توضیحات
ماریا تیرالا، زنی چاق و شصت و سه ساله است که عاشق خوردن نان خامهای و تماشا کردن فضای بیرون پنجره است. او هر روز کنار پنجره مینشیند و بیرون را نگاه میکند؛ تا اینکه متوجه میشود تمامی بچههای محل، چهارشنبهها، از روی پشتبامها میآیند و پشت درخت بلوط خانهای قدیمی گم میشوند. ماریا هر کاری میکند از ماجرا سر در بیاورد موفق نمیشود. برای همین بدن سنگینش را بلند میکند و راه میافتد میرود آنجا. اما ماجرا هرلحظه پیچیدهتر میشود؛ چون آنجا دوست قدیمی و البته مُردهاش را میبیند که در کنار بچهها، کلی هم خوشحال است! شما هم قبول دارید که ماجرا زیادی پیچیده است. البته داستان وقتی جالبتر میشود که ماریا تصمیم میگیرد پرستار بچهای لاغرمردنی و بیحال شود! چرا عجیب؟ چون او اصلاً از بچهها خوشش نمیآید. اما تا زمان افتتاح «سالن بولینگ بچه ها» باید این کار را ادامه دهد.
داستان «سالن بولینگ بچه ها» داستانی فانتزی و مصور دربارهی تحقق رؤیاهاست؛ داستانی که اهمیت رؤیاپردازی را به بچهها یادآوری میکند.
کریتسیه نوستلینگر، نویسندهی این کتاب، در سال ۱۹۳۶ متولد شد و در وین زندگی میکند. از او آثار بسیاری به چاپ رسیده است که جوایزی را از آن خود کردهاند:
- پادشاه خیارها را میخواهیم چهکار (جایزهی کتاب نوجوان آلمان)
- کفشدوزک پرواز کن! (جایزهی بوله بوکسته هوده و جایزهی کتاب نوجوان هلند)
- آقا سگه میآید (جایزهی ملی اتریش)
- دو هفته در ماه می
- بهترین سالهای کودکی هوگو
- پینوکیوی جدید
- کوتولهای در سر
- شاهزاده یخی و سیب دو نیم شده
در سال ۱۹۸۴، از کریستینه نوستلینگر برای مجموعه آثارش با نشان هانس کریستین آندرسن تقدیر شد.
هنوز بررسیای ثبت نشده است.