مشاهده همه 15 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
اعترافات یک دوست خیالی
بستن

اعترافات یک دوست خیالی

290,000 ریال
آی دنیا! من دارم خاطراتم را می‌نویسم و اسم فصل اولش را هم گذاشته‌ام: همه از ژاک پاپیه متنفرند. به نظرم این اسم خلاصه‌ی کمی شاعرانه‌ای است از ماجراهایی که در هشت سال اول زندگی در این دنیا از سر گذرانده‌ام. خیلی زود می‌روم سراغ فصل دوم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/XTFg5
برادر چاق و دروغگوی من
بستن

برادر چاق و دروغگوی من – ماجراهای مدرسه ۳

160,000 ریال
خواهر کوچک ریف خاچاتوریان بودن آسان نیست... ریف به خاطر خوش‌گذرانی در مدرسه قانون‌شکنی می‌کرد. هرگز در مدرسه نمره‌ی بیست نگرفت. در مدرسه یک میلیون دشمن داشت. و حالا همه فکر می‌کنند من هم مثل او هستم! برای همین می‌خواهم به همه ثابت کنم که اشتباه می‌کنند. وقت انتقام رسیده.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/mU151

برادران شیردل

280,000 ریال
می‌خواهم درباره‌ی برادرم با شما حرف بزنم؛ برادرم یوناتان شیردل. به نظر خود من این داستان چیزی شبیه افسانه‌های قهرمانی کهن وایکینگ‌هاست؛ شبیه داستان شگفت اشباح. اما هر جمله‌ی این کتاب رویدادی واقعی است، هرچند احتمالاً من و یوناتان تنها کسانی هستیم که این را می‌دانیم.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/PW4J7
بنی و برادرش
بستن

بنی و برادرش – مجموعه ماجراهای بنی

80,000 ریال
بنی و برادرش حوصله‌شان سر رفته. آن‌ها می‌خواهند بیرون بروند و کمی بازی و تفریح کنند. مادر می‌گوید نزدیک چاله گلی نروند اما آن‌ها بعد از کمی گردش یک‌راست به طرف چاله گلی می‌روند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/nAkls
به دنبال رد پای مامان
بستن

به دنبال رد پای مامان

85,000 ریال
مامان جوجه تیغی گفت: «بچه‌های عزیزم، می‌خواهم بروم بازار خرید کنم. تا برمیگردم، عاقل و آرام باشید. برایتان جایزه کوچکی می‌آورم.» تیغ‌تیغی گفت: «آخ جان! مامان، زود برگرد...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/z1lqM
بهترین کلاس دنیا
بستن

بهترین کلاس دنیا – شیطونی های من و خواهرم

230,000 ریال
من سدی هستم و این خواهر کوچولویم ایواست. به همین زودی‌ها به کلاس دوم می‌روم. خودم بلدم ساعت را بخوانم، حتی می‌توانم کتاب بخوانم. خیلی چیزها بلدم ولی باز هم رفتن به کلاس دوم برایم اتفاق بزرگی است.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/csDmf
تو یک جهانگردی
بستن

تو یک جهانگردی

250,000 ریال
تا حالا بچه‌های جهانگرد را دیده‌ای؟ آن ها رازهای عجیب و غریب سفرهای طولانی و پر پیچ‌وخم را می‌دانند و می‌توانند برایت از چیزهایی بگویند که روزها و شب‌ها در کوهستان‌ها، دشت‌ها، دریاها، و شهرها دیده‌اند... فکر می‌کنی آن‌ها چرا جهانگرد شده‌اند؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/lLaiP
خواهران غریب
بستن

خواهران غریب

50,000 ریال
خواهرها
بستن

خواهرها

320,000 ریال
کتاب «خواهرها» رمان مصوری است که رینا تلگمایر آن را بر اساس خاطره‌های کودکی و ماجراهای‌اش با خواهر کوچک‌اش نوشته و
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/EECTp
خوشگل نشدم؟
بستن

خوشگل نشدم؟ – شیطونی های من و خواهرم

230,000 ریال
سدی چشمش می‌افتد به گیس‌های بلند ایوا که ژولی پولی شده. با خودش می‌گوید: این موها زیادی بلندند. انگار تا حالا هیچ‌کس کوتاهشان نکرده... وای! چه فکر بکری به سرم زد! و می‌دود به طرف حمام تا قیچی مامان را بردارد...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/b9t6T
قهر و آشتی
بستن

قهر و آشتی

80,000 ریال
خواهر و برادر کوچولوی داستان، بهترین دوستان هم هستند و هر روز در خانه با هم بازی می‌کنند. خواهر و برادر این داستان، با وجود صمیمت زیاد، گاهی وقت‌ها با هم قهر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که دیگر با هم حرف نزنند، ولی آرزو می‌کنند که دوباره با هم آشتی کنند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/LwTiF
من و خواهرم با هم
بستن

من و خواهرم باهم

230,000 ریال
افرا و خواهر کوچکش بید همیشه باهم بودند. به یاد کسی نمی‌آمد آن دوتا را باهم ندیده باشد. درواقع حتی پدر و مادرشان فکر می‌کردند آن‌ها به زبان خودشان باهم حرف می‌زنند. راستش، همینطور هم بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/XdncQ
من و خواهرم دور از هم
بستن

من و خواهرم دور از هم

230,000 ریال
بید و افرا عاشق تابستان بودند. و آخرین روز تابستان، آن‌ها بیشتر از همه با هم بازی کردند... چون افرا که دختر بزرگی شده بود، از دوشنبه باید به مدرسه می‌رفت. بید هم دختر بزرگی بود... اما فعلا باید در خانه می‌ماند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/lVPw9
مینی و برادر تنبل
بستن

مینی و برادر تنبل

120,000 ریال
اتاق موریتس مثل همیشه به هم ریخته و نامرتب بود. بدون شک او هنوز اتاقش را مرتب نکرده بود. «دلم می‌خواهد بدانم صاف بودن ملافه به چه دردی می‌خورد؟» ...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/W51U2
گاوی که از درخت بالا می رفت
بستن

گاوی که از درخت بالا می‌رفت

240,000 ریال
تینا گاو خیلی کنجکاوی بود و سرش درد می‌کرد برای ماجراجویی. او مدام به چیزهای عجیب‌وغریب فکر می‌کرد؛ چیزهایی که به نظر خواهرهایش واقعا مسخره بود. هربار که درباره‌ی فکرهای بکرش حرف می‌زد، خواهرهایش می‌گفتند...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/cRwdu