توضیحات
کتاب «یک تیم خوب» دومین جلد از مجموعهی کمیک «ماجراهای یونیکورن و یتی» است؛ سه داستان دربارهی یتی پشمالوی بزرگ و دوست شاخدار کوچولویش، یونیکورن، در کوههای برفی. داستانهای «توپبازی»، «مسابقه» و «بازی روی یخ» از دوستی، همکاری و حلمسئله برای کودکان میگویند.
یتی توپبازی کردن را خیلی دوست داشت. آن روز هم با توپ قرمزرنگش مشغول بازی بود که یونیکورن او را دید. یتی واقعاً خوب توپبازی میکرد. یونیکورن دوست داشت با او بازی کند، اما بلد نبود توپ را بگیرد، روپایی بزند یا اینکه با سر به توپ ضربه بزند. چه بد! یعنی آنها هیچوقت نمیتوانند با هم بازی کنند؟
راستش را بخواهید یونیکورن در انجام دادن یک بازی دیگر خیلی مهارت داشت! یعنی، حلقهبازی کردن! بله آنها میتوانستند دوتایی این بازی را انجام بدهند. اینطوری که یتی حلقه را بیندازد و یونیکورن با شاخش آن را بگیرد! چه بازی هیجانانگیزی!
البته آنها دوست داشتند دوتایی بازیهای دیگری را هم امتحان کنند؛ مثلاً، یونیکورن دویدن را خیلی دوست داشت، اما یتی جابهجا کرن صخرهها، قل خوردن و غریدن را دوست داشت! حالا باید چهکار میکردند؟ هرکس بازی مورد علاقهی خودش را انجام میداد؟ یا اینکه میشد این بازیها را با هم قاطی کرد و بازی جدیدی اختراع کرد تا هم به یتی خوش بگذرد و هم به یونیکورن؟
انتشارات هوپا مجموعهی «ماجراهای یونیکورن و یتی» را، با رعایت قانون کپیرایت، با عناوین زیر، در ایران منتشر کرده است:
هنوز بررسیای ثبت نشده است.