توضیحات
در کتاب «خرس سفید، خرس سیاه» میخوانیم که:
دخترک توی اتاقش بود، اما سیاهی شب او را یاد یک جنگل بزرگ میانداخت. در جنگل چه جانورانی زندگی میکنند؟ خرسها؟ یعنی الان در اتاق دخترک هم قرار است سروکلهی یک خرس پیدا شود؟ یعنی او ترسناک است؟ خرسهای واقعی فقط در جنگلهای واقعی زندگی میکنند، نه در اتاق دختربچهها!
اما همینطور که چشمهای دخترک بسته میشود، خرسی سفید آرام آرام از راههای دور میآید. چون شاید عروسکها موقع خواب از تاریکی میترسند. برای همین بهتر است یک خرس سفیدرنگ و البته فضول خودش را به آنجا برساند. خرس سفیدی که زودتر از دخترک سروکلهاش همه جا پیدا میشود. بیصدا لبهی تخت مینشیند و تمام شب بیدار است. اما اینجوری که نمیشود خوابید! صبر کنید ببینم… اگر چراغها را خاموش کنیم، امکان دارد که خرس سیاه از راه برسد؟ اصلاً شاید دخترک با خرس سیاه دوست شود؛ چون شب دوست بچههاست و بچهها از شب نمیترسند. بلکه فقط این دزدها و راهزنها هستند که از شب میترسند.
داستان «خرس سفید، خرس سیاه» داستانی تصویری و فوقالعاده درباره ترس از تاریکی و دوستی با آرامش شب است. این اثر برجسته، که با دیدی عمیق، کودک را با مفهوم شب آشنا میکند، در سال ۲۰۰۸، جایزهی جهانی «هانس کریستین اندرسن» را از آن خود کرده است.
هنوز بررسیای ثبت نشده است.