نمایش 1–36 از 165 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
قورباغه دوست پیدا می کند
بستن

قورباغه دوست پیدا می‌کند

290,000 ریال
روزی قورباغه در جنگل خرس عروسکی غمگینی را پیدا می‌کند که تک و تنها بر روی زمین افتاده است. قورباغه تصمیم می‌گیرد او را با خود به خانه ببرد و با او دوست شود. اما...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/4Y1QG
لودی و دوستانش در پارک چه می‌کنند؟
بستن

لودی و دوستانش در پارک چه می‌کنند؟

130,000 ریال
به مشکلات از دریچه ی طنز نگاه کردن و کشف موقعیت های خنده دار مشکلات، یکی از مهارت های زندگی است. در کتاب های لودی، شخصیت داستان با مشکلاتی نظیر گم کردن اسباب بازی، پوشیدن لباس غذا خوردن، مسواک زدن، دعوا و قهر با دوستان  و ... روبرو است. اما این مشکلات در موقعیت های خنده دار، طنزآلود و همراه با بازی حل می شود. خردسالان با خواندن این کتاب همراه با لودی یاد می گیرند که چگونه کارهای روزمره را انجام دهند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/eb3rT
بیشتر! - آرچی کوچولو ۳
بستن

بیشتر! – آرچی کوچولو ۳

230,000 ریال
آرچی کرگدن کوچولویی بود که یه عالمه کار داشت. ایستگاه فضایی‌اش از مامان بزرگ‌تر بود. از بابا هم همینطور. اما هنوز به اندازه‌ی کافی بزرگ نبود! آرچی داد زد: «من موشک‌های بیشتری می‌خواهم.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/tDj5k
روباه کوچک
بستن

روباه کوچک

570,000 ریال
روباه کوچک به دنبال دو پروانه بنفش می‌دوید. که ناگهان زیر پنجه‌هایش خالی شد و به جای زمین، فقط هوا بود: روباه کوچک پرت شد، و پایین آمد، و به زمین نزدیک و نزدیک‌تر شد، و...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/L9D0a
جدال بر سر رنگین کمان
بستن

جدال بر سر رنگین کمان

270,000 ریال
در زمان‌های قدیم سرزمین خرس‌ها و گرگ‌ها کنار هم بود. فقط یک جویبار خروشان، کشورهای‌شان را از هم جدا می‌کرد.سرزمین خرس‌ها پر از دشت‌ها و چمن‌زارهایی با گل‌های رنگارنگ و خوش‌بوش و چندین دریاچه با آب زلال بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/EWUdf
هولپل تولپل، دوست پر زور من
بستن

هولپل تولپل، دوست پر زور من

270,000 ریال
مادر افی با شتاب به فروشگاه رفت که پنج پاکت شیر و مقداری کاهو بخرد. از گوشه‌ی اتاق، ترس یواش یواش سرک می‌کشید. افی زیر میز پنهان شد و توی کتاب‌اش به تصویری نگاه کرد که در آن پر زورترین خرس دنیا دیده می‌شد. خرسی به نام هولپل تولپل.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Lv3lX
خرگوش گوش داد!
بستن

خرگوش گوش داد!

290,000 ریال
یک روز تیلور تصمیم گرفت یک چیزی بسازد. یک چیز تازه... مخصوص... و معرکه... حالا تیلور به کار خودش افتخار می‌کرد. اما یکهو... همه چیز زیر و رو شد...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iBJ2Y
ما خیلی دوستت داریم داگلی بغلی
بستن

ما خیلی دوستت داریم داگلی بغلی – مجموعه داگلی بغلی

220,000 ریال
یکی از آن روزهای آفتابی و قشنگ بود. داگلی با خودش فکر کرد: «یک روز خوب برای وقت گذراندن با دوستان.» و رفت بیرون تا کسی را برای بازی پیدا کند که همبازی‌اش شود. اما هیچ کس را پیدا نکرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/UlP7t
ادوینا دایناسوری که خبر نداشت منقرض شده
بستن

ادوینا دایناسوری که خبر نداشت منقرض شده

230,000 ریال
همه مردم شهر ادوینا را می‌شناختند. ادوینا دایناسوری بود که با بچه‌ها محل بازی می‌کرد. ادوینا دایناسوری بود که به همه کمک می‌کرد. ادوینا به پیرزن‌های کوچولو کمک می‌کرد تا از خیابان رد شوند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/aUpCS
بستن

خرسی به مهد کودک می‌رود – ماجراهای خرس مهربان و دوستانش ۱

80,000 ریال
روزی خانم مربی به بچه‌های کلاس گفت که قرار است یک شاگرد جدید به کلاس بیاید. بچه‌ها خیلی خوشحال شدند. بعد خرسی اولین قدم‌های پشمالو‌ی ترسناک گنده‌اش را برداشت و به کلاس وارد شد. همه ترسیدند. البته خرسی نمی‌خواست کسی را بنرساند، فقط می‌خواست که دوست پیدا کند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/HNZc6
داگلی بغلی و پخت و پز پرماجرا
بستن

داگلی بغلی و پخت و پز پرماجرا – مجموعه داگلی بغلی

220,000 ریال

یک روز صبح زود، داگلی با تعجب جای پاهایی را دید که از روی رختخوابش رد شده بودند. جای پاها چسبناک بودند و مزه‌ی عسل می‌داند! داگلی پرسید: «کی روی رختخواب من راه رفته؟»

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/XGtP5
فرانکلین و روز دوستی - مجموعه‌ی فرانکلین
بستن

فرانکلین و روز دوستی – مجموعه‌ی فرانکلین

150,000 ریال
در سال‌روز جشن دوستی، بچه‌ها به دوست‌هایشان هدیه می‌دهند. همه‌ی بچه‌ها برای هرکدام از همکلاسی‌هایشان هدیه‌ای آورده بودند. فرانکلین هم برای دوست‌هایش کارت‌های زیبایی درست کرده بود. اما زنگ ناهار وقتی به سراغ آن‌ها رفت، اثری از کارت‌ها در کیفش نبود...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/BlZKO
چتری برای دو نفر
بستن

چتری برای دو نفر

290,000 ریال
اردک درِ خانه‌ی اسب آبی را زد. تق! تق! تق! اسب آبی گفت: «سلام اردک!» اردک چترش را توی دستش چرخاند. اردک گفت: «بهار شده! بهار! می‌آیی زیر باران قدم بزنیم؟ حسابی خوش می‌گذردها!»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qY7gM
گربه آقای براون
بستن

گربه آقای براون

270,000 ریال
روزی سر و کله‌ی یک گربه‌ی کوچک و ژولیده پ‍یدا شد. گربه به آقای براون نگاهی کرد و گفت: «میو!» آقای براون در یک نگاه عاشق‌اش شد. او را بغل کرد و به خانه برد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Z1B4H
تق تق، بیا بیرون
بستن

تق تق، بیا بیرون

230,000 ریال
تخم، تخم، تخم، تخم ترک، ترک، ترک، تخم جوجه!، جوجه!،جوجه!، تخم خدانگهدار، خدانگهدار، خدانگهدار، تخم
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/q87nx
بستن

خرسی به اردو می‌رود – ماجراهای خرس مهربان و دوستانش ۳

80,000 ریال
روزی خانم مربی بچه‌های کلاس را به اردو برد و بچه‌ها خیلی خوشحال بودند. خرسی بزرگ‌ترین و شجاع‌ترین و کمک‌رسان‌ترین بچه‌ی اردو بود. هر جا هم که هم‌کلاسی‌هایش به دردسر می‌افتادند، او آماده بود که کمک‌شان کند. همه به یک دوست مثل خرسی احتیاج دارند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2LrIw
دوستی دو طرفه
بستن

دوستی دو طرفه

290,000 ریال
آموس مک‌گی سحرخیز بود. هر روز صبح که ساعتش زنگ می‌زد، از تختش پایین می‌آمد و لباس خوابش را عوض می‌کرد و لباس فرم اتوکشیده‌ای می‌پوشید. ساعتش را کوک می‌کرد و کتری آب را می‌گذاشت بجوشد...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qXvcW
الاغ کوچولوی خاکستری
بستن

الاغ کوچولوی خاکستری – بهترین داستان های تصویری

150,000 ریال
وسط دریای بزرگ و آبی، یک جزیره‌‌ی سفید کوچولو بود. توی آن جزیره‌ی سفید کوچولو، الاغ کوچولوی خاکستری زندگی می‌کرد. هر روز دختر کوچکی به اسم سرافینا به دیدن الاغ کوچولوی خاکستری می‌آمد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/7704X
جوجه تیغی و درخت سیب
بستن

جوجه‌تیغی و درخت سیب

120,000 ریال
جوجه‌تیغی چشم‌هایش را باز کرد. درخت سیب نفس عمیقی کشید و شاخه‌هایش را بالا کشید. جوجه‌تیغی از لانه‌اش بیرون آمد، چشم‌هایش را بست و قل خورد. درخت سیب برگ‌هایش را کنار زد تا نور خورشید به سیب‌هایش برسد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/bo1uG
بستن

نویل

138,000 ریال
نویل پسر کوچکی است که به همراه خانواده‌اش به خانه جدید اسباب کشی می‌کند. هیچ کس نظر او را دربارهٔ این قضیه نپرسیده است. او حالا هیچ دوستی ندارد و تنهای تنهاست و بدترین بخش ماجرا هم همین است...    
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/dwhP5
دردسر کلوچه ای - مجموعه بیا کتاب بخوانیم
بستن

دردسر کلوچه‌ای – مجموعه بیا کتاب بخوانیم

290,000 ریال
وقت کلوچه خوردن رسیده! این‌جا سه تا کلوچه هست... ولی ما چهارتا هستیم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/UQlFP
گرسنه
بستن

گرسنه

250,000 ریال
گرسنه‌ای و غذای خوشمزه‌ای داری، دوست داری تمامش را خودت به تنهایی بخوری، اما کسی از تو می‌خواهد غذایت را با او قسمت کنی! ...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/PX4yg
بستن

خرسی خال خالی می‌شود – ماجراهای خرس مهربان و دوستانش ۲

80,000 ریال

روزی آقا غازه کشاورز به دیدن بچه‌های مهد کودک آمد. ولی دردسر از همان‌جا شروع شد! خرسی و بقیه بچه‌های کلاس خال‌‌های قرمزی درآورده بودند که می‌خارید. خانم مربی آن‌ها را به خانه‌هایشان فرستاد تا حالشان بهتر شود ولی خودش خیلی احساس تنهایی کرد.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/p5YJK
داگلی بغلی و خواب پرماجرا
بستن

داگلی بغلی و خواب پرماجرا – مجموعه داگلی بغلی

220,000 ریال
داگلی داشت همه چیزهای مورد نیازش را برای شب خوابیدن در خانه‌ی خرگوش جمع می‌کرد. او یک عالمه وسیله داشت، اما خانه‌ی خرگوش هم خیلی جادار بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Kd0Z5
مردی که بطری های اقیانوس را باز می کرد
بستن

مردی که بطری‌های اقیانوس را باز می‌کرد

290,000 ریال

بطری‌بازکنِ اقیانوس، شغلی دارد بی‌نهایت مهم. کارش این است که هر بار توی دریا بطری پیدا می‌شود، بازش کند و با دست خودش پیغام آن را به صاحبش برساند. او عاشق شغلش است؛ بااین‌حال همیشه آرزو می‌کند کاش روزی نامه‌ای هم برای خودش بیاید. تا اینکه یک روز بطری‌ای پیدا می‌کند که نامه‌اش جذاب‌تر از همه‌ی نامه‌هاست و هیچ اسمی هم ندارد. وقتی او با تمام توانش می‌کوشد تا پرده از این راز بردارد، سرانجام چیزی را می‌یابد که تمام مدت قلبش خواسته بود.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/wL0Xj
فقط همه ی ما
بستن

فقط همه‌ی ما

200,000 ریال
گوزن چشمش می‌افتد به موش و صدایش را می‌شنود. موش دارد صوت می‌زند و ترانه‌ای می‌خواند. موش روی شاخه‌ای که از این طرف رودخانه رفته تا آن‌طرف، همین‌طور سوت‌زنان جست‌و خیز می‌کند. می‌رود و برمی‌گردد. می‌رود و برمی‌گردد...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/aKHMr
باهم بزرگ شدیم درخت ها و من
بستن

باهم بزرگ شدیم درخت ها و من

185,000 ریال
یک ساله بودم که خوابم برد روی زانوهای مادرم زیر درختی که «نارون» بود. مادرم گفت: نشستم همان‌جا آن‌قدر نشستم تا بیدار شدی از خواب.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/K0aK6
فرانکلین دوستش را دعوت می کند
بستن

فرانکلین دوستش را دعوت می کند – مجموعه‌ی فرانکلین

150,000 ریال
فرانکلین می‌تواند با انگشت‌هایش بشمارد و بند کفشش را خودش ببندد. او می‌تواند زیپ و دکمه‌ی لباسش را ببندد. حتی می‌تواند در لاک کوچک و تاریکش به تهایی بخوابد. بنابراین فکر می‌کند که برای رفتن به اولین پیک نیک آماده است.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/x2lQY
دوستی شبیه الاکلنگ است
بستن

دوستی شبیه الاکلنگ است – کودکان و مفهوم تعادل در زندگی

120,000 ریال
دوستی یک جورهایی شبیه الاکلنگ است. وقتی هر دو طرف برابر باشد، الاکلنگ به تعادل می‌رسد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WUkrm
مهربان باش
بستن

مهربان باش

290,000 ریال
دیروز تانیشا روی لباسش آب‌انگور ریخت. همه جای لباس جدیدش رنگی شد. همه‌ی بچه‌ها زدند زیر خنده. من هم یک کمی خندیدم. ولی مامان همیشه بهم می‌گوید مهربان باش. من هم سعی خودم را کردم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Kwswf
بیا مهمانی بگیریم
بستن

بیا مهمانی بگیریم – داستان‌های خرسی و ببری

60,000 ریال
یک بار ببر کوچولو به خرس کوچولو گفت: «امروز تولد من است. بیا مهمانی بگیریم.» خرس کوچولو داد زد: «وای، مهمانی!من خیلی هیجان‌زده‌ام.» او رفت و قلاب ماهیگیری‌اش را از توی رودخانه آورد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/we32q
اژدهای آزمایشگاه
بستن

اژدهای آزمایشگاه – مجموعه وقتی ما نیستیم!

170,000 ریال
زنگ خانه خورد. ناظم، دسته کلید را داد به سرایدار جدید و سفارش‌هایش را تکرار کرد. وقتی همه رفتند، سرایدار از حیاط شروع کرد به تمیزکاری تا رسید به زیرزمین. سرکی به کتابخانه و اتاق ورزش کشید و آخر سر رفت سراغ آزمایشگاه...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/A8pSH
رازهای بابابزرگ قورباغه
بستن

رازهای بابابزرگ قورباغه

108,000 ریال
روزی قورباغه کوچولو و بابابزرگ قورباغه توی جنگل قدم می‌زدند. بابا بزرگ به قورباغه کوچولو گفت: «تو داری کم‌کم بزرگ می‌شوی و باید خیلی چیزها را یاد بگیری. تو باید بدانی که ما دشمن‌های زیادی داریم.» درست همان لحظه، سر و کله‌ی یک مار گرسنه پیدا شد قورباغه کوچولو از ترس فرار کرد و گوشه‌ای قایم شد. فکر می‌کنید بابابزرگ هم ترسید؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/3eSrr
آتشفشان آزمایشگاه
بستن

آتشفشان آزمایشگاه – مجموعه وقتی ما نیستیم!

170,000 ریال
بعدازظهر، سرایدار آمد توی آزمایشگاه. همه جا را تمیز کرد و وسایل را گذاشت سرجایشان. از راهرو صدای گربه آمد. سرایدار دوید دنبالش: «پیشته! تو از کجا پیدات شد؟ بدو بیرون ببینم!»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/IdkUN
سوفی و کدو حلوایی در مدرسه
بستن

سوفی و کدو حلوایی در مدرسه

290,000 ریال
در اولین روز مدرسه، سوفی توی کلاسش سرک کشید. بچه‌ها همه‌جا بودند. می‌گفتند و می‌خندیدند و جست‌و‌خیز می‌کردند. مادرش گفت: «یک عالمه دوست پیدا می‌کنی.» سوفی کوله پشتی‌اش را محکم گرفت.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iNOWT
قایم موشک با گاو جادویی
بستن

قایم موشک با گاو جادویی

70,000 ریال
جیک به جاهای بلند نگاهی انداخت، به جاهای پست نگاهی انداخت، اما دیزی را ندید. به جاهای بوگندو، جاهای پر از گل‌ و‌ شل، و جاهای تر و تمیز نگاهی انداخت، اما دیزی را ندید.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/SGHyG