






چوکولو و کوکولو
500,000 ریال
صبح که شد، چوکولو احساس کرد به هر حال از خواب دیشب رشتهی باریکی از غم به جا مانده و تلاش کرد آن رشته را از درون خودش بیرون بکشد، ولی نتوانست سررشته را پیدا کند. ناامید نشد؛ فکر کرد که غم نمیتواند مدت زیادی دوام بیاورد، آن هم وقتی چیزهای بسیار شادی پیش روست که مهمترین آنها جشن تولد کوکوکو است. چوکولو چهلپای دانایی بود و میدانست که غمها فقط پیش ترسوها و تنبلها زیاد دوام میآورند. چوکولو نه تنبل بود و نه ترسو و با روحیهی خوبی که داشت، آماده میشد به سمت جلگهی شمارهی هفت به راه بیفتد.
3 عدد در انبار
لینک کوتاهلینک کوتاه کپی شد
https://hodhod.com/?p=133282
هنوز بررسیای ثبت نشده است.