نمایش 1–36 از 99 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
قورباغه دوست پیدا می کند
بستن

قورباغه دوست پیدا می‌کند

210,000 ریال
روزی قورباغه در جنگل خرس عروسکی غمگینی را پیدا می‌کند که تک و تنها بر روی زمین افتاده است. قورباغه تصمیم می‌گیرد او را با خود به خانه ببرد و با او دوست شود. اما...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/4Y1QG
الیوت فیل خال خالی
بستن

الیوت، فیل خال‌خالی

290,000 ریال
الویت کوچولو، یک فیل خال‌خالی بود و با بقیه خیلی فرق داشت. الویت کوچولو خیلی دوست داشت در یک شهر بزرگ زندگی کند. اما گاهی وقت‌ها سخت است در یک جای خیلی بزرگ، موجود کوچکی باشی.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/IEnhT
دوست جدید فرانکلین - مجموعه‌ی فرانکلین
بستن

دوست جدید فرانکلین – مجموعه‌ی فرانکلین

150,000 ریال
فرانکلین و دوست‌هایش با هم بزرگ شده‌اند. هر کدام از دوست‌های فرانکلین جای خاصی در زندگی او دارند. او نیاز به دوست دیگری نداشت تا اینکه یک خانواده‌ی جدید به آنجا اسباب‌کشی کردند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/zDZBz
جدال بر سر رنگین کمان
بستن

جدال بر سر رنگین کمان

270,000 ریال
در زمان‌های قدیم سرزمین خرس‌ها و گرگ‌ها کنار هم بود. فقط یک جویبار خروشان، کشورهای‌شان را از هم جدا می‌کرد.سرزمین خرس‌ها پر از دشت‌ها و چمن‌زارهایی با گل‌های رنگارنگ و خوش‌بوش و چندین دریاچه با آب زلال بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/EWUdf
ما خیلی دوستت داریم داگلی بغلی
بستن

ما خیلی دوستت داریم داگلی بغلی – مجموعه داگلی بغلی

220,000 ریال
یکی از آن روزهای آفتابی و قشنگ بود. داگلی با خودش فکر کرد: «یک روز خوب برای وقت گذراندن با دوستان.» و رفت بیرون تا کسی را برای بازی پیدا کند که همبازی‌اش شود. اما هیچ کس را پیدا نکرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/UlP7t
هولپل تولپل، دوست پر زور من
بستن

هولپل تولپل، دوست پر زور من

270,000 ریال
مادر افی با شتاب به فروشگاه رفت که پنج پاکت شیر و مقداری کاهو بخرد. از گوشه‌ی اتاق، ترس یواش یواش سرک می‌کشید. افی زیر میز پنهان شد و توی کتاب‌اش به تصویری نگاه کرد که در آن پر زورترین خرس دنیا دیده می‌شد. خرسی به نام هولپل تولپل.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Lv3lX
اجازه هست؟
بستن

اجازه هست؟

230,000 ریال
اردک می‌خواست دوستان تازه‌ای پیدا کند. این بود که رفت عضو یک باشگاه بشود. اردک پرسید: «اجازه هست عضو باشگاه شیران بشوم؟» شیر جواب داد: «خب، می‌بینم که یال و کوپال معرکه‌ای داری...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/3taWL
یک خرس روی صندلی من نشسته
بستن

یک خرس روی صندلی من نشسته

290,000 ریال
اون صندلی مالِ منه خرسه نشسته روش ولی سنگینه خرس گنده‌بک صندلی‌م رو نمی‌شکنه؟ یعنی نمی‌دونه خودش که صندلی مالِ منه؟ باید برم بگم: «پاشو من کنارت جا نمی‌شم» چه‌کار کنم اگر بگه: «من راحتم، پا نمی‌شم»  
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/yLSYu
داگلی بغلی و پخت و پز پرماجرا
بستن

داگلی بغلی و پخت و پز پرماجرا – مجموعه داگلی بغلی

220,000 ریال

یک روز صبح زود، داگلی با تعجب جای پاهایی را دید که از روی رختخوابش رد شده بودند. جای پاها چسبناک بودند و مزه‌ی عسل می‌داند! داگلی پرسید: «کی روی رختخواب من راه رفته؟»

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/XGtP5
گربه آقای براون
بستن

گربه آقای براون

270,000 ریال
روزی سر و کله‌ی یک گربه‌ی کوچک و ژولیده پ‍یدا شد. گربه به آقای براون نگاهی کرد و گفت: «میو!» آقای براون در یک نگاه عاشق‌اش شد. او را بغل کرد و به خانه برد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Z1B4H
چتری برای دو نفر
بستن

چتری برای دو نفر

230,000 ریال
اردک درِ خانه‌ی اسب آبی را زد. تق! تق! تق! اسب آبی گفت: «سلام اردک!» اردک چترش را توی دستش چرخاند. اردک گفت: «بهار شده! بهار! می‌آیی زیر باران قدم بزنیم؟ حسابی خوش می‌گذردها!»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qY7gM

خرسی به اردو می‌رود – ماجراهای خرس مهربان و دوستانش ۳

80,000 ریال
روزی خانم مربی بچه‌های کلاس را به اردو برد و بچه‌ها خیلی خوشحال بودند. خرسی بزرگ‌ترین و شجاع‌ترین و کمک‌رسان‌ترین بچه‌ی اردو بود. هر جا هم که هم‌کلاسی‌هایش به دردسر می‌افتادند، او آماده بود که کمک‌شان کند. همه به یک دوست مثل خرسی احتیاج دارند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2LrIw
گرگ نیکوکار
بستن

گرگ نیکوکار

290,000 ریال
به جانوران نسبت های گوناگونی می‌دهند. برای نمونه می‌گویند گرگ شرور است، خرگوش ترسو است، روباه زیرک است و جغد باهوش.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/tyDay
سر جای من چه کار می کنی؟
بستن

سر جای من چه کار می‌کنی؟ – قصه های قبل از خواب

180,000 ریال
یکی از شب‌های سرد زمستان است و پیشی کوچولو جایی ندارد که بخوابد. او آرام و بی‌صدا وارد خانه‌ای می‌شود و جای گرم و نرم و راحتی پیدا می‌کند. اما خیلی زود سر و کله‌ی صاحب جا پیدا می‌شود...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/fGEy5
فندق شکن
بستن

فندق‌شکن

240,000 ریال
ماری و برادرش منتظر بودند تا ببینند امسال زیر درخت کریسمس چه هدیه‌هایی انتظارشان را می‌کشد؟ سرانجام زمانش فرارسید. ماری صاحب عروسکی جدید و یک دست چای‌خوری عروسکی شده بود. او بلافاصله تصمیم گرفت نام عروسک‌اش را کلارا بگذارد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/gJtBG
مردی که بطری های اقیانوس را باز می کرد
بستن

مردی که بطری‌های اقیانوس را باز می‌کرد

290,000 ریال

بطری‌بازکنِ اقیانوس، شغلی دارد بی‌نهایت مهم. کارش این است که هر بار توی دریا بطری پیدا می‌شود، بازش کند و با دست خودش پیغام آن را به صاحبش برساند. او عاشق شغلش است؛ بااین‌حال همیشه آرزو می‌کند کاش روزی نامه‌ای هم برای خودش بیاید. تا اینکه یک روز بطری‌ای پیدا می‌کند که نامه‌اش جذاب‌تر از همه‌ی نامه‌هاست و هیچ اسمی هم ندارد. وقتی او با تمام توانش می‌کوشد تا پرده از این راز بردارد، سرانجام چیزی را می‌یابد که تمام مدت قلبش خواسته بود.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/wL0Xj
خرس شمشیر به دست
بستن

خرس شمشیر به دست

260,000 ریال
یکی بود یکی نبود. روزگاری خرسی بود که یک شمشیر داشت. خرس خیلی به شمشیرش می‌نازید. می‌گفت: « شمشیر من همه چیز را تکه تکه می‌کند.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/cEXHV
گوریل و دوست کوچکش
بستن

گوریل و دوست کوچکش

105,000 ریال
روزگاری یک گوریل بسیار استثنایی زندگی می‌کرد. او هرچه می‌خواست، داشت. تنها چیزی که نداشت، دوست بود...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/vt45Z
اعترافات یک دوست خیالی
بستن

اعترافات یک دوست خیالی

290,000 ریال
آی دنیا! من دارم خاطراتم را می‌نویسم و اسم فصل اولش را هم گذاشته‌ام: همه از ژاک پاپیه متنفرند. به نظرم این اسم خلاصه‌ی کمی شاعرانه‌ای است از ماجراهایی که در هشت سال اول زندگی در این دنیا از سر گذرانده‌ام. خیلی زود می‌روم سراغ فصل دوم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/XTFg5
فقط همه ی ما
بستن

فقط همه‌ی ما

200,000 ریال
گوزن چشمش می‌افتد به موش و صدایش را می‌شنود. موش دارد صوت می‌زند و ترانه‌ای می‌خواند. موش روی شاخه‌ای که از این طرف رودخانه رفته تا آن‌طرف، همین‌طور سوت‌زنان جست‌و خیز می‌کند. می‌رود و برمی‌گردد. می‌رود و برمی‌گردد...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/aKHMr
قورررک!
بستن

قورررک!

230,000 ریال
روزی روزگاری یک خانواده‌ی قورباغه‌ای به خوبی و خوشی توی برکه‌ای آرام زندگی می‌کردند. تا این‌که یک روز وقتی از خواب بیدار شدند، چشمشان خورد به یک مهمان ناخوانده: یک خوک! یعنی خوک کوچولو با این همه قورباغه چی‌کار دارد؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/agjW2
برگرد خونه دیگه
بستن

برگرد خونه دیگه!

230,000 ریال
با درنظر گرفتن احترام به حریم شخصی یکدیگر، آیا به سبب تفاوت‌های فردی، می‌توانیم تنهایی را برای همیشه به با هم بودن ترجیح دهیم؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/QFoo1
دوستی شبیه الاکلنگ است
بستن

دوستی شبیه الاکلنگ است – کودکان و مفهوم تعادل در زندگی

120,000 ریال
دوستی یک جورهایی شبیه الاکلنگ است. وقتی هر دو طرف برابر باشد، الاکلنگ به تعادل می‌رسد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WUkrm
دوستت دارم دیگه!
بستن

دوستت دارم دیگه!

230,000 ریال
«آخیییش. صبح روز تعطیل، جان می‌دهد برای لم دادن توی خانه.» «این صبح قشنگ جان می‌دهد برای گردش. مانده‌ام خرسه در چه حال است.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/1nqHc
مهربان باش
بستن

مهربان باش

290,000 ریال
دیروز تانیشا روی لباسش آب‌انگور ریخت. همه جای لباس جدیدش رنگی شد. همه‌ی بچه‌ها زدند زیر خنده. من هم یک کمی خندیدم. ولی مامان همیشه بهم می‌گوید مهربان باش. من هم سعی خودم را کردم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Kwswf
دوستی مار و مارمولک
بستن

دوستی مار و مارمولک

70,000 ریال
حقیقت این است که وقتی همسایه‌ها صمیمی می‌شوند، دیوار بین خانه‌ها فرومی‌ریزد. خانه برای مار و مارمولک سوراخی در دل زمین بود. وقتی دیوارهایش فروریخت، آن دو همسایه با هم دوست شدند و شدند مالک مشترک لانه بزرگ نعلی شکلی که دوتا ورودی داشت.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kolNl
تک شاخ سفارشی
بستن

تک شاخ سفارشی

290,000 ریال
بلاخره سروکله‌ی یک کامیون گنده پیدا شد. کامیون تحویل تک‌شاخ بود! آقای راننده یک جعبه‌ی گنده روی ایوان گذاشت و رفت. «جرقه رسید!» لوسی آرام و آهسته جعبه را باز کرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/fQfo4
سوفی و کدو حلوایی در مدرسه
بستن

سوفی و کدو حلوایی در مدرسه

290,000 ریال
در اولین روز مدرسه، سوفی توی کلاسش سرک کشید. بچه‌ها همه‌جا بودند. می‌گفتند و می‌خندیدند و جست‌و‌خیز می‌کردند. مادرش گفت: «یک عالمه دوست پیدا می‌کنی.» سوفی کوله پشتی‌اش را محکم گرفت.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iNOWT
هنوز ناراحتی؟
بستن

هنوز ناراحتی؟

230,000 ریال
شاید اشکال نداشته باشد بعضی وقت‌ها هم ناراحت باشی. چرا اشکال ندارد؟ من وقت‌هایی که ناراحتم، دوست دارم به خودم اجازه بدهم ناراحت باشم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/s7KwW
خرگوشک گاهی بگو نه
بستن

خرگوشک گاهی بگو نه

150,000 ریال
هاوارد دم‌پنبه‌ای خرگوش بسیار کنجکاوی است. او باید از همه چیز سر دربیاورد.اغلب این سوال‌ها ورد زبانش است: «چرا این را گفتی؟» «چرا آن کار را کردی؟» «این چطوری ساخته شده؟ چرا این شکلی است؟»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/cXvrj
دوست خوب - مهارت های زندگی ۳
بستن

دوست خوب – مهارت‌های زندگی ۳

125,000 ریال
هر کودکی باید یاد بگیرد چطور یک دوستی را شکل بدهد و آن را پرورش دهد. با به کار بردن رهنمودهای مثبت این کتاب و صحبت کردن با کودکان در مورد مباحث مطرح شده، می‌توانید همان کسی باشید که فرزندتان به آن نیاز دارد... یک دوست واقعی.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/SXVX1
بستن

روباه و ستاره

65,000 ریال
«روزی روزگاری روباهی بود... ستاره تنها دوست روباه بود.» در این قصه دوستی هست و شادی و شادمانی. اما باید دید وقتی روباه ستاره را گم می‌کند، تلاش او برای پیدا کردن دوستش به کجا می‌رسد؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/rl4hW
سنجاب ها وارد می شوند
بستن

سنجاب‌ها وارد می‌شوند

150,000 ریال
توی یک جنگل بزرگ، در روزهای آخر تابستان، نسیمی خنک در علفزار سبز می‌وزید. پاییز در راه بود و آسمان کم‌کم قرمز می‌شد؛ خواب آلودترین حیوان‌های جنگل هم داشتند برای خواب زمستانی آماده می‌شدند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/iJcHA
مسافر قاچاقی
بستن

مسافر قاچاقی – ماجراهای آقا موشه ۴

15,000 ریال
هر مسافری قبل از سفر باید دو چیز را بداند. اول اینکه به کجا می‌رود. دوم اینکه از چه وسیله‌ای استفاده می‌کند. آن روز به ببری گفتم: «روی نقشه را نگاه کن. کشور شیلی خیلی دور است...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/82eMW
یک دوست باحال یخی
بستن

یک دوست باحال یخی

150,000 ریال
«یک دوست باحال یخی» داستان پسر مودبی به اسم الویت است. وقتی پدرش پیشنهاد می‌کند به آکواریوم بروند، قبول می‎کند،
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/0QQMd
چتر سبز
بستن

چتر سبز

210,000 ریال
در یک روز بارانی، فیل با چتر سبزش قدم می‌زد... جوجه تیغی از راه رسید و گفت: «ببخشید! فکر می‌کنم این قایق من است.» فیل پرسید: «چی؟ قایق تو؟» جوجه تیغی گفت: «من با قایقم از اقیانوس‌های بزرگ می‌گذشتم...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Elcw7