نمایش دادن همه 12 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
پستانک نینا
بستن

پستانک نینا

85,000 ریال
نینا دلش نمی‌خواهد پستانک را کنار بگذارد، حتی هنگام شنا کردن و گردش رفتن. او دلش می‌خواهد حتی وقتی بزرگ شد و سرکار رفت یا در جشن ازدواجش هم پستانکش را بمکد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/kVWT4
یک برادر کوچولو برای نینا
بستن

یک برادر کوچولو برای نینا

85,000 ریال
نینا قرار است به زودی صاحب یک برادر کوچولو شود. هر شب کابوس کوچولوی بدجنسی به سراغ او می‌رود و سعی می‌کند او را بترساند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/TZnaT
تخت خواب مامان و بابا
بستن

تخت‌خواب مامان و بابا

85,000 ریال
در کتاب «تخت خواب مامان و بابا» لئو عادت دارد هر شب به اتاق مامان و بابای‌اش برود، هربار هم
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/WOkHU
روز استخر
بستن

روز استخر

85,000 ریال
امروز در کلاس شنا قرار است شیرجه زدن را یاد بگیرند. سگ و زرافه و گوسفند و خرس و کانگورو و خوک، هر کدام از ترس‌هایشان می‌گویند. آیا شیرجه زدن این‌قدر ترسناک است؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/z5Thy
روز موسیقی
بستن

روز موسیقی

85,000 ریال
خانم معلم یودل، دست‌هایش را چندبار به هم زد و با صدای بلند گفت: «بچه‌ها ساکت! امروز می‌خواهیم یاد بگیریم چگونه به یکدیگر خوب گوش کنیم. برای این کار هریک از شما یک ساز را انتخاب کنید و...»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/RVxjQ
چقدر حوصله ام سررفته
بستن

چقدر حوصله‌ام سررفته

150,000 ریال
حوصله‌ام سررفته، حوصله‌ام سررفته،حوصله‌ام سررفته... واقعا نمی‌دانم چه باید بکنم. حلزون‌ها را خیس کنم؟ یه چاله بکنم؟ حرف‌های بد اختراع کنم؟ ...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/G6jH3
دستگاه های فوق العاده ی مادربزرگ آماچی
بستن

دستگاه‌های فوق‌العاده‌ی مادربزرگ آماچی

55,000 ریال
سورج از مادربزرگش درخواست کرد: «آماچی، آماچی! می‌شود امروز با هم شیرینی نارگیلی درست کنیم؟ لطفاً! لطفاً! لطفاً!» آماچی با خنده پاسخ داد: «البته عزیزم، فقط به شرطی که برای درست کردنشان به من کمک کنی».
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/4JwHR
مامان خوکی
بستن

مامان خوکی

120,000 ریال
یکی بود یکی نبود. سه تا بچه خوک خوشبخت با مادر خود زندگی می‌کردند. یک روز صبح، مامان خوکی در حال آماده کردن صبحانه‌ی بچه‌ها گفت: «خوکی‌های من، نرمالوهای من، گرمالوهای من...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/efF11
رابونیای کیمیاگر
بستن

رابونیای کیمیاگر

85,000 ریال
رابونیای کیمیاگر در یک کتاب قصه‌ی قدیمی به نام «معجون سمی و عنکبوت» زندگی می‌کرد. او به عنوان یک کیمیاگر، همه‌ی کارها را درست انجام می‌داد. او یک کیمیاگر تمام عیار بود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/MS4Y7
مسابقه ی حسادت
بستن

مسابقه‌ی حسادت

85,000 ریال
امیل و امیلو دو برادر شاهزاده بودند که تمام روز با هم بگو مگو می‌کردند.
  • دیگر بس است!شاهزاده امیلو آن اسباب‌بازی را که من می‌خواستم گرفته. این منصفانه نیست!
  • چرا امیل بستنی بزرگ‌تر را برداشت؟ شما بین من و او فرق می‌گذارید
  • و...
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GuWuF
من از همه زیباترم
بستن

من از همه زیباترم

85,000 ریال
گرگ بدجنس فکر می‌کند که از همه زیباتر است. او در جنگل به راه می‌افتد و از «شنل قرمزی»، «سه بچه خوک»، «هفت کوتوله»، «سفید برفی» و بچه اژدها می‌پرسد که چه کسی از همه زیباتر است. همه از ترس او را زیباترین می‌نامند به جز بچه اژدهای شجاع. او لباس زیبای گرگ بدجنس را با نفس آتشینش می‌سوزاند و از او می‌خواهد که مزاحم بازی او و پرنده‌ها نشود.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/mSfAX

کمی ادب بد نیست!

85,000 ریال
آقای گرگ از افتادن در تله خیلی عصبانی بود: «لعنتی، مسخره، بدترکیبِ بوگندو! چطوری می‌توانم از این‌جا بیام بیرون؟»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/5w8mP