توضیحات
وقت خواب است و مادر به پسرکش میگوید: «شب به خیر عزیز دلم!»
اما صدای چکچک عجیبی به گوش میرسد و پسرکوچولو هرکاری میکند خوابش نمیبرد. برای همین به مادرش میگوید که میخواهد در تختخواب او بخوابد. اصلاً باید همین کار را بکند؛ چون ممکن است چکهچکههای آب به یک آبشار شُرشُری و شَلَپشلوپی تبدیل شوند و موجهای بلند تمام اتاق را پر کنند. مامان اما میگوید: «اینطوری خیلی هم عالی میشود. چون تو امشب حمام نکردی. اینجوری میتوانیم توی اتاقت یک جشن حمام درستوحسابی و شلپشلوپی راه بیندازیم!» به نظر شما بالاخره پسرک داستان تنهایی میخوابد؟
کتاب «شب به خیر عزیز دلم!» داستانی دربارهی ترسهای کودک هنگام خوابیدن است. در این داستان، کودک مدام از ترسها و خیالبافیهایش میگوید و مادر تلاش میکند فارغ از هرگونه تحکم، با گفتوگو، ادامه دادن تخیل کودک و شوخی کردن، او را از ترسهایش دور کند.
لیز مککورت و ساید مور نویسنده و تصویرگر مجموعه کتابهای «ماجراهای عزیز دلم» هستند. آن دو با در نظر گرفتن نیازهای روانی و ذهن خیالپرداز کودک، داستانهایی خلق کردهاند که همه فضایی آرام و دوستداشتنی دارند. در این داستانها، گفتوگو و خیالپردازی در خدمت حلمسئله قرار گرفتهاند و محور اصلی داستان هستند.
انتشارات «زعفران» مجموعه کتابهای «ماجراهای عزیز دلم» را با عناوین زیر روانهی بازار کرده است:
E –
خوبه