزند و والدین است. درمانگران می‌گویند هر روز اوقات مفیدی را با کودک بگذرانید. در این مدت، به او اجازه دهید فعالیتی را انتخاب کند. سپس دور از هرگونه دغدغه‌ای از بودن با فرزندتان لذت ببرید و به علایق او توجه کنید.

            در قدم بعدی، هنگامی‌که کودک رفتار خوبی داشت، او را تشویق کنید. از کودکان بابت کار خوب‌شان تشکر کنید و برای‌ آن‌ها پاداشی در نظر بگیرید. کارشناسان به والدین توصیه می‌کنند که حداقل ۵ بار در روز به رفتار خوب کودک خود توجه کنند و او را تحسین نمایند.

            متناسب با سن فرزندتان انتظاراتی معقول از او داشته باشید. به‌طور شفاف، برای کودک‌تان توضیح دهید که در چه صورتی به او پاداش خواهید داد. اگر چندین جایزه برای او در نظر دارید، اجازه دهید فرزندتان از بین آن‌ها انتخاب کند که کدام را می‌خواهد.

            برای کودک مهم است که بداند از او چه انتظاری دارید. وقتی با او صحبت می‌کنید به چشمانش نگاه کنید. سپس تمام دستورالعمل‌ها را بسیار مشخص، ساده و مختصر بیان کنید و با صدای آرام آن‌ها را توضیح دهید. از فرزندتان بخواهید که دستورالعمل‌ها را دوباره تکرار کند تا مطمئن شوید که آن‌ها را درک کرده‌ است.

            در نهایت، ثابت‌قدم باشید. برای مثال، اگر همیشه به رفتار خوبش پاداش ندهید، کودک دچار تناقض می‌شود.

             

            ادامه‌ی این مقاله را در «علائم بیش‌فعالی در کودکان و راه‌های درمان آن چیست؟ – بخش دوم» بخوانید.

            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/wWn3w
            چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

            چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

            گردآوری و ترجمه: آذین بذرافشان

            گفت‌وگو ‌کردن درباره‌ی مرگ، آن هم با کودکان بسیار سخت است و افراد زیادی از صحبت ‌کردن در این زمینه اجتناب می‌کنند. با وجود این، مرگ جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی است و مسؤلیت ما آگاه کردن کودکان است و اینکه بدانند صحبت‌ کردن درباره‌ی مرگ هیچ اشکالی ندارد.

            اگر به بچه‌ها اجازه دهیم درباره‌ی مرگ صحبت کنند، می‌توانیم اطلاعات لازم را در اختیارشان قرار دهیم، آن‌ها را برای بحران آماده کنیم و در مواقع ناراحتی کنار‌شان باشیم. ما می‌توانیم با توجه و احترام به گفته‌های کودکان آن‌ها را به معاشرت تشویق کنیم؛ همچنین اگر خودِ ما با احساسات‌مان راحت باشیم به بچه‌ها این امکان را می‌دهیم که با ما راحت‌تر صحبت کنند.

            مرگ جزئی از زندگی ماست. کودکان درباره‌ی مرگ آگاه‌اند و گاه، شاید این موضوع باعث شگفتی‌مان شود. آن‌ها حشرات، پرندگان و حیوانات مُرده را در جاده می‌بینند یا شاید شاهد مرگ حیوان خانگی‌شان باشند. کودکان در داستان‌های افسانه‌ای درباره‌ی مرگ می‌خوانند، آن را در کارتون‌ها تماشا می‌کنند و حتی شاید نقش یک نفر مرده را در مدرسه بازی ‌کنند. آن‌ها بدون اینکه متوجه باشند در معرض این مفهوم قرار دارند.

            فهرست محتوا

            چرا توضیح دادن درباره‌ی مرگ به کودکان بسیار دشوار است؟

            بهترین زمان صحبت کردن با کودک درباره‌ی مرگ چه زمانی است؟

            چگونه درباره‌ی مرگ با کودک صحبت کنیم؟

            چگونه در حین مکالمه، مرگ را برای کودک توضیح دهیم؟

            واکنش کودک به توضیحات شما درباره‌ی مرگ چه می‌تواند باشد؟

            کودکان به‌طور معمول درباره‌ی مرگ چه سوالاتی می‌کنند؟ و شما چگونه باید به آن‌ها پاسخ دهید؟

            آیا باید از باورهای مذهبی‌تان در توضیح مرگ استفاده کنید؟

            آیا فرزند شما باید در مراسم خاکسپاری شرکت کند؟

            شرکت در مراسم خاکسپاری درد کودک را التیام می‌بخشد

            چرا در بیشتر مواقع، کودکان پس از مرگ یکی از اعضای خانواده احساس گناه می‌کنند؟

            اگر کودک در رابطه با مرگ کسی احساس گناه می‌کند، چه باید کرد؟

            چگونه مرگ والدین بر کودک تاثیر می‌گذارد؟

            چگونه واکنش والد دیگر (زنده) بر کودک تاثیر می‌گذارد؟

            چگونه به کودک داغ‌دار کمک کنیم؟

            چگونه تعطیلات و سالگردها را با کودکان داغ‌دیده از سر بگذرانیم؟

            کلام آخر

            منابع

            چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

            چرا توضیح دادن درباره‌ی مرگ به کودکان بسیار دشوار است؟

            بسیاری از بزرگسالان وقتی به این فکر می‌کنند که باید روزی مفهوم مرگ را برای کودک خود توضیح دهند، به‌شدت مضطرب می‌شوند. اما چرا حتی فکر حرف ‌زدن درباره‌ی مرگ با فرزندان، ما بزرگسالان را پریشان می‌کند؟

            1. می‌ترسیم که نتوانیم به همه‌ی سؤالات کودک‌مان پاسخ دهیم

            در مقام والدین، ما وظیفه داریم امنیت فرزندان‌مان را تأمین کنیم. ما همیشه درصددیم در آن‌ها این احساس را به وجود آوریم که همواره در کنارشان خواهیم بود تا از آن‌ها مراقبت کنیم. با وجود این، وقتی با موضوع مرگ روبه‌رو می‌شویم اغلب نگرانیم: آیا می‌توانیم پاسخی به فرزندمان دهیم که آرامش و اطمینانش را مختل نکنیم؟

            هیچ اشکالی ندارد که شما پاسخ همه‌ی سؤالات فرزندتان را نداشته باشید! اما می‌توانید به او اطمینان دهید که در طی این دوره‌ی دشوار با عشق و آرامش در کنارش حضور خواهید داشت و برای او سنگری امن و مطمئن خواهید بود.

            2. صحبت ‌کردن با بچه‌ها، به‌ویژه کودکان خردسال، مشکل است

            وقتی درباره‌ی موضوعی به پیچیدگی مرگ صحبت می‌کنیم درک کردن سؤالات و واکنش‌های کودکی خردسال بسیار دشوار است. دقت کنید که پاسخ‌هایی کوتاه و صادقانه بدهید. نوع واکنش شما به سؤالات می‌تواند به ساده‌سازی مسائل کمک کند و باعث شود کودک مفهوم مرگ را بهتر درک کند. هنگام توضیح دادن مرگ به کودکان خردسال می‌توان به ناتوانی در عملکردهای حیاتی مانند نفس‌ کشیدن، غذا ‌خوردن و حرکت ‌کردن اشاره کرد.

            3. می‌ترسیم مبادا نتوانیم کودک‌مان را به اندازه‌ی کافی تسلی دهیم یا به او کمک کنیم

            بچه‌ها پس از اینکه خبر مرگ یکی از عزیزان‌شان را می‌شنوند، به‌تدریج واقعیت‌های مرگ را درک می‌کنند و بالطبع واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. برخی کودکان بهت‌زده و هاج‌و‌واج می‌شوند، در‌حالی‌که احساسات برخی دیگر از آن‌ها به‌شدت طغیان می‌کند.

            در این دوران، کودک شما باید این احساسات را تجربه کند. در این برهه‌ی زمانی دشوار، صرف‌نظر از واکنش اولیه‌ی کودک در قبال مرگ، شما می‌توانید مثل کوه پشت او باشید.

            4. در آن لحظه، شاید خودمان با غم و اندوه دست‌و‌پنجه نرم ‌کنیم

            شاید هنگام توضیح دادن مرگ برای فرزندمان خود در حال دست‌و‌پنجه نرم کردن با اندوه سوگ باشیم. افراد زیادی از نشان ‌دادن ناراحتی و آسیب‌پذیری عاطفی خود در مقابل فرزند‌شان اجتناب می‌کنند. چون فکر می‌کنند این رفتار نشان‌دهنده‌ی ضعف آن‌هاست و باعث ایجاد ترس و ناامنی در کودک‌شان می‌شود.

            بدانید که نشان ‌دادن غم و اندوه در این زمان هیچ اشکالی ندارد و بسیار مهم است که کودک ببیند شما در حال کنار‌ آمدن با احساسات خود هستید و آن‌ها را صادقانه به‌ اشتراک می‌گذارید، نه اینکه احساسات خود را سرکوب کرده، آن‌ها را نادیده بگیرید. هنگامی‌که به فرزندتان اجازه می‌دهید، شما را در حال کنار ‌آمدن با احساسات‌تان ببیند در واقع به او می‌فهمانید که بروز غم، عصبانیت یا هر احساس دیگری که ممکن است در نتیجه‌ی مرگ یکی از عزیزان ایجاد شود، امری طبیعی است.

            5. مرگ اغلب «تابو» است

            مرگ و فرایند مردن موضوعاتی هستند که به‌شدت از پرداختن به آن‌ها اجتناب می‌کنیم. مرگ در گذشته بخشی عادی از زندگی خانوادگی تلقی می‌شد و اغلب، در خانه و میان افراد خانواده رخ می‌داد. اما اکنون، افرادِ در حال مرگ، جزئی جداگانه از جریان اصلی جامعه محسوب می‌شوند. به همین دلیل، ما در حال حاضر حتی با ذکر کلمه‌ی «مرگ» معذب می‌شویم و ترجیح می‌دهیم از کلمات دیگری مانند «از‌دست‌رفته» یا «در‌گذشته» استفاده کنیم.

            صرف‌نظر از تابوهای اجتماعی، بهتر است مرگ را با صداقت و واقعیت به فرزندان‌مان بشناسانیم. استفاده از تعابیر ملایم برای توصیف مرگ، گرچه با حسن‌نیت همراه است، کودکان را اغلب گیج می‌کند. ارتباط صریح و صادقانه‌ی شما با فرزندان‌تان درباره‌ی موضوع مرگ، به آن‌ها کمک می‌کند درک درستی از مفهوم مرگ و مردن داشته ‌باشند و بتوانند رابطه‌‌ای صحیح با آن برقرار کنند.

            مرگ و فرایند مردن موضوعاتی هستند که به‌شدت از پرداختن به آن‌ها اجتناب می‌کنیم. مرگ در گذشته بخشی عادی از زندگی خانوادگی تلقی می‌شد و اغلب، در خانه و میان افراد خانواده رخ می‌داد. اما اکنون، افرادِ در حال مرگ، جزئی جداگانه از جریان اصلی جامعه محسوب می‌شوند. به همین دلیل، ما در حال حاضر حتی با ذکر کلمه‌ی «مرگ» معذب می‌شویم و ترجیح می‌دهیم از کلمات دیگری مانند «از‌دست‌رفته» یا «در‌گذشته» استفاده کنیم.

            صرف‌نظر از تابوهای اجتماعی، بهتر است مرگ را با صداقت و واقعیت به فرزندان‌مان بشناسانیم. استفاده از تعابیر ملایم برای توصیف مرگ، گرچه با حسن‌نیت همراه است، کودکان را اغلب گیج می‌کند. ارتباط صریح و صادقانه‌ی شما با فرزندان‌تان درباره‌ی موضوع مرگ، به آن‌ها کمک می‌کند درک درستی از مفهوم مرگ و مردن داشته ‌باشند و بتوانند رابطه‌‌ای صحیح با آن برقرار کنند.

            بهترین زمانِ صحبت‌کردن با کودک درباره‌ی مرگ چه‌ زمانی است؟

            گاه بسیاری از ما برای محافظت از فرزندان‌مان، حقایق دردناکی مانند مرگ یکی از عزیزان را از دید آن‌ها پنهان نگه ‌می‌داریم. اما با این کار فقط دوره‌ی بلاتکلیفی و اضطراب را در کودکان طولانی خواهیم کرد؛ زیرا آن‌ها در هر حال تغییرات عاطفی جزئی در بزرگسالان را می‌فهمند. در حقیقت، آن‌ها در پی بردن به این مسائل توانایی زیادی دارند!

            شما درباره‌ی مرگ به کودک‌تان چیزی نمی‌گویید و بابت این کار نیت خیری دارید. اما برای جلوگیری از اضطراب بی‌مورد و پریشانی عاطفی کودک، بهتر است هرچه زودتر درباره‌ی مرگ با او صحبت کنید.

            چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

            چگونه درباره‌ی مرگ با کودک صحبت کنیم؟

            1. متناسب با سن کودک درباره‌ی مرگ با او صحبت کنید

            قبل از اینکه گفت‌و‌گو را آغاز کنید، آگاه باشید که کودک شما تا چه اندازه قادر است مفاهیم را درک کند. آن‌گاه می‌توانید اطلاعات‌تان را متناسب با میزان درک کودک به او منتقل کنید.

            مراحل تکامل درک کودکان از مرگ به‌ قرار زیر است:

            • نوزادان متوجه می‌شوند که بزرگسالان غمگین یا عصبانی هستند، اما نمی‌توانند مفهوم مرگ را درک کنند.
            • کودکان پیش‌دبستانی اغلب مرگ را موقتی، برگشت‌پذیر و غیرشخصی می‌دانند. در داستان‌ها یا کارتون‌های کودکانه، شخصیت‌ها اغلب پس از نابودی کامل به‌طور ناگهانی دوباره زنده می‌شوند. برای گروه سنی آن‌ها مناسب است که این‌گونه فکر ‌کنند.
            • بین سنین ۵ تا ۹ سال، بیشتر کودکان مشاهده می‌کنند که همه‌ی موجودات زنده در نهایت می‌میرند و مرگ امری قطعی است. اما آن‌ها تمایل ندارند که مرگ را به خود مرتبط بدانند و به‌ نظرشان می‌آید که می‌توانند از آن فرار کنند. شاید آن‌ها مرگ را به تصاویری مانند اسکلت ربط دهند. برخی کودکان درباره‌ی مرگ کابوس می‌بینند.
            • از ۹ سالگی تا سال‌های بلوغ (نوجوانی) کودکان به‌طور کامل متوجه می‌شوند که مرگ برگشت‌ناپذیر است و آن‌ها نیز روزی خواهند مرد.

            به ‌یاد داشته باشید که سرعت تکامل درک در میان کودکان متفاوت است و هر کودک به‌طرز منحصر‌به‌فردی زندگی را تجربه می‌کند. آن‌ها راه‌های شخصی خودشان را برای کنترل و بیان احساسات دارند.

            شاید کودکی ۳ ساله درباره‌ی مرگ سؤال کند. اما کودک ۳ ‌ساله‌ی دیگری در برابر مرگ پدربزرگ یا مادربزرگش بی‌تفاوت باشد، ولی به دلیل مرگ حیوان خانگی‌اش به هم بریزد (شوکه شود). برخی کودکان از طریق بازی‌ کردن با اسباب‌بازی‌های خود نشان می‌دهند که مرگ را درک کرده‌اند.

            برای کودکان خردسال، مرگ را در قالبی ساده توضیح دهید. برای مثال، «وقتی کسی می‌میره نفس نمی‌کشه، غذا نمی‌خوره، احساس گرسنگی یا سرما نمی‌کنه و دیگه نمی‌تونی اون رو ببینی».

            اینکه کودکان چگونه با مرگ کنار می‌آیند یا احساسات خود را بروز می‌دهند مهم نیست، اما پاسخ‌های دقیق و بدون قضاوت بزرگسالان اهمیت زیادی دارد. از روش‌های مناسب پاسخگویی به نیازهای کودک، گوش‌ دادن و مشاهده‌ی دقیق است.

            2. نکاتی را به یاد داشته باشید ‌که هنگام صحبت کردن با کودک درباره‌ی مرگ باید از آن‌ها اجتناب کنید.

            • از به‌ کار ‌بردن تعابیری مانند «درگذشت» یا «فوت شد» خودداری کنید. این اصطلاحات می‌توانند توضیحات شما را از واقعیت مرگ دور کنند؛ به‌خصوص اینکه این تعابیر برای کودکان خردسال بسیار گیج‌کننده و ترسناک‌اند.
            • کودک خود را به دلیل گریه کردن یا ابراز ناراحتی و آسیب‌پذیری سرزنش نکنید. عباراتی مانند «تحمل کن»، «قوی باش»، «تو الان دیگه مرد یا زن این خونه هستی»، «تو دیگه بزرگ شدی» می‌توانند بسیار آسیب‌زننده باشند و آثاری طولانی‌مدت بر دیدگاه کودک درباره‌ی مرگ و به‌طور کلی، سلامت روانی و عاطفی او داشته باشند.

            3. محیط مناسبی برای گفت‌وگو با کودک خود فراهم کنید

            • فضایی را انتخاب کنید که راحت و آشنا باشد و امکان برقراری ارتباط مستقیم و رو‌در‌رو وجود داشته باشد؛ فضایی ایمن که کودکان بتوانند احساسات‌شان را آزادانه ابراز کنند.
            • اطمینان حاصل کنید که این مکان عاری از عوامل حواس‌پرتی مانند کامپیوتر، تلویزیون و هرگونه وسیله‌ی الکترونیکی باشد؛ زیرا این وسایل ممکن است توجه کودک را حین گفت‌و‌گو، به خود مشغول کند.
            • اسباب‌بازی‌هایی مانند عروسک، ماشین، خرس، کتاب‌های رنگی و دیگر اسباب‌بازی‌های موجود در اتاق موجب می‌شوند کودک توضیحات شما را بهتر درک کند. کار کودکان بازی‌ کردن است و هنگام دریافت اطلاعاتی که پردازش آن‌ها از نظر عاطفی دشوار است، بازی نیروی درمانی خوبی برای آن‌ها محسوب می‌شود.

            4. از کتاب‌هایی استفاده کنید که درک مرگ را برای کودکان ساده‌تر می‌کنند

            • برای کودک کتاب‌هایی بخوانید که در کنار‌ آمدن با اخبار غم‌انگیز، ترسناک، مرگ و اندوه به او کمک کنند.
            • ابتدا خودتان کتاب را بخوانید تا ببینید آیا با شرایط فرزندتان متناسب است یا نه. علاوه‌بر این، هربار فقط یک کتاب را با او بخوانید. سپس درباره‌ی آن بحث کنید تا کودک فرصت داشته باشد این مفاهیم سخت را درک کند.
            • این کتاب‌ها منابع ارزشمندی برای گفت‌وگو با کودکان درباره‌ی عشق، بیماری، مرگ و گذراندن مراحل غم‌ و اندوه هستند. مفاهیمی انتزاعی که درک آن‌ها برای کودکان به‌ویژه کودکان ‌خردسال دشوار است:
              چتر تابستان - رمان هایی که باید خواند
              بستن

              چتر تابستان – رمان هایی که باید خواند

              270,000 ریال
              وقتی توی تپه کاج، وسط سرازیری، درست همان نقطه‌ای که از کنار صندوق پستی آقای نورمور می‌گذرد، ترمز دوچرخه‌ات را خلاص کنی، می‌توانی بدون رکاب زدن و کوچک‌ترین درگیری چرخ‌ها، با یک حرکت تا جلوی فروشگاه لیپی سر بخوری. این سریع‌ترین و لذت‌بخش‌ترین راه رسیدن به آن‌جاست. ولیس من دیگر این کار را نمی‌کنم...
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/L3vCv
              با آیدا تا همیشه
              بستن

              با آیدا تا همیشه

              290,000 ریال

              یعنی می­‌شود آن‌­هایی که دوست­‌شان داریم تا همیشه کنارمان بمانند... گاس و آیدا، دو خرس قطبی که همیشه با هم بوده‌­اند شاید بتوانند جواب این سوال را بدهند.

              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/LuSPQ
              مامان دلم برایت تنگ شده
              بستن

              مامان دلم برایت تنگ شده

              299,000 ریال
              چند وقت پیش ما با مامان خدا حافظی کردیم. بچه ‌های دیگر مامان خودشان را دارند. چرا من ندارم؟ با همدیگر به عکس‌ها نگاه می‌کنیم و می‌خندیم و گریه می‌کنیم.
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/v6k62

              بچه گل های گمشده

              16,000 ریال

              نلی ۵ ساله پس از مرگ مادر به خواهرش اولویای ۹ ساله بسیار وابسته شده است به طوری که زندگی شان مختل شده است. آن ها در کتابخانه عمه شان کتابی پیدا می کنند که به آن ها کمک می کند دوباره زندگی عادی را از سر بگیرند.

              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/tKHZ2
              یک دقیقه صبر کن
              بستن

              یک دقیقه صبر کن

              240,000 ریال
              در این داستان شیطنت‌آمیز، آقایی لاغر به نام  کالاورابه طور غیرمنتظره پشت در خانه‌ی مادربزرگ بیتل ظاهر می‌شود و می‌خواهد که او فورا همراهش برود. اما مادربزرگ بیتل به او می‌گوید:«یک دقیقه صبر کن». او باید خانه را یک بار جارو کند، دو قوری چای دم کند، سه کیلو ذرت آسیاب کند و ... .
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/m3UNH

              چگونه در حین مکالمه، مرگ را برای کودک توضیح دهیم؟

              شما می‌توانید از اصول زیر در قالب الگویی کلی برای تنظیم توضیحات خود درباره‌ی مرگ استفاده کنید و مطابق با نیازهای کودک‌تان آن را تغییر دهید.

              توضیحی ساده و صادقانه از مرگ ارائه دهید

              هنگام توضیح دادن درباره‌ی مرگ، به‌ویژه برای کودکان خردسال، بهتر است از واژه‌های ساده استفاده کنید تا از واقعیت مرگ فاصله نگیرید. اضافه ‌کردن جزئیات غیر‌ضروری یا توضیحات بیش‌از‌حد طولانی باعث می‌شود کودک به‌طور‌کلی از سؤال کردن خودداری کند؛ چون آن‌ها اغلب تمایل ندارند به صحبت‌های زیاد گوش دهند.

              «هر چیزی که زندگی می‌کنه، یه‌روزی می‌میره. مرگ پایان زندگیه. وقتی یه نفر می‌میره بدنش دیگه کار نمی‌کنه. دیگه لازم نیست که غذا یا آب بخوره یا حتی نفس‌ بکشه. مرگ مثل خوابیدن نیست. وقتی کسی ‌مرد دیگه نمی‌تونه برگرده.»

              پاسخ‌های کوتاه، ساده و عاری از جزئیات غیر‌ضروری به کودکان کمک می‌کند مجذوب توضیحات شما شوند و راه را برای ارتباط در آینده باز نگه ‌می‌دارد.

              این ۳ نکته را هنگام توضیح مرگ به کودک‌تان به یاد داشته باشید

              سن و شخصیت فرزند شما نقش زیادی در تعیین اطلاعات دارد. علاوه‌بر این، گنجاندن موارد زیر به شما کمک می‌کند کودک خود را آگاه کرده، محیطی آزاد برای ارتباط ایجاد کنید.

              • صادق باشید و کودک را به سؤال کردن تشویق کنید

              در حین توضیحات، به کودک‌تان بگویید هرگونه سؤالی که به ذهنش رسید، بیان کند. اشکالی ندارد اگر پاسخ همه‌ی سؤالات او را نمی‌دانید. در این صورت صادقانه بگویید: «من در این زمینه کاملاً مطمئن نیستم.»

              • کودک‌تان باید بداند که داشتن احساسات گوناگون هیچ اشکالی ندارد

              به کودک‌تان فرصت دهید احساساتش را بیان کند. مرگ عزیزان یکی از دردناک‌ترین و دشوارترین تجربه‌هایی است که مردم با آن روبه‌رو می‌شوند. ابراز احساسات و کنار آمدن با آن به معنای ضعف نیست، بلکه برعکس توانایی فرد را در درک کردن و فهم تجربیات دشوار نشان می‌دهد. در حقیقت، نشان‌دهنده‌ی قدرت شخص است.

              • اجازه دهید کودک احساس شما را بداند

              به خودتان اجازه دهید احساس‌تان را بیان کنید و آن را به فرزندتان نشان دهید. کودکان به واکنش بزرگ‌ترهای مهم زندگی‌شان در موقعیت‌های گوناگون توجه می‌کنند. با ابراز کردن احساسات واقعی خود در حضور کودک نشان می‌دهید که بزرگسالانِ سالم، شاد و قوی از ابراز احساسات نمی‌ترسند و کاملاً طبیعی است که در چنین دوران غم‌انگیزی احساس اندوه کنند.

              چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

              واکنش کودک به توضیحات شما درباره‌ی مرگ چه می‌تواند باشد؟

              خبر مرگ یکی از عزیزان و یادگیری مفهوم مرگ برای کودکان تجربه‌ای بسیار دشوار است. هنگامی‌که کودکان  اخبار جدید را تجزیه‌و‌تحلیل می‌کنند، با توجه به شخصیت و خلق‌و‌خوی منحصر‌به‌فرد خود به آن واکنش نشان می‌دهند. مهم نیست عکس‌العمل آن‌ها چیست، درک‌شان کنید و به آن‌ها بگویید که تجربه‌ی احساس ناراحتی، عصبانیت یا هرگونه احساس احتمالی دیگر طبیعی است.

              شاید کودک سؤالات تکراری بپرسد

              پردازش این حجم از اطلاعات جدید درباره‌ی مرگ، مردن و از دست‌ دادن یکی از عزیزان برای کودک سنگین است و شاید باعث شود او یک سؤال را بارها تکرار کند. این اتفاق به دلیل درک نکردن اخبار تازه نیست، بلکه پذیرش این اطلاعات برای کودک بسیار دشوار است.

              شاید کودک هیچ احساسی از خود نشان ندهد

              کودک برای فاصله ‌گرفتن از درد عاطفی مرگ عزیزان چنین واکنشی را به کار می‌گیرد و پی می‌برد خود نیز روزی خواهد مرد. این نشان‌دهنده‌ی بی‌رحمی و سنگدلی کودک نیست، بلکه واکنشی غیر‌ارادی هنگام دریافت اخبار و اطلاعات ناگوار است.

              شاید کودک احساسات زیادی از خود نشان دهد

              شاید کودکان در برابر خبر مرگ یا حتی فکر کردن به مرگ واکنش بسیار شدیدی نشان دهند. این واکنش‌ها طبیعی هستند و نوعی خروجی عاطفی برای کودکان محسوب می‌شوند تا ناامیدی، درماندگی، عصبانیت و ترس را بیان کنند.

              شاید اعمال و رفتار کودک پس‌رفت کند

              کودکان هنگام رویارویی با اخبار و مفاهیم مرگ، بیشتر به رفتارهای بچه‌گانه روی می‌آورند. در این مواقع، کودک نیاز دارد به‌طور مداوم بغل شود. او دوست دارد در بستر والدینش بخوابد و جدا ‌شدن از آن‌ها برایش سخت است.

              کودکان به‌طور معمول درباره‌ی مرگ چه سؤالاتی می‌کنند؟ و شما چگونه باید به آن‌ها پاسخ دهید؟

              در ادامه‌ی توضیحات شما، کودک به احتمال زیاد درباره‌ی مرگ، فرایند مرگ و اینکه چه‌کسی و چه چیزی در زندگی تحت‌تأثیر مرگ قرار خواهد گرفت، سؤال می‌کند. به ‌یاد داشته ‌باشید اشکالی ندارد که اقرار کنید جواب سؤال او را نمی‌دانید. رایج‌ترین پرسش‌هایی که کودکان، به‌ویژه کودکان خردسال، می‌کنند و بهترین پاسخ به آن‌ها به شرح زیر است:

              • «آیا من می‌میرم؟»

              «همه‌ی موجودات، از حیوون‌ها گرفته تا گیاهان و حتی آدم‌ها، یه روزی می‌میرن. اما بچه‌ها معمولاً سالم هستن و حالا حالاها نمی‌میرن.»

              • «آیا تو می‌میری؟»

              «آره، من هم یه موجود زنده‌ام و یه ‌روزی می‌میرم. آدم‌بزرگ‌ها معمولاً مدت طولانی زندگی می‌کنن تا بزرگ‌ شدن بچه‌هاشون رو ببینن. همیشه کسی هست که ازت مراقبت کنه.»

              • «چرا آدم‌ها می‌میرن؟»

              «دلایل زیادی وجود داره که آدم‌ها می‌میرن. آدم‌ها می‌تونن در اثر پیر ‌شدن، تصادف یا مریضی جون خودشون رو از دست بدن. آرزو یا فکرت هرگز نمی‌تونه کسی رو بکشه.»

              • «بعد از اینکه کسی مُرد، چی می‌شه؟»

              «بعد از مرگ، ما با اون آدم خداحافظی می‌کنیم. اما اون نمی‌تونه بعد از مرگ با ما خداحافظی کنه. در عوض دوست‌ها و خونواده‌ش دور هم جمع می‌شن تا توی مراسم خاک‌‌سپاری ازش خداحافظی کنن.»

              • «مردم وقتی می‌میرن کجا می‌رن؟»

              «وقتی کسی می‌میره دیگه دست و پاهاش کار نمی‌کنن، بدنش از کار میفته و دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه کاری کنه، اما خیلی از آدم‌ها معتقدن که بعد از مرگ، قسمت خاصی از ما، که جزو بدن‌مون نیست، به زندگی ادامه می‌ده. این قسمت از وجود شخص در خاطرات ما زنده می‌مونن و اجازه می‌دن که اون‌ها رو همیشه کنار خودمون داشته باشیم و تا همیشه دوست‌شون داشته باشیم.»

              آیا باید از باورهای مذهبی‌تان در توضیح مرگ استفاده کنید؟

              بسیاری از ما از نیروی ایمان‌مان نیرو می‌گیریم و در روزهای سخت، به‌ویژه پس از مرگ عزیزان، به آن اعتماد می‌کنیم. مذهب سنگ‌بنای مهمی در زندگی‌ بسیاری از افراد است، اما اگر عامل نیرومندی در زندگی فرزندتان نباشد، شاید با گفته‌های‌ خود او را گیج کنید یا بترسانید.

              اگر قصد دارید در توضیحات‌تان از عقاید مذهبی خانواده‌ی خود (در رابطه با مرگ) استفاده کنید، می‌توانید روی آرامشی تمرکز کنید که مذهب شما در این دوران سخت و غم‌انگیز فراهم می‌کند.

              چه توضیحات شما حاوی باورهای اعتقادی و مذهبی شما باشد و چه نباشد، به یاد داشته باشید که مرگ یک عزیز فرصتی برای عزاداری و پذیرش واقعیت‌های زندگی است.

              آیا فرزند شما باید در مراسم خاک‌‌سپاری شرکت کند؟

              والدین اغلب نمی‌دانند که آیا پسر، دختر یا نوه‌شان باید در مراسم تشییع جنازه‌ی یکی از اعضای خانواده شرکت کند یا نه. دکتر اِلَن وولفلت[۱] می‌گوید کودکان باید ترغیب شوند تا در مراسم خاک‌‌سپاری شرکت کنند، اما هرگز آن‌ها را مجبور نکنید.

              [۱]. alan Wolfelt

              به کودک توضیح دهید که قرار است چه اتفاقی بیفتد

              اگر کودک می‌خواهد در مراسم تدفین شرکت کند، والدین باید توضیح دهند که قبل، حین و بعد از مراسم چه اتفاقی خواهد افتاد.

              • اگر قرار است جسد دیده شود، از قبل به کودک اطلاع دهید.
              • به او توضیح دهید که بدن و کفن چگونه به ‌نظر خواهند رسید.
              • به کودک بگویید که مردم در مراسم گریه می‌کنند، می‌خندند و خاطرات خوشی را که با متوفی داشته‌اند به‌ اشتراک می‌گذارند.

              به کودکان کمک کنید چرایی برگزاری مراسم تشییع جنازه را درک کنند: «تشییع جنازه واسه غم و عزاداریه، چون یه نفر مرده. همین‌طور زمانیه که ما خاطرات شخص مرده رو یادآوری می‌کنیم و به ‌همدیگه دلداری می‌دیم.»

              چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

              شرکت در مراسم خاک‌‌سپاری درد کودک را التیام می‌بخشد

              شرکت در مراسم خاک‌‌سپاری کودک و نوجوان را آرام می‌کند. شاید کودک دوست داشته باشد خاطره‌ای از متوفی به اشتراک بگذارد یا شعری ویژه در مراسم بخواند. روشن ‌کردن شمع، گذاشتن یادبودی خاص، نوشته یا عکس در تابوت از کار‌های دیگری است که کودکان می‌توانند در مراسم انجام دهند.

              چرا در بیشتر مواقع، کودکان پس از مرگ یکی از اعضای خانواده احساس گناه می‌کنند؟

              کودکان خردسال درک درستی از دلیل وقوع اتفاقات ندارند. آن‌ها اغلب از فرایندی به ‌نام تفکر جادویی استفاده می‌کنند. آن‌ها معتقدند که با افکار، آرزوها و اعمال‌شان می‌توانند باعث به‌ و‌قوع پیوستن برخی اتفاقات در جهان شوند. بزرگسالان نیز با گفتن جمله‌ی: «آرزویی بکن که دوست داری اتفاق بیفته» این باور غلط را تقویت می‌کنند.

              گاهی اوقات تفکر جادویی مفید است. کودکان با آرزو کردن احساس می‌کنند قادرند اوضاع را کنترل کنند. اما این تفکر نقطه‌‌ضعفی هم دارد. بر این اساس، هرگاه اتفاق بدی رخ دهد، برای مثال یکی از عزیزان بمیرد، کودکان باور می‌کنند این اتفاق به دلیل گفته‌ی آن‌ها یا آرزو‌‌یی است که در دل داشته‌اند.

              کودکان بزرگ‌تر و نوجوانان اغلب با خود می‌اندیشند که می‌توانستند مانع مرگ دیگری شوند. برای مثال اگر کودک بدرفتاری نکرده ‌بود و باعث استرس در خانواده نمی‌شد، پدر سکته‌ی قلبی نمی‌کرد. اگر مادرش به دنبال او به مدرسه نمی‌رفت، هیچ‌وقت آن تصادف اتفاق نمی‌افتاد. اگر حواس کودک به پدرش بود تا زودتر به دکتر مراجعه کند، سرطان تا این حد پیشرفت نمی‌کرد.

              شاید کودک به ‌دلیل مرگ خواهر یا برادرش احساس گناه کند. شاید بعد از فوت یکی از اعضای خانواده هرگاه در حال تفریح یا شادی ‌کردن است، احساس گناه کند.

              اگر کودک در روابطش با فرد متوفی مشکلاتی داشته است، احساس گناهش بیشتر می‌شود. در ادامه، چند مثال آورده شده ‌است:

              • اگر کودک درست قبل از مرگ فرد از دست او عصبانی بوده باشد.
              • اگر مرگ بعد از بیماری طولانی‌مدتی رخ داده باشد و کودک آرزو کرده باشد فرد بمیرد تا این رنج به پایان برسد.
              • اگر بعضی از اعمال کودک با مرگ مرتبط باشد. برای مثال، نوجوانی که اندکی قبل از مرگ مادرش در تصادف ماشین با او به‌‌شدت دعوا کرده بود.

              هنگامی‌که می‌خواهیم درباره‌ی مرگ یکی از افراد خانواده با کودک‌ صحبت کنیم، باید فرض را بر این بگیریم که کودک در این باره احساس گناه می‌کند؛ حتی اگر هیچ دلیل منطقی‌ای برای این حس وجود نداشته ‌باشد.

              اگر کودک در رابطه با مرگ کسی احساس گناه می‌کند، چه باید کرد؟

              برای کودک این‌گونه توضیح دهید: اغلب مردم وقتی اتفاقات بد و دردناکی رخ می‌دهد، فکر می‌کنند آن اتفاق به دلیل کار بدی است که آن‌ها انجام داده‌اند.

              حتی اگر کودک به‌طور مستقیم به این موضوع اشاره‌ای نکرد شما به او اطمینان دهید که وی مسئول مرگ کسی نیست.

              کودکان اغلب خشم خود را از مرگ ابراز می‌کنند. آن‌ها شاید از کسی که احساس می‌کنند مقصر مرگِ فرد است خشمگین باشند. آن‌ها شاید از دست خدا عصبانی باشند. حتی شاید از دست کسی که رفته و آن‌ها را تنها گذاشته ‌است نیز عصبانی باشند. گاهی اعضای خانواده مورد هدف این خشم قرار می‌گیرند؛ زیرا افرادی نزدیک به آن‌ها هستند.

              چگونه مرگ والدین بر کودک تأثیر می‌گذارد؟

              در بعضی موارد، بعد از مرگ پدر یا مادر از کودک مراقبت کافی نمی‌شود و وضعیت اقتصادی خانواده بدتر می‌‌شود. در بعضی از خانواده‌ها، مسئولیتِ والد از‌دست‌رفته بر‌ دوش کودک داغ‌دیده قرار می‌گیرد و این فشارها باعث می‌شود او از دوستانش جدا شود. در برخی دیگر، مرگ والدین اغلب با علائم ‌روانی خفیف، تغییر در رفتار، افزایش استرس و اختلالِ خواب همراه است.

              به‌طور کلی، کودکانی که والدین خود را از دست می‌دهند بیشتر در معرض مشکلات گوناگون قرار می‌گیرند: مشکلات روحی (مانند افسردگی، اضطراب، استرس پس از سانحه)، ترک تحصیل، موفقیت تحصیلی کمتر، عزت‌نفس پایین و رفتارهای جنسی خطرناک.

              مرگ والدین پیامدهایی منفی با خود به‌ همراه دارد. جامعه باید به کودکان کمک کند تا به ‌شیوه‌ای سالم عزاداری کنند. با وجود ‌این، باورهای فرهنگی و سوء‌تفاهم‌های مداوم اغلب مانع حمایت مناسب از کودکان می‌شود و به آن‌ها لطمه می‌زند.

              چگونه واکنش والد دیگر (زنده) بر کودک تأثیر می‌گذارد؟

              کودک به والد خود می‌نگرد، چون می‌داند بی‌قید‌و‌شرط او را دوست دارد و در برابر واقعیت‌های ناراحت‌کننده‌ی زندگی از وی محافظت می‌کند. زمانی‌که پدر یا مادری می‌میرد، زندگی برای کودک به‌مراتب ترسناک‌تر می‌شود؛ زیرا کودک نگران است که چه اتفاقی در آینده برای او خواهد افتاد.

              بدیهی است که این موقعیت بارِ سنگینی بر دوش والد دیگر و سایر اعضای خانواده قرار می‌دهد. در این شرایط، آن‌ها برای مرگ عزیز خود درد می‌شکند و باید این درد را مدیریت کنند. در عین حال، باید در تسکین غم و اندوه کودک به او کمک کنند.

              برخی فرهنگ‌ها نگرشی مثبت به سوگواری دارند؛ اما در برخی دیگر، بزرگسالانی که پیرامونِ کودکِ عزادارند از بروز احساسا‌ت‌شان منع می‌‌‌شوند. آن‌ها معتقدند چون کودکان برای قوی ماندن در مواقع دشوار به‌ بزرگ‌ترهای خود نگاه می‌کنند، پس بزرگسالان می‌بایست جلوی احساسات خود را بگیرند و آن را سرکوب کنند.

              سرکوب احساسات تلاشی عمدی و آگاهانه برای پنهان نگه‌ داشتن آن‌ از دیگران است. والد یا سرپرست کودک احساس غم و اندوه می‌کند، ولی به‌جای ابراز آن تصمیم می‌گیرد در حضور فرزند غم خود را پنهان کند.

              احساسات سرکوب‌شده اغلب در ضمیر‌ناخودآگاه افراد باقی ‌می‌مانند و به‌مرور زمان فوران می‌کنند.

              بر اساس تحقیقات، احساسات فروخورده روند بهبودی والد و کودک را به‌ تأخیر می‌اندازد؛ اما بر اساس مطالعه‌‌ای دیگر، سرکوب احساسات در روند عزاداری نقشی مثبت ایفا می‌کند.

              آیا سرکوب احساسات، مکانیسم مقابله‌ای سالمی برای والد است یا نه، هنوز جای بحث دارد. اما نکته‌ی مهم این است که چگونه باورهای والد در کنارآمدن با چنین فقدانی به کودک کمک می‌کند.

              گاه والد (زنده) معتقد است که کودک نمی‌تواند مرگ را درک کند و با احساسات و ترس ناشی از آن کنار بیاید. در نتیجه، ترجیح می‌دهد در حضور کودک عادی رفتار کند. اما در واقع، بزرگسالان با اعمال و رفتار صحیح طی روزها، هفته‌ها و ماه‌های اولِ فقدان می‌توانند توانایی کودک را در کنار‌آمدن با موضوع مرگ افزایش دهند.

              چگونه به کودک داغ‌دار کمک کنیم؟

              سرپرست و والدِ کودک داغ‌دار به‌جای اینکه وانمود کند همه‌چیز خوب است، می‌تواند از راهکار‌های زیر برای کمک به کودکش استفاده کند.

              1. روند سوگواری را به‌صورت عادی برگزار کنید

              مرگ پدر یا مادر بر کودک تأثیر می‌گذارد، اما چگونگی این تأثیرگذاری بستگی به آن دارد که بزرگسالان اطراف او چگونه به اندوه خود واکنش نشان می‌دهند. کودکی که پدر یا مادرش را از دست داده‌ است، باید بداند نشان‌ دادن احساسات و صحبت‌ کردن درباره‌ی شخص متوفی هیچ اشکالی ندارد. عادی‌سازی روند عزاداری باعث کاهش اضطراب کودکان در آینده می‌شود.

              2. از اصول فرزندپروری مثبت استفاده کنید

              اغلب اوقات، کودکان به‌ دلیل تغییرات ایجاد‌شده‌ی پس از مرگ بدرفتاری می‌کنند. شما می‌توانید با استفاده از روشِ فرزندپروری مثبت، رابطه‌ای صحیح با کودک و محیط پیرامونش برقرار کنید.

              والدینی که بر اساس تکنیک‌های فرزندپروری مثبت رفتار می‌کنند مهربان، صمیمی، حامی و مصمم هستند. این شیوه احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی مانند افسردگی را کاهش می‌دهد و سازگاری بهتری در کودکِ داغ‌دیده ایجاد می‌کند.

              3. از قرار‌گرفتن کودک در برابر رویدادهای منفی زندگی بکاهید

              پس از مرگ یکی از والدین، وقایع منفی زندگی سبب می‌شود که مشکلات روانی کودک افزایش یابد. برای مثال، گذراندن تعطیلات در دو‌ سال اول به‌ویژه برای کودکان دشوار است. والد دیگر می‌تواند با استفاده از مهارت‌های شنیداری، محیطی امن برای فرزندش فراهم کند تا کودک احساساتش را درباره‌ی تعطیلات بیان کند.

              یکی از مواردی که اغلب کودکان داغ‌دیده را نگران می‌کند، برقراری رابطه‌ی مجدد عاشقانه‌ی پدر یا مادرشان با فردی دیگر است. والدین باید به‌تدریج شریک تازه‌ی زندگی خود را به کودک معرفی کنند؛ همچنین با صراحت و مطابق سن کودک با وی صحبت کنند.

              4. مهارت‌های مقابله‌ای کودکان را بهبود ببخشید

              استراتژی‌های مقابله‌ای شامل موارد زیر است:

              • خوش‌بین بودن و تبدیل کردن واگویه‌های منفی ذهن به واگویه‌هایی مثبت.
              • رها کردن این باور که می‌توان وقایع‌ غیر‌قابل کنترل زندگی را کنترل کرد.
              • تمرکز بر حل‌ مسئله و مدیریت موقعیت استرس‌زا.

              والدین برای کمک کردن به کودکان داغ‌دیده‌ی خود باید از آن‌ها بخواهند تمرین کردن چنین مهارت‌هایی را در برنامه‌ی خود قرار دهند.

              کودکان داغ‌دیده در مقایسه با سایر کودکان بیشتر احساس ناتوانی می‌کنند. آن‌ها باور دارند که بر رویدادهای زندگی‌شان کنترل کمتری دارند.

              برای اینکه اضطراب پس از مرگ را در کودکان مدیریت کنیم، باید به آن‌ها آموزش دهیم تا مسئولیت خود را در این دوران بشناسند. مسائلی را که کودک باید درک کند از مسائلی که بر عهده‌‌ی بزرگسال است تفکیک کنید. برای مثال، والدی که کنار آمدن با این فقدان برایش دشوار است، می‌بایست در همان ابتدا با فرزندش صادق باشد و او را در جریان این موضوع قرار دهد. در این شرایط، والد به کودک اطلاع می‌دهد که از او انتظار کمک ندارد و نیاز دارد به متخصصی مراجعه کند که در این زمینه آموزش ‌دیده باشد.

              کودکان باید بدانند که والدین به‌مرور زمان می‌توانند ناراحتی‌شان را بهتر مدیریت کنند و وظیفه‌ی آن‌ها فقط این است که بر تکالیف مدرسه تمرکز کنند و با دوستان‌شان وقت بگذرانند.

              چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

              چگونه تعطیلات و سالگردها را با کودکان داغ‌دیده از سر بگذرانیم؟

              تعطیلات و سالگردها، به‌ویژه اولین سال پس از مرگ، برای کودکان داغ‌دار بسیار دشوار است. این روزهای خاص، هم از دست‌ دادن فرد را یادآوری می‌کنند و هم خاطرات خوش او را.

              اغلب اوقات انتظار‌ کشیدن برای این ایام سخت‌تر از خود آن روز است. خلائی که کودک داغ‌دار احساس می‌کند با تماشای کودکانی که از تعطیلات لذت می‌برند، عمیق‌تر می‌شود.

              کودکان را برای تعطیلات آماده کنید

              به کودک داغ‌دیده از قبل اطلاع دهید که احتمالاً در طی تعطیلات یا سالگرد آن واقعه، احساسات دردناکی را تجربه خواهد کرد. برنامه‌ریزی قبلی کمک می‌کند تحمل‌ این وقایع راحت‌تر شود.

              بعضی تعطیلات از بقیه سخت‌تر هستند

              برای کودکی که والدینش را از دست داده ‌است، از سر گذراندن روز‌ پدر و روز مادر بسیار دشوار است. شاید کودک تصمیم بگیرد فردی را به‌عنوان جایگزین مادر یا پدرش به این جشن‌ها ببرد.

              برخی کودکان انتخاب می‌کنند که تولد پدر یا مادر خود را با پختن کیک، روشن کردن شمع یا تهیه‌ی کادوی تولد جشن بگیرند.

              • اگر کودکان برای بزرگداشت عزیز خود احساس نیاز کردند، به آن‌ها پیشنهاد دهید به گورستان بروند یا از مکان خاصی بازدید کنند که یادآور خاطرات مثبت پدر یا مادر است.
              • به‌ همین ترتیب، تعطیلات دیگر را هم می‌توان با هدیه ‌دادن، به ‌اشتراک ‌گذاشتن خاطرات و برگزاری تشریفات خاص گرامی داشت.

              سالگردها احساسات کودکان را تحریک می‌کنند

              با نزدیک ‌شدن به اولین سالگرد مرگ والدین، بیشترِ کودکان روزهای آخر زندگی والدین‌شان را به‌شدت در ذهن‌ خود مرور می‌کنند. آن‌ها در این دوران به قوت‌قلب و حمایت بیشتری نیاز دارند.

              بزرگسالان می‌توانند خاطرات‌ خاص و احساسات‌شان را درباره‌ی سالگرد درگذشت فرد متوفی با کودکان به ‌اشتراک بگذارند و به این ترتیب،‌ در این ایام سخت به آن‌ها کمک کنند.

              کلام آخر

              همه‌ی کودکان می‌بایست درباره‌ی مرگ و واقعیت‌های آن بدانند. بی‌شک، توضیح دادن درباره‌ی مرگ دشوار است. با وجود این، شما در مقام والد، تأثیر فراوانی بر چگونگی شکل‌گیری افکار و احساسات کودک‌تان در این زمینه دارید.

              صداقت را محور اصلی صحبت خود قرار داده، به کودک فرصت دهید تا احساساتش را آزادانه بیان کند. این‌گونه قادر خواهید بود مفاهیم مرتبط با مرگ را به شیوه‌ای صحیح به فرزندتان تفهیم کنید.

              منابع

              https: //childdevelopmentinfo. com/how-to-be-a-parent/communication/talk-to-kids-death/

              https: //crhcf. org/insights/how-to-explain-death-to-children/

              https: //centerforparentingeducation. org/library-of-articles/healthy-communication/talking-with-children-about-death/

              https: //www. aap. org/en-us/advocacy-and-policy/aap-health-initiatives/Children-and-Disasters/Documents/After-a-Loved-One-Dies-English. pdf

              https: //www. vitas. com/family-and-caregiver-support/grief-and-bereavement/holidays-and-grief/handling-holidays-and-special-anniversaries-with-grieving-children

              https: //www. parentingforbrain. com/death-of-a-parent/

              https: //www. familyeducation. com/videos/12-childrens-books-help-explain-tragedies-death

              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iSyzk
              راهکارهایی برای کنترل خشم کودکان

              راهکارهایی برای کنترل خشم کودکان

              گردآوری و ترجمه: بیتا مرادی

              فهرست محتوا

              راهکارهایی برای کنترل خشم کودکان

              کودک خشمگین کیست؟ چگونه احساس خشم را در کودکان دریابیم؟

              آیا تاکنون کودک شما عصبانی شده و کنترلش را از دست داده است؟ آیا تاکنون فریاد زده، جیغ کشیده یا خواسته کسی را بزند؟ شاید برادر کوچک‌ترش وارد اتاقش شده و بدون اجازه با اسباب‌بازی او بازی کرده باشد یا معلمش تکالیف زیادی به او داده باشد یا حتی یکی از دوستانش یکی از بازی‌های ویدئویی مورد علاقه‌ی او را امانت گرفته و بعد آن را شکسته باشد. همه‌ی این موارد می‌توانند کودک شما خشمگین کنند.

              تمام انسان‌ها عصبانی و خشمگین می‌شوند، ولی درجه‌ی خشم در افراد گوناگون متفاوت است. نکته‌ی مهم اینجاست که خشم می‌تواند خوب باشد: وقتی‌ با کودکان ناعادلانه رفتار شود، خشمگین می‌شوند و این خشم به آن‌ها کمک می‌کند روی پای خود بایستند.

              قسمت سخت ماجرا اینجاست که کودکان باید یاد بگیرند چگونه با چنین احساسات سر‌سختانه‌ای مقابله کنند و موقع خشمگین شدن چه رفتاری داشته باشند.

              کودک شما سرشار از احساسات گوناگون است. او در زمان‌های گوناگون و متفاوت می‌تواند احساس ناراحتی، خوشحالی، حسودی و… کند. خشم نیز یکی از همین احساسات است که هرازگاهی آن را تجربه می‌کند و کاملاً نرمال و طبیعی است. در حقیقت، بسیار مهم و ضروری است که گاه کودک شما عصبانی و خشمگین شود. اما مسئله اینجاست که خشم باید به طریق درستی ابراز شود.‌ در غیر این صورت، کودک شما همچون قابلمه‌ای خواهد بود که درش را گذاشته باشند و آب در آن در حال جوشیدن باشد. اگر بخار خارج نشود، در نهایت آب آن‌قدر می‌جوشد که سر می‌رود و درش را به بیرون پرت می‌کند!

              در این صورت، چه اتفاقی برای کودک شما رخ خواهد داد؟ نتیجه‌ی چنین کاری برای هیچ‌کس خوشایند و جالب نیست.

              در حقیقت، زمانی‌که کودک‌تان خشمگین می‌شود، نگران می‌شوید و می‌خواهید بدانید چه اتفاقی در حال روی دادن است.

              کودکان کم‌سن‌و‌سال نمی‌توانند نیاز‌های‌شان را به‌درستی ابراز کنند و آن را به والدین و اطرافیان‌شان تفهیم کنند. به همین دلیل خشمگین و عصبی می‌شوند. آن‌ها اغلب بدون فکر کردن رفتار می‌کنند و به همین دلیل، می‌توانند عصبی شوند یا اسباب‌بازی‌های‌شان را بشکنند.

              اکثر کودکان بعد از رفتن به مدرسه یاد می‌گیرند درباره‌ی نیاز‌های خود صحبت کنند‌. آن‌ها در این سن قادرند خود را کنترل کنند و آرام شوند. ولی برخی کودکان حتی پس از مدرسه رفتن نیز به‌جای بیان نیازهای خود، خشمگین می‌شوند. کودکانی که همواره در مدرسه به مشکل برمی‌خورند و به دردسر می‌افتند، کودکانی که دوستی ندارند ‌یا سایر هم‌کلاسی‌های‌شان آن‌ها را مسخره می‌کنند و دست می‌اندازند، همگی احساس بدی را تجربه خواهند کرد. آن‌ها ناراحت می‌شوند و با گذر زمان، همین احساسات منفی به خشمی پنهان در آنان بدل می‌شود.

              در صورتی که با کودکان بدرفتاری شود ‌یا به اندازه‌ی کافی به آن‌ها اهمیت ندهند‌، مثل افراد بزرگسال، احساس عدالت‌خواهی در آن‌ها برانگیخته خواهد شد. شاید کودکان پیش خودشان فکر کنند دور از انصاف است که برای به دست آوردن چیزی زیاد تلاش ‌کنند، اما بقیه‌ی کودکان همان را آسان به دست آورند.

              شاید فکر کنند سهم‌شان از زندگی نا‌عادلانه است. چنین احساس و مشکلی در رابطه‌های خواهر و برادری بیشتر به چشم می‌خورد و قضیه سخت‌تر می‌شود.

              اگر کودکی در خانواده توجه بیشتری دریافت کند، احتمالاً سایر کودکان خشمگین می‌شوند. از سوی دیگر، اگر کارها برای خواهر ‌یا برادر‌ان دیگر آسان گرفته شود، ولی برای یکی از کودکان برخلاف این موضوع باشد، آن کودک خشم را تجربه خواهد کرد.

              گاه کارهای کودک به‌درستی و آن‌طور که تمایل دارد پیش نمی‌رود، در این صورت احتمالاً او خشمگین خواهد شد. برای مثال، وقتی از تکالیف مدرسه‌ی خود سر درنمی‌آورد، تیمش بازی خیلی مهمی‌ را می‌بازد ‌یا زمانی‌که از او می‌خواهند کاری را برخلاف میلش انجام دهد‌.

              اما حالت بدتری هم وجود دارد. گاه شما‌، معلمان ‌یا افراد دیگر کودک را برای کاری که نکرده است، سرزنش می‌کنید. در این صورت، او به‌شدت خشمگین خواهد شد. البته این احتمال هم وجود دارد که فرزند شما عصبانی شود، اما چرایی این خشم را درک نکند. بنابراین دلایل گوناگونی باعث بروز خشم در کودکان می‌شوند.

              کتاب با موضوع خشم کودکان
              • کتاب با موضوع خشم کودکان
              فی فی و شاه وزوزک ۲
              بستن

              فی‌فی و شاه‌وزوزک ۲

              280,000 ریال
              وقتی آن روز بابایم فریاد زد: «فی‌فی تو خیلی خنگ هستی!» مشت شاه‌وزوزک پر از کلمه‌های من بود. بابایم گفت که من در آینده هیچی نمی‌شوم و یک شکست خورده هستم. اما من جواب همه‌ی سوال‌ها را می‌دانستم.
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GSbya
              باید همدیگر را ببخشیم - مجموعه‌ی ماجرا‌های کریتر
              بستن

              باید همدیگر را ببخشیم – مجموعه‌ی ماجرا‌های کریتر

              180,000 ریال
              امروز مامان یک کیک پخته‌بود که لایه‌ی زیرش پر از آناناس بود. می‌خواستم یک ناخنک کوچولو بزنم که کیک افتاد روی زمین. ای وای! گفتم: «ببخشید مامان.» مامان گفت: «اشکالی نداردکریتر کوچولو. لایه‌ی زیر و روی کیک با هم یکی شده. اتفاق است دیگر. پیش می‌آید.»
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/OI8tx
              پشت و رو
              بستن

              پشت و رو

              300,000 ریال
              کتاب « پشت و رو » احساسات متفاوت انسان را در مواجهه با رویدادهای روزمره در قالب داستان زندگی دختری به اسم رایلی به تصویر می‌کشد.
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/EPddM
              فی فی و شاه وزوزک ۴
              بستن

              فی‌فی و شاه‌وزوزک ۴

              280,000 ریال
              چی‌چی پوپو چی‌چی پوپو ما توی قطار هستیم. من و شهاب، قطار ما می‌تواند همه‌جا برود چی‌چی پوپو چی‌چی پوپو، هرکداممان توی یک کوپه نشسته‌ایم.
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/KuBiJ
              خشونت و عدم خشونت
              بستن

              خشونت و عدم خشونت – مجموعه فلسفه را بچشیم

              80,000 ریال
              وقتی تیم فوتبالمان باخته، در مدرسه، در خانه با دیگران و... چه موقع، چگونه؟ خشونت یا عدم خشونت؟ تقدیم به همه کسانی که این کتاب را می‌خوانند یا نمی‌خوانند.
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/pqoO5

              نشانه‌های خشم در کودکان چیست؟

              پس همان‌طور که گفته شد، راه‌های گوناگونی وجود دارد که کودکان احساس خشم را تجربه کنند. اکثر اوقات بدنِ فرد به او هشدار می‌دهد که وی اکنون خشمگین شده است.

              آیا کودک شما تند‌تند نفس می‌کشد؟ آیا صورتش قرمز شده است؟ عضلاتش منقبض شده‌اند؟ ‌یا دستانش را مشت کرده و آن‌ها را محکم گره کرده است؟ آیا می‌خواهد چیزی را بشکند ‌یا کسی را بزند؟ خشم باعث می‌شود او بر سر کسانی که در اطرافش هستند، دوست‌شان دارد ‌یا حتی عاشق‌ آن‌هاست، داد بزند.

              البته، برخی کودکان خشم‌شان را این‌گونه بروز نمی‌دهند و در درون خود نگه می‌دارند. اگر کودک شما چنین می‌کند، شاید دچار سردرد ‌یا دل‌درد شود. شاید درباره‌ی خود احساس بدی داشته باشد ‌یا ناگهان گریه کند. حتی شاید از حرف زدن اجتناب کند. ولی باید بدانید که پنهان کردن خشم اصلاً کار درستی نیست. بنابراین کودک شما می‌بایست از راهی درست و بدون آسیب رساندن به خود ‌یا دیگران خشمش را بروز دهد.

              خشم و غیض کودک شما می‌تواند باعث مشاجرات متعددی در خانه شود و زندگی خانوادگی را مختل کند. کودک ممکن است به خودش و دیگران آسیب برساند یا مشکلاتی جدی در مدرسه ‌یا کلاس درس پیش بیاورد؛ تا حدی که معلم‌هایش بگویند: «کودک‌ شما خارج از کنترل است.»

              اگر می‌خواهید شناخت درستی از نشانه‌های خشم در کودکان داشته باشید، به ۱۵ سؤال زیر پاسخ دهید تا متوجه شوید آیا فرزندتان خشمگین و عصبانی است یا نه.

              تست زیر معمول‌ترین نشانه‌های خشم در کودکان را در بر می‌گیرد. البته باید گفت همه‌‌ی کودکان این نشانه‌ها را دارند، ولی اگر برخی از این علائم در کودک شما دائماً مشاهده شود ‌یا کودک شما اکثر این علائم را داشته باشد، بدین معناست که او با مشکل خشم دست‌و‌پنجه نرم می‌کند.

              هریک از ۱۵ جمله‌ای را که در ادامه بیان می‌شود، بخوانید و با توجه به امتیاز‌بندی ذکرشده، از صفر تا سه به آن‌ها امتیاز دهید. سپس کل اعداد را جمع کنید و نتیجه را با توجه به عددی که به دست می‌آورید با نتایج تست تطبیق دهید.

              صفر امتیاز = کودک من هرگز ‌این کار را انجام نمی‌دهد یا خیلی به‌ندرت این کار را می‌کند.

              یک امتیاز = کودک من گاهی این کار را انجام می‌دهد. (نهایت یک بار در ماه)

              دو امتیاز = کودک من اغلب این کار را انجام می‌دهد. (یک بار در هفته ‌یا بیشتر)

              سه امتیاز = کودک من اکثر اوقات این کار را انجام می‌دهد. (هر روز ‌یا چندین مرتبه در هفته)

              تست:

              1. کودکم بابت مشکلاتش دیگران را سرزنش می‌کند. (…. امتیاز)
              2. هرگاه کودکم احساس ناامیدی، خشم و ناراحتی کند، وسیله‌هایش را این‌ور و آن‌ور پرت می‌کند ‌یا می‌شکند. (…. امتیاز)
              3. هر زمان که کودکم خشمگین شود، برای آرام کردنش کلی انرژی و زمانصرف می‌کنیم. (…. امتیاز)
              4. کودکم از تغییرِ هیچ‌چیزی خوشش نمی‌آید و هرگاه مجبور به تغییر شود یا چنین حالتی بر او تحمیل شود، خشمگین می‌شود. (…. امتیاز)
              5. کودکم هنگام بازی با سایر کودکان قوانین بازی را تغییر می‌دهد. (…. امتیاز)
              6. هنگامی‌که کودکم ناراحت می‌شود، الفاظ تند‌و‌تیز ‌یا نفرت‌انگیزی را بیان می‌کند. (…. امتیاز)
              7. کودکم منفی‌گراست و اگر از او بخواهیم کاری را انجام دهد، عمداً آن کار را با بی‌میلی و بسیار کُند ‌انجام می‌دهد. (…. امتیاز)
              8. حتی زمانی‌‌که همه‌ چیز آرام است، کودکم دنبال بهانه‌ای برای مشاجره و ناراحتی می‌گردد. (…. امتیاز)
              9. کودکماز سایرین شکایت می‌کند، به آن‌ها توهین می‌کند ‌یا از خود طرد می‌کند. (…. امتیاز)
              10. وقتی کودکم خشمگین می‌شود، کنترلش را از دست می‌دهد و خشم و غیض خود را با حالات صورتش ‌یا زبان بدن نشان می‌دهد. (…. امتیاز)
              11. کودکم هنگام عصبانی شدن از واژگان نا‌مناسب و بد استفاده می‌کند. (…. امتیاز)
              12. هرگاه کودکم کار جدیدی یاد می‌گیرد، فوراً از آن زده می‌شود و می‌خواهد کار دیگری انجام دهد. (…. امتیاز)
              13. اگر از کودکم بخواهم کاری انجام دهد، به شرطی آن را انجام می‌دهد که با زبان نرم از او درخواست کنم؛ وگرنه لج می‌کند و آن کار را انجام نمی‌دهد. (…. امتیاز)
              14. کودکم درست بازی نمی‌کند. به همین دلیل، دوستانش از بازی کردن با او اجتناب می‌کنند و دوست ندارند با او بازی کنند. (…. امتیاز)
              15. کودکم با سایر بچه‌ها دعوا می‌کند و اگر مسخره شود، به‌سختی می‌تواند خودش را کنترل کند. (…. امتیاز)

               

              تفسیر تست:

              ۰ تا ۵: کودک شما به‌هیچ‌وجه کودک خشمگینی نیست و احساس ناامیدی و ناراحتی نمی‌کند. شاید کمی آرام و بی‌جنب‌و‌جوش باشد، اما اصلاً نیازی به تغییر ندارد.

              ۶ تا ۱۰: درجه‌ی احساس خشم و ناراحتی کودک شما کاملاً طبیعی و نرمال است. البته باید گفت عدد نزدیک به ۱۰، برای کودکان کم‌‌سن‌و‌سال‌تر و زیر ۶ سال مناسب است. حال آنکه عدد نزدیک به ۶ متناسب با کودکان بزرگ‌تر و بالای ۶ سال است.

              ۱۱ تا ۱۵: کودک شما خشمش را بروز می‌دهد و میزان خشم او بالاتر از حد نرمال است‌. دقت کنید که عدد نزدیک به ۱۵ برای کودکان کم‌سن‌و‌سال‌تر متناسب است. حال زمان آن رسیده است که کمی ‌به واکنش‌های فرزندتان موقع خشمگین شدن دقت و توجه کنید.

              ۱۶ تا ۲۰: کاملاً آشکار است که کودک شما با مشکل خشم دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و شما باید به این مسئله توجه داشته باشید و وارد عمل شوید.

              بالای ۲۰: کودک شما مشکلاتی اساسی و جدی در بروز خشم دارد، مخصوصاً اگر در سنین مدرسه باشد. باید هرچه سریع‌تر دست‌به‌کار شوید و به او کمک کنید تا با خشم خود مقابله کند. حتی اگر نیاز است از متخصصان این امر درخواست کمک کنید.

              تا بدینجا دریافتیم که نشانه‌های فراوانی درباره‌ی خشم کودکان وجود دارد؛ پس با شناخت آن‌ها می‌توان به‌درستی با این مسئله‌ی مهم مقابله کرد. در ادامه، به راه‌های مقابله با خشم در کودکان خواهیم پرداخت.

              راهکارهایی برای کنترل خشم کودکان

              راه‌های مقابله با خشم کودکان چیست؟ و والدین چه نقشی در کنترل خشم کودکان دارند؟

              برای مقابله با خشمِ کودک کنار او باشید و با همکاری یکدیگر ‌با این احساس مقابله کنید. در این صورت، به کودک‌تان نشان می‌دهید خشم مشکلی است که می‌توان آن را حل کرد.

              واکنشی که هنگام خشمگین شدن از خود بروز می‌دهید، در چگونگی واکنش فرزندتان در مقابل خشم تأثیرگذار است؛ بنابراین در کنار یکدیگر و با روش‌های درست با خشم‌تان مقابله کنید. این شیوه کمک می‌کند هردو به‌درستی با احساس خود روبه‌رو شوید.

              بسیاری از کودکان فرق بین احساس خشم و رفتار پرخاشگرانه را به‌سختی تشخیص می‌دهند و مدام با این موضوعات درگیرند. چنانچه کودک نداند چگونه می‌تواند احساس ناراحتی و خشم خود را کنترل کند، این احساسات به‌سرعت به غیض‌، بی‌احترامی‌ و رفتار‌هایی پرخاش‌گرانه و تهاجمی بدل خواهند شد.

              بنابراین کودکان به دلایل گوناگون دچار اختلالات عصبی می‌شوند و خشم را تجربه می‌کنند. این دلایل ممکن است بی‌توجهی به آن‌ها در خانه و مدرسه، داشتن مشکلات تحصیلی، نیافتن دوست و مسخره شدن‌ از جانب افراد دیگر مثل دوستان و هم‌کلاسی‌ها و… باشد. این کودکان نمی‌توانند احساسات‌شان را کنترل کنند و آرام شوند. بنابراین در مواجهه با آن‌ها از استراتژی‌ها و راهکار‌هایی مؤثر استفاده کنید و «مهارت‌های مدیریت خشم» را به آن‌ها آموزش دهید.

              1. به کودک‌تان کمک کنید به خشمش آگاه شود و به شناختی درست از این احساس دست یابد. برای مثال، اگر کودک شما روز سختی را در مدرسه گذرانده باشد،هنگامی‌که به خانه باز‌می‌گردد شاید بخواهد تنها بماند و خودش را در اتاقش حبس کند. شاید نگرشی منفی به همه چیز و همه‌کس پیدا کند؛ صورتش سرخ شده باشد ‌یا بر سر افراد خانواده داد بزند و…

              با شناخت این نشانه‌ها، می‌توانید آن‌ها را در کودک‌تان تشخیص دهید. چنانچه شناخت درستی از این علائم داشته باشید، متوجه می‌شوید که او خشمگین است. در نتیجه، می‌توانید کودک را هم از این موضوع آگاه کنید.

              1. هنگامی‌که کودک‌تان از خشم خود آگاه شد، می‌توانیدبه او کمک کنید. وقتی کودکی خشمگین است، حتی بهترین والدین نیز تمایل دارند، او را نصیحت کنند و به وی بگویند چه‌کاری باید انجام دهد. در‌حالی‌که وقتی کودک‌تان چنین احساسی را تجربه می‌کند، به‌سختی می‌تواند به حرف کسی گوش دهد. نصیحتِ همراه با سرزنش آخرین گزینه‌ای است که کودکان از ما می‌خواهند. آن‌ها از ما می‌خواهند درک‌شان کنیم. کودکان از ما می‌خواهند احساسات آن‌ها را درک کنیم. بسیاری از والدین دریافته‌اند که وقت گذاشتن برای کودک و نشستن پای صحبتش و گوش دادن به وی، برای آرام کردن خشمش کافی است. ولی باید مطمئن باشید که زمان درستی را برای صحبت کردن با کودک‌تانانتخاب کرده‌اید؛ همچنین می‌بایست تیپ شخصیتی او را در نظر بگیرید. برای مثال، کودکان برون‌گرا دوست دارند همان موقع صحبت کنند و کودکان درون‌گرا منتظر گذشت زمان هستند و ترجیح می‌دهند پیش از صحبت کردن درباره‌ی موضوع، در موردش فکر کنند. البته اگر بر ترجیح فرزند خود بیش‌ از اندازه حساس باشید، کار‌ها بدتر می‌شود و خشم کودک شما نیز بیشتر و بیشتر خواهد شد. در نهایت هم مقابله با خشم بسیار سخت و حتی غیر‌ممکن می‌شود!

               

              1. به کودک‌ خود کمک کنید خشمش را قبول کند و مسئولیت آن را متقبل شود. به کودکان آموزش دهید که هنگام بروز عصبانیت، ساده‌ترین راه سرزنش دیگری است و اینکه بگوییم:«تقصیر توست. تو مرا عصبانی کردی!» ولی این کار درست نیست. اگرکودکان ما ببینند که ما مسئولیت عصبانیت خود را بر عهده می‌گیریم و به آن اقرار می‌کنیم، آن‌ها نیز مانند ما رفتار خواهند کرد.

              می‌توانیم به کودکان‌مان یاد دهیم: سایر انسان‌ها می‌توانند کاری کنند ‌یا حرفی بزنند که ما را آزرده‌خاطر کنند، ولی در نهایت ما مسئول واکنش‌ها و رفتار‌های خودمان هستیم. اگر عصبانی هستیم‌، مسئولیت این احساس و شیوه‌ی مدیریت آن بر عهده‌ی خود با ماست.

              1. در تصمیم‌گیری به کودک خود کمک کنید: آیا قرار است او کنترل امور را به دست بگیرد یا احساس خشمش کنترل را در دست خواهد گرفت؟

              اگر کودکان از خشم خود آگاه باشند، به‌تدریج یاد خواهند گرفت که در چنین شرایطی دو انتخاب پیش رو دارند. آن‌ها می‌توانند اجازه دهند خشم کنترل امور را در دست بگیرد ‌یا خودشان خشم را کنترل و مدیریت کنند. شما می‌توانید با صحبت کردن با کودکان، آن‌ها را در مسیر مدیریت خشم یاری کنید. برای مثال بگویید: «عزیزم می‌دونم که الان خیلی عصبانی هستی. مشکلی نداره که خشم خودت رو بروز بدی. من هم خوشحالم که می‌تونی درباره‌ی عصبانیتت صحبت کنی. به نظر می‌رسه دلایل خوبی داری که این‌قدر عصبانی شدی. ولی حالا وقتشه که تصمیم بگیری: می‌خوای اجازه بدی خشمت تو رو کنترل کنه ‌یا تو می‌خوای اون رو کنترل کنی؟ یادت می‌آد سری پیش که این‌طور عصبانی شدی و کنترلت رو از دست دادی، چه اتفاقی افتاد؟ دوست داری اون اتفاق دوباره تکرار بشه؟»

              البته پُرواضح است روشی که شما برای صحبت با کودک‌تان انتخاب می‌کنید بستگی به سن‌و‌سال او، شخصیتش و روند رشد احساسات شخصی او دارد. گفت‌وگو با کودک به او کمک می‌کند متوجه خشم خود شود و آگاه باشد که می‌تواند و لازم است خشمش را کنترل کند؛ در غیر این صورت، خشم کنترل او را به دست می‌گیرد و باعث بروز مشکلاتی برای وی و اطرافیا‌نش خواهد شد.

              راهکارهایی برای کنترل خشم کودکان
              1. به کودک کمک کنید دلیل و منبع خشم خود را تشخیص دهد و آن را تعریف کند. در بسیاری موارد، خشم کودکان دلایلی مشابه بزرگسالان دارد. خشم واکنشی نرمال و طبیعی برای تمام اتفاقات روزانه‌ای است که می‌تواند موجب ترس‌، آسیب، ناامیدی ‌یا ناراحتی افراد شود. از خودتان بپرسید: «این خشم از کجا نشئت می‌گیرد؟ ماجرای اصلی و واقعی چیست؟ او از چه چیزی خشمگین است؟» در بیشتر مواقع، احساس خشمِ کودکان به دلیل نیاز‌هایی است که از آن‌ها آگاهی ندارند ‌یا نمی‌توانند آن‌ها را بیان کنند. احتمال دارد فرزند شما ترسیده یا غمگین باشد، احساس ناراحتی کند ‌یا دچار سردرگمی‌ شده باشد. همه‌ی این‌ احساسات می‌توانند به شکل خشم خود را نشان دهند.

              وقتی کودک شما از خشمش آگاه باشد و زمان داشته باشد خود را آرام کند‌، احتمالاً می‌تواند منشأ خشم را هم بیابد. شاید در ابتدا فرزند شما سرنخی در دست نداشته باشد، ولی اگر شما درباره‌ی ترس‌ها، آسیب‌ها‌، بی‌احترامی‌ها، ناامیدی‌ها‌، رنجش‌ها و… با او صحبت کنید، در‌های آگاهی و تشخیص به رویش باز می‌شود. در این صورت، با یک تیر دو نشان می‌زنید. زیرا هم به کودک‌تان کمک می‌کنید خودش را بشناسد و هم به او نشان می‌دهید که دوستش دارید و از او حمایت می‌کنید.

              1. به کودک‌تان کمک کنید راه‌حل‌هایش را بسط دهد و بهترین را انتخاب کند. راه‌های گوناگونی برای مقابله با خشم وجود دارد. اما باید به این نکته توجه کرد که برخیاز این راهکارها سازنده و برخی دیگر مخرب‌اند. از جمله راهکارهای سازنده برای کنترل خشم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: تشویق کودکان به انجام دادن بازی‌های پرتحرک، فعالیت‌های بدنی ‌یا ورزش‌هایی همچون پیاده‌روی کوتاه، دو‌، دوچرخه‌سواری و… شمارش اعداد تا ۱۰، دور شدن از موقعیت، تنفس عمیق و آرام، باز و بسته کردن مشتِ دست، صحبت کردن با کسی که به او اعتماد دارد، رفتن به‌جای خلوت و آرام شدن. در مقابل، انکارِ احساس خشم، سرکوب کردن آن و… از جمله راه‌های مخرب مقابله با خشم‌اند. بدترین حالت این است که به دنبال مقصر باشیم و خشم خود را به گردن دیگری بیندازیم؛ زیرا این کار نه‌تنها خشم ما را کم نمی‌کند، بلکه بیشتر هم می‌کند. برای همین بسیار مهم است که ما در مقام والدین، کودک خود را به‌گونه‌ای راهنمایی کنیم که او را از سؤالِ «مشکل چیست؟» به سمت‌ِ سؤال ‌«من درباره‌ی خشمم چه‌کار می‌توانم بکنم؟» سوق دهیم. تا آنجا که امکان دارد اجازه دهید کودکان خودشان راه‌حل‌ها را پیدا کنند. شاید با کودکان کم‌سن‌وسال‌تر بتوانید در این زمینه هم‌فکری کنید، ولی به کودکان بزرگ‌تر اجازه دهید خودشان این کار را انجام دهند. کودکان هرچه بزرگ‌تر می‌شوند، جواب‌ها و راه‌حل‌های‌شان گسترده‌تر می‌شود و می‌توانند از میان آن‌ها بهترین گزینه را انتخاب کنند.
              1. به کودک کمک کنید واکنش خود را در قبال خشمش مرور کند. این مرحله دقیقاً همان مرحله‌ای است که اکثر والدین آن را نادیده می‌گیرند و انجام نمی‌دهند. چند روز پس از فرونشستن خشم کودک، از وی سؤال کنید که از مقابله با خشم خود و آنچه اتفاق افتاد، چه چیزی یاد گرفت؟ چه چیزی خوب پیش رفت؟ چه مواردی را ترجیح می‌داد به شکل دیگری انجام دهد؟ چه درسی از این ماجرا گرفت؟اگر دفعه‌ی بعد چنین اتفاقی بیفتد، چه کاری انجام خواهد داد؟

              نیازی نیست این مکالمه بیشتر از چند دقیقه طول بکشد. ولی به یاد داشته باشید که یاد گرفتن مقابله با احساسات کار آسانی نیست، بلکه روندی است که باید تا آخر عمر روی آن کار کنیم و همیشه درباره‌‌اش یاد بگیریم. این روند زمان‌بر است و به آزمون و خطا نیاز دارد. اما آنچه از این تلاش‌ها و اقدامات حاصل می‌شود، ارزش چنین پروسه‌ای را دارد. برای کوچک‌ترین قدم‌هایی ‌که کودک در این روند بر‌می‌دارد‌، او را تشویق کنید و در هر فرصتی که امکانش وجود داشت به او تبریک بگویید و او را تحسین نمایید. بازخورد‌های مثبت شما بسیار حائز اهمیت هستند. تلاش کودک‌تان را‌، هرچند کم و ناچیز باشد، هربار تحسین کنید. این رفتار باعث می‌شود توانایی فرزند شما در مدیریت خشم افزایش یابد و اعتماد‌به‌نفسش در این زمینه تقویت شود.

              اگر موقع خشمگین شدن بتوانید با احساس‌تان مقابله کنید و خشم خود را کنترل نمایید‌، کودکان نیز با مشاهده‌ی شما یاد می‌گیرند با خشم خود مقابله کنند. اما اگر ببینند شما موقع عصبانی شدن کنترل خود را از دست می‌دهید‌، آن‌ها نیز دقیقاً موقع عصبانی شدن همین واکنش را از خود نشان خواهند داد. اگر از موضوعی عصبانی هستید، بهتر است در قالب کلمات آن را بیان کنید؛ این‌گونه به کودک خود یاد می‌دهید درباره‌ی احساساتش صحبت کند. چنانچه موقع عصبانی شدن کنترل خود را از دست دادید، مسئولیت رفتارتان را بر عهده بگیرید و از کودک خود عذرخواهی کنید و بگویید: «ببخشید که مجبور شدی امروز عصبی شدن و داد زدن من رو ببینی. به‌جای اینکه تُن صدام رو بالا ببرم، باید می‌رفتم یه کم پیاده‌روی تا آروم شم.»

              به همین طریق می‌توانیم راه‌های سالم مقابله با خشم را به کودکان‌مان یاد دهیم. برای مثال، به‌جای اینکه به او بگویید: «برادرت رو نزن!» بهتر است توضیح دهید وقتی از دست برادرش ناراحت می‌شود، چه‌کار کند. مثلاً بگویید: «دفعه‌ی بعد که از دست برادرت عصبانی شدی، با کلمات خشمت رو ابراز کن ‌یا ازش دور شو.» ‌یا از او بپرسید که به‌جای زدن برادرش چه‌کار دیگری می‌تواند انجام دهد و به این صورت به او کمک کنید راهکار‌های سالم و درست را بیابد و انتخاب کند.

              امکان ندارد کسی بگوید من هرگز عصبانی نمی‌شوم! اما به یاد داشته باشید که موقع عصبانی شدن «نوع رفتارمان» اوضاع را بهتر یا بدتر خواهد کرد. اجازه ندهید که خشم «رئیس» شما باشد.

              راهکارهایی برای کنترل خشم کودکان

              کودکان در سنین گوناگون، خشم خود را چگونه بروز می‌دهند؟

              صفر تا ۲ سال

              اگر نوزادان‌، به‌ویژه نوزادانِ بسیار کنجکاو، وسیله‌ای را که در دست دارند پرتاب کنند و دیگر نتوانند آن را بردارند، گریه می‌کنند و اگر در جای خود نشسته‌ باشند، بی‌قراری خواهند کرد (منظور نوزادانی است که هنوز چهاردست‌و‌پا راه نمی‌روند). برای آن‌ها بسیار ناراحت‌کننده و رنجش‌آور است که محدود باشند و آنچه را می‌خواهند نتوانند به دست آورند. آنچه موجب ناراحتی و خشمِ نوزادان می‌شود‌، میان کودکان نوپا ‌یا کودکان پیش از سن دبستان متفاوت است. در این بین، بزرگسالان اغلب فرق بین خشم و ناراحتی معمولی نوزادان را نمی‌توانند از یکدیگر تشخیص دهند.

              بسیار حائز اهمیت است که بدانیم نوزادان فقط یک راه و وسیله برای ابراز ناراحتی و پریشانی خود دارند و آن «گریه کردن» است. دل‌درد ‌یا نیاز به خواب می‌تواند موجب گریه‌ی نوزاد شما شود. گریه کردن بیش از اینکه نشانه و راهی برای بروز خشم باشد‌، راهی برای ابراز ناراحتی و نیاز‌های نوزادان است.

              پس از شش ماهگی، نوزادان ولع زیادی دارند که خودشان غذا بخورند. آن‌ها قاشق را به زور به دست می‌گیرند ‌یا با قاشق و حتی انگشتان‌شان غذا را این‌ور و آن‌ور می‌کنند و روی آن می‌کوبند. این اقدامات یعنی آن‌ها می‌خواهند خودشان غذا بخورند. اگر شما دست نوزاد را بگیرید و عقب بکشید ‌یا تلاش کنید قاشق را از او بگیرید‌، شاید نوزاد تلاش کند دست خود را آزاد کند و به این طریق اعتراض خود را با خشم و عصبانیت نشان دهد؛ حتی سر‌و‌صدا هم می‌کند.

              برخی دیگر از نوزادان حواس پنج‌گانه‌ی بسیار قوی و حساسی دارند که همین امر موجب واکنش‌های خشمگینانه از سوی آن‌ها می‌شود. برای مثال، صدای بلند و زیاد در محیط، موجب ناراحتی نوزاد شما می‌شود. برخی نوزادان در محیط بسیار روشن و پُر‌نور اذیت می‌شوند و حتی گاه شلوغی و ازدحام در جایی که نوزاد حضور دارد، می‌تواند موجب رنجش او شود.

              بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی نوزاد قادر است با گرفتن کنار‌های صندلی ‌یا میز سرپا بایستد. بعد از مدتی می‌تواند چهاردست‌و‌پا راه برود و در این بازه‌ی زمانی، تلاش فراوانی می‌کند تا بتواند سرپا بایستد ‌یا حرکت کند‌. این برهه زمان بسیار خوبی برای شماست تا او را در به دست آوردن استقلال جدیدش نظاره کنید. زمانی‌که والدینِ نگران و مضطرب ‌یا بسیار محافظه‌کار مانع برداشتن قدم‌های جدید نوزاد در این دنیا می‌شوند‌، نوزاد را خشمگین می‌کنند و او خشم خود را بروز می‌دهد.

              در این مرحله، کودکان نوپا کم‌کم یاد می‌گیرند چیزهایی را که دارند، با دیگران سهیم شوند و به آن‌ها نیز بدهند. اگر از او بخواهید اسباب‌بازی‌ ‌یا خوراکی مورد علاقه‌اش را به دوستانش بدهد‌، بسیار خشمگین خواهد شد. اما اگر او را کم‌کم تشویق کنید با این قضیه کنار بیاید، ‌رفتار بهتری از خودش نشان خواهد داد. او ترجیح می‌دهد این روند با سرعت طبیعی خودش پیش برود.

              اگر می‌خواهید کودکان‌ صفر تا دو ساله‌‌ی شما ناراحت و عصبی نشوند:

              1. فوراً و بی‌درنگ به آنچه آن‌ها را ناراحت می‌کند، واکنش نشان دهید و پاسخگو باشید. این کار موجب کاهش ناراحتی آن‌ها شده، باعث می‌شود کودک شما حمایت و توجه والدین را در هنگام نیاز احساس کند.
              2. آنچه را موجب ناراحتی و رنجش کودک شما می‌شود از بدن او دور کنید. برای مثال، از لباس‌های نرم، راحت و نخی برای کودکانی در این سن‌و‌سال استفاده کنید.

              ۳٫ محیط و روش‌های امنی برای کودکان مهیا کنید تا تلاش کنند کار‌های‌شان را خودشان انجام دهند‌. برای مثال، غذا بخورند ‌یا چهار‌دست‌و‌پا راه بروند و…

              3 تا ۴ سال

              در این سن، خشم کودکان از ناراحتی‌های‌شان سرچشمه می‌گیرد. این احساس زمانی بروز می‌یابد که نیاز‌های آن‌ها برآورده نشده باشد، نتوانسته باشند کار مدنظرشان را انجام دهند ‌یا معلمان و والدین در حد انتظار به آن‌ها توجه نکرده باشند.

              فضای شخصی و فیزیکی برای کودکان ۳ تا ۴ سال بسیار مهم است و هرگونه تجاوز به این فضا‌‌ها منجر به خشم و ناراحتی آن‌ها خواهد شد. برای مثال کودکان ۴ساله، که دانش‌آموزان (پیش‌دبستانی) فعال و پُر‌جنب‌و‌جوشی هستند‌، فضای زیادی نیاز دارند تا در آن محیط فعالیت کنند. اگر آن‌ها را با حد و مرز‌هایی که فکر می‌کنند نامناسب است، محدود کنید احساس ناراحتی می‌کنند. برخلاف آن‌ها، کودکان ۳ساله از قرار گرفتن در فضایی بسیار بزرگ، کلافه می‌شوند و گریه می‌کنند. شاید احساس کنند در میان جمعیت گم شده‌اند، ولی اگر فضا بسیار کوچک و در عین حال بسیار شلوغ باشد، موجب رنجش و عصبانیت کودکان ۳ و ۴ساله می‌شود.

              اگر در این سن‌و‌سال از آن‌ها بخواهید بنشینند و منتظر بمانند، آزرده‌خاطر می‌شوند و این کار می‌تواند موجب خشم آن‌ها شود و حتی حوصله‌شان سر می‌رود. کودکان ۳ و ۴ساله موقع بازی کردن دوست دارند آزاد باشند و اگر مربی ‌یا والدین از آن‌ها بخواهند کاری برخلاف میل‌شان انجام دهند، خشمگین خواهند ‌شد. اگر می‌خواهید به این کودکان کمک کنید، به آن‌ها یاد بدهید درباره‌ی آنچه آن‌ها را عصبانی می‌کند، صحبت کنند و آن‌ها را به زبان بیاورند.

              5 تا ۶ سال

              دلیل بروز خشم در کودکان ۵ تا ۶ سال نیز کلافگی و ناراحتی است. شاید نیاز‌های‌شان بر‌آورده نمی‌شود‌. برای مثال، شاید لازم باشد انتظار بکشند ‌یا نخواهند وسیله‌های‌شان را به کسی بدهند. همه‌ی این موارد می‌تواند موجب بروز خشم در آن‌ها شود.

              در این رده‌ی سنی، کودکان در مقطع آمادگی هستند. آن‌ها در این سن ‌یاد می‌گیرند نقاشی کنند، بنویسند، بخوانند ‌یا اعداد را بشمارند. همین کارها می‌تواند موجب بروز خشم در آن‌ها شود؛ زیرا سطح انتظارات کودک از خودش در حال افزایش است. در نتیجه، زمانی‌که نتواند انتظاراتش را برآورده کند، ناراحت و عصبی می‌شود. کودکان ۵ساله تمایل دارند خشم و ناراحتی‌شان را در ابتدا، با رفتار‌های فیزیکی و بعد، با الفاظ و کلمات ابراز کنند. آن‌ها کم‌کم یاد می‌گیرند باید خودشان را کنترل کنند. متوجه می‌شوند که چه الفاظی خوب ‌یا بد است و از رفتار‌های مورد پسند اجتماعی آگاه می‌شوند. آن‌ها یاد می‌گیرند که باید درباره‌ی خشم خود صحبت کنند و نیازی نیست برای نشان دادن خشم خود کسی را بزنند ‌یا چیزی را پرتاپ کنند. کودکان ۵ تا ۶ساله یاد می‌گیرند خشم‌شان را از راهی درست ابراز کنند و هم‌زمان در قبال احساس خشم و ناراحتیِ دوستان‌شان نیز حساس می‌شوند.

              در حقیقت، آن‌ها توجه نمی‌کنند که چه چیزی موجب ایجاد خشم در آن‌ها شده است، اما به آنچه موجب خشم و ناراحتی دوستان‌شان می‌شود توجه می‌کنند. حتی شاید بتوانند به دوستان خود کمک کنند تا آرام شوند. برای مثال، اسباب‌بازی‌شان را به آن‌ها می‌دهند ‌یا با آن‌ها بازی می‌کنند تا حواس‌شان را پرت کنند.

              در این رده‌ی سنی، کودکان کم‌کم بازی‌ها و فعالیت‌های جدیدی همچون بازی‌های فکری، چیدن پازل و… را یاد می‌گیرند که شاید در ابتدای کار برای‌شان کلافه‌کننده بود. اما کم‌کم با گذر زمان یاد می‌گیرند صبور باشند. متوجه می‌شوند قرار نیست همیشه همان بارِ اول کاری را درست انجام دهند. یاد می‌گیرند که باید وسیله‌های‌شان را با دیگران به اشتراک بگذارند. منتظر نوبت‌شان باشند و صبر کنند بقیه نیز کار خود را تمام کنند تا دوباره نوبت آن‌ها شود.

              اگر می‌خواهید به این کودکان کمک کنید‌، راه‌های درست و مناسب را برای‌شان مهیا کنید تا خشم و ناراحتی خود را به‌درستی ابراز کنند.

              راهکارهایی برای کنترل خشم کودکان

              کتابخوانی چه نقشی در کنترل خشم کودکان دارد؟

              خواندن کتاب، به‌ویژه کتاب‌هایی که در راستای کنترل خشم کودکان نوشته شده‌اند، یکی از بهترین و مؤثر‌ترین راه‌ها برای آموزش غیرمستقیم مدیریت خشم به کودکان است. در این شیوه، با کمک شخصیت‌های داستانی به کودکان آموزش می‌دهیم خشم خود را مدیریت کنند.

              کودکان خشمگین می‌شوند و این حقیقتی اجتناب‌ناپذیر است. اما هنگامی‌که کودک شما خشمگین می‌شود، زمان آن فرا رسیده که آموزش‌های مدیریت خشم را شروع کنید. یکی از مهم‌ترین راه‌ها سوق دادن کودکان به سمت خواندن کتاب‌هایی است که به کنترل خشم کمک می‌کنند. در این میان، کتاب‌های تصویری نقشی بسزا دارند و اگر کودک، خود، در سنی نیست که بتواند کتاب بخواند، شما برایش کتاب بخوانید ‌یا کتاب را در قالب قصه برا‌یش تعریف کنید.

              اگر کودک‌تان نوپاست، درباره‌ی احساسات ترسناک با او صحبت کنید و با روش‌های ساده به او کمک کنید آن‌ها را بشناسد. این شیوه موجب تغییرات مثبت و آشکاری در رفتار فرزندتان خواهد شد. برای کودکان بزرگ‌تر کتاب‌هایی در این زمینه تهیه کنید. آن‌ها می‌توانند خود، به‌تنهایی این کتاب‌ها را بخوانند.

              نکته‌ی مهم اینجاست که با توجه به رده‌ی سنی کودک (کودک نوپا و پیش‌دبستانی، کودکان دبستانی و نوجوانان) باید کتاب مناسب تهیه کنید و آن‌ها را در اختیار فرزندان‌تان قرار دهید. کودکان با خواندن این کتاب‌ها یاد می‌گیرند که عصبانی شدن احساسی طبیعی است، اما درست نیست موقع عصبانیت کسی را با الفاظ، کارها یا رفتار‌شان اذیت کنند و برنجانند. با خواندن کتاب‌ها، کودکان مهارت‌هایی برای مقابله با خشم‌شان کشف می‌کنند و راهکارهای تازه‌ای فرا می‌گیرند. مهارت‌هایی مانند آرام کردن خود، فکر کردن، کمک گرفتن از افراد معتمد، صحبت کردن و گوش فرا دادن، عذر‌خواهی کردن، صبور بودن و مثبت‌اندیش بودن.

              بنابراین، در مقام والدین باید تمام تلاش‌مان را به کار بگیریم و با مهیا کردن شرایط‌، کودکانی کتابخوان و آگاه پرورش دهیم.

              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/l9Rqg
              با کودک آسیب‌دیده از سوءاستفاده‌ی جنسی چگونه رفتار کنیم؟

              با کودک آسیب‌دیده از سوءاستفاده‌ی جنسی چگونه رفتار کنیم؟

              گردآوری و ترجمه: آذین بذرافشان

              بخش اول این مقاله با عنوان «چگونه سوءاستفاده‌ی جنسی را در کودکان و نوجوانان تشخیص دهیم؟» و بخش دوم مقاله هم با عنوان «آموزش خودمراقبتی به کودکان و نوجوانان برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ی جنسی» در وبلاگ کتاب هدهد منتشر شده است.

              فهرست محتوا

              با کودک آسیب‌دیده از سوءاستفاده‌ی جنسی چگونه رفتار کنیم؟

              اگر کودک آزار جنسی دید، چه باید کرد؟

              اگر کودکی به شما گفت آزار جنسی دیده است، چه واکنشی باید نشان دهید؟

              اگر کودک درباره‌ی سوء‌استفاده‌ی جنسی به شما بگوید، طبیعی است که شوکه شوید و احساس خشم یا نگرانی را تجربه کنید. اما باید برای مدتی احساسات خود را کنار بگذارید تا به کودک‌ کمک کنید احساس امنیت کند و بتواند درباره‌ی اتفاق روی‌‌داده برای شما بگوید.

              در ادامه، نحوه‌ی واکنش درست به سوء‌استفاده‌ی جنسی و شیوه‌ی مؤثر کمک به فرزندتان آورده شده است:

              • سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید، حتی اگر قلب شما تند می‌زند. نفس‌های عمیق بکشید و به‌آرامی بازدم‌ خود را بیرون دهید.
              • بدون قطع کردن حرف فرزندتان، با دقت به او گوش کنید. بگذارید فرزندتان داستان را با گفته‌های خودش و با سرعت خودش تعریف کند. به او نشان دهید هر اتفاقی افتاده باشد، شما به حرف‌هایش گوش می‌‌کنید.
              • اگر لازم است چیزی بپرسید، از سؤالاتی استفاده کنید که پاسخ آن‌ها به «بله» یا «خیر» منتهی نشود؛ برای مثال، پرسید: «بعد چه اتفاقی افتاد؟» نه اینکه بگویید: «آیا اون تو رو لمس کرد؟»
              • فرزندتان را باور کنید. به او بگویید که او را باور دارید، حتی اگر گفته‌هایش غیرواقعی به نظر برسد یا در ابتدا منطقی نباشد.
              • به فرزند خود بگویید که این موضوع اصلاً تقصیر او نیست، مهم نیست که چه اتفاقی افتاده و در هر صورت، او سرزنش و مجازات نخواهد شد.
              • به او بگویید که با گفتن به شما کار درستی انجام داده است. فرزند شما شجاع بوده که درباره‌ی سوء‌استفاده‌ی جنسی به شما گفته است، بنابراین از شهامت او قدردانی کنید.
              • با کودک‌تان درباره‌ی این موضوع صحبت کنید که چگونه می‌توانید به او کمک کنید احساس امنیت کند و بپذیرد که شما او را دوست دارید. برای انجام دادن کاری که فرزندتان به آن نیاز دارد، آماده باشید.

              احتمال دارد کودک‌تان همه چیز را یک‌باره به شما نگوید و طی چند روز یا چند هفته به‌تدریج درباره‌ی آن صحبت کند. بنابراین صبور باشید و به کودک خود فرصت دهید تجربیات و احساسات خود را با شما به اشتراک بگذارد.

              در این دوره، فرزندتان به‌طور متناوب نیاز دارد درباره‌ی احسا‌ساتش با شما حرف بزند و گاه به حضور شما نیاز دارد تا احساس امنیت کند؛ بنابراین سعی کنید همیشه در‌دسترس باشید؛ برای مثال، با فرزندتان در خانه بمانید، از کار مرخصی بگیرید، دنبال کودک به مدرسه بروید یا به‌طور مداوم به او سر بزنید.

              شاید فرزندتان از شما بخواهد که قول دهید ماجرا را به شخص دیگری نگویید. شما نمی‌توانید چنین قولی بدهید، اما بگویید که برای حفظ امنیت او تمام تلاش‌تان را به کار خواهید گرفت. بگویید برای ایمن نگه داشتن او باید با افراد دیگر صحبت کنید، اما او را در جریان کارهایی که انجام می‌دهید خواهید گذاشت.

                به من دست نزن - داستانی برای شناخت حد و مرزها
                بستن

                به من دست نزن – داستانی برای شناخت حد و مرزها – مجموعه مهارت‌های خودمراقبتی

                230,000 ریال
                به نظر یوناس کلاس شنا اصلا خوش‌ نمی‌گذرد، چون هنوز نمی‌توانند خوب شنا کند. وقتی قلدر کلاس او را زیر آب می‌کشد، او جیم می‌شود و کمی در رختکن پرسه می‌زند. آنجا پسر بزرگ‌تری را می‌بیند که به او پاستیل تعارف می‌کند و با او با مهربانی حرف میزند. یوناس افتخار می‌کند که یک بزرگ‌تر به او توجه کرده اما پسر بزرگ کم‌کم یوناس را تحت فشار قرار می‌دهد و او احساس خطر می‌کند.
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ZBmUR
                بلند بگو نه!
                بستن

                بلند بگو نه!

                150,000 ریال
                برخی از موضوعاتی که در این کتاب به آن‌ها پرداخته می‌شود، شامل موارد زیر است:
                • چه کارهایی مناسب‌اند و چه کارهایی نامناسب؟
                • در نظر داشتن این‌که کودکانِ قربانی در این باره مقصر نیستند.
                • چه‌طور با رفتارهای نامناسبی مثل رشوه و تهدید روبه‌رو شوند؟
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kh5Ce

                بلند بگو نه!

                230,000 ریال
                نه‌کوچولوی ما روی نیمکت همیشگی‌اش توی پارک نشسته و دارد شکلات می‌خورد. راستی‌راستی که خیلی کوچولو و فسقلی است و البته خیلی هم ساکت. بعد سروکله‌ی یک خانم چاق و چله پیدا می‌شود...
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/gGfFc

                بدن تو مال خودته!

                180,000 ریال
                خیلی وقت‌ها دوست داری بغلت کنند. بغل شدن یا بوسیده شدن حس خوبی دارد. می‌گویی: «این کار را دوست دارم!» تو هم طرف مقابل را بغل می‌کنی و او را می‌بوسی...
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/NPYSu
                نه، یعنی نه
                بستن

                نه، یعنی نه

                250,000 ریال
                وقتی خاله جینی بخواهد بوسم کند و من دوست نداشته باشم... نه یعنی نه! من حق دارم تصمیم بگیرم که او را ببوسم یا با دست بدهم، اما اگر نخواهم... نه یعنی نه!
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/wESMl

                نگرانی درباره‌ی آزار جنسی: تشویق کودک به حرف زدن

                شاید فرزندتان چیزی به شما نگفته باشد، اما نگران باشید که مبادا او آزار جنسی دیده باشد. شاید خودتان متوجه علائم بدرفتاری جنسی یا سایر علائم سوء‌استفاده‌ی جنسی شده باشید، شاید فرزندتان سؤالات خاصی از شما ‌بکند یا کسی به شما گفته باشد که متوجه چیزی شده یا فرزندتان موضوعی را با او مطرح کرده باشد.

                شما می‌توانید با مطرح کردن سؤالاتی مانند «به نظر می‌رسه آشفته هستی، چیزی نگرانت می‌کنه؟» یا «خوب هستی؟» فرزندتان را تشویق کنید که صحبت کند؛ حتی می‌توانید با گفتن چنین جمله‌ای کودک خود را آرام کنید: «هیچ‌چیزی اون‌قدر بزرگ، کوچک یا افتضاح نیست که نتونی درباره‌ش صحبت کنی.»

                شما می‌توانید یک کودک خردسال را با گفتن جملاتی مانند «کجاها احساس خوشحالی، درد یا ناراحتی می‌کنی؟» یا «چه زمانی