مشاهده همه 6 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
آتش‌ افروزی کرگدن - داستان های حیات وحش
بستن

آتش‌‌افروزی کرگدن – داستان‌های حیات وحش ۴

200,000 ریال
ژوزف با حالت عصبی از پنجره نگاه کرد. پیش از این هرگز سوار بالگرد نشده بود. بالگرد بر فراز درختان آکاسیا پرواز می‌کرد و تا زمین فاصله زیادی داشت. او می‌توانست سایه‌ی بالگرد را که مانند شبحی خاکستری بر زمین حرکت می‌کرد، ببیند. ترسناک بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/bx7fJ
خروش فیل - داستان های حیات وحش
بستن

خروش فیل – داستان‌های حیات وحش ۳

200,000 ریال
تام که با دلخوری به مادرش خیره شده بود گفت: «خوب، کلی-آن کی هست؟» دبی ویلکینسون با دستپاچگی سرپا ایستاد. تا چند هفته دیگر بچه‌اش به دنیا می‌آمد و او بدقلق و زودرنج شده بود. تشر زد: «به خوبی می‌دانی کلی-آن کی هست...»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/nFFK8

ردپای پلنگ – داستان‌های حیات وحش ۱

175,000 ریال
سروصدایی مثل چنگ زندن بر پشت‌بام، تام را نیمه‌بیدار کرد. غلتی زد و انگشتانش به دیوار کنار تخت‌خواب خورد. چهره‌اش درهم رفت اما چشم‌هایش را باز نکرد. سر در نمی‌آورد، دیوار باید آن سمت تخت باشد. سروصدای توی اتاق هم آشنا نبود. از بیرون هم صدای رفت‌و‌آمد ماشین‌ها نمی‌آمد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/8fjAp
صخره بابون - داستان های حیات وحش
بستن

صخره بابون – داستان‌های حیات وحش ۲

175,000 ریال
آفرا پای لاغر قهوه‌ای‌اش را از روی ننویی که میان دو ستون ایوان بسته شده‌ بود بیرون کشید و صفحه‌ای از کتابش را ورق زد. پاراگرافی را دوبار خواند ولی حتی یک کلمه‌ی آن را نفهمید. کتاب را روی سینه‌اش گذاشت و فکر کرد: «شرط می‌بندم جایی که آخر هفته می‌رویم فیل دارد...»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/c92mu
غوغای گورخر
بستن

غوغای گورخر – داستان‌های حیات وحش ۶

180,000 ریال
گردوخاک از زیر سم سیاه گورخر، به هوا برمی‌خاست. از پس ماه‌ها خشکسالی، زمین چون آهن گداخته و هوا پر از گردوغبار بود. نریان، سر بزرگ خود را پایین آورد و روی زمین لخت آهسته حرکت کرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/sNmJe

گرگ قرمز – داستان‌های حیات وحش ۵

180,000 ریال
شب هنگام، برف زیادی باریده بود و باد، سرمای سوزناکی با خود می‌آورد. گرگ‌ها صبح زود از خواب برخاسته بودند و باوجود پوست کلفتشان احساس سرما می‌کردند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/jNy0d