مشاهده همه 11 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56

داستان دوشیزه ماپت – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۱۹

50,000 ریال
این پیشی اسمش دوشیزه ماپت است و فکر می‌کند صدای موش به گوشش می‌خورد! این موش دارد از پشت گنجه سرک می‌کشد و می‌خواهد سربه‌سر دوشیزه ماپت بگذارد. او اصلاً از بچه گربه‌‌ها نمی‌ترسد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/mCqOa

روباه کوچک

570,000 ریال
روباه کوچک به دنبال دو پروانه بنفش می‌دوید. که ناگهان زیر پنجه‌هایش خالی شد و به جای زمین، فقط هوا بود: روباه کوچک پرت شد، و پایین آمد، و به زمین نزدیک و نزدیک‌تر شد، و...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/L9D0a

قصه خانم تیگی چشمکی – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۶

50,000 ریال
روزی روزگاری دختر کوچولویی بود به اسم لوسی که در مزرعه‌ای به نام لیتل تاون زندگی می‌کرد. او دختر کوچولوی خوبی بود، ولی همیشه دستمال‌های جیبی‌اش را گم می‌کرد! روزی لوسی کوچولو به حیاط مزرعه آمد و داد زد (وای، آن هم چه دادی!)...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/slwnX

قصه دو موش ناقلا – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۵

50,000 ریال
روزی روزگاری خانه‌ی عروسکی خیلی زیبایی بود از آجرهای قرمز، که پنجره‌های سفیدی داشت با پرده‌های مخمل واقعی، یک در و یک دودکش. این خانه مال دو عروسک بود به نام لوسیندا و جین. البته درواقع مال لوسیندا بود ولی او هیچ‌وقت به جین سفارش غذا نمی‌داد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/767tR

قصه ناتکین سنجابه – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۲

50,000 ریال

این کتاب قصه‌ای است درباره‌ی یک دم، دمی که مال سنجاب قرمز کوچولویی بود به اسم ناتکین. او برادری داشت به اسم توینکلبریف و کلی پسر عمو هم داشت. همه‌ی آن‌ها در جنگلی کنار دریاچه زندگی می‌کردند.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WR6Jv

قصه‌ بنجامین خرگوشه – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۴

50,000 ریال
یک روز صبح، خرگوش کوچولویی در حاشیه‌ی جنگل نشسته بود. او گوش‎هایش را تیز کرده بود و به صدای پیتیکو پیتیکوی اسب کوچولویی گوش می‌داد. درشکه‌ای داشت از جاده می‌گذشت. آقای مک‌گرگور آن را می‌راند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/117z9

قصه‌ پیتر خرگوشه – مجموعه دنیای پیتر خرگوشه و دوستان ۱

50,000 ریال
روزی روزگاری چهار خرگوش کوچولو بودند به اسم‌های فلاپسی، ماپسی،کاتن تیل و پیتر. آن‌ها با مادرشان زیر یک درخت صنوبر خیلی بزرگ در حاشیه‌ی شنی جنگل زندگی می‌کردند. یک روز صبح خانوم خرگوشه‌ی پیر گفت: «خب عزیزان من، می‌توانید بروید تا سر کوچه و گشتی بزنید...»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/AiQaJ
پوپک مرغ کنجکاو
بستن

پوپک مرغ کنجکاو

200,000 ریال
تندبادی بزرگ پوپک را به هوا بلند کرد، مرغ سیاه را به هوا برد و از حومه شهر به جایی ناآشنا برد. پوپک شهر را تماشا کرد، آن‌جا کلی جست‌وخیز کرد، چرخید، خیلی چیزها را مزه‌مزه کرد و دوستان جدیدی پیدا کرد. سرانجام راه خانه‌اش را دوباره پیدا کرد. اما از آن پس دست از ماجراجویی برنداشت.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/BSffa
پیش به سوی قلعه
بستن

پیش به سوی قلعه

190,000 ریال
درست وسط یک شهر کوچک، رو به آسمان یک چیزی قد کشیده بود که نمی‌شد باورش کرد. یک قلعه. این قلعه راستش را بخواهید، آخرین قلعه‌ی سرپا مانده بود. البته قبل‌ترها قلعه‌ها خیلی زیاد بودند، اما روزها و شب‌های زیادی آمدند و رفتند و همه‌شان یا سقوط کردند یا خراب شدند یا از بین رفتند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/rPfpN
گاوی که از درخت بالا می رفت
بستن

گاوی که از درخت بالا می‌رفت

240,000 ریال
تینا گاو خیلی کنجکاوی بود و سرش درد می‌کرد برای ماجراجویی. او مدام به چیزهای عجیب‌وغریب فکر می‌کرد؛ چیزهایی که به نظر خواهرهایش واقعا مسخره بود. هربار که درباره‌ی فکرهای بکرش حرف می‌زد، خواهرهایش می‌گفتند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/cRwdu
یکی برای همه، همه برای یکی
بستن

یکی برای همه، همه برای یکی

230,000 ریال
موش کوچولویی به نام مکس از خانواده‌اش خداحافظی کرد و آن‌ها را یکی‌یکی در آغوش گرفت. خواهرها و برادرهایش گریه‌کنان گفتند: «ما دلمان خیلی خیلی برایت تنگ می‌شود.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/7tP30