نمایش دادن همه 10 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
آقا کوچولو به یک دوست کمک می کند - مجموعه ی آقا کوچولو
بستن

آقا کوچولو به یک دوست کمک می‌کند – مجموعه‌ی آقا کوچولو

240,000 ریال
قورباغه در حال شنا کردن در رودخانه بود که دید یک بطری سبز رنگ شناکنان به سوی او می‌رود. توی بطری یک کاغذ بود که روی آن نوشته شده بود «کمک!» ...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/1UOq4
روباه کوچک
بستن

روباه کوچک

570,000 ریال
روباه کوچک به دنبال دو پروانه بنفش می‌دوید. که ناگهان زیر پنجه‌هایش خالی شد و به جای زمین، فقط هوا بود: روباه کوچک پرت شد، و پایین آمد، و به زمین نزدیک و نزدیک‌تر شد، و...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/L9D0a
آقا کوچولو خوش بختی را پیدا می کند
بستن

آقا کوچولو خوش‌بختی را پیدا می‌کند – مجموعه‌ی آقا کوچولو

240,000 ریال
یک روز آفتابی آقا کوچولو به جنگل و دشت رفت تا قدم بزند. آسمان آبی بود. زنبورها وزوز می‌کردند. آقا کوچولو ناگهان گفت: «آه! یک برگ شبدر چهارپر!» و از حرکت بازایستاد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/yzHG4
جدال بر سر رنگین کمان
بستن

جدال بر سر رنگین کمان

270,000 ریال
در زمان‌های قدیم، سرزمین خرس‌ها و گرگ‌ها کنار یکدیگر قرار داشتند و فقط جویباری خروشان کشورهای‌ آن‌ها را از هم جدا می‌کرد. خرس‌ها و گرگ‌ها با هم در صلح و صفا و دوستی زندگی می‌کردند تا روزی که... ناگهان رنگین‌کمان زیبا ناپدید شد!
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/EWUdf
هولپل تولپل، دوست پر زور من
بستن

هولپل تولپل، دوست پر زور من

270,000 ریال
اِفی انگشتش را روی عکس گذاشت و گفت: «می‌آیی بیرون دوست من شوی؟» هولپل‌تولپل کش‌وقوسی به خودش داد و گفت: «چه فکر خوبی! آخر اینجا توی کتاب جایم خیلی تنگ است.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Lv3lX
آقا کوچولو خانه اش را از دست می دهد - مجموعه ی آقا کوچولو
بستن

آقا کوچولو خانه‌اش را از دست می‌دهد – مجموعه‌ی آقا کوچولو

240,000 ریال
آقا کوچولو یک مرد کوچک بود. او در یک جعبه‌ی کفش زندگی می‌کرد. آقا کوچولو از زندگی‌اش خشنود بود. یک روز هوا بارانی شد. آقا کوچولو گفت: «باران برای باغ‌ام خوب است.» و شادمان شد. اما سه روز و سه شب، پشتِ سرِ هم باران بارید و...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/yMgCY
پیکو، جادوگر کوچک
بستن

پیکو، جادوگر کوچک

330,000 ریال
زمان‌های بسیار قدیم، در سرزمینی دور، جادوگری به نام پیکو زندگی می‌کرد. او آن‌قدر کوچک بود که زیر یک دانه‌ی شن کنار گرد و خاک‌های پشت یک ساقه‌ی علف زندگی می‌کرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/DFwIh
گربه آقای براون
بستن

گربه آقای براون

270,000 ریال
روزی سروکله‌ی یک گربه‌ی کوچک و ژولیده پ‍یدا شد. گربه به آقای براون نگاهی کرد و گفت: «میو» و آقای براون در یک نگاه عاشقش شد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Z1B4H
گرگ نیکوکار
بستن

گرگ نیکوکار

290,000 ریال
سال‌های خیلی خیلی پیش، گرگی در یک جنگل بزرگ زندگی می‌کرد. او از پدرانش آموخته بود که وظیفه‌ی هر گرگی مراقبت از نظم جنگل است. اما همه‌ی حیوانات از او می‌ترسیدند تا روزی که...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/tyDay
ممکن و ناممکن
بستن

ممکن و ناممکن – سوریه در خواب و بیداری

270,000 ریال
عجیب است... خوابی را که در شهر حلب دیده بودم، خوب به‌یاد دارم. کم‌و‌بیش خواب‌ها تندتر از دستکش بچه‌ها یا چتر، گم‌و‌گور می‌شوند، ولی خواب شهر حلب را تا به امروز فراموش نکرده‌ام.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ZaSNT