مشاهده همه 14 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
آرچی فضایی می شود - تاکسی فضایی ۳
بستن

آرچی فضایی می‌شود -تاکسی فضایی ۳

200,000 ریال
قسمتی از کتاب «آرچی فضایی می شود -تاکسی فضایی ۳»: اگر تا حالا خواهر کوچولویتان با انگشت‌های کره‌ی بادام زمینی چسبناکش پلکتان را بالا نزده و از خواب بیدارتان نکرده است، آدم خوشبختی هستید.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/70MI7
آرچی پرواز می کند
بستن

آرچی پرواز می‌کند – تاکسی فضایی ۱

20,000 ریال
بیب!بیب!بیب!بیب! بچه ای معمولی مثل من، هر روز نصف شب از خواب بیدار نمی شود. ولی امروز، یک روز عادی نیست. امروز روز بابچه ها سر کار است. و قرار است من هم با بابا سوار تاکسی اش بشوم!بابا معمولا شیفت شب کار می کند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Kbi2p
آیا کسی می داند مترسک ها هم گاهی می ترسند؟
بستن

آیا کسی می‌داند مترسک‌ها هم گاهی می‌ترسند؟

85,000 ریال
امروز برای مارکو یک روز ویژه است؛ روز اولین سفرش با قطار. او کنار پنجره‌ی قطار نشسته است، و در حالی که قطار به سوی مقصد خود به پیش می‌رود، بیرون را نگاه می‌کند. «آیا کسی می‌داند چندتا پدر در آن‌جا کار می‌کنند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/9Zf8G
اتل متل ترانه شعرهای کودکانه
بستن

اتل متل ترانه شعرهای کودکانه

480,000 ریال
دویدم و دویدم به یک پلنگ رسیدم پلنگه رو زمین بود انگار که در کمین بود دست کشیدم به موهاش گفتم به اون آروم باش
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/oVlqB
اعترافات یک دوست خیالی
بستن

اعترافات یک دوست خیالی

290,000 ریال
آی دنیا! من دارم خاطراتم را می‌نویسم و اسم فصل اولش را هم گذاشته‌ام: همه از ژاک پاپیه متنفرند. به نظرم این اسم خلاصه‌ی کمی شاعرانه‌ای است از ماجراهایی که در هشت سال اول زندگی در این دنیا از سر گذرانده‌ام. خیلی زود می‌روم سراغ فصل دوم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/XTFg5
بچه ابر
بستن

بچه ابر

180,000 ریال
در دل آسمان، بچه ابری تک و تنها زندگی می‌کرد. تا این‌که روزی پروانه‌ای گذرش میان ابرها افتاد. دیدن پروانه‌ای به این زیبایی، فکر بکری به سر بچه ابر انداخت...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Twyl7

خیاط گلاستر – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۳

50,000 ریال
در روزگار شمشیرها و کلاه‌گیس‌ها و کت‌های دامن‌دار با حاشیه‌ی گلدار - وقتی اشراف‌زادگان روبان به سر می‌بستند و جلیقه‌‌ی تافته و ابریشمی راه‌راه با تور طلایی می‌پوشیدند - خیاطی در گلاستر زندگی می‌کرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/We9S4
شب بخیر، ببر عزیز
بستن

شب‌بخیر، ببر عزیز! – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
با اینکه نصفه شب بود امیلی نمی‌توانست بخوابد. چرا؟ چون اتاق خواب پر بود از عربده و گرپ گرپ و شیپور زدن و غریدن. امیلی فریاد زد: «مثل اینکه حیوانات از باغ‌وحش فرار کرده‌اند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/f5fwG
فکرهای خرگوشی
بستن

فکرهای خرگوشی

230,000 ریال
خرگوش سفید کوچولو برای خودش این‌طرف و آن‌طرف می‌پرید. وقتی روی چمن‌های بلتد، جست می‌زد، با خودش فکر کرد اگر سبز بود، چه شکلی می‌شد. وقتی جست‌وخیز کنان از جلوی درختان صنوبر رد می‌شد، با خودش فکر کرد اگر قدش بلند بود، چه شکلی می‌شد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Kk0CU

قصه خانم تیگی چشمکی – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۶

50,000 ریال
روزی روزگاری دختر کوچولویی بود به اسم لوسی که در مزرعه‌ای به نام لیتل تاون زندگی می‌کرد. او دختر کوچولوی خوبی بود، ولی همیشه دستمال‌های جیبی‌اش را گم می‌کرد! روزی لوسی کوچولو به حیاط مزرعه آمد و داد زد (وای، آن هم چه دادی!)...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/slwnX
ماجراهای بامزه در موزه...
بستن

ماجراهای بامزه در موزه…

150,000 ریال
بگو ببینم هنری، گردش علمی ما در موزه چطور بود؟ خب، راستش آن‌جور که انتظار داشتم نبود... همان لحظه که وارد شدم یک دایناسور تریسراتوپس بهم حمله کرد. باز خوب شد یک خانواده از نئاندرتال‌ها به کمکم آمدند. برای تشکر از کمکشان هنرنمایی کردم و با بادکنک سوسیسی سرگرمشان کردم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/orukl
نجات سیاره ی فضایی - مجموعه ‌ی تاکسی فضایی
بستن

نجات سیاره‌ی آبی – تاکسی فضایی ۲

200,000 ریال
در «نجات سیاره‌ی آبی - تاکسی فضایی ۲»، آرچی، پدرش و جیب، گربه‌ی سخنگو، به مأموریت جدیدی می‌روند. یک سیاره‌ی زیرآبی در حال خشک شدن است و آن‌ها باید به شهری زیر دریا بروند تا ببیند چی پشت این ماجراست. آن‌ها برای انجام این کار فقط تا قبل از صبحانه وقت دارند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Nwg8D
نیکی و روز بارانی - مجموعه قصه های دوستی
بستن

نیکی و روز بارانی – مجموعه قصه‌های دوستی ۸

220,000 ریال
یک روز بارانی بود. نیکی و برادرها و خواهرهایش نمی‌توانستند بیرون بازی کنند. نیکی گفت: «خیلی بد شد. توی خانه گیر افتادیم. خیلی خسته‌کننده است، خیلی خسته‌کننده!» همه موافق بودند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/c3nBa

پسری که تا ماه بالا رفت

70,000 ریال
همین چند وقت پیش، در یکی از شهرهای شمالی انگلستان، پسری به اسم پل زندگی می‌کرد که نسبتا تنها بود. خانه‌ی او در زیرزمین و پایین‌ترین طبقه یک برج مسکونی بزرگ بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/m3BEJ