مشاهده همه 11 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
این خرس نمی تواند بچه نگه دارد
بستن

این خرس نمی‌تواند بچه نگه دارد – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
آقا و خانم بارو یک عالمه بچه داشتند. آنا و آدلاید، بتسی و بیل، کسپر و کلایو. و البته علاوه بر همه‌ی این‌ها دوتی کوچولو هم بود. آن‌ها بیشتر وقت‌ها برنامه‌ای نداشتند و با بچه‌ها بدون مشکل می‌گذراندند
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/6Xq99

برگرد به تختخوابت، اِد! – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
اِد کوچولو هم خیلی دوست دارد به تختخواب برود هم خیلی بدش می‌آید توی تختخواب بماند. باید دید بابا و مامان اِد چه نقشه‌ای می‌کشند تا اِد به تختخوابش برگردد؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/zh5tJ
بگیر بخواب جسی
بستن

بگیر بخواب جسی – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
جسی یکبند جیغ می‌زند. هر شب کارش همین است. البته از وقتی که او را به اتاق من آورده‌اند. می‌گویم:«ساکت باش. بگیر بخواب.» همین‌طور پشت سر هم جیغ می‌زند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GnJWm
حالا دیگر شب بخیر
بستن

حالا دیگر شب بخیر! – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
-به عمرم این‌قدر خسته نشده بودم. حالا دیگر می‌توانم چند هفته بخوابم. شاید هم چند ماه! -عمرا به این سرحالی بیدار نبودم. نمی‌دانم رفیقم آقا خرسه چه‌ کار می‌کند؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/g8Ij0
دوباره
بستن

دوباره

320,000 ریال
وقت خواب سدریک نزدیک است. او بیسکوئیت و شیرش را خورده است. موهایش را شانه کرده و حمام رفته است. الان مامان می‌خواهد کتاب محبوبش را بخواند که درباره‌ی یک اژدها است که مثل سدریک دوست ندارد بخوابد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kKgVr
سر جای من چه کار می کنی؟
بستن

سر جای من چه کار می‌کنی؟ – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
یکی از شب‌های سرد زمستان است و پیشی کوچولو جایی ندارد که بخوابد. او آرام و بی‌صدا وارد خانه‌ای می‌شود و جای گرم و نرم و راحتی پیدا می‌کند. اما خیلی زود سر و کله‌ی صاحب جا پیدا می‌شود...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/fGEy5

شب بخیر امیلی – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
وقت خواب بود، اما امیلی نمی‌توانست خرس عروسکی مورد علاقه‌اش، آقای تدی، را پیدا کند. او همه جا را گشت. مامان به جای آقای تدی، اردک عروسکی امیلی را آورد و به او داد. بعد، پتوی امیلی را روی امیلی کشید و گفت: « شب بخیر امیلی. شب بخیر اردکی.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WrjDY
شب بخیر، ببر عزیز
بستن

شب‌بخیر، ببر عزیز! – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
با اینکه نصفه شب بود امیلی نمی‌توانست بخوابد. چرا؟ چون اتاق خواب پر بود از عربده و گرپ گرپ و شیپور زدن و غریدن. امیلی فریاد زد: «مثل اینکه حیوانات از باغ‌وحش فرار کرده‌اند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/f5fwG
قبل از اینکه بخوابم چیزی بگو خوشحالم کند
بستن

قبل از اینکه بخوابم چیزی بگو خوشحالم کند – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
ویلا خسته بود. به خاطر همین رفت که بخوابد. ویلا با بالشش این‌جوری خوابید... و آن جوری... و باز یک‌جور دیگر. اما ویلا خوابش نمی‌برد. ویلا با صدای بلند گفت:«تو آن‌جایی، ویلوبی؟»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/XOEC4
وقت خواب است خرس کوچولو!
بستن

وقت خواب است خرس کوچولو! – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
مامان خرسی صدا زد:«خرس کوچولو، دیگر وقت خواب است!» و خواهر و برادر خرس کوچولو را بغل کرد. خرس کوچولو ناله‌اش درآمد:«آخه، الان که وقت خواب نیست، هوا روشن است!»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/e7rxC
وقت خوابه بابا
بستن

وقت خوابه بابا – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
«بیا، بابا. وقت خوابه.» بابا می‌گوید: «آخه من خسته نیستم.» دست بابا را می‌کشم کمکش می‌کنم تا از جایی که لم داده بلند شود. «اول، باید حمام کنی.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iUSWS