در این مجموعه کتاب های نشر “پژواک دانش” قرار دارد.

مشاهده همه 34 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
آپولین راننده می شود
بستن

آپولین راننده می شود

40,000 ریال

«آپولین» دلش می‌خواهد راننده شود، از این رو یک جعبه مقوایی پیدا کرده،‌داخل آن می‌نشیند. عروسکش را پشتش می‌گذارد و ماشین‌هایش را پشت جعبه مقوایی ردیف می‌کند. با سرعت شروع به حرکت می‌کند و این موضوع باعث می‌شود که ماشینش چپ کند.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/gCzoo
آپولین نمی خوابد
بستن

آپولین نمی خوابد

40,000 ریال

آپولین خوابش نمی‌آید. او تصمیم می‌گیرد به همراه عروسکش به گردش برود. اما قدش کوتاه است و نمی‌تواند در اتاق را باز کند. او ابتدا طبلش را زیر پایش می‌گذارد اما باز هم دستش به دستگیره در نمی‌رسد. او تلاش می‌کند با کمک عروسک در را باز کند...

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/1TD3d
آپولین پزشک می شود
بستن

آپولین پزشک می شود

40,000 ریال
عروسک آپولین مریض میشود و آپولین در نقش یک دکتر تمام کارهایی که لازم است را برای عروسکش انجام میدهد .
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/U8LMX
الان ساعت چند است؟ آموزش ساعت برای بچه ها
بستن

الآن ساعت چند است؟ آموزش ساعت برای بچه‌ها – مجموعه کتاب‌های تصویری-آموزشی

80,000 ریال
تمساح کوچولو در حالی‌که صبحانه می‌خورد، از مادرش پرسید: «الآن ساعت چند است؟» برادر کوچکش گفت: «اگر عجله نکنی، دیر به مهدکودک می‌رسی.» ساعت سخنگو هم گفت: «عجله کن، تمساح کوچولو!»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/5g5r0
جورج میمون بازیگوش به حیوانات غذا می دهد
بستن

جورج میمون بازیگوش به حیوانات غذا می دهد

70,000 ریال
یک روز جورج و دوستش برای بازدید از یک نمایشگاه به باغ‌وحش رفتند. آنها تا باز شدن نمایشگاه تصمیم گرفتند به دیدن حیوانات بروند. آنها بسته بادام‌زمینی خریدند تا با هم بخورند. از بادام‌زمینی به تمساح، کوالاها، فیل و بچه‌کانگورو دادند. او به هر حیوانی که رسیده بود، بادام‌زمینی داده بود. اما نگهبان باغ‌وحش از راه رسید و از دست جورج عصبانی بود، زیرا جورج اجازه نداشت به حیوانات باغ‌وحش غذا بدهد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/zKpEd
جورج میمون بازیگوش (برف بازی)
بستن

جورج میمون بازیگوش (برف بازی)

70,000 ریال
جورج به اتفاق دوستش  به مسابقات زمستانی رفت. جورج از این که بالای کوه بود، خوشحال بود. او یک چیز جالب دید و فکر کرد که شبیه یک فضا‌پیما است. جورج سوار آن وسیله شد، صاحب وسیله سعی کرد او را متوقف کند ولی دیگر دیر شده بود. آن وسیله سورتمه بود. جورج سوار بر آن شده بود و نمی‌توانست آن را متوقف کند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/x0x4T
جورج میمون بازیگوش (خواب)
بستن

جورج میمون بازیگوش (خواب)

70,000 ریال
جورج با دوستش بعد از یک روز طولانی در شهربازی به خانه برگشتند. جورج خسته بود و به روزی که گذشته بود، فکر کرد. او به علت کوچکی نتوانسته بود سوار ترن شود، مسئول چرخ‌و‌فلک هم اجازه نداده‌بود تنهایی سوار شود و... . او به خواب عمیقی رفت و خواب دید به شهربازی برگشته ولی این‌بار شهربازی متفاوت و کوچک‌تر از قبل بود. در واقع جورج بیش‌ از حد بزرگ شده‌بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/gGYtW
جورج میمون بازیگوش (کامیون حمل خاک)
بستن

جورج میمون بازیگوش (کامیون حمل خاک)

70,000 ریال
جورج یک میمون خوب و بازیگوش بود. یک روز صبح او صدای عجیبی از پشت پنجره شنید. آن صدا، صدای کواک اردکی بود که پنج جوجه اردک به دنبال او راه افتاده بودند. جورج به دنبال آنها راه افتاد و به پارک رسید. او در پارک یک ماشین بزرگ حمل خاک دید، او فکر کرد که نشستن داخل کامیون باید جالب باشد. هیچ‌کس داخل کامیون نبود و پنجره کاملا باز بود. جورج داخل کامیون رفت و ماجراهایی برای او اتفاق افتاد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/J3pay
جورج میمون بازیگوش به سینما می رود
بستن

جورج میمون بازیگوش به سینما می رود

70,000 ریال
جورج همراه دوستش به سینما رفت. در سینما نوری را که از پشت سالن، از یک پنجره کوچک بیرون می‌زد، دید. او به عقب سالن رفت و متوجه یک در شد. وقتی جورج پایش را داخل اتاق گذاشت، مردی که آن جا روی صندلی نشسته بود، به قدری از دیدن او ترسید که از روی صندلی به هوا پرید و تمام حلقه‌های فیلم از روی دستگاه به زمین افتاد. در طبقه پایین، تماشاگرها شروع به فریاد زدن، کردند زیرا فیلم قطع شده بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qSFqJ

جورج میمون بازیگوش به پیک نیک می رود

70,000 ریال
جورج برای تعطیلات آخر هفته همراه دوستش به پیک نیک رفت. او برای آوردن آب رفت و با تقلید از یک دختربچه، آب را روی آتش مردی ریخت. مرد به دنبالش دوید و جورج از جنگل سردرآورد. در جنگل جورج  می‌خواست گربه‌ای را که لای بوته‌‌ها گیر کرده بود، نجات دهد اما او یک راسو بود که خیلی ترسیده بود. راسو دمش را بالا برد و بویی به اطراف پخش کرد. تمام بدن جورج بوی بد می‌داد و او در پی خلاص شدن از بوی بد بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GEiUs
جورج میمون بازیگوش به کارخانه شکلات می رود
بستن

جورج میمون بازیگوش به کارخانه شکلات می رود

70,000 ریال
جورج همراه دوستش به یک مغازه شکلات‌فروشی که کنار کارخانه شکلات بود، رفت. در کارخانه‌ی شکلات یک راهنما برای مردم توضیحاتی درباره شکلات‌ها می‌داد. جورج به دنبال گروه به راه افتاد و سر از بالکن درآورد. او که می‌خواست بداند شکلات‌ها چطور تزئین می‌شوند، از بالکن پایین آمد و بالای یک دستگاه رفت. ناگهان سرعت حرکت شکلات‌ها خیلی زیاد شد و کارگرها را دچار دردسر کرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/QJgSI
جورج میمون بازیگوش به کنار دریا می رود
بستن

جورج میمون بازیگوش به کنار دریا می رود

70,000 ریال
جورج به همراه دوستش یک روز به کنار دریا رفت. دوست او بتی نیز به همراه مادربزرگش آن‌جا بود. زمانی که نجات‌غریق برای استراحت رفت، جورج به جای نجات‌غریق رفت و از روی صندلی مخصوص به جمعیت نگاه کرد. او احساس کرد یک نجات‌غریق واقعی است. آن روز وقتی جورج و بتی مشغول غذا دادن به پرنده‌ها بودند، موج سبد پیک نیک را با خود برد و جورج مثل یک نجات‌غریق سبد را از دریا نجات داد و به ساحل آورد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/nTfym
جورج میمون بازیگوش در کارناوال شادی
بستن

جورج میمون بازیگوش در کارناوال شادی

70,000 ریال
جورج به همراه دوستش آقایی که کلاه زرد داشت، برای تعطیلات به شهر رفتند تا جشن کارناوال را تماشا کنند. او که دنبال غذا می‌گشت. یک درخت با چند نارگیل تازه دید، بالای درخت رفت، ولی آن نارگیل‌ها واقعی نبودند. جورج نارگیل‌ها را محکم کشید، درخت شروع به لرزیدن کرد و روی زمین افتاد و همه نارگیل‌ها پخش شدند. جورج به دنبال نارگیل‌ها می‌دوید و تمام کارناوال را به هم ریخته بود. اما ناگهان جورج گم شد و غیبش زد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/394Az
جورج میمون بازیگوش و سگ کوچولوها
بستن

جورج میمون بازیگوش و سگ کوچولوها

70,000 ریال

جورج به اتفاق دوستش آقایی که کلاه زرد داشت، یک روز صبح به پیاده‌روی رفتند. آنها یک بچه‌گربه پیدا کردند و آن را به مرکز نگهداری حیوانات بردند. دوست جورج برای پر کردن چند برگه به بیرون رفت. جورج بازیگوش کنجکاو به دنبال صدای سگی رفت و اتاقی پر از سگ‌های مختلف دید. او از یکی از سگ کوچولوها خوشش آمده بود. آهسته در قفس را باز کرد و مادر سگ کوچولو و به دنبال او سگ کوچولوها از قفس بیرون پریدند.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/mAwtT
جورج میمون بازیگوش کیک درست می کند
بستن

جورج میمون بازیگوش کیک درست می کند

70,000 ریال
جورج همراه دوستش به مراسمی رفتند که در آن برای بیمارستان کودکان پول جمع‌آوری می‌شد. در آنجا جورج بوی کیک به مشامش رسید. مرد شیرینی‌پز حواسش به جورج نبود. جورج تمشک ها را روی کیک گذاشت و همه از خوردن آن لذت بردند. کیک تمام شده بود و عده‌ای هنوز کیک نخورده و منتظر بودند. جورج کنجکاو تصمیم گرفت که خودش دست به کار شده و کیک درست کند که آقای شیرینی‌پز با دستیار جدیدش برگشت و با عصبانیت دنبال جورج دوید.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WbtvA
لئو و پوپی (باید پوپی را بشوییم)
بستن

لئو و پوپی (باید پوپی را بشوییم)

40,000 ریال
پوپی، عروسک لئو حسابی کثیف شده است و بوی بدی می‌دهد. مادر، پوپی را در ماشین لباس‌شویی می‌اندازد تا شسته شود. پوپی حالا تمیز شده است ولی دیگر بوی پوپی نمی‌دهد، بوی صابون می‌دهد و لئو از این موضوع ناراحت است.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/08BWp

لئو و پوپی (لئو مریض است)

40,000 ریال
لئو مریض است و تب دارد. دکتر لئو را معاینه می‌کند، مادر برای او غذا می‌آورد، پدر برایش داستان می‌خواند و پوپی از صبح تا شب پیش لئو در تخت می‌ماند تا حالش خوب شود. وقتی لئو حالش خوب می‌شود، این‌بار پوپی مریض می‌شود. لئو، پوپی را معاینه می‌کند، برایش داستان می‌خواند و از او مراقبت می‌کند تا حالش خوب شود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/IEeuB
لئو و پوپی - قایم موشک با پدر
بستن

لئو و پوپی – قایم موشک با پدر

60,000 ریال
پدر به خانه برمی‌گردد. لئو زود می‌رود و قایم می‌شود. لئو خوب می‌داند الآن پدر چه می‌گوید: «لئوی من کجاست؟»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ME0mt
لئو و پوپی - لئو و پوپی پاییز را دوست دارند
بستن

لئو و پوپی – لئو و پوپی پاییز را دوست دارند

60,000 ریال
همه‌ی برگ درخت‌ها افتاده‌اند. آن‌ها زیر پای لئو صدا می‌دهند. خش... خش... خش... لئو می‌خواهد همه‌ی آن‌ها را جمع کند ولی برگ‌ها خیلی خیلی زیاد هستند! آیا پوپی می‌تواند به لئو کمک کند؟ پس پوپی کجاست؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/MYAhR
لئو و پوپی - لئو کتونی می خواهد
بستن

لئو و پوپی – لئو کتونی می‌خواهد

60,000 ریال
لئو بزرگ شده است و به کفش‌های جدیدی احتیاج دارد. مادر کفش‌های خوبی در ویترین مغازه می‌بیند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/TJA7U

لئو و پوپی – پوپی گرسنه است

60,000 ریال
پوپی گرسنه است. لئو او را روی صندلی می‌نشاند و به او غذا می‌دهد. ولی پوپی نمی‌خواهد غذا بخورد. و لئو از دست او عصبانی می‌شود. لئو فکری به ذهنش می‌رسد...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/TR2Tu
لئو و پوپی - چکمه های لئو
بستن

لئو و پوپی – چکمه‌های لئو

60,000 ریال
چکمه‌های لئو جدید هستند. لئو آن‌ها را خیلی دوست دارد. وقت خواب، لئو چکمه‌هایش را نزدیک خودش می‌گذارد تا پوپی هم آن‌ها را ببیند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/OXoAk

لئو و پوپی به مهد کودک می روند

40,000 ریال
با لئو همراه شوید در اولین روزی که به مهد کودک می‌رود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kCN6x
لئو و پوپی در باغ
بستن

لئو و پوپی در باغ

60,000 ریال
لئو همیشه در باغ کاری برای انجام دادن دارد. لئو سنگ‌ها را تمیز می‌کند. او آن‌ها را در آب می‌شوید تا پوپی ببیند چقدر قشنگ‌اند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/KjfwK
لئو و پوپی در باغ وحش
بستن

لئو و پوپی در باغ وحش

60,000 ریال
در کتاب «لئو و پوپی در باغ وحش»، لئو و پوپی برای اولین بار به باغ وحش رفته‌اند. لئو دوست
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/mPFZY
لئو و پوپی در رستوران
بستن

لئو و پوپی در رستوران

40,000 ریال
این‌بار لئو و پوپی به همراه پدر و مادر برای اولین بار به رستوران می‌روند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/tAjqm
لئو و پوپی در مزرعه
بستن

لئو و پوپی در مزرعه

40,000 ریال
با لئو به مزرعه بروید و با حیواناتی که در مزرعه زندگی می‌کنند، آشنا شوید.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WxtYG

لئو و پوپی در مهد کودک

40,000 ریال
در این کتاب از مجموعه‌ی «لئو و پوپی» یک روز با لئو در مهد کودک همراه می‌شویم از زمانی که او وارد مهد کودک می‌شود تا زمانی که مادرش برای برگشتن به خانه به دنبالش می‌آید.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/UhNa4

لئو و پوپی در پارک

40,000 ریال
امروز مادر، لئو و پوپی را به پارک می‌برد. آن‌ها سرسره بازی می‌کنند، سوار چرخ و فلک می‌شوند، الاکلنگ بازی می‌کنند و... .
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iAs44
لئو و پوپی دو چرخه سواری
بستن

لئو و پوپی دو چرخه سواری

40,000 ریال
امروز هوا خوب است و قرار است لئو و پوپی همراه با پدر و مادر با دوچرخه به گردش بروند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/x5GHD
لئو و پوپی چرخ و فلک
بستن

لئو و پوپی چرخ و فلک

40,000 ریال
لئو با پدرش و عروسک دوست‌داشتنی‌اش، پوپی، به شهربازی می‌رود و برای اولن بار سوار چرخ و فلک می‌شود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/xJfaJ
لئو و پوپی گردش با مادر بزرگ
بستن

لئو و پوپی گردش با مادر بزرگ

40,000 ریال
در این کتاب با لئو و پوپی و مادربزرگ به یک گردش می‌رویم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/KJwk5
مجموعه ماجراهای جورج میمون بازیگوش
بستن

مجموعه ماجراهای جورج میمون بازیگوش

70,000 ریال
مجموعه ماجراهای جورج میمون بازیگوش ، مجموعه‌ای است که برای گروه سنی پیش از دبستان و سال‌های نخست دبستان به نگارش درآمده
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/9ePkF
من دیگه بزرگ شدم!
بستن

من دیگه بزرگ شدم!

40,000 ریال
خودم را خیس نکردم. من دیگر بزرگ شدم! من می‌توانم به تنهایی لباس بپوشم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/bky0Z