مشاهده همه 8 نتیجه

مشاهده فیلترها
نمایش 36 48 56
بیشتر! - آرچی کوچولو ۳
بستن

بیشتر! – آرچی کوچولو ۳

230,000 ریال
آرچی کرگدن کوچولویی بود که یه عالمه کار داشت. ایستگاه فضایی‌اش از مامان بزرگ‌تر بود. از بابا هم همینطور. اما هنوز به اندازه‌ی کافی بزرگ نبود! آرچی داد زد: «من موشک‌های بیشتری می‌خواهم.»
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/tDj5k
حالا! - آرچی کوچولو ۴
بستن

حالا! – آرچی کوچولو ۴

230,000 ریال
صبر کردن برای آرچی کمی سخت بود. او همه‌ی چیزهای خوب را باهم می‌خواست، آن هم همین حالا! همه‌ی روزهایش پر از چیزهای هیجان‌انگیز بود. و آرچی همه‌ی آن‌ها را چه موقعی می‌خواست؟ حالا!
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2KCDk
بستن

خرسی به اردو می‌رود – ماجراهای خرس مهربان و دوستانش ۳

80,000 ریال
روزی خانم مربی بچه‌های کلاس را به اردو برد و بچه‌ها خیلی خوشحال بودند. خرسی بزرگ‌ترین و شجاع‌ترین و کمک‌رسان‌ترین بچه‌ی اردو بود. هر جا هم که هم‌کلاسی‌هایش به دردسر می‌افتادند، او آماده بود که کمک‌شان کند. همه به یک دوست مثل خرسی احتیاج دارند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2LrIw

خرسی به مهد کودک می‌رود – ماجراهای خرس مهربان و دوستانش ۱

80,000 ریال
روزی خانم مربی به بچه‌های کلاس گفت که قرار است یک شاگرد جدید به کلاس بیاید. بچه‌ها خیلی خوشحال شدند. بعد خرسی اولین قدم‌های پشمالو‌ی ترسناک گنده‌اش را برداشت و به کلاس وارد شد. همه ترسیدند. البته خرسی نمی‌خواست کسی را بنرساند، فقط می‌خواست که دوست پیدا کند.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/HNZc6
بستن

خرسی خال خالی می‌شود – ماجراهای خرس مهربان و دوستانش ۲

80,000 ریال

روزی آقا غازه کشاورز به دیدن بچه‌های مهد کودک آمد. ولی دردسر از همان‌جا شروع شد! خرسی و بقیه بچه‌های کلاس خال‌‌های قرمزی درآورده بودند که می‌خارید. خانم مربی آن‌ها را به خانه‌هایشان فرستاد تا حالشان بهتر شود ولی خودش خیلی احساس تنهایی کرد.

لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/p5YJK
نه! - آرچی کوچولو ۱
بستن

نه! – آرچی کوچولو ۱

230,000 ریال
آرچی خیلی دوست‌داشتنی بود. همه همین را می‌گفتند... تا اینکه آرچی یک کلمه‌ی جدید یاد گرفت... نه! آرچی از کلمه‌ی جدید خیلی خوشش می‌آمد. برای همین تا می‌توانست از آن استفاده می‌کرد.
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/bOprm
چرا؟ - آرچی کوچولو ۲
بستن

چرا؟ – آرچی کوچولو ۲

230,000 ریال
آرچی کرگدن کوچولویی بود که یک عالمه سوال داشت. بعضی وقت‌ها، موقعی که دنبال جواب سوال‌هایش می‌گشت، یک کوچولو هم کثیف‌کاری می‌کرد... چرا نان برشته خرد می‌شود؟ چرا شیر به همه‌جا می‌پاشد؟ چرا برشتوک این قدر نرم است، بابا؟
لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/fHdni