توضیحات
«اینجا هیچ خبری از خرگوش نیست!» داستانی تصویری و بامزه دربارهی قضاوت، ترس و البته دوستی است؛ آن هم نه هرجور دوستیای! بلکه دوستی آقاگرگه با خرگوشها!
اینجا سرزمین هزار خرگوش است و خرگوشهای بامزه با خوشحالی و شادی مشغول بازی کردن هستند؛ یکی لیلی بازی میکند و آن یکی مشغول تاب خوردن است. یکی اسکوترسواری میکند و یکی هم آگهیای را روی درخت میچسباند. آگهی! آگهی دربارهی چی؟ مثل اینکه امروز، بله همین امروز، قرار است نمایش شاد خرگوشهای باهوش در دهکدهی خرگوشی اجرا شود. چقدر عالی! پس به دهکدهی خرگوشی خوش آمدید. چقدر هم بهموقع رسیدهاید. البته… البته… منظورم شما نبودید آقاگرگه! ای وای چه دندانهای بزرگ و تیزی هم دارید… نکند… نکند فکر کردهاید که من یک خرگوشم؟ نه بابا! من یک اسب تکشاخم. اینی که روی سرم است هم هویج نیست، شاخ اسب تکشاخ است! اگر دنبال باقی خرگوشها میگردید متأسفم. چون اینجا… اینجا دهکدهی اسب تکشاخ در سرزمین هزار اسب تکشاخ است! پس آقاگرگه به سلامت! چمدانتان را بردارید و از همین راهی که آمدهاید برگردید. وای خدای من چرا گریه میکنید؟ شما دنبال خوراک خرگوش نیستید، بلکه دنبال دوست میگردید؟! چه عجیب! مگر چنین چیزی شدنی است!
به نظر شما، آقاگرگه واقعاً برای چی چمدانبهدست به سرزمین هزار خرگوش آمده است؟
داستان جذاب «اینجا هیچ خبری از خرگوش نیست!» را از زبان خرگوش کوچولو برای بچهها بگویید و از آنها بخواهید به تصویرهای شاد کتاب بهدقت نگاه کنند. کسی چه میداند شاید دستآخر آنها هم دلشان خواست با آقاگرگهی مهربان داستان دوست شوند!
از میان کتابهای تامی ساور عناوین زیر در ایران منتشر شده است:
هنوز بررسیای ثبت نشده است.