توضیحات
کتاب تصویری «هرگز به سنجاب اعتماد نکن!» داستانی فانتزی و آموزنده دربارهی یک خرگوش آفریقایی است که دلش میخواهد با افراد تازه آشنا شود. اما مادر بر اساس تجربههایش او را از دوستی با سنجاب بازمیدارد و مدام به او هشدار میدهد که مبادا به سنجاب اعتماد کنی! این داستان به موضوعاتی همچون دوستی، اعتماد نابجا به دیگران و مراقبت از خود در انتخاب روابط جدید میپردازد و به کودکان آموزش میدهد که به توصیهها و هشدارهای والدینشان توجه کنند.
یک روز خرگوش آفریقایی حسابی حوصلهاش سر رفته بود و دلش میخواست کار تازهای بکند. اما تنها انتخابی که داشت نگاه کردن به سوسکی بود که جلوی چشمهایش رژه میرفت. درست، همان موقع بود که سنجابی از درخت پایین افتاد و توجهش را به خود جلب کرد. خرگوش دلش میخواست با سنجاب دوست شود. اما آن دو تفاوتهای زیادی با هم داشتند؛ مثلاً، سنجاب میتوانست هنگام خطر با عجله از درخت بالا برود، اما خرگوش این توانایی را نداشت. و راستش را بخواهید اصلاً هم کمکی به خرگوش نمیکرد! مادر خرگوش کوچولو وقتیکه متوجه این موضوع شد به او هشدار داد. اما…
به نظر شما، آیا در نهایت خرگوش و سنجاب میتوانند دوستان خوبی برای یکدیگر باشند؟
هنوز بررسیای ثبت نشده است.