توضیحات
«آقا گرگه پیاده رفتن را دوست ندارد». چون یک روز آنقدر در جنگل بازی کرده بود که وقتی شب خسته و کوفته به خانه برگشت، پاهایش حسابی وَرم کرده و قرمز شده بود. حتی آنها دیگر توی کفشهایش جا نمیشدند. برای همین آقاگرگه به دوستانش گفت: «من دیگه هیچوقت پیاده راه نمیرم.» او تصمیم گرفت که در هر ماه سال، استفاده از یک وسیله را برای جابهجایی امتحان کند. او دیماه دوچرخهسواری را امتحان کرد، اما بهمحض پنجر شدن دوچرخه آن را کنار گذاشت و در بهمنماه، موقع بازی زمستانی، از کفش اسکی استفاده کرد. اما این شیوه هم چندان مفید نبود و آقاگرگه سر یک پیچ به درخت کاج برخورد کرد و حسابی زخموزیلی شد. ماشینسواری برای دیدن عمه آگاپانتهی پیر، موتورسواری و امتحان کردن کفش اسکی، از جمله کارهای دیگری بود که در ماههای بعد امتحان کرد که هرکدامشان ماجرای خودش را داشت. با این اوصاف، به نظر شما، آقاگرگه در ادامهی داستان، چه وسیلههای دیگری را بهجای راه رفتن با پای پیاده امتحان میکند؟
داستان «آقا گرگه پیاده رفتن را دوست ندارد» داستانی تصویری است که از طریق شخصیت آقاگرگه بچهها را با وسایل گوناگون حملونقل آشنا میکند. همچنین در پسزمینهی داستان، کودک در متن، با اسامی ماههای سال و در تصاویر، با تأثیر هر ماه در محیط پیرامون آشنا میشود. مثلاً در بهمنماه آقاگرگه را در پیست اسکی در حال انجام دادن ورزش زمستانی میبیند؛ همچنین در تیرماه، خورشید درخشان بر فراز دشتی سرسبز دیده میشود. در این کتاب، کلمات اعرابگذاری شدهاند، به همین دلیل خواندن آن برای کودکان سالهای اول دبستان راحت و جذاب است.
داستان «آقا گرگه پیاده رفتن را دوست ندارد» یکی از کتابهای مجموعهی «آقا گرگه» است؛ مجموعهای شاد و لذتبخش از حوادثی که بر سر آقاگرگه میآید و حوادثی که او به استقبال آنها میرود.
انتشارات محراب قلم از مجموعهی «آقا گرگه» کتابهای زیر را منتشر کرده است:
هنوز بررسیای ثبت نشده است.