توضیحات
گرگ بدجنس و ناقلای قصهها، شنل قرمزی را توی جنگل میبیند و کلی نقشهی توی سرش میکشد که او و مادر بزرگش را به جای ناهار و دسر بعد از آن یک لقمهی چپ کند؛ اما همین که به خانهی مادربزرگ میرسد و لباس خواب او را به تن میکند، یادش میآید که جای پاهایش را از جلوی خانه پاک نکرده است. به نظر شما، او از خانه بیرون میرود و جای پاها را پاک میکند و دوباره به خانه بر میگردد؟ نخیر! از این خبرها نیست. تا او از خانه بیرون میرود، ناگهان تقی در خانه به هم میخورد و بسته میشود! یک گرگ بداخلاقِ عصبانی را با لباس صورتی مادربزرگ وسط جنگل تصور کنید! تازه آن وسط مسط ها هفت کوتوله و شاهزادهی داستان زیبای خفته هم از راه میرسند! اینجا چه خبر است؟! انگاری این قصه با قصهی معمولی شنل قرمزی فرق دارد. چون این داستان ماجرای «شنل قرمزی و گرگ بدشانس» است.
داستان «شنل قرمزی و گرگ بدشانس» بازنویسی خلاقانه و متفاوتی از داستان شنیده شده و محبوب شنل قرمزی است. ماریو راموس علاوهبر این کتاب، داستان «گیلی کوچولو و شاه» را هم نوشته است.
کتاب «شنل قرمزی و گرگ بدشانس» از مجموعهی «زیبا ترین قصههای جهان» به عنوان کتاب آموزشی مناسب و مرتبط با برنامههای درسی و کتاب معرفیشده در کتابنامهی رشد آموزش و پرورش انتخاب شده است.
هنوز بررسیای ثبت نشده است.