اهمیت آموزش احساسات به کودکان

اهمیت آموزش احساسات به کودکان

نویسنده: آذین بذرافشان

 

کودکان مانند بزرگسالان با احساسات زیادی سروکار دارند. آنها ناامید، هیجان‌زده، عصبی، غمگین، حسود، ترسو، نگران، عصبانی و خجالت‌زده می‌شوند. هرچند کودکان خردسال معمولاً بیان لازم برای صحبت کردن در مورد احساس خود را ندارند اما در عوض احساسات خود را به شیوه‌های دیگر منعکس می‌کنند.

کودکان می‌توانند احساسات خود را از طریق حالت چهره، بدن، رفتار و بازی بیان کنند. بعضی اوقات ممکن است احساسات خود را به شیوه‌ای فیزیکی و نامناسب یا مشکل‌آفرین بروز دهند.

از لحظه‌ای که نوزاد متولد می‌شود، شروع به یادگیری مهارت‌های عاطفی می‌کند. آنها نیاز دارند تا احساسات خود را شناسایی، بیان و مدیریت کنند و یاد می‌گیرند که چگونه این کار را از طریق تعاملات اجتماعی و روابط با افراد مهم زندگی خود مانند والدین، پدربزرگ و مادربزرگ انجام دهند.

پدر و مادر بودن به این معنی است که شما در کمک به درک احساسات و رفتارهای کودک خود نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنید و باید به او نشان دهید که چگونه احساسات خود را به شیوه‌ای مثبت و سازنده مدیریت کند.

وقتی بچه‌ها یاد می‌گیرند در دوران کودکی احساسات خود را مدیریت کنند، در آینده نگرش و رفتارهای مثبتی در آنها ایجاد می‌شود.

کودکانی که روش‌هایی سالم برای بیان و کنار آمدن با احساسات خود می‌آموزند، به احتمال زیاد در آینده:

  • حامی و همدل دیگران هستند.
  • عملکرد بهتری در مدرسه و حرفه‌شان دارند.
  • روابط مثبت و پایدار بیشتری دارند.
  • از سلامت روان خوبی برخوردارند.
  • مشکلات رفتاری کمتری از خود نشان می‌دهند.
  • انعطاف‌پذیر هستند.
  • احساس شایستگی، توانایی و اعتمادبه‌نفس بیشتری می‌کنند.
  • نسبت به خود احساس مثبتی دارند.

 

اهمیت آموزش احساسات به کودکان


فهرست محتوا:

چرا آموزش احساسات به کودکان اهمیت دارد؟

روش‌هایی برای کمک به کودک در بیان احساسات

شش عبارت برای کمک به رشد عاطفی فرزندتان

صحبت کردن با کودکان درباره احساسات

وقتی کلمات کافی نیستند

ADHD و احساسات

رشد عاطفی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

نقش کتاب و مطالعه در کنترل احساسات کودکان

منابع


اهمیت آموزش احساسات به کودکان

چرا آموزش احساسات به کودکان اهمیت دارد؟

  • عادی‌سازی احساسات، باعث کاهش اضطراب می‌شود

احساسات ‌منفی، قسمتی از تجارب زندگی انسان است. با این حال برای کودک خردسال، ممکن است ترسناک و طاقت‌فرسا باشد. ایجاد فضای لازم برای ابراز احساسات منفی این امکان را فراهم می‌کند تا آن را به شیوه‌ای سالم بپذیرد. هنگامی که کودک علیه احساسات خود مبارزه نمی‌کند، استرس و اضطراب از بین می‌رود.

  • شناخت احساسات باعث تقویت هوش هیجانی می‌گردد

بسیاری از والدین انتظار دارند که فرزندشان به طور خود‌به‌خود بداند که چگونه احساساتش را به شیوه‌ای صحیح ابراز کند. درحالی‌که اولین قدم برای کنارآمدن با احساسات، شناخت آنهاست. هنگامی که کودک با واژگان گسترده‌ای از زبان احساسات آشنا می‌گردد، بهتر قادر خواهد بود تا تجارب خود را به‌طور دقیق تعریف کند. هماهنگی عاطفی، از ارکان اصلی هوش هیجانی است.

  • یادگیری شیوه خود‌آرام‌سازی، رفتارهای ناسالم را کاهش می‌دهد

هنگامی که کودک در شناسایی احساسات خود مهارت پیدا کرد، نسبت به آنچه که در اطرافش باعث آرامش او می‌شود به خودآگاهی می‌رسد. به فرزند خود کمک کنید هر آنچه را که باعث کاهش استرس فیزیولوژیکی او می‌شود، مشاهده و شناسایی کند.

  • حل و فصل کردن احساسات باعث قدرت کودکان می‌شود

اگر احساسات کودک سرکوب شود، در ضمیر ناخودآگاه باقی می‌ماند و به توانایی‌های درونی و انرژی ذهنی کودک اختلال وارد می‌کند و کودک در زندگی روزمره دچار مشکل می‌شود.

  • یادگیری در مورد احساسات به والدین نیز کمک می‌کند

بسیار آسان است که احساسات کودک را از طریق گفتن عباراتی مانند «گریه نکن، بستنی شکلاتی که این‌قدر چیز مهمی نیست» سرکوب کنیم. مغز در حال رشد فرزند شما غرق در هورمون‌های استرس‌زا است و در این بین تلاش خیر‌خواهانه شما در راستای آموزش دادنِ علتِ مسائل بی‌فایده است. مغز کودک شما (و حتی خود شما) هنگامی که در معرض احساسات شدید قرار دارد قادر به یادگیری نیست. وقتی حضور احساسات را بپذیریم همگی راضی خواهیم بود.

  • حل و فصل کردن موفقیت‌آمیز احساسات، سنگ بنای سلامت روان است

ابراز احساسات به صورت روتین باعث می‌شود کمتر درگیر الگوهای سازگاری منفی ‌شویم که خود منجر به اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات سلامت روان می‌گردد.

  • سلامت عاطفی برای سلامت جسم حیاتی است

در کودکان نیز همانند بزرگسالان، احساسات حل‌نشده از طریق علائم جسمی مانند سر درد، معده ‌درد، زخم معده یا فشار خون بالا بروز می‌کند.

  • پرورش صحیح سلامت عاطفی، مسیری برای تندرستی در طولانی‌مدت است

اگر بخواهیم صادق باشیم، بسیاری از والدین هنوز در تلاش‌اند بفهمند که چگونه از نظر عاطفی از خود مراقبت کنند، زیرا از کودکی ضعف هوش هیجانی دارند. آموزش صحیح و زودهنگام باعث می‌شود کودک در طولانی مدت از سلامت احساسی برخوردار باشد.

    من خوشحالم - مجموعه درباره ی احساسات
    بستن

    من خوشحالم – مجموعه درباره‌ی احساسات

    150,000 ریال
    خوشحالی چیست؟ خوشحالی یک احساس است. طبیعی است که هر روز احساسات مختلفی داشته باشیم. بعضی از احساسات خوب‌اند. خوشحالی احساس خوبی است. می‌توانی کاری کنی که بیشتر وقت‌ها خوشحال باشی.
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2EC89
    پشت و رو
    بستن

    پشت و رو

    300,000 ریال
    کتاب « پشت و رو » احساسات متفاوت انسان را در مواجهه با رویدادهای روزمره در قالب داستان زندگی دختری به اسم رایلی به تصویر می‌کشد.
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/EPddM
    از ماکارونی های خجالتی تا تخم مرغ های هیجان زده
    بستن

    از ماکارونی‌های خجالتی تا تخم‌مرغ‌های هیجان‌زده

    180,000 ریال
    چطور می‌فهمی چه احساسی داری یا باید چه‌کار کنی؟ یواشکی به داخل کتاب نگاهی بینداز، خودت می‌فهمی...
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2mA1p
    رفتارها و احساسات من
    بستن

    رفتارها و احساسات من

    670,000 ریال
    جنی پرستار بچه‌هاست. او آمد ‌بود تا از جورج و خواهرش، رزی نگهداری کند. مامان قوانین را به بچه‌ها گفت. آن‌ها باید ساعت ۷ به رخت‌خواب می‌رفتند. باید به حرف‌های جنی گوش می‌دادند. آن‌ها باید قوانین را رعایت می‌کردند.
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/hsOhU
    من گاستون شیطون هستم
    بستن

    من گاستون شیطون هستم

    230,000 ریال
    این گاستون است. یک اسب شاخدار کوچولو، مثل همه‌ی اسب‌های دیگر... یا تقریبا مثل همه‌ی اسب‌های دیگر! گاستون بعضی وقت‌ها ناراضی است، بعضی وقت‌ها راضی نیست. بعضی وقت‌ها میترسد. بعضی وقت‌ها عصبانی است. و بعضی وقت‌ها خوشحال. همه‌ی این‌ها احساسات او هستند. و گاستون همه‌ی این حس‌ها را تجربه می‌کند؛ مثل تو.
    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/NBhQB

    روش‌هایی برای کمک به کودک در بیان احساسات

    در دوران کودکی به بسیاری از ما یاد داده‌اند که احساسات خود را سرکوب کنیم. «ساکت باش و اشکاتو پاک کن، چیزی نشده که!»

    نادیده گرفتن کودک هنگام ابراز وجود، این پیغام را به او می‌رساند که احساساتش ارزشی ندارند. کودک این پیغام را به این صورت تفسیر می‌کند که خودش بی‌ارزش است و این آغازی برای شکل‌گیری مجموعه‌ای از مشکلات جدید است.

    موارد زیادی وجود دارد که ما به عنوان والدین می‌توانیم فرزندمان را تشویق به ابراز احساسات و خود‌بیان‌گری کنیم. توجه داشته باشید که بیان بیش از حد احساسات باعث می‌شود که کودک شما فکر کند تمام دنیا حول او و مشکلاتش می‌چرخد. بسیار مهم است که تعادل ایجاد کنید.

    ۱٫ به نشانه‌های آنها پاسخ دهید

    هنگامی که فرزندان شما بسیار کوچک و آسیب‌پذیر هستند، بهترین عملکرد برای پاسخگویی زمانی‌ست که آنها شما را فرامی‌خوانند. بسیاری از افراد نسل‌های قدیم معتقدند که با این شیوه، شما کودک را لوس می‌کنید درحالی‌که در واقع چنین چیزی نیست. اگر یاد بگیرید به نشانه‌هایی که کودک می‌فرستد پاسخ دهید، از همان سنین پایین پی می‌برد که شما به او گوش می‌دهید. نوزادانی که طبق یک برنامه زمانی سفت و سخت نگهداری می‌شوند و به گریه‌هایشان اهمیتی داده نمی‌شود، ممکن است واکنش بدتری نشان دهند.

    ۲٫ با نیازهای کودک نوپای خود هماهنگ باشید

    کودکان نوپا اغلب درست فهمیده نمی‌شوند و ممکن است به موجب آن بدخلق و بهانه‌گیر شوند که تحمل آن سخت است. سعی کنید هنگام این کج‌خلقی‌ها آرامش خود را حفظ کنید و با خنده و شوخی از آن بگذرید. این مرحله کاملاً طبیعی است و خوب است بدانید که به دلیل احساس امنیت است که کودک شما احساساتش را ابراز می‌کند. اگر متوجه نمی‌شوید که کودک نوپای شما در تلاش است چه چیزی را به شما بگوید، کافی است به چشمانش نگاه کنید. بیشتر از آنچه تصورش را بکنید، می‌توانید از چشم‌هایش بفهمید که در ذهنش چه می‌گذرد.

    ۳٫ درباره احساسات خود صحبت کنید

    الگوی خوبی باشید و به کودک خود نشان دهید که چگونه احساسات خود را بیان کند. از کلماتی استفاده کنید که آنها بفهمند و منظور خود را هنگام معرفی کلمه «احساس» به آنها بگویید. مثلاً می‌توانید بگویید «من خیلی احساس ناراحتی می‌کنم که بابا برای چند روز ازمون دور شده، دلم براش تنگ شده.» یا «من احساس عصبانیت می‌کنم که هیچ‌کس تو کارای خونه به من کمک نمی‌کنه و من از تنهایی انجام دادن کارا خسته شدم.» با این شیوه آنها متوجه می‌شوند که چه احساسی دارید و به چه دلیل این احساس را می‌کنید و این فرصتی عالی برای یادگیری آنهاست.

    ۴٫ به آنها کمک کنید تا احساسات خود را نام‌گذاری کنند

    وقتی کودکتان ناامید یا عصبانی می‌شود، زمان مناسبی است که مداخله کرده و احساساتش را نام‌گذاری کنید. حتی می‌توانید با استفاده از کارت‌هایی که انواع احساسات روی آن نوشته شده، یک بازی راه بیاندازید که روشی سرگرم‌کننده و عالی برای آموزش بیان احساسات به بچه‌ها است. سپس آنها قادر خواهند بود تا احساسات خود و دیگران را تشخیص دهند که به موجب آن باعث تقویت مهارت‌های همدلی می‌گردد.

    اهمیت آموزش احساسات به کودکان

    ۵٫ از سرکوب احساسات آنها خودداری کنید

    این نکته بسیار مهم است. بدترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم ارسال این پیام است که ما به احساسات آنها اهمیت نمی‌دهیم. بنابراین از گفتن جملاتی مانند «این‌قدر غر نزن، تو همیشه از همه چی شاکی هستی» یا «تو حق نداری جلوی من از کوره در بری» اجتناب کنید. این امر تنها منجر به این می‌شود که کودک باور کند شایسته توجه نیست و در آینده با انبوهی از مشکلات و کمبود عزت‌نفس دست ‌و پنجه نرم کند.

    ۶٫ زیاده‌روی نکنید

    ما کودکانی متعادل و معقول می‌خواهیم. هدف ما این نیست که کودکان‌مان را تشویق کنیم تا فقط احساسات خود را بدون توجه به نیازهای دیگران بیان کنند. سعی کنید به طور سازنده به مسائل آنها بپردازید. به آنها فرصت دهید تا دیدگاه خود را توضیح دهند و اجازه دهید تا در مدت زمان معینی (اگر نیاز داشته باشند) گریه کنند. سپس موضوع را ببندید. نیازی به طولانی‌کردن بیش از حد موضوع نیست و بیشتر از چند دقیقه به آن نپردازید (مگر این‌که ترومایی اتفاق افتاده باشد).

    ۷٫ صمیمی و خودمانی باشید

    لازم است کودک خردسال شما بداند که در کنارش هستید. با استفاده از کلمات و زبان بدن به آنها نشان دهید که همیشه در اختیارشان هستید. رو‌به‌رویشان بایستید و خودتان را هم‌سطح او کنید. دست به سینه و به حالت تدافعی ننشینید. نسبت به هر آنچه که می‌گویند پذیرا باشید. وقتی از شما چیزی می‌پرسند، زیر ‌لب غرغر نکنید. هنگامی که با آنها هستید، به هر مکالمه‌ای از سمت آنها پاسخ دهید.

    ۸٫ سعی کنید دلسوزانه به آنها گوش دهید

    گوش دادن همدلانه به این معناست که شما او را درک کرده و به حرف‌هایش گوش می‌دهید. «می‌بینم که غمگین به نظر میای، می‌تونی به من بگی چرا؟» یا «جک تو رو هل داد، چه احساسی در این مورد داری؟» این‌گونه آنها متوجه می‌شوند که شما نسبت به مشکلات و نیازهایشان حساس هستید. این شیوه بسیار موفقیت‌آمیز‌تر از این است که بر سر او فریاد زده و بگویید «بعدا در موردش صحبت می‌کنیم».

    ۹٫ نحوه درخواست کمک را به آنها یاد دهید

    همه ما باید بدانیم که چگونه در زندگی از دیگران درخواست کمک کنیم. با کمک به بزرگسالی دیگر به کودکان خود نشان دهید که چگونه می‌توانند به راحتی درخواست کمک کنند. کودکان بیشتر از اعمال شما یاد می‌گیرند نه از نصحیت‌های شما.

    ۱۰٫  هنگامی که به درستی از عهده احساس خود بر‌آمدند تشویق‌شان کنید

    وقتی کودک را در موقعیتی یافتید که احساس خود را به شیوه‌ای مناسب بیان کرده است، او را تشویق کنید. وقتی کودک مورد تشویق قرار می‌گیرد احتمالا باز هم این کار را تکرار خواهد کرد.

    ۱۱٫ روش‌های جایگزین برای ابراز خشم

    احساس عصبانیت مشکلی ندارد اما نباید آن را بر سر دیگران خالی کرد. به کودکان، به‌ویژه نوجوانان کمک کنید تا خشم خود را از طریق ورزش، دویدن، هنرهای رزمی، شنا و غیره تخلیه کنند.

    اهمیت آموزش احساسات به کودکان


    شش عبارت برای کمک به رشد عاطفی فرزندتان

    ۱٫ «احساسی که الان داری کاملاً طبیعی است»

    کودکان و نوجوانان اغلب نگران این هستند که «غیرعادی» باشند و این احساس ناشی از آن است که می‌خواهند بین دیگران مورد قبول باشند. در ابتدا کودکان دوست دارند با خانواده خود سازگار باشند و هرچه بزرگ‌تر می‌شوند نیاز به مطابقت با همسالان خود در آنها بیشتر می‌شود.

    با گفتن این‌که «احساسی که الان داری کاملاً طبیعیه» احساسات آنها را عادی می‌کنیم. در واقع با این جمله این پیام را به آنها می‌رسانیم که هیچ چیز عجیبی در مورد آنها وجود ندارد.

    ۲٫ «احساسی که الان داری همیشه موندگار نیست»

    احساسات دائمی نیستند و کودکان لازم است بدانند که هر احساسی آغاز و پایانی دارد. از همه مهم‌تر این‌که کودکان باید یاد بگیرند که احساسات گذرا هستند و قطعاً از شدت آن کاسته می‌شود.

    با درک این موضوع کودکان می‌توانند بهتر با احساسات خود کنار بیایند. این امر به‌ویژه در مورد احساسات منفی بسیار مهم است، زیرا زمانی‌که احساس کنند قادر نیستند با احساسات خود کنار بیایند ممکن است رفتارهای زیان‌آور از آنها سر بزند.

    ۳٫ «اجازه نده احساسات تو رو کنترل کنه»

    اگرچه قادر نیستیم کاملاً احساسات خود را کنترل کنیم، اما تا حدود زیادی می‌توانیم روی احساساتی که تجربه می‌کنیم و نحوه بیان آنها تاثیر داشته باشیم. این امر تنظیم عاطفی نام دارد.

    موقعیت‌هایی که با آنها روبه‌رو هستیم به خودی خود احساسات خاصی را به‌وجود نمی‌آورند. برعکس این احساسات به ارزیابی ما از شرایط بستگی دارد. به عنوان مثال نوجوانی که متقاضی کاری تابستانه است می‌تواند به مصاحبه کاری به عنوان تجربه شکست/پیروزی یا فرصتی برای یادگیری بنگرد.

    ۴٫ «برای احساست اسم بگذار»

    کودکان همیشه قادر نیستند احساساتی را که تجربه می‌کنند نام ببرند. ما باید به کودکان کمک کنیم تا بر احساسات خود اسم بگذارند زیرا با این کار احساس بهتری خواهند داشت. مطالعات تحلیلی درباره فعالیت مغزی بزرگسالان نشان می‌دهد که با نام‌گذاری احساساتی مانند خشم و غم، آمیگدال (بخشی از مغز که با احساسات سر و کار دارد) از فعالیت کمتری برخوردار می‌شود. این به نوبه خود از شدت واکنش‌های عاطفی ما می‌کاهد و احساس بهتری در ما ایجاد می‌کند.

    ۵٫ «چرا اینجوری رفتار می‌کنی؟ در مورد این‌که چه احساسی داری فکر کن»

    رفتارهای ما از احساسات‌مان ناشی می‌شوند، کودکان باید ارتباط بین این دو را درک کنند. با درک این موضوع، آنها بهتر می‌توانند رفتارهای خود و اطرافیان را پیش‌بینی و تعدیل کنند. به عنوان مثال اگر کودکی بداند که وقتی از برادرش عصبانی است معمولاً او را می‌زند، دفعه بعد که این اتفاق افتاد، او بهتر می‌تواند خودش را کنترل کند و از کوره در نرود.

    ۶٫ «مهم نیست چه احساسی داری، من کنارتم»

    این جمله شاید مهم‌ترین چیزی باشد که می‌توانیم به فرزندان خود بگوییم تا به کمک آن، توانایی عاطفی خود را رشد دهند. کودکان احساسات مختلفی را تجربه می‌کنند و برخی از آنها با احساس گناه یا شرم همراه است.

    به عنوان مثال اگر پسر نوجوان‌تان در یک بازی به پسر همسایه آسیب رسانده، ممکن است احساس شرمندگی یا گناه کند. با گفتن این جمله که «مهم نیست چه احساسی داری، ما همیشه کنارتیم» او احساس امنیت کافی خواهد داشت تا در مورد احساساتش با شما صحبت کند.

      روز بد خرس کوچولو - مجموعه قصه های دوست داشتنی
      بستن

      روز بد خرس کوچولو – مجموعه قصه‌های دوست‌داشتنی

      200,000 ریال
      وقتی خرس کوچولو ناراحت و غمگین می‌شود، بابا خرس او را بغل می‌کند، نوازشش می‌کند، آرام و شادش می‌کند. حالا بابا خرس غمگین شده. خرس کوچولو چطوری می‌تواند او را خوشحال کند؟
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/BdekR
      وقتی اندوه به دیدارم می آید
      بستن

      وقتی اندوه به دیدارم می‌آید

      240,000 ریال
      اندوه گاه سرزده به دیدارت می‌آید. اما اگر او را بپذیری، درمیابی که این مهمان ناخوانده آن‌چنان که به نظر می‌آید، بیگانه نیست...
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/eNWy6
      احساس های خرگوشی
      بستن

      احساس های خرگوشی – راهنمای مهارت های زندگی

      400,000 ریال
      شاید تا حالا در مورد خرگوش‌هایی که از بعضی چیزها می‌ترسند، داستان‌هایی خوانده باشید ولی واقعیت این است که آنها احساسات مختلفی دارند: ترس، خوشحالی، خشم و غم. در چهار داستان کتاب «احساس‌‌های خرگوشی» با احساس‌های مهم خرگوش کوچولو آشنا می‌شوید. راستی شما احساسات مهم خودتان را می‌شناسید؟
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/M5ID6

      اندوه و نگرانی

      5,000 ریال
      در این کتاب رنگ‌آمیزی، کودکان با احساس اندوه و ناراحتی بیماری یا از دست دادن عزیزان، عصبانیت، نگرانی و راه‌های غلبه بر آن‌ها را می‌آموزد.
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/4qrNO

      بسته کتاب‌های ارزش‌‌های زندگی (پیش‌دبستان و سال اول)

      1,117,000 ریال
      بسته ارزش های زندگی پیش دبستان و سال اول دبستان شامل یک دستنامه، کتاب‌های داستان و غیرداستان مرتبط با ارزش‌های
      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/OIFm8


      صحبت کردن با کودکان درباره احساسات

      اگر نگران کودکی هستید، تشویق او به صحبت‌کردن می‌تواند بسیار مفید باشد. وقتی در خانه مشکلاتی وجود دارد مانند درگیری والدین، طلاق یا مرگ یکی از اعضای خانواده، کودکان ممکن است گوشه‌گیر و ناراحت شوند.

      صحبت کردن با شخص دیگری غیر از والدین گاهی اوقات برای کودکان بسیار کمک‌کننده است. آن شخص می‌تواند پدربزرگ و مادربزرگ، دایی، خاله، معلم یا حتی یک مشاور باشد.

      در بازی آنها دنبال سرنخ باشید

      کودکان علاوه بر کلمات، خود را از طریق بازی نیز بیان می‌کنند. با گذراندن وقت با آنها و تماشای بازی کردن آنها می‌توانید چیزهای زیادی در مورد احساس آنها یاد بگیرید.

      کودکان مضطرب و ناراحت اغلب با اسباب‌بازی‌های خود بازی‌های جنگی می‌کنند. هنگام مشاهده این موارد بگویید «چقدر ‌درگیری پیش اومده» یا «خیلی ترسناک به نظر می‌رسه». این جملات می‌تواند به آنها کمک کند تا درباره آنچه که آنها را آزار می‌دهد، صحبت کنند.

      حتی اگر مکالمه‌ای را شروع نکنید، باعث می‌شوید کودک احساس راحتی بیشتری با شما داشته باشد و این آغاز راهی‌ست که در مورد مشکلات خود درد و دل کند.

      اگر می‌توانید آنها را به صحبت وادار کنید، به آرامی بپرسید چه مشکلی وجود دارد. اما اگر کودک نمی‌خواهد صحبت کند، موضوع را رها کنید سپس این کار را در زمان دیگری تکرار کنید، تا زمانی که آماده شود به شما بگوید چه چیزی باعث آزار او شده است.

      اگر کودکی بیش از حد سراسیمه است

      اگر نگران کودکی هستید که ممکن است در خانه مورد آزار و اذیت قرار بگیرد، این سوال می‌تواند کمک‌کننده باشد «آیا مامان خیلی باهات سروکله می‌زنه؟ اگه دوست داری می‌تونی به من بگی».

      ممکن است کودکی نفهمد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. آنها ممکن است به سادگی دلیل آن را عصبانی یا آزرده‌خاطر شدن والدین از خود بدانند.

      کودکانی که مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند اغلب در این باره صحبت نمی‌کنند زیرا فکر می‌کنند که خودشان مقصر هستند یا توسط متجاوز متقاعد شده‌اند که این امری طبیعی یا «راز خاصی» است.

      کودکان غالباً از شما سوال می‌کنند که آیا تصمیم دارید آنچه را به شما گفته‌اند به کس دیگری بگویید؟ هرگز قول ندهید که چیزی نمی‌گویید اما به آنها توضیح دهید فقط با افرادی که به آنها کمک خواهند کرد در میان می‌گذارید.

      اگر کودکی پرخاشگر یا بدرفتار است

      اگر کودکی دعوا می‌کند یا پرخاشگر است حتماً دلیل خاصی وجود دارد و صحبت کردن ممکن است به شما در یافتن علت کمک کند.

      به کودک بگویید که چرا رفتار بد او غیر‌‌قابل‌‌قبول است. به عنوان مثال، زیرا به دیگران آسیب می‌رساند یا آنها را به دردسر می‌اندازد. سپس به آنها فرصت دهید تا در مورد دلیل عصبانیت خود صحبت کنند.

      این روش ممکن است سریع عمل نکند زیرا یک کودک عصبانی به راحتی به حرف شما گوش نمی‌دهد. تسلیم نشوید. کودکان از رفتار بد خود آگاه هستند و مهم است که به دلایل آن پی ببرید.

      اگر کودک شما نگران اخبار ترسناک است

      در عصر دیجیتال، جلوگیری از اطلاع کودکان از وقایع ناراحت‌کننده‌ی خبری مانند تروریسم، جنگ و جنایات خشن که ممکن است آسیب‌زا باشد، عملاً غیرممکن است.

      توصیه بنیاد سلامت روان شامل این موارد است:

      • سعی نکنید تمام منابع خبری را قطع کنید. زیرا باعث می‌شود ترس آنها افزایش یابد.
      • در مورد آنچه اتفاق افتاده صادق باشید.
      • به آنها بگویید نگرانی امری طبیعی است و شما نیز نگران هستید.
      • اگر آنچه اتفاق افتاده برایشان گنگ است، آنها را به پرسیدن سوال تشویق کنید.
      • به آنها اطمینان دهید که برای حفظ امنیت‌شان همه‌ی تلاش خود را خواهید کرد.
      اگر فرزند شما عزادار است

      کودکان خردسال معنای مرگ را درک نمی‌کنند. با گفتن «نانا درگذشت. اون دیگه قرار نیست با ما باشه» به توضیح در مورد مرگ کمک کنید.

      اگر یکی از نزدیکان آنها فوت شده است با دقت آنها را تحت نظر داشته باشید. اگر گریان و گوشه‌گیر به نظر می‌رسند با صحبت درباره شخصی که درگذشته است آنها را تشویق کنید تا در مورد احساس خود صحبت کنند.

      می‌توانید جملاتی از این قبیل بگویید «بسیار ناراحت‌کننده است که نانا فوت کرده» یا «من ناراحتم که نانا فوت کرده، گاهی اوقات فهمیدن دلیل این‌که چرا مردم می‌میرند دشوار است».


      اهمیت آموزش احساسات به کودکان

      وقتی کلمات کافی نیستند

      گاهی اوقات ممکن است برای کودکان بیان احساسات از طریق کلمات مشکل باشد و در نهایت ممکن است احساسات پیچیده به روش‌های دیگری بروز کند. اضطراب، استرس یا تروما ممکن است به صورت علائم جسمی در بدن مانند: شکم درد یا ناخن جویدن نمایان شود و ما شاهد تغییراتی در رفتار آنها خواهیم بود مانند طغیان خشم، گوشه‌گیری و عدم‌تمرکز یا بی‌حالی.

      یک راه برای تشویق کودکان به بیان افکار و احساسات خود از طریق هنر است. همان‌طور که کتی مالچیودی در کتاب خود به نام «کتاب مرجع هنر درمانی» می‌گوید:

      «احساسات به‌ویژه آنهایی که ناشی از تروما، بحران یا مرگ هستند، به زبان آوردن‌شان سخت است و اغلب با کلمات نمی‌توان معنای آنها را به‌طور کامل منتقل کرد. هنر می‌تواند در بیان احساسات پیچیده و به‌ویژه شرایط ذکر شده مفید باشد. فرایند کار هنری به افراد کمک می‌کند تا با احساسات خود رو‌به‌رو شوند، بر افسردگی غلبه کنند، به آسیب‌های روحی پایان دهند و از غم و اندوه رهایی یابند.»

      چگونه هنر می‌تواند کمک کند؟

      همه ما در مواجه با حوادث تلخ می‌توانیم مستعد احساس ناتوانی و ناامیدی باشیم. کودکان مهارت کمتری در مدیریت این احساسات و عواطف دارند.

      کتی خاطر ‌نشان می‌کند که هنر می‌تواند روشی قدرتمند برای اصلاح و بازاندیشی تجربیات چالش‌برانگیز به شیوه‌ای مثبت‌نگرانه به زندگی باشد.

      هنر تجسمی -رنگ‌ها، شکل‌ها، خط‌ها و تصویرها- به شیوه‌ای با ما صحبت می‌کنند که کلمات قادر نیستند. هنر‌درمانی روشی است که با استفاده از زبان غیرکلامی هنر باعث رشد‌ فردی، بینش و تحول می‌گردد و وسیله‌ای برای اتصال افکار، احساسات و ادراکات ما با واقعیات بیرونی و تجارب زندگی است.

      هنر می‌تواند روشی بسیار ساده و بی‌خطر برای بیان احساسات کودکان فراهم کند. آنها می‌توانند بازی کنند، آزمایش کنند، خرابکاری کنند، از استعاره‌ها برای نمایش احساسات خود استفاده کنند، در قصه‌ها سیاحت کنند و با خلق شخصیت‌های داستانی احساسات خود را بیرون بریزند و هنر خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. آنها ممکن است برای بیان خود از رنگ، پارچه، مصالح مختلف، اشیاء پیدا شده، عکس، کلاژ، مجسمه یا فیلم استفاده کنند. این موارد تقریباً بی‌پایان هستند و متناسب با نیازهای فردی هر کودک یا گروهی از کودکان متغیر است.

      ایده‌هایی برای فعالیت

      در اینجا چند ایده برای فعالیت آورده شده است که ممکن است دوست داشته باشید در کلاس یا در منزل با فرزندتان تجربه کنید. این فعالیت‌ها همه مبتنی بر نقاط قوت و راه‌حل‌محور هستند و به گونه‌ای طراحی شده‌اند که می‌توانند در هر محیطی مورد استفاده قرار گیرند. لطفاً توجه داشته باشید در تمام فعالیت‌ها به هیچ وجه از کودک نخواهید که آسیب (تروما) را نقاشی، تصویرگری یا بازنگری کند. (اگر از کودکانی حمایت می‌کنید که می‌دانید دچار تروما شده‌اند، لطفاً از یک مشاور یا هنر درمانگر واجد شرایط با سابقه مراقبت‌های آگاه از تروما کمک بگیرید).

      • مجموعه‌ای از اشیا و تصاویر با جنس مختلف فراهم کنید. کلاژی از رنگ‌ها، بافت‌ها و تصویرها ایجاد کنید که به شما احساس آرامش و شادی بدهد. رنگ‌ها و بافت‌های مورد علاقه شما کدام است؟
      • با استفاده از مواد مختلف تصویری از یک مکان خیالی(یا واقعی) بسازید. آیا افراد دیگری نیز آنجا حضور دارند؟ حیوان خانگی چطور؟ از چه ساخته شده است؟ خودتان را داخل آن طراحی کنید.
      • خودتان را به عنوان یک ابر‌قهرمان بکشید یا بسازید. قدرت فوق‌العاده شما چیست؟
      • دست خود را روی کاغذ گذاشته و دور آن را خط بکشید. سپس آن را با تصاویر چیزهایی که به شما کمک می‌کند هنگام عصبانیت و ناراحتی احساس بهتری داشته باشید، پر کنید.
      • در مرکز کاغذ تصویر خود را رسم کنید. سپس دور آن را با تصاویری از نقاط قدرت و هر چیزی که در مورد خود دوست دارید، احاطه کنید. دیگران (دوستان، والدین یا معلمان) چه چیزی را در مورد شما دوست دارند؟

      هر زمان فعالیت‌هایی را طراحی کردید که در مورد احساسات صحبت می‌کند، لطفاً در نظر بگیرید که چگونه می‌توانید فضایی امن و حمایتی برای کودک ایجاد کنید.

      اهمیت آموزش احساسات به کودکان


      ADHD و احساسات

      کودکان مبتلا به ADHD مشکلاتی در تمرکز، تحریک‌پذیری و در بعضی مواقع بیش‌فعالی از خود نشان می‌دهند. اما در بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD اغلب علامت دیگری نیز وجود دارد که ذکر نمی‌شود و آن مشکل در مدیریت احساسات است.

      محققان و متخصصانی که کودکان مبتلا به ADHD را درمان می‌کنند اغلب گزارش کرده‌اند که احساسات نقش بسیار عظیمی در مشکلات روزانه این کودکان دارند. احساسات کودکان ADHD همانند دیگر کودکان است. آنها نیز احساس خشم، رنج، غم، ناامیدی و نگرانی را تجربه می‌کنند.

      آنچه که در بسیاری از کودکان ADHD متفاوت بوده این است که این احساسات شدیدتر و بیشتر است. همچنین به نظر می‌رسد که دوام بیشتری داشته و مانع زندگی روزمره آنها می‌شود.

      این احساسات چه مشکلاتی بوجود می آورند؟

      هنگامی که بچه‌ها قادر نباشند احساسات خود را مدیریت کنند، مشکلات می‌تواند به طرق مختلف ظاهر شود. برخی ممکن است هنگام عصبانیت یا استرس در مورد موضوعی نتوانند خود را کنترل کنند. بعضی دیگر با این‌که احساس خستگی می‌کنند ممکن است خود را به زحمت انداخته و برای انجام کاری دیگر آماده شوند.

      کودکان مبتلا به بیش فعالی، بیشتر از کودکان هم‌سن خود، ممکن است:

      • با کوچک‌ترین رنجشی، آزرده‌خاطر شوند.
      • در مورد مسائل کم‌اهمیت، بیش از حد و به مدت طولانی نگران شوند.
      • هنگامی که عصبانی یا آزرده هستند به‌سختی آرام شوند.
      • حتی از کوچک‌ترین انتقادی دلخور شوند.
      • برای رسیدن به چیزی که در لحظه می‌خواهند، اصرار و پافشاری کنند.

      این موقعیت را تصویرسازی کنید:

      صدای فرزند ۱۱ ساله خود را می‌شنوید که در حال دعوا‌کردن با برادر کوچک‌ترش است. او به سمت شما می‌دود و درباره کاری که برادرش انجام داده داد ‌و ‌بیداد می‌کند. معلوم می‌شود که برادرش در مورد موهایش نظری داده است و از شما می‌خواهد که او را تنبیه کنید و وقتی شما واکنشی نشان نمی‌دهید بسیار عصبانی می‌شود. سپس تمام شب از این‌که چقدر رفتار شما ناعادلانه بوده، شکایت می‌کند.

      در اینجا موقعیت دیگری وجود دارد:

      پسر ۱۵ ساله شما تکالیف زیادی برای انجام‌دادن دارد. اما آنها را انجام نمی‌دهد.در عوض کل بعدازظهر را با دوستانش در حال چت‌کردن می‌گذراند. شما سعی می‌کنید به او انگیزه دهید تا تکالیفش را انجام دهد. اما او فقط می‌گوید که این کار خسته‌کننده است و به گونه‌ای رفتار می‌کند که برایش اهمیتی ندارد. هیچ چیز باعث نمی‌شود کاری را که انجام می‌دهد متوقف کرده و تکالیفش را انجام دهد.

      اهمیت آموزش احساسات به کودکان

      چرا کودکان مبتلا به ADHD با احساسات درگیر هستند؟

      خلق‌وخوی اصلی افراد از بدو تولد بر نحوه رفتار آنها تأثیر می‌گذارد. خلق‌و‌خو ممکن است تا حدی (نه خیلی زیاد) با بزرگ شدن بچه‌ها تغییر کند.

      مانند سایر بچه‌ها، کودکان مبتلا به ADHD نیز از نظر خلق‌وخو شبیه یکدیگر نیستند. بعضی از آنها خیلی آرام و خجالتی و بعضی دیگر واکنش‌پذیرتر و پرحرف هستند و حتی گاهی پرخاشگر.

      اما اغلب آنها توانایی مدیریت احساسات خود را به اندازه سایر بچه‌های هم سن و سال خود ندارند. آنها با استفاده از قدرت استدلالی مغز خود، توانایی کمتری در واکنش به احساساتشان دارند.

      کودکان ADHD معمولاً با حافظه فعال مشکل دارند و این باعث می‌شود که نتوانند تصویر بزرگتری را در ذهن نگه دارند. آنها با هر احساسی که در لحظه دارند درگیر می‌شوند.

      اکثر کودکانی کهADHD  ندارند با افزایش سن یاد می‌گیرند که چگونه احساسات خود را مدیریت کنند تا خیلی گرفتار آنها نشوند. وقتی آنها بیش از حد احساس عصبانیت می‌کنند یاد می‌گیرند به خود بگویند «خونسرد باش، آرامش خودتو حفظ کن. اتفاق خیلی مهمی پیش نیومده.»

      اگر آنها برای انجام کاری دلسرد شوند ممکن است به خود بگویند «خب به نظر میاد این‌جوری درست پیش نمیره، دوباره سعیمو می‌کنم.» یا «سعی می‌کنم راه بهتری پیدا کنم.»

      کودکان مبتلا به ADHD در این زمینه کندتر هستند و مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا به این توانایی برسند که خود را آرام کنند. بنابراین آنها احتمالاً بیش از حد در احساسات خود غرق می‌شوند.

      در نتیجه، ممکن است آنها:

      • خیلی زود از انجام هر کاری دست بکشند.
      • غرق در دلسردی، ناامیدی یا عصبانیت شوند.
      • برای شروع کاری که باید انجام دهند طفره روند.
      • از تعامل با دیگران خودداری کنند.

      به عبارت دیگر، احساسات آنها در هر لحظه می‌تواند تمام فکر آنها را به خود جلب کند.

      چگونه به کودک خود کمک کنیم تا احساساتش را مدیریت کند؟

      هنگامی که بچه‌ها با احساسات خود دست و پنجه نرم می‌کنند، ممکن است این‌طور به نظر برسد که راهی برای خاتمه دادن یا جلوگیری از رفتارهای منفی آنها وجود ندارد. اما مواردی وجود دارد که می‌توانید به آنها کمک کنید تا احساسات خود را مدیریت و کنترل کنند.

      با تأیید احساسات ظاهری آنها شروع کنید. «می‌تونم بفهمم از این‌که توی نمایشگاه علوم رتبه دوم شدی چقدر احساس ناامیدی می‌کنی.» در مورد این‌که آنها چه احساسی باید داشته باشند، بحث نکنید. این معمولاً مسئله را تشدید می‌کند.

      هنگامی که کودک آرام شد به او کمک کنید تا راهی بهتر برای کنار آمدن با آن احساس پیدا کند. راهی که ممکن است فکرش را به جای دیگری معطوف کند. به عنوان مثال می‌توانید بگویید:

      • «می‌دونم که خیلی ناراحتی و می‌خوای نمایشگاه علوم رو ترک کنی و بری خونه اما من به کارت افتخار می‌کنم.»
      • «می‌دونم که خیلی براش زحمت کشیدی و آدمای زیادی با دیدنش تحت تاثیر قرار گرفتن. حتی اگه از قرار گرفتن در رتبه دوم ناراحتی اما هنوز دلیل خوبی داری برای این‌که به کاری که کردی افتخار کنی.»

      اگر کودک شما اغلب با مدیریت احساساتش مشکل دارد، با دکتر مشورت کنید.

        من تنهایم
        بستن

        من تنهایم – مجموعه احساس‌های تو

        70,000 ریال
        وقتی همه به مسافرت می‌روند و مرا نمی‌برند، احساس می‌کنم که تنها هستم. اما وقتی برایم نامه می‌فرستند، می‌فهمم که آن‌ها به فکر من هم هستند. موقعی که مامان فقط به خواهر کوچولویم می‌رسد... احساس تنهایی می‌کنم.
        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qD90K
        پاندورا و پرنده
        بستن

        پاندورا و پرنده

        290,000 ریال
        پاندورا تک و تنها در سرزمین اسقاطی‌ها زندگی می‌کرد. او از چیزهایی که مردم دور می‌ریختند، خانه‌ی قشنگی برای خودش ساخته بود. اما هیچ‌وقت هیچ‌کس به دیدنش نمی‌آمد.
        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/pt6zx

        قورباغه و وزغ تمام سال

        18,000 ریال

        قورباغه در یک روز زمستانی، در خانه‌ی وزغ را زده و از او میخواهد تا برای سورتمه‌سواری به بیرون بروند. وزغ که در رخت‌خواب گرم خود دراز کشیده، ابتدا پیشنهاد قورباغه را رد کرده، اما سرانجام بر اثر اصرار زیاد قورباغه، این پیشنهاد را می‌پذیرد...

        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Mg0Pu

        روزهایی با قورباغه و وزغ

        18,000 ریال

        قورباغه برای وزغ، خاطره‌ای از دوران کودکی خود نقل می‌کند از آن زمان که به همراه پدر و مادر به گردش رفته و اسیر قورباغه‌ی پیر سیاهی (که همه به او روح ترسناک می‌گفتند) شده بود، اما با ترفندی توانسته بود تا روح ترسناک را مغلوب خود کند.

        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/CgH8w

        قورباغه و وزغ با هم

        18,000 ریال

        در «یک فهرست»، وزغ فهرست تمام کارهایی را که باید در یک شبانه‌روز انجام دهد، روی کاغذی می نویسد. وزغ با انجام دادن هر یک از این کارها روی آن‌ها را خط می کشد. تا این که ناگهان با وزش باد، فهرست از دستش رها می شود.

        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/TOPTI


        رشد عاطفی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

        کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (ASD) معمولاً در تشخیص و کنترل احساسات دچار مشکل هستند. اما مهارت‌های آنها در زمینه رشد عاطفی می‌تواند بهبود یابد که به موجب آن احساسات دیگران را درک کرده و واکنش مناسب‌تری نشان دهند.

        احساسات و رشد عادی آن

        انسان دارای شش احساس اصلی است: شادی، تعجب، غم، عصبانیت، ترس و انزجار. ما همچنین احساسات پیچیده‌تری مانند خجالت، شرم، غرور، گناه، حسادت، لذت، اعتماد، دلبستگی و تحقیر را تجربه می‌کنیم.

        توانایی درک و بیان این احساسات از بدو تولد شروع به رشد می‌کند.

        از حدود دو ماهگی، بیشتر نوزادان می‌خندند و آثاری از ترس را نشان می‌دهند. نوزاد در ۱۲ ماهگی می‌تواند از چهره شما متوجه شود که چه احساسی دارید. بیشتر کودکان نوپا و خردسال شروع به استفاده از کلمات برای ابراز احساسات می‌کنند.

        در طول دوره کودکی و نوجوانی، بیشتر بچه‌ها به ایجاد همدلی، خودتنظیمی و مهارت در شناخت احساسات دیگران و پاسخ به آن ادامه می‌دهند. در بزرگسالی، افراد معمولاً به سرعت عبارات احساسی ظریف را تشخیص می‌دهند.

        احساسات و کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (ASD)

        کودکان اوتیسمی اغلب به سختی می‌توانند:

        • حالات چهره و احساسات پشت آن را تشخیص دهند.
        • از عبارات احساسی استفاده یا الگوبرداری کنند.
        • احساسات خود را درک و کنترل کنند.
        • احساسات دیگران را درک و تفسیر کنند. ممکن است به نظر برسد که با دیگران همدلی ندارند.
        شناخت احساسات

        نوزادان مبتلا به ASD (بعداً تشخیص داده می‌شود) می‌توانند احساسات را مانند نوزادان دیگر تشخیص دهند. اما رشد پاسخ‌های عاطفی این کودکان نسبت به کودکان دیگر کندتر است.

        در ۵ تا ۷ سالگی این کودکان می‌توانند شادی و غم را تشخیص دهند. اما تشخیص حالت چهره غمگین و نگران برایشان سخت است.

        در دوره نوجوانی، نوجوانان مبتلا به ASD هنوز به اندازه نوجوانان دیگر در تشخیص ترس، عصبانیت، تعجب و انزجار مهارت ندارند.

        در بزرگسالی، آنها در تشخیص برخی احساسات همچنان مشکل دارند.

        نشان‌دادن احساسات

        نوزادان مبتلا به ASD (بعداً تشخیص داده می‌شود) می‌توانند احساسات را مشابه نوزادان دیگر نشان دهند.

        در سن مدرسه، کودکان اوتیسم با شدت کمتر، تمایل دارند احساسات خود را مانند کودکان دیگر نشان دهند اما توصیف احساسات برایشان مشکل است. آنها ممکن است بگویند که احساس خاصی ندارند. در همان سن، کودکان اوتیسم با شدت بیشتر، به نظر می‌رسد که بیان عاطفی کمتری نسبت به کودکان دیگر دارند.

        کودکان مبتلا به اوتیسم پاسخی به احساسات نمی‌دهند یا ممکن است گاهی اوقات بیش از حد پاسخ احساسی بدهند. به عنوان مثال ممکن است خیلی سریع به ‌شدت عصبانی شوند.

        عکس‌العمل و تعامل با دیگران

        از سنین پایین، کودکان مبتلا به ASD اغلب به رفتار عاطفی و چهره دیگران توجه کمتری دارند. آنها تمایل ندارند چیزهای جالب را به دیگران نشان دهند یا به چیزهای جالبی که دیگران به آنها نشان می‌دهند پاسخ دهند. این توجه اجتماعی یا توجه اشتراکی نامیده می‌شود و فقدان آن یکی از علائم هشدار‌دهنده اولیه برای ASD است. کودکان پیش‌دبستانی مبتلا به ASD همچنان توجه اشتراکی را دشوار می‌دانند و غالبا از کلمات برای جلب توجه دیگران استفاده نمی‌کنند.

        همچنین کودکان مبتلا به ASD معمولاً برایشان استفاده از احساسات برای مدیریت روابط اجتماعی دشوار است. آنها نسبت به دیگران نگرانی کمتری نشان می‌دهند و توانایی کمتری در دلداری دادن یا به اشتراک گذاشتن احساسات دارند. آنها ممکن است موقعیت‌ها را اشتباه برداشت کنند و با احساساتی نامناسب، پاسخ دهند.

        به عنوان مثال کودک مبتلا به ASD ممکن است هنگامی که خواهرش از بلندی می‌افتد او را دلداری ندهد یا حتی بخندد زیرا تشخیص نمی‌دهد که خواهرش آسیب دیده است.

        درک چهره

        کودکان مبتلا به ASD به دلیل نحوه اسکن صورت، در درک احساسات دیگران مشکل دارند.

        افراد مبتلا به ASD صورت افراد را به صورت رندوم و پراکنده اسکن می‌کند. آنها زمان کمتری را به چشم نگاه می‌کنند و زمان بیشتری را روی دهان متمرکز می‌شوند. این بدان معناست که اطلاعاتی که از چهره یک شخص می‌گیرند در مورد احساسات آن شخص کمتر به آنها می‌گوید.

        تشویق رشد عاطفی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

        در اینجا چند ایده وجود دارد:

        • در شرایط عادی احساسات را نام‌گذاری کنید. هنگامی که در حال خواندن کتاب، تماشای فیلم یا ملاقات با دوستانتان هستید، به احساسات اشاره کنید. مثلاً بگویید، «نگاه کن، سالی می‌خنده، اون خوشحاله.»
        • هشیار باشید. به احساسات کودک خود واکنش نشان دهید. مثلاً بگویید «تو داری می‌خندی پس باید خوشحال باشی» حتی می‌توانید احساسات خود را مهم جلوه دهید. مثلاً «من خیلی هیجان‌زده‌ام! بزن قدش.»
        • توجه کودک خود را جلب کنید. اگر با کودک خود صحبت می‌کنید و پاسخی دریافت نمی‌کنید، دوباره ادامه دهید. ممکن است اوایل برای جلب توجه کودک، لازم باشد این کار را به صورت اغراق‌آمیزی انجام دهید.
        • ارتباط چشمی و نگاه کردن را تقویت کنید. با پیوستن به هر کاری که فرزندتان انجام می‌دهد، می‌توانید کودک خود را ترغیب کنید تا هنگام تعامل به شما نگاه کند. یا اگر فرزندتان چیزی را طلب کرد، صبر کنید تا به شما نگاه کند و سپس آنچه را که می‌خواهد به او بدهید. برای جلب توجه کودک با صدایی سرزنده و بلند حرف بزنید.
        • توجه کودک را به شخص دیگری جلب کنید. به عنوان مثال از فرد دیگری بخواهید آنچه را که گفتید به فرزندتان بگوید تا توجه کودک را به شخص دیگری جلب کنید.

        روش‌های درمانی مختلفی برای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم وجود دارد که برخی از آنها ممکن است به کودک شما در شناخت و نشان دادن احساسات کمک کند.

          پسری که دنبال باد رفت

          120,000 ریال
          سامی می‌دانست که با بقیه تفاوت دارد. او می‌توانست چیزهایی را ببیند که دیگران نمی‌توانستند ببینند؛ مثلاً می‌توانست از توی گرد و غباری که با نور آفتاب تابیده به اتاق معلوم می‌شدند، یه عالم شکل مختلف پیدا کند.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/CdF1f

          آسمان سرخ در سپیده‌دم

          270,000 ریال
          بن که به دنیا می‌آید، زندگی خانواده از این‌رو به آن‌رو می‌شود! دکتر می‌گوید این پسر به شدت معلول است و هرگز مثل بچه‌های عادی نمی‌شود. آنا خواهر بن، او را خیلی دوست دارد اما می‌ترسد در مورد او چیزی به بچه‌های مدرسه بگوید و آبرویش برود.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/QIGdo
          ماجرای عجیب سگی در شب
          بستن

          ماجرای عجیب سگی در شب

          420,000 ریال
          کریستوفر نوجوانی مبتلا به سندرم اوتیسم است. او به علت این بیماری خاص از درک مسائل عادی زندگی عاجز است، اما هوش فوق‌العاده‌ای دارد و دنیا را دیگر گونه می‌بیند. ماجرا با کشته شدن سگی در همسایگی آن‌ها آغاز می‌شود و کریستوفر سعی می‌کند قاتل سگ را با ابتکارات منحصربه‌فرد خویش بیابد. از این جهت ماجرای سگی در شب روایتی خواندنی و ویژه است.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/OUytS
          کودک مبتلا به اوتیسم
          بستن

          کودک مبتلا به اوتیسم – مجموعه کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان

          350,000 ریال
          در این کتاب آمده است که اوتیسم چیست و چگونه تشخیص داده می‌شود. این کتاب حاوی اطلاعاتی برای والدین کودکان مبتلا به اوتیسم می‌باشد و به آنان کمک می‌کند تا با مشکل اوتیسم روبه‌رو شوند و احساسات فرزندشان را درک کنند.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ghkiH
          مشکلات رفتاری - اوتیسم
          بستن

          مشکلات رفتاری – اوتیسم – مجموعه کتاب‌های کودکان استثنایی

          100,000 ریال
          اوتیسم یعنی چه؟ بعضی از بچه‌ها اوتیسم دارند. بچه‌هایی که اوتیسم دارند خوب نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند. آن‌ها ممکن است به جای اینکه حرف بزنند، به تصاویر اشاره کنند.
          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/xHy1y

          اهمیت آموزش احساسات به کودکان

          نقش کتاب و مطالعه در کنترل احساسات کودکان

          کتاب بهترین راه برای کودکان است که به آنها کمک می‌کند قادر به شناسایی و گفت‌وگو در مورد احساسات مختلف باشند و ایده‌هایی ارائه می‌دهد که چگونه احساسات خود را بهتر مدیریت کنند.

          یکی از قدرتمندترین نکات استفاده از کتاب این است که می‌توانیم از موضوع فاصله بگیریم. کودکان می‌توانند در مورد احساسات یک شخصیت به گونه‌ای صحبت کنند که اگر مربوط به خودشان بود، نمی‌توانستند.

          شخصیت‌های کتاب می‌توانند متحدان قدرتمندی باشند. در حالی‌که دیدگاه آنها را متصور می‌شویم، احساسات خود را درون آنها می‌ریزیم. ما خود را در تجربیات آنها می‌شناسیم. از طریق یک کتاب ممکن است نامی برای احساسات عجیب و غریب خود پیدا کنیم.

          با آموزش سواد عاطفی می‌توانیم کودکان را برای تجارب آینده آماده کنیم، به آنها کمک کنیم با دیگران همدلی کنند و به آنها نشان دهیم که دیگران نیز دنیای عاطفی و درونی خود را دارند. این مهم است که کودکان بدانند که آنها تنها نیستند.


          منابع:

          https://kidshelpline.com.au/parents/issues/helping-kids-identify-and-express-feelings

          https://www.lifehack.org/337413/ways-help-your-child-express-their-feelingshttps://nurtureandthriveblog.com/8-vital-reasons-teach-child-emotions/

          https://www.understood.org/en/learning-thinking-differences/child-learning-disabilities/add-adhd/adhd-and-emotions-what-you-need-to-know

          https://raisingchildren.net.au/autism/development/social-emotional-development/emotional-development-asd

          https://theconversation.com/six-phrases-to-help-your-childs-emotional-development-130821

          Helping children express emotions through art

          Children’s Books About Emotions

          https://www.booktrust.org.uk/news-and-features/features/2018/august/how-books-help-children-discuss-difficult-feelings—and-feel-less-alone/

          https://www.nhs.uk/conditions/stress-anxiety-depression/talking-to-children-about-feelings

          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/w9IvE
          چه عواملی باعث ایجاد ترس در کودکان می شود؟

          چه عواملی باعث ایجاد ترس در کودکان می‌شود؟

          ترس، واکنشی عاطفی، هیجانی و فیزیکی است که هر فردی هنگام روبه‌رو شدن با خطر واقعی، از خود بروز می‌دهد و احساس امنیت خود را از دست می‌دهد. ترس طبیعی به واکنشی گفته می‌شود که در موقعیت‌هایی نشان داده می‌شود که برای بیشتر افراد، ترسناک تلقی می‌شود. مثلاً ترسیدن از ارتفاع یا ترس از صدای مهیب انفجار. این واکنش عاطفی کاملاً طبیعی است و از بدو تولد دیده می‌شود. ترس زمانی که خیلی شدید نباشد و باعث پرهیز از خطر برای کودک شود، نه تنها نگران‌کننده نیست بلکه سودمند نیز هست زیرا ترس احساسی است که می‌تواند به کودک کمک کند که با احتیاط‌تر عمل کند. (مراجعه کنید به‌بخش مزایای ترس)
          اما ترس مرضی یا فوبیا نوع خاصی از ترس است که در درجه اول افراطی، غیرمنطقی و ناموجه است. اگر فوبیا از یک چیز خاص مثلاً سوسک، گربه، آمپول و… باشد به آن فوبیای خاص می‌گویند. (مراجعه کنید به‌بخش فوبیا)
          این تقسیم‌بندی‌ها را می‌شود برای بزرگسالان به راحتی به کار برد اما در کودکان به چند دلیل، جدا کردن ترس‌های طبیعی از فوبیا سخت است. در درجه اول نشانه‌های ترس در کودکان با بزرگسالان فرق می‌کند. یعنی ممکن است کودک به جای این که مثل بزرگسالان از موقعیتی وحشت زده شود، حالت قهر به خود بگیرد یا خودش را به بزرگسالان بچسباند. حتی ممکن است کودک، ترس خودش را پشت نشانه‌های افسردگی و خشم پنهان کند. ضمن این‌که برخلاف بزرگسال‌ها که می‌دانند ترس‌شان افراطی و غیرمنطقی است، کودکان آن‌قدر رشد نکرده‌اند که تفاوت ترس‌های طبیعی و غیرطبیعی را بدانند.


           


          ترس کودکان

          تشخیص ترس، اختلالات اضطرابی و حملات استرسی

          وقتی اختلالات عصبی از کنترل خارج می‌شود، یا وقتی از چیزی می‌ترسیم که در واقع به ما آسیب نمی‌رساند، می‌تواند بر عملکرد روزمره ما تأثیر بگذارد.

          ترس آینده‌نگر یا به بیان دیگر، ترس از اتفاق‌های نامعلوم آینده، به عنوان اضطراب شناخته می‌شود. در حالی که ترس در لحظه بروز خطر اتفاق می‌افتد. اضطراب با دلهره مشخص می‌شود زیرا ما نمی‌دانیم چه اتفاقی خواهد افتاد و نمی‌توانیم رویدادهای آینده را کنترل کنیم. اختلالات اضطرابی شامل تعدادی از شرایط پزشکی مختلف، از جمله اختلال اضطراب عمومی است. (مراجعه به‌بخش اضطراب)

          گاهی اوقات بدن و ذهن به هرگونه اتفاق طبیعی واکنش نشان می‌دهد در صورتی که چیزی برای ترسیدن وجود ندارد و این حالت از واکنش را به عنوان وحشت می‌شناسیم. بسیاری از افراد با این نوع احساسات آشنا هستند و غالباً (نه همیشه) با فوبیا همراه است. وحشت یک واکنش فیزیکی فوری به ترس‌های غیرواقعی و غیرمنطقی است و می‌توانند تأثیر زیادی بر سلامت عاطفی و جسمی شما و همچنین توانایی شما برای رسیدن به پتانسیل کامل شما داشته باشند. از طرف دیگر، ترس بیش از حد ممکن است فلج‌کننده شود، یا این‌که در مواجهه با هر اتفاق احساس فرار کنید.

          از نظر زیست شناختی، هنگامی که فرد احساس ترس می‌کند، مناطق خاصی از مغز وی همچون هیپوتالاموس فعال می‌شود. به نظر می‌رسد این مناطق اولین واکنش فیزیکی به ترس را کنترل می‌کنند و مواد شیمیایی مانند آدرنالین و هورمون استرس کورتیزول در جریان خون آزاد می‌شوند و باعث واکنش‌های جسمی خاصی می‌شود، مانند:

          • ضربان قلب سریع
          • افزایش فشار خون
          • سفت شدن عضلات
          • جمع شدن حواس
          • گشاد شدن مردمک چشم (برای ورود نور بیشتر)
          • تعریق زیاد
          • و… (مراجعه کنید به‌بخش علائم ترس)

          ترس کودکان

          چه عواملی باعث ترس میشود؟

          هرچند آگاهی از خطرهای بالقوه و واقعی بسیار مهم می‌باشد، اما واکنش مناسب در برابر آنها نیز بسیار مهم است. اکثر ما، در لحظهٔ احساس خطر، واکنش خاصی نشان می‌دهیم، اما به محض این‌که متوجه می‌شویم تهدید واقعی و جدی در آن موقعیت وجود ندارد، این احساس و واکنش به ترس به سرعت فروکش می‌کند.
          اما این موضوع به کودکان آسیب جدی می‌رساند زیرا آنها قادر به درک درست از شرایط نیستند و توانایی عقلانی فکر کردن و تشخیص موارد غیرواقعی و غیرعقلانی را ندارند.
          حال یک موضوع بسیار مهم این است که ترس برای کودکان چگونه است؟ برای کودکانی که این احساس را تجربه می‌کنند، تهدیدها کاملاً واقعی احساس می‌شوند. والدین غالباً در دلجویی از فرزند خود و اطمینان به او درمورد این‌که در واقع چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، مشکل دارند. اضطراب دوران کودکی اگر دلیل و منشأ مشخصی نداشته باشد می‌تواند تأثیر منفی بر رشد سالم انسان داشته باشد و ممکن است کودکان را در معرض مشکلات اضطراب و اختلال ترس در زندگی بعدی قرار دهد.


          ریشه ترس کودکان

          منشاء ترس معقول یا نامعقول کودک را باید در تجارب او جستجو نمود اغلب ترس‌های کودک از مراحل رشدش تأثیر می‌پذیرند.

          مهم‌ترین علل اساسی ایجاد ترس در کودکان عبارتند از:

          1. والدین الگوهای ویژه‌ای از ترس را به کودکان خود آموزش و منتقل می‌کنند (والدین ترسو، کودک ترسو).
          2. از علت‌های ترس کودک از مراکز بهداشتی و فرآیند درمان، تهدید کردن کودک برای برقراری نظم و انضباط در خانه است مثلاً هنگام گفتن این جمله: «باید قرصت را بخوری وگرنه می‌میری» یا «اگر غذا نخوری، می‌گم دکتر آمپولت بزنه».
          3. انتظارات و توقعات نامتناسب و افراطی والدین از کودک.
          4. از علت‌های ترس کودکان تجربه‌ها و خاطرات ناگوار و وحشتناک کودک می‌باشد.
          5. از علت‌های ترس کودکان ویژگی‌های شخصیتی خود کودک، عوامل زیستی، سرشتی و آمادگی‌های فطری اولیه و داشتن بدنی آسیب‌پذیر و نحیف می‌باشد.

          ترس کودکان

          علائم ترس کودکان

          هر علتی ممکن است سبب ترس دائمی کودک گردد و این ترس بر جسم و روان او اثر نامطلوب و مضر می‌گذارد و کودک را غمگین می‌کند به طوری که کودک علائمی مانند: گوشه‌گیری، خجالت‌زدگی، فاقد قدرت تصمیم‌گیری و وابسته به سایرین از خود بروز می‌دهند.
          در آینده این کودکان نمی‌توانند پست‌های حساس شغلی داشته باشند و از آن ترس دارند و همچنین قادر به حل مشکلات زمان حال نمی‌باشند.

          مهم‌ترین علایم ترس کودکان عبارتند از:
          – اختلال خواب، خشم و عصبانیت، چنگ زدن بدن، جیغ کشیدن، تنگی نفس و گرفتگی صدا، افزایش ضربان قلب، از دست دادن کنترل ادرار، لکنت زبان، شب‌ادراری، فرار از موقعیت ترس‌آور، حسادت، ناخن جویدن، گوشه‌گیری، انزواطلبی و کم‌رویی و… می‌باشد.


          دلایل ترس

          به طور کلی، دلایل بی‌شماری از ترس وجود دارد. برخی از آنها بیش از دیگر موارد شناخته شده‌اند، به‌ویژه هراس‌های خاص مانند ترس از عنکبوت (آرخنوفوبیا)، خون (هموفوبیا)، ارتفاع (اکروفوبیا) و امتحانات (تستوفوبیا) و همچنین هراس اجتماعی که به آن اختلال اضطراب اجتماعی نیز گفته می‌شود که یکی از بیماری‌های روحی رایج است و این ویژگی با ترس شدید از این‌که دیگران در موقعیت‌های اجتماعی تحت نظر و قضاوت قرار گیرند همراه است.


          دلایل شایع ترس در کودکان

          احساس ترس از تاریکی یکی از ترس‌های رایج و دشوار برای تسخیر در کودکان است. کودکان ممکن است این احساس را به خوبی در سن مدرسه خود داشته باشند. ترس از تاریکی با افزایش سن متفاوت است. کودکان کوچک‌تر ممکن است از هیولاهایی که در سایه کمین کرده‌اند ترسیده باشند، در حالی که کودکان بزرگ‌تر ممکن است بیش از حد نگران سارقین یا سایر تهدیدات ملموس باشند. اکثر خانواده‌ها می‌بایست که چراغ را در شب روشن کنند و به تدریج در مدت زمان طولانی نور را کم کنند.
          اما بیایید چند دلیل مؤثر در ترس کودکان را بدانیم…

            فرانکلین در تاریکی - مجموعه‌ی فرانکلین
            بستن

            فرانکلین در تاریکی – مجموعه‌ی فرانکلین

            150,000 ریال
            در « فرانکلین در تاریکی » فرانکلین متوجه می‌شود که هر کسی از چیزی می‌ترسد و یاد می‌گیرد با ترسش مقابله کند.
            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/8WJWi
            خرس های تو رخت خواب و شب طوفانی و ترسناک
            بستن

            خرس های تو رختخواب و شب طوفانی و ترسناک

            95,000 ریال
            خرس کوچولو، خرس تپلو و خرس پشمالو از صدای رعد و برق می‌ترسند. پس یکی یکی می‌روند توی رختخواب کنار پدر و مادرشان می‌خوابند. بابا خرسه به آن‌ها می‌گوید: «هیولا اصلا وجود ندارد. تو چه خرس ترسویی هستی!» متن داستان آمیخته با طنز و جذاب است. تصاویر نیز گویا و تکمیل کننده متن هستند. خواندن این کتاب برای کودکانی که ترس از تاریکی، ترس از هیولا و ترس از رعد و برق دارند می‌تواند مفید باشد.
            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GoUir

            برگرد به تختخوابت، اِد! – قصه های قبل از خواب

            180,000 ریال
            اِد کوچولو هم خیلی دوست دارد به تختخواب برود هم خیلی بدش می‌آید توی تختخواب بماند. باید دید بابا و مامان اِد چه نقشه‌ای می‌کشند تا اِد به تختخوابش برگردد؟
            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/zh5tJ
            جونی بی جونز زیر تختش لولو دارد
            بستن

            جونی بی جونز زیر تختش لولو دارد – مجموعه جونی بی جونز ۷

            55,000 ریال

            اسم من جونی بی جونز است. این «بی» اول «بئاتریس» است. ولی من از بئاتریس خوشم نمی‌آید. فقط از «بی» خالی خوشم می‌آید؛ همین. من کلاس آمادگی هستم. آمادگی من بعدازظهرهاست. امروز ما آن‌جا عکس‌های کلاسی انداختیم.

            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/JfQHG
            قورباغه می ترسد
            بستن

            قورباغه می‌ترسد

            290,000 ریال
            شب است و قورباغه در رختخوابش دراز کشیده است. اما نمی‌تواند بخوابد چون از توی کمد و از زیر تختش صداهای عجیب و غریبی می‌شنود.
            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/wKFPu


            دلایل ایجاد ترس در کودکان

            • رشد ناکافی عاطفی و مغزی کودک از دیگر عوامل ترس در کودک است
            • یکی از عوامل ایجاد ترس در کودک داشتن والدین بیش از حد حمایت‌کننده، محافظه‌کار و محتاط می‌باشد.
            • سخت‌گیر بودن والدین و اعمال تنبیه‌های شدید می‌تواند در کودک ترس ایجاد کند.
            • نداشتن برنامه‌ریزی قبلی و آماده کردن کودک بیمار برای انجام فرآیند درمان موجب بروز ترس در کودک می‌شود.
            • یکی از عوامل ایجاد ترس در کودک مواجهه با افراد بیگانه، اشیای جدید، صداهای غیرعادی، ناگهانی و بلند و موقعیت‌ها و مکان‌های ناآشنا است.
            • جدایی از مادر، خانه، سایر اعضای خانواده و دوستان از دیگر عوامل ایجاد ترس در کودک است.
            • ترس از نقص عضو و صدمات فیزیکی ناشی از بیماری و ترس از مردن موجب بروز ترس در کودک می‌شود.

            چه ترسی؟ چه سنی؟

            بعضی از ترس‌ها برای بعضی از سنین طبیعی‌تر است اما در کل هیچ ترسی -حتی اگر طبیعی باشد- نباید بیش از دو سال طول بکشد. یعنی طول کشیدن بیش ازاین حد، نشانه مشکل و نیازمند توجه یا حتی درمان بالینی است. برخی از ترس‌ها در کودکان ریشه فطری دارند (ترس از صداهای مهیب) و برخی دیگر از همان ماه‌های اول و به صورت اکتسابی در کودک شکل می‌گیرند (ترس از حیوانات مثل سوسک و گربه) و والدین برای جلوگیری از ترسو شدن کودکان باید خود الگوی شجاعت باشند. ترس کودکان ممکن است ثبات و دوام نداشته باشد، زود پدید آید و زود هم از بین برود. گاهی ترس کودکان مبتنی بر واقعیت نیست یعنی از چیزی می‌ترسند که بی‌خطر است.


            انواع شایع ترس با توجه به سن فرزندان

            ترس از تنهایی

            والدین بسیاری هستند که از ترس‌های کودکان شاکی شده‌اند. ترس‌های کودکان انواع مختلفی دارد و هرکدام از آن‌ها هم دلایل و ریشه‌های خودشان را دارند. یکی از شایع‌ترین انواع ترس، ترس کودکان از تنهایی است که با جیغ و داد و گریه در تنهایی می‌توانید آن را مشاهده کنید یا کودکی که به هیچ وجه از مادر جدا نمی‌شود و از تنهایی فراری است، همه نشان‌دهندهٔ وجود این نوع از ترس در کودک است. ترس کودکان از تنهایی، که بیشتر در کودکان سنین پایین اتفاق می‌افتد در سن ۲ تا ۵ سالگی بیشترین احتمال وقوع را دارد و اگر خانواده نتواند به درستی این ترس را مدیریت کند، می‌تواند روی سلامت عاطفی کودک و آینده آن تأثیر منفی داشته باشد.
            برخی اوقات، ترس از تنها بودن در کنار ترس‌های دیگر مثل ترس از تاریکی یا ترس از کمد یا ترس از دلقک‌ها و… همراه شود. ما به عنوان والدین، باید ترس‌های کودک را، هرچقدر هم غیرمنطقی، درک کرده و به آن‌ها توجه کنیم تا بتوانیم این ترس‌ها را از بین ببریم.

            ترس کودکان

            ترس از مرگ

            در حدود ۶ یا ۷ سالگی، وقتی کودکان درک درستی از مرگ پیدا می‌کنند، ترس دیگری ایجاد می‌شود. با تشخیص این‌که مرگ سرانجام بر همه تأثیر خواهد گذاشت و دائمی و غیرقابل بازگشت است، نگرانی طبیعی در مورد مرگ احتمالی اعضای خانواده -یا حتی مرگ خود آنها- می‌تواند شدت یابد. در بعضی موارد، این مشغله با مرگ می‌تواند ناتوان‌کننده باشد.
            محققان بر این باورند که کودکان مرگ را بدون عقاید مذهبی یا مکانیسم‌های دفاعی که بزرگسالان دارند مشاهده می‌کنند. در عوض، کودکان مرگ را یک حالت ترسناک نیستی و پوچی می‌دانند و لزوماً نمی‌فهمند که چه چیزی باعث آن می‌شود. کودک شما ممکن است مرگ را به عنوان تحقق خواسته‌ها و خواسته‌های ناخودآگاه خود بداند. بچه‌های جوان‌تر نیز از توانایی‌های شناختی خاصی برخوردار نیستند و درک این موضوع که کسی می‌تواند دور شود و سپس برگردد را دشوار می‌کند. چون این مسائل قابل حل و درک برایشان نیست، این امر ممکن است آنها را دچار ترس از دوری و جدایی کند.

            ترس از جدایی

            وقتی کودکان بزرگ‌تر می‌شوند، به خصوص در حدود ۲ سالگی، می‌توانند از موقعیت‌های روزمره که قبلاً آنها را آزار نمی‌داد، ترس داشته باشند. یکی از ترس‌های عمده در کودکان جدا شدن از والدین یا اعضای خانواده است. ترس از جدایی، هم در کودکان نوپا و هم در کودکان مدرسه معمول است؛ به دلیل این‌که در کنار یک پرستار کودک، مهد کودک یا مدرسه قرار دارند. در حالی که برخی از کودکان از رفتن و بازگشت والدین خود عصبی می‌شوند، ممکن است دیگران از معلمان، محیط اطراف یا سایر کودکان ترسیده باشند. بیشتر اوقات، وقتی بچه‌ها شروع به گذراندن وقت بیشتری با معلم و همکلاسی‌های خود می‌کنند، این احساسات فروکش می‌کند. یا گاهی اوقات وقتی خانواده به محله جدیدی نقل مکان می‌کند، این ترس شدت می‌یابد. این کودکان ممکن است از رفتن به اردوی تابستانی یا حتی تحصیل در مدرسه ترس داشته باشند. هراس آنها می‌تواند باعث علائم جسمی مانند سردرد یا درد معده شود و سرانجام کودکان را به سمت افسردگی بالینی در دنیای خود سوق دهد.

            ترس کودکان

            ترس از تاریکی

            ترس از تاریکی و شب معمولاً از سنین بین ۳ تا ۶ سال شروع می‌شود. در این سنین، طبیعی است که کودک، ترس از ارواح، هیولاها، خوابیدن به تنهایی و سر و صداهای عجیب را داشته باشد اما باید در نظر گرفت که ترس مانع خواب عمیق و طبیعی می‌شود که همین موضوع باعث ایجاد اضطراب می‌شود و گاهی تا بزرگسالی ادامه می‌یابد. در این شرایط کودک ترس از خوابیدن دارد و این نوع از ترس را می‌توان نایت فوبیا دانست. محققین برای این نوع ترس دلایلی را ذکر کرده‌اند، مثلاً اگر والدین از اتاق تاریک برای تنبیه کودک استفاده کرده باشند، یا در تاریکی اتفاق ناگوار یا صدای مهیبی به گوش کودک رسیده باشد یا در تاریکی گم شده باشد.


            مزایای ترس

            افرادی که ترس شدیدی را تجربه کرده‌اند غالباً لحظه مواجهه با یک فاجعه و چگونگی کند شدن زمان را به خاطر می‌آورند. لحظه‌ای که یا باید بجنگند یا راهی برای گریز پیدا کنند و بدون این‌که آگاهانه به آن فکر کنند، واکنش درستی نشان می‌دهند. به گونه‌ای که گویی آنها دقیقاً می‌دانسته‌اند چه کاری باید انجام دهند. آن‌ها ممکن است قدرت فوق‌العاده‌ای را تجربه کرده باشند (بعضی حتی توانسته‌اند برای نجات عزیز محبوس شده خود، ماشین را بلند کنند و هیچ دردی احساس نکنند). همهٔ این‌ها مکانیسم‌های محافظتی برای افزایش شانس زنده ماندن هستند. حال در نظر بگیرید اگر در کودکان (با توجه به این‌که هنوز به رشد عقلی و ذهنی مناسب نرسیده‌اند) این موهبت ترس نبود، چه اتفاقات ناگواری رخ می‌داد؟


            درباره فوبیا

            گاهی اوقات ترس می‌تواند چنان شدید، مداوم و متمرکز شود که به فوبیا تبدیل شود. فوبیا – که ترس‌های قوی و غیرمنطقی است – می‌تواند مداوم و ناتوان‌کننده شود، به طور قابل توجهی بر فعالیت‌های روزمره کودک تأثیر بگذارد و در آن دخالت کند. به عنوان مثال هراس کودک ۶ ساله در مورد سگ‌ها ممکن است او را چنان وحشت‌زده کند که از رفتن به فضای بیرون امتناع ورزد زیرا ممکن است در آن‌جا سگی وجود داشته باشد. یک کودک ۱۰ ساله ممکن است از گزارش اخبار یک قاتل زنجیره‌ای چنان وحشت کند که اصرار داشته باشد شب‌ها با والدینش بخوابد.
            برخی از کودکان در این گروه سنی نسبت به افرادی که در زندگی روزمره ملاقات می‌کنند دچار هراس می‌شوند. این کم‌رویی شدید می‌تواند آنها را از دوستی در مدرسه و ارتباط با بیشتر بزرگسالان، به ویژه غریبه‌ها، باز دارد. آن‌ها ممکن است آگاهانه از موقعیت‌های اجتماعی مانند مهمانی تولد، پرهیز کنند و معمولاً مکالمه راحت با کسی به جز خانواده نزدیک برایشان دشوار است.

            ترس کودکان


            اضطراب

            هر از گاهی هر کودکی ترس را تجربه می‌کند. همان‌طور که جوانان با داشتن تجربیات جدید و مقابله با چالش‌های جدید جهان اطراف خود را کاوش می‌کنند، باید به این موضوع توجه داشت که اضطراب تقریباً یک قسمت اجتناب‌ناپذیر از بزرگ شدن است. ترس و اضطراب ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. هر دو دارای احتمال خطر یا آسیب‌دیدگی را شامل می‌شوند. به طور کلی، ترس به عنوان واکنشی نسبت به یک خطر خاص و قابل مشاهده تلقی می‌شود، در حالی که اضطراب به عنوان یک نوع ترس متمرکز، بی‌هدف و آینده‌نگر دیده می‌شود. بنابراین، ترس، اضطرابی است که به چیزی یا شرایط خاصی متصل باشد. به عنوان مثال نگرانی در مورد «مردن» بیشتر از این‌که شکل ترس به خود داشته باشد، به شکل اضطراب خسته کننده‌ای در می‌آید. اضطراب به حالات احساسی مانند شَک، بی‌حوصلگی، درگیری ذهنی، ناامیدی و بی‌حسی نیز گفته می‌شود.


            درمان ترس و هراس

            خوشبختانه اکثر فوبیاها کاملاً قابل درمان هستند. به طور کلی، آن‌ها نشانه‌ای از بیماری روانی جدی نیستند که نیاز به ماه‌ها یا سال‌ها درمان داشته باشند. با این حال، اگر اضطراب کودک شما ادامه داشته باشد و در لذت زندگی روزمرهٔ او اختلال ایجاد کند، ممکن است نیاز داشته باشد از برخی کمک‌های تخصصی روانپزشک یا روانشناس متخصص در درمان ترس بهره‌مند شود.
            به عنوان بخشی از برنامه درمانی فوبیا، بسیاری از درمانگران پیشنهاد می‌کنند کودک شما را در میزان کم و بدون تهدید در معرض منبع اضطراب قرار دهند. تحت راهنمایی‌های یک درمانگر، کودکی که از سگ می‌ترسد ممکن است با صحبت در مورد این ترس و با دیدن عکس‌ها یا نوار فیلم سگ‌ها شروع کند. در مرحله بعدی، او ممکن است یک سگ زنده را از پشت پنجره مشاهده کند. سپس، ممکن است در کنار پدر یا مادر یا یک درمانگر، چند دقیقه را در یک اتاق با یک توله سگ مهربان سپری کند. سرانجام او احساس می‌کند که می‌تواند سگ را نوازش کند. سپس خود را در معرض موقعیت‌هایی با سگ‌های بزرگ‌تر و ناآشنا قرار می‌دهد.
            به این فرآیند تدریجی «حساسیت‌زدایی» گفته می‌شود. به این معنی که کودک شما هربار که با آن روبه‌رو می‌شود کمی نسبت به منبع ترس خود حساس می‌شود. سرانجام کودک دیگر نیازی به اجتناب از موقعیتی که اساس ترس او بوده است، احساس نخواهد کرد.

            گاهی اوقات روان‌درمانی همچنین می‌تواند به کودکان کمک کند تا اعتمادبه‌نفس بیشتر و ترس کمتری داشته باشند. تمرینات تنفسی و آرام‌سازی می‌تواند به کودکان در شرایط استرس‌زا نیز کمک کند.

              ورود اشباح ممنوع! - مجموعه‌ی تصمیم بگیر و عمل کن (۱)
              بستن

              ورود اشباح ممنوع! – مجموعه‌ی تصمیم بگیر و عمل کن (۱)

              200,000 ریال
              دنیا پر از قشنگیه، نگاه کن نشین یه جا، باید که از جات پاشی بهتر شدن آسونه خیلی، اما باید خودت بخوای که بهتر باشی
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ceDQu
              خرسی و ترس
              بستن

              خرسی و ترس

              150,000 ریال

              خرسی گاهی می‌ترسد؛ وقتی صدای بلندی به گوشش می‌رسد یا خواب بد می‌بیند، وقتی مادرش او را تنها می‌گذارد یا وقتی تصور می‌کند ممکن است صدمه ببیند. خرسی وقتی می‌ترسد، از سرما به خود می‌لرزد، گریه می‌کند و آرزو دارد پنهان شود، او دلش می‌خواهد یک نفر او را در آغوش بگیرد.

              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2jnpC
              فرانکلین در تاریکی - مجموعه‌ی فرانکلین
              بستن

              فرانکلین در تاریکی – مجموعه‌ی فرانکلین

              150,000 ریال
              در « فرانکلین در تاریکی » فرانکلین متوجه می‌شود که هر کسی از چیزی می‌ترسد و یاد می‌گیرد با ترسش مقابله کند.
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/8WJWi

              واگن عجیب و غریب – مجموعه قطار حیوانات

              160,000 ریال
              عصر یک روز زیبای زمستانی بود. هوا سرد و همه جا پوشیده از برف شده بود. خرگوش کوچولو به همراه مادرش با چمدانی پر از هدیه وارد ایستگاه قطار شدند. مادر خرگوش کوچولو به او گفت: «خب دیگر کم‌کم باید برای رفتن به سمت قطار آماده شویم.»
              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/9QoCX
              چه خواب بدی دیدم!
              بستن

              چه خواب بدی دیدم! – ماجراهای کریتر

              140,000 ریال

              خواب دیدم یک معجون جادویی درست کردم و سرکشیدم و یک‌دفعه شکل یک هیولا شدم. نعره می‌زدم و همه از من می‌ترسیدند. هرکاری هم که دوست داشتم، انجام می‌دادم. نه موهایم را شانه می‌کردم و نه دندان‌هایم را مسواک می‌زدم ولی...

              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qmhjC


              چگونه از ایجاد ترس در کودکان جلوگیری کنیم؟

              – کودک هنگام روبه‌رو شدن با مرگ یا بیماری شخصی، احساساتی مانند احساس ناراحتی، ناامیدی، تقصیر یا ترس را از خود بروز می‌دهد و او ترس از افتادن این اتفاق برای خود یا افراد وابسته به آن را دارد پس بهتر است اجازه دهید کودک احساس خود را بیان کند و شما به جای انکار احساساتش، به او اطمینان دهید و حمایتش کنید.

              – براساس سن و شخصیت کودک و موقعیت او تصمیم بگیرید که او را به مراسم تشییع جنازه یا تدفین ببرید یا خیر. اعتقاد روان‌شناسان براین است که حضور کودکان حساس زیر ۵ تا ۶ سال در مراسم تدفین مناسب نیست.

              – اگر کودک دوست ندارد در مراسماتی مانند ختم یا تشییع شرکت کند، او را مجبور به شرکت نسازید و به خواست او احترام بگذارید. اما برنامه‌های مراسم را در قبرستان، مجلس ختم و… را به کودکتان توضیح دهید و به او بگویید در این مراسم با چه صحنه‌هایی روبه‌رو می‌شوند و چطور عمل می‌کنند.

              – کودک خود را به خاطر ترس‌هایش مسخره یا تهدید و سرزنش نکنید و از گفتن جملاتی مانند «تو دیگر بزرگ شدی»، یا «ببین مگر من می‌ترسم» پرهیز کنید.

              – کودک برای غلبه بر ترس خود باید به مهر و محبت والدین اطمینان کند و والدین باید در این خصوص هر عمل شجاعانه و کوچک او را تحسین کنند.


              شیوه‌هایی برای پیشگیری و کاهش ترس کودکان

              – هنگام مواجهه با کودکی که از تاریکی می‌ترسد، ابتدا باید کودک را با تاریکی آشنا کرد و سپس با او بازیِ پیدا کردن اشیا در تاریکی را انجام داد تا محیط ترسناک برای او جالب گردد و ترسش از بین برود. برای عادت کردن کودک به تاریکی کم‌کم میزان تاریکی را افزایش می‌دهیم.

              – سرمشق‌دهی می‌تواند ترس کودک را کاهش دهد مثلاً برای کاهش ترس کودک از حیوانات، بهتر است کودکی که از حیوان نمی‌ترسد را به او نشان دهید یا برای او نقاشی آن حیوان را بکشید یا عروسک و مجسمه آن حیوان را نشان دهید تا ترس او برطرف شود.

              – نقاط مثبت رفتاری-اخلاقی کودکتان را بیابید و بر روی آن تمرکز کنید و شهامت کودک خود را بزرگ جلوه دهید و کودک را تشویق نمایید.

              – هنگام مواجهه با ترس شدید کودک و عدم موفقیت هنگام به کارگیری این روش‌ها بهتر است به روان‌شناس کودک مراجعه شود تا مشکل کودک حل گردد.


              ترس کودکان

              آنچه والدین می‌توانند انجام دهند

              – والدین می‌توانند به فرزندانشان کمک کنند تا با تقویت حس اعتمادبه‌نفس و کسب مهارت‌های لازم با ترس‌های خود مقابله کنند. در این قسمت می‌خواهیم شما را با راه‌های کمک به فرزندانتان برای مقابله با ترس‌ها و اضطراب‌های خود آشنا کنیم:

              – مطالعه و کتابخوانی یکی از موثرترین راهکارها برای کاهش ترس و استرس می‌باشد. طبق تحقیقات اخیر، کتابخوانی می‌تواند تا ۶۸ درصد استرس را کاهش دهد و آرامش را جایگزین استرس نماید و خیلی بهتر از سایر روش‌های معمول مانند موسیقی و پیاده‌روی، منجر به تنش‌زدایی شود. تأثیر کتاب و کتابخوانی بر روی کودکان را نمی‌توان نادیده گرفت، زیرا که یکی از مهم‌ترین راهکارهای کاهش ترس کودکان استفاده از کتاب‌های مناسب برای آنهاست. کتاب می‌تواند کودک را به دنیای رؤیایی خود ببرد و او را از تنش و ترس رها سازد. کتابی با موضوعیت مقابله با ترس را در نظر بگیرید، کودک با کمک شخصیت‌های داخل داستان می‌تواند بفهمد که تنها کسی نیست که از چیزی می‌ترسد و همچنین می‌تواند راه مقابله با ترسش را به همراه شخصیت داستانی یاد بگیرد. پس بکوشید تا با انتخاب یک کتاب مناسب به فرزندان خود کمک کنید و به او اعتمادبه‌نفس دهید. (مراجعه کنید به‌بخش اهمیت کتابخوانی برای کودک)

              – با کودک در مورد اضطرابش صحبت کنید و دلسوز باشید. تشخیص دهید که آیا این ترس واقعی است؟ برای او توضیح دهید که بسیاری از کودکان ترس دارند اما با حمایت شما می‌تواند یاد بگیرد که آنها را پشت سر خود بگذارد. کودک خود را به خاطر ترسش تحقیر یا مسخره نکنید، خصوصاً در مقابل همسالانش. هرچند که به نظر شما مسئله‌ای بسیار کوچک و پیش پا افتاده باشد، برای فرزندتان حقیقت دارد و باعث اضطراب و ترس او می‌شود. صحبت کردن در مورد آن ترس بسیار کمک‌کننده است. کلمات گاهی قادرند احساسات منفی را از چیزی بیرون بکشند. اگر در مورد ترس‌ها صحبت کنید، قدرت آنها کمتر خواهد شد.

              – اصرار نکنید. سعی نکنید کودک خود را مجبور به شهامت کنید. او به تدریج بر اضطراب‌های خود غلبه خواهد کرد. با این وجود می‌توانید او را تشویق کنید (اما مجبور نکنید) که از هرچه می‌ترسد، به تدریج با آن رو در رو شود. از آنجا که ترس بخشی طبیعی از زندگی است، والدین باید با اطمینان خاطر از او حمایت کنند. هر چه بیشتر کودک‌تان را مجبور به مواجهه با ترسش کنید و بیشتر از زور استفاده کنید، هراسش بیشتر می‌شود. سعی کنید کاری کنید که کودک کم‌کم با ترس خود خو بگیرد.

              – اسباب ترس را برای فرزندان‌تان فراهم نکنید. اگر می‌دانید فرزندتان از سگ‌ها خوشش نمی‌آید، اگر طوری از خیابان رد شوید که با آن سگ روبه‌رو نشوید. این کار فقط باعث می‌شود که فرزندتان یقین کند که سگ‌ها موجوداتی ترسناک و وحشت‌آور هستند. در این‌گونه مواقع فقط باید با مراقبت و توجه با کودک‌تان رفتار کنید تا بتواند با آن موقعیت ترس‌آور روبه‌رو شود.

              – برای درمان ترس جدایی کودک از والدین، قبل از این‌که او را در جایی مثل مهد کودک، مدرسه، منزل اقوام و… تنها بگذارید، سعی کنید از قبل او را با محیط آشنا کنید. کودکان در جایی که از قبل آشنایی دارند راحت‌تر می‌توانند از شما جدا شوند. به او اجازه دهید پتوی مورد علاقه‌اش یا اسباب‌بازی‌ای که دوست دارد را با خود بردارد زیرا این اشیا به او احساس امنیت می‌دهند.

              – به کودک خود بگویید چه موقع او را ترک می‌کنید و چه موقع برمی‌گردید. دزدکی حرکت کردن بدون خداحافظی می‌تواند اوضاع را بدتر کند. کودکتان ممکن است وقتی متوجه شود شما در آن مکان نیستید احساس گیجی یا ناراحتی کند و ممکن است دفعه بعدی که او را ترک کردید آرام کردن او دشوارتر باشد.

              – صبور باشید. بدون شک مدتی طول می‌کشد تا کودک به ترس‌های بیمارگونه خود غلبه کند. بنابراین برای رفع تدریجی اضطراب کودک صبور و باحوصله باشید. بهترین راهکار این است که با ملایمت و تعادل و به طور تدریجی کودک را تشویق کنید تا با آن‌چه موجب هراسش شده است، مواجه شود. شما می‌توانید در این مواقع درباره موضوع مورد ترس شفاف و واضح با فرزندتان حرف بزنید و به او بگویید که این یک نگرانی طبیعی است که خودتان هم با آن مواجه می‌شوید. به کودک خود بگویید مطمئن هستید که او می‌تواند در نهایت بر ترس خود چیره شود.


              ترس کودکان

              چه موقع برای درمان ترس کودک به روانشناس مراجعه کنیم؟

              • زمانی که به نظر می‌رسد ترس بیش از حد عادی است و مدت زیادی پایدار مانده است.
              • زمانی که ترس باعث شود کودک شما بسیار ناراحت یا دچار تنش و بدخلقی شود.
              • زمانی که ترس فرد را از انجام کارها باز دارد. مثل مدرسه نرفتن، تنها نخوابیدن یا جدا نشدن از شما.
              • زمانی که ترس باعث بروز علائم جسمی (سردرد، تپش قلب، سرگیجه و تنگی نفس) شود یا این‌که کودک دائماً احساس مریض بودن کند.


              اهمیت کتابخوانی برای کودک

              اهمیت کتاب و کتابخوانی بر هیچ کس پوشیده نیست و همان‌طور که میدانیم یکی از مهم‌ترین روش‌های افزایش توانمندی‌های کودک، کتاب خواندن برای وی است. شاید پیش خود فکر کنید کودکان با خواندن کتاب فقط مدتی را در کنار مادر یا پدر به آرامش سپری می‌کنند و تنها فایده آن خوب به خواب رفتن کودک است اما این کار نه تنها برای امروز کودک مفید است بلکه روی شخصیت آینده وی نیز تأثیر مستقیم دارد. کودکان نیازمند آموختن مهارت‌های زندگی است و کتاب، منبعی مورد اعتماد در این زمینه است.

              شما به عنوان والدین کودک خود می‌توانید یک علاقه مستمر و بی‌پایان را به یادگیری در فرزندتان ایجاد کنید به این ترتیب که: شما برای فرزندانتان کتاب می‌خوانید و آن‌ها به تدریج عشق و علاقه به داستان و شعر یافته و خودشان خواهان خواندن کتاب‌های مختلف می‌شوند و خواندن را آغاز و تمرین می‌کنند تا اینکه بالاخره به آن جایی می‌رسند که با کتاب تفریح کرده و از خواندن آن لذت می‌برند و هر روز تشنه کسب اطلاعات جدیدتر می‌شوند.

              کتاب خوانی برای بچه‌ها، تمرینی برای کسب مهارت‌های اجتماعی، تعامل و گفت وگو با دیگران و نیز تمرین و تجربه‌ای برای خوب گوش دادن به شمار می‌رود همچنین قصه خوانی، گنجینه‌های واژگانی کودکان را پربار کرده و آنان را برای خواندن و نوشتن بهتر آماده می‌سازد و گوش دادن به داستان برای کودک تمرینی برای گفت وگو و احترام گذاشتن به دیگران نیز تلقی می‌شود. هرگاه به هنگام قصه خوانی و قصه گویی، بدون تکیه بر قصه کتاب، کودک را به مشارکت در ادامه دادن به قصه ترغیب کنیم، تعبیرها، اشاره‌ها، شخصیت پردازی‌ها و استفاده از واژه‌هایی که او برای بیان مقصود خود
              برمی گزیند، سبب تقویت تخیل و نیروی ابتکار در وجود کودک می‌شود.  خواندن کتاب برای کودکان در گسترده‌تر شدن دایره لغات کودک، پرورش خلاقیت و کنجکاوی، افزایش تمرکز، یادگیری روش‌های حل مساله و آمادگی کودک برای ورود به مدرسه بسیار تاثیرگذار است. همچنین کتابخوانی یکی از فعالیت‌های بسیار خوب و مفید برای تقویت ارتباط کودک با پدر و مادر است. گنجاندن ساعت کتابخوانی روزانه، مثلاً قبل از ساعت خواب کودک می‌تواند عادت به کتابخوانی را در کودک ایجاد کند. هرزمان که کودک تمایلی به خواندن کتاب نشان نداد، اصرار نکنید و ادامهٔ کتاب را به زمانی که تمرکز لازم برای این کار را دارد موکول کنید. سعی کنید کتاب‌ها را براساس علاقمندی کودکتان انتخاب کنید. وقتی درمورد موضوعی کنجکاوی نشان می‌دهد کتابی در رابطه با آن موضوع به او هدیه بدهید. در زمان خواندن کتاب کاملاً با کودک همراه شوید و به دنیای کتاب سفر کنید، می‌توانید بعضی از قسمت‌های کتاب را همراه با کودکتان بازی کنید.

              البته باید توجه داشت که انتخاب قصه خوب و مناسب با توجه به سن کودکان هم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مساله انتخاب کردن کتاب مناسب، با توجه به انبوه کتبی که در اختیار شماست، مشکلی اساسی است. سعی کنید کتابی را برای فرزند خود انتخاب کنید که حتماً در گذشته آن را خوانده و محتوای آن را پسندیده باشید، احتمال می‌دهید برای کودک جالب توجه است و از خواندن آن لذت می‌برد، اطلاعات عمومی مناسبی را درباره جهان اطراف به کودک می‌دهد، به کودک کمک می‌کند تا احساس کند که توانایی‌هایی دارد که تا کنون به آنها توجه نکرده است و در سایه تلاش و کوشش می‌تواند آنها را به‌دست آورد، به کودک کمک می‌کند که بداند در دنیای اطراف او کودکان دیگری هم هستند که شرایط مشابهی با او دارند و با آن مشکل به‌خوبی کنار آمده‌اند یا آن را حل کرده‌اند.

              ترس کودکان


              فواید کتابخوانی برای کودک

              • به کودک کمک می‌کند تا دنیای بیرونی و اجتماع را بهتر ببیند.
              • به کمک کتاب، کودکان در مدرسه عملکرد بهتری دارند.
              • دایره لغات آنها پربارتر می‌شود.
              • در نوشتن انشا مشکلی ندارند و به شکلی خلاق می‌نویسند.
              • در صحبت کردن مشکلی نخواهند داشت و منظور خود را بهتر بیان می‌کنند.
              • از نظر دستور زبان و نوع به کارگیری جملات، دقیق‌تر هستند.
              • عزت نفس و اعتمادبه‌نفس بالاتری دارند.

              خصوصیات کتاب کودک

                • • کتاب خردسالان باید پر از تصاویر با رنگ‌های شاد و براق باشد و نوشته‌های کمی داشته باشد.

               

                • • کتاب کودک می‌بایست داستان یا شعری را روایت کند که کودک بتواند با آن ارتباط برقرار کند و درک کند.

               

                • • کتاب باید محتوای خلاقانه داشته باشد و خواندن آن برای کودک هیجان انگیز و جالب باشد.

               

                • • کتاب شعر باید به گونه‌ای باشد که کودک قادر به حفظ کردن آن باشد.

               

                • • تقسیم‌بندی کتاب باید به گونه‌ای باشد که خواندن کتاب را برای کودک آسان کند.

               

                • • داستان باید دارای محتوای آموزشی نیز باشد.

               

                • • کتاب خوب برای کودکان باید شخصیت‌هایی داشته باشد که بتوانند در شرایط سخت قادر به تصمیم‌گیری درست شود.

               

                • کتاب پایان خوشی داشته باشد.

              لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/FtHMU
              دلایل حسادت کودکان و چگونگی رفتار با کودک

              دلایل حسادت کودکان و چگونگی رفتار با کودک

              نویسنده: آذین بذرافشان

               

              حسادت یکی از ویژگی‌های ناخوشایند انسانی است. آمیزه‌ای از رنجش، ترس، نا‌‌امنی، احساس مالکیت و سوء‌ظن است. حسادت کودکان احساس بسیار مخربی است. در بهترین حالت باعث می‌شود کودکتان احساس ناخشنودی و نارضایتی داشته باشد و در بدترین حالت باعث بد‌خلقی و عصبانیت او می‌شود.

              فرزند شما وقتی که فکر کند با او به خوبی بچه‌های دیگر-‌چه بچه‌های فامیل چه غیره- رفتار نمی‌شود، ممکن است به آنها حسودی کند. او همچنین می‌تواند به اشیاء نیز حسادت کند و با تلنبار ‌کردن آنها یا خواستن اسباب‌بازی دیگری آن را بروز دهد. وقتی که شما به کودک دیگری نیز توجه می‌کنید، او ممکن است حسود شود. این احساسات طبیعی است.


              فهرست محتوا:

              دلایل حسادت چیست؟

              حسادت در سنین مختلف چگونه است؟

              پیامد حسادت چیست؟

              دلایل حسادت در کودکان چیست؟

              علائم یک کودک حسود چیست؟

              خطرات حسادت

              چگونه با حسادت کودکان برخورد کنیم؟

              آموزش قدرشناسی به کودکان

              چگونه به حسادت کودک نسبت به نوزاد جدید رسیدگی کنیم؟

              نقش کتاب و کتابخوانی در حسادت کودکان چیست؟

              منابع


              دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

              دلایل حسادت چیست؟

              ۱- حسادت مادی

              «اما مامان! تو کلاس‌مون من تنها کسی هستم که ایکس باکس نداره!» این جمله براتون آشنا نیست؟ حسادت مادی معمولاً یکی از اولین انواع حسادت است که در کودکان ظاهر می‌شود. کودک نوپا گاهی به دزدیدن اسباب‌بازی هم‌بازی‌اش فکر می‌کند. خوشبختانه بعد از این‌که که کودک در مدرسه ثبت نام می‌شود و شروع به درک هنجار‌های اجتماعی می‌کند، معمولاً چیزی که از هم‌بازی‌هایش بخواهد را نمی‌دزدد. اما این باعث نمی‌شود که او برای وسایلی که بچه‌های دیگر دارند، دق نکند.
              وقتی حسادت مادی به‌وجود می‌آید، به فرزندان خود کمک کنید تا درک کنند که خانواده‌های مختلف استاندارد‌های مختلفی برای زندگی دارند و الویت‌های مالی برای هر خانواده‌ای متغیر است. سعی کنید دیدگاه گسترده‌تری در آن‌ها بوجود آورید تا نسبت به آن‌چه که دارند، سپاس‌گزار باشند. همچنین سعی ‌کنید که تمرکز او را از مسائل مادی به سمت مسائل غیر‌مادی که در خانواده شما در دسترس است متمرکز کنید. به عنوان مثال شما شاید به دلیل داشتن برنامه شغلی انعطاف‌پذیر بتوانید اوقات بیشتری را با کودک خود سپری کنید. یا ممکن است در منطقه‌ای روستایی زندگی کنید که در آن مرکز خرید شیکی وجود ندارد اما از هوای تازه و فضای آزاد برای گشت و گذار بهره‌مند باشید. به فرزندان خود بیاموزید که به‌جای مقایسه خود با دیگران، برای هر‌ آن‌چه که دارند ارزش قائل شوند.
              هنگامی که در بچه‌ها حسادت مادی بوجود می‌آید، از آن به عنوان فرصتی برای آموزش پس انداز کردن پول برای خریدهای بزرگ استفاده کنید. اگر فرزندتان شکایت کرد که پرطرفدارترین برند کفش کتانی را ندارد، به او فرصت دهید تا در ازای انجام کارهای خانه پول توجیبی بگیرد تا آن کفش را بخرد. این کار باعث ایجاد انگیزه زیاد برای رسیدن به خواسته‌هایش، القای حس مسئولیت و وجدان کاری می‌شود.
              شما می‌توانید از حسادت فرزندتان به عنوان کاتالیزوری برای انجام کارهای داوطلبانه استفاده کنید. با خدمت‌کردن در نوانخانه‌ها و یا اهدای‌ اسباب‌بازی به خیریه‌ها می‌توانید به کودک خود یاد دهید که به افراد فقیرتر احترام بگذارند و متقابلاً متوجه شوند که چقدر خوشبخت هستند.


              دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

              ۲- حسادت تحصیلی و مهارتی

              وقتی کودک به مهارت‌های تحصیلی یا ورزشی همسالان خود حسادت می‌کند، بر روی عملکردش تأثیر می‌گذارد. «چه فایده‌ای داره واسه امتحان این همه تلاش کنم وقتی که در هر صورت مولی بیشترین نمره رو میاره؟»، «چرا تو تیم بسکتبال شرکت کنم وقتی کاملاً مشخصه که بِرد بازیکن ستاره هست؟» حسادت نسبت به مهارت‌های دیگری باعث می‌شود کودک شما نسبت به ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود احساس نالایقی و بی‌ارزشی کند.

              در این شرایط وظیفه شماست که استعدادهای شخصی‌اش را به او نشان دهید و مسئولیت‌پذیری در قبال تلاش‌هایش را تقویت کنید. به کودک اجازه دهید تا احساس حسادتش را خالی کند سپس به خصوصیات شخصی مثبت او اشاره کنید. اگر فرزند شما در تیم فوتبال تمام تلاش خود را می کند اما عملکرد او به صورت فردی و جداگانه خوب است، به این نکته اشاره کنید که «بله مولی در فوتبال مهارت داره اما تو خیلی در ژیمناستیک پیشرفت کردی و من واقعا بهت افتخار می‌کنم.»

              همچنین می‌توانید به جای مقایسه عملکرد فرزندتان با دیگران، روی تلاش او متمرکز شوید. واقعیت این است که اگرچه هر بچه ای نمی‌تواند بازیکن ستاره نوک حمله شود اما همه می‌توانند تمرین کنند و برای پیشرفت، سخت تلاش کنند. علاوه بر این ورزش و مدرسه به کودکان این امکان را می‌دهد تا دوست پیدا کنند، روحیه کار تیمی را تقویت کنند و پیشرفت شخصی را یاد بگیرند. با تمرکز بر این ویژگی‌ها به کودک خود می‌آموزید که مسئله بهترین بودن نیست بلکه «بهترینِ خود بودن» است.

              روش دیگر برای مقابله با احساس حسادت، کمک به کودک در بهبود زمینه‌هایی است که در آن‌ها احساس ناکافی بودن می‌کند. اگر حسادت او به دلیل حضور نابغه‌ای ریاضی در کلاس به‌وجود آمده باشد، تدریس خصوصی ریاضی (یا به صورت ساده‌تر، اطمینان حاصل کنید که تکالیفش را انجام داده است) ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که کودک شما به آن نیاز دارد و باعث شود احساس اعتماد‌به‌نفس بیشتری کند.


              دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

              ۳- حسادت اجتماعی

              هم‌زمان با بزرگ شدن کودکان، مسائل اجتماعی بین آن‌ها بیشتر شیوع می‌یابد. به عنوان مثال دختر شما ممکن است به دلیل این‌که دوستانش بدون او به مهمانی رفتند، احساس طرد‌شدگی کند یا پسر‌تان به محبوبیت بچه‌ای دیگر حسادت کند. محدودیت‌های اجتماعی که در سال‌های اولیه وجود نداشت، ناگهان در همه جا ظاهر می‌شود.

              اولین قانون کلی برای والدینی که با حسادت اجتماعی فرزندشان سروکار دارند این است که هرگز احساسات کودک خود را کم‌ارزش جلوه ندهند. هرچند ممکن است که شما فکر کنید مکان نشستن در کافه مسئله با‌اهمیتی نباشد اما برای کودک شما یک دنیا ارزش داشته باشد. با پرسیدن سوالاتی که جوابشان بیشتر از بله و خیر است، به کودک خود فرصت حرف زدن بدهید.

              هنگامی که فرزند شما شروع به صحبت در مورد احساساتش کرد، با درایت برخورد کنید. به او بگویید: «می‌توانم بفهمم که چگونه باعث شد احساس نادیده شدن بکنی.» سپس پیشنهاداتی را ارائه دهید تا به فرزندتان کمک کند بر آن احساس غلبه کند. مثلاً به ‌عنوان میزبان یک دورهمی بزرگ برگزار کنید. برای ایجاد روابط دوستانه، پیوستن به یک کلوپ یا تیمی در مدرسه نیز می‌تواند کمک‌کننده باشد. ممکن است در ابتدا فرزند شما از این ایده‌ها امتناع بورزد اما حمایت شما به او کمک می‌کند تا به سمت نگرش مثبت‌تری هدایت شود.


              دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

              ۴- حسادت خواهر و برادری

              شاید پیچیده‌ترین نوع حسادت، حسادت بین خواهر و برادر باشد. یک کودک حسود نمی‌تواند از حضور مداوم خواهر یا برادری که به نظر می‌رسد موفق‌تر، دوست‌داشتنی‌تر، باهوش‌تر است و سعی در جلب توجه بیشتر دارد، فرار کند. اگر به این نوع حسادت‌ها توجه نشود، می‌تواند باعث برهم زدن و لکه‌دار شدن روابط سالم خواهر و برادری شود.

              حسادت خواهر و برادری کاملاً طبیعی است اما والدین می‌توانند با کلام و مقررات نامناسب آتش این حسادت را شعله‌ور‌تر کنند. وقتی شما به طور مداوم به پسرتان گوشزد می‌کنید که «مثل خواهرت باش!» به سختی می‌توانید روحیه عشق خواهر و برادری را پرورش دهید. در عوض این پیغام را به فرزند خود می‌رسانید که نه تنها او را با دیگری مقایسه می‌کنید، بلکه او بهتر از تو است.

              هنگام رسیدگی به مسائل خواهر و برادری، روی نقاط قوت هر کودک تاکید کنید و به محض شنیدن گفت‌وگوی منفی آن را متوقف کنید. اگر بازی بسکتبال کودکی وقت زیادی بگیرد، به همان اندازه وقت، برای علائق کودک دیگر برنامه‌ریزی کنید. حتی اگر به معنای خواندن یک کتاب با یکدیگر یا دیدن یک نمایشگاه هنری همراه با خانواده باشد نه این‌که در یک مسابقه یا بازی حضور پیدا کنید.

              به یاد داشته باشید که این مسولیت شماست که برای تفاوت‌های فرزندانتان ارزش قائل شوید. از ویژگی‌های منحصربه‌فرد هر کودک قدردانی کنید تا این‌طور به نظر نرسد که از یک نفر جانب‌داری می‌کنید. بعضی از والدین هنگامی که کودک دارای شخصیتی بسیار متفاوت از خودشان است، دچار کشمکش می‌شوند. اگر شما جز این دسته افراد هستید، خود را به چالش بکشید تا در مورد آن کودک بیشتر بیاموزید و به دنبال چیزی باشید که هر دو از آن لذت می‌برید. به احتمال زیاد او چیزهای زیادی برای یاد دادن به شما دارد.

                داینای حسود
                بستن

                داینای حسود – دایناسورها هم احساس دارند ۲

                158,000 ریال
                هنری، دایناسور کوچولوی حسودی بود که چشم‌های سبز داشت. هنری هرچه بیشتر حسودی می‌کرد، چشم‌های سبزش براق‌تر می‌شد. هنری به برادرش حسودی می‌کرد که چرا او در همه‌ی بازی‌ها مهارت دارد. کاش می‌توانستم توی مسابقه‌ی «فرار از باتلاق»شکستش بدهم.
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/TsZdH
                من تنهایم
                بستن

                من تنهایم – مجموعه احساس‌های تو

                70,000 ریال
                وقتی همه به مسافرت می‌روند و مرا نمی‌برند، احساس می‌کنم که تنها هستم. اما وقتی برایم نامه می‌فرستند، می‌فهمم که آن‌ها به فکر من هم هستند. موقعی که مامان فقط به خواهر کوچولویم می‌رسد... احساس تنهایی می‌کنم.
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qD90K

                خرسی و حسودی

                50,000 ریال

                خرسی گاهی اوقات حسادت می‌کند؛ وقتی فکر می‌کند پدرش کس دیگری را یش تر از او دوست دارد، وقتی دوستش با دیگران بیش تر بازی می‌کند تا با او، وقتی کسی چیزی دارد که خرسی آن را می‌خواهد و...

                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/t06x7
                من حسودم
                بستن

                من حسودم – مجموعه درباره‌ی احساسات

                150,000 ریال
                حسادت چیست؟ حسادت یک احساس است. هیچ اشکالی ندارد که هر روز احساسات مختلفی داشته باشیم. همه‌ی ما گاهی حسودی می‌کنیم. ممکن است به کسی که فکر می‌کنی از تو بهتر است حسودی کنی.
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/vQKuU

                گربه ی قرمز گربه ی آبی

                85,000 ریال
                گربه‌ی قرمز: گربه‌ی چالاک گربه‌ی آبی: گربه‌ی باهوش وقتی باهم‌اند: گربه‌های حسود آیا آرزوی گربه‌ی آبی این بود که مثل گربه‌ی قرمز شود و گربه‌ی قرمز می‌خواست شبیه گربه‌ی آبی شود؟ بله همین‌طور است!
                لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ANZQg


                حسادت در سنین مختلف چگونه است؟

                نوزادان

                در نوزاد حسادت برابر با غریزه‌ی بقا است. نوزادان نیاز دارند که تمرکز والدین را به خود معطوف کنند چون برای زنده ماندن به آن‌ها وابسته هستند و پاسخ سریع شما به نوبه‌ی خود امنیت را به آن‌ها منتقل می‌کند که برای رشد عاطفی سالم نوزادان بسیار حیاتی است.

                بنابراین همیشه به غرغرها و گریه‌های نوزاد توجه کنید. و حتی هنگامی که توجه کامل شما جای دیگری است، او را در آغوش بگیرید و تکان دهید. این عمل شما پیام اصلی را می‌رساند که «من می‌دانم تو آن‌جا هستی عزیزم و من پیش تو هستم.»

                مطمئناً در خواهر و برادر‌های بزرگ‌تر، والدینی که توجه زیادی به نوزاد ابراز می‌کنند، نوع ویژه‌ای از حسادت در آن‌ها تقویت می‌شود که رقابت خواهر و برادری نام دارد. با نوزاد در مورد خواهر یا برادر بزرگترش صحبت کنید. او به صدا، لمس و نگاه شما احتیاج دارد. در حالی که محتوای کلام شما برای خواهر یا برادر بزرگ‌تر بسیار مهم است. گفتار شما نباید چاپلوسانه و منتقدانه باشد. به سادگی آن‌چه را که خواهر یا برادر انجام می‌دهد، توصیف کنید. مانند: «خواهرت در حال نقاشی کشیدن است یا برادرت در حال خوردن صبحانه است.»

                دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                کودکان نوپا

                همانند نوزادان، حسادت در کودکان نوپا نشان‌دهنده‌ی اضطراب جدایی است. همان‌طور که کودک نوپا شروع به تمرین برای استقلال خود می‌کند، مرتباً برمی‌گردد و چک می‌کند که شما آن‌جا هستید یا نه. بنابراین پاسخ شما اهمیت دارد. با افزایش سن و توانایی درک کلمات، با او تمرین صبر کردن انجام دهید. مانند: «صداتو می‌شنوم اما باید صبر کنی تا من به خواهرت کمک کنم.»

                خوب است که کودک دو یا سه ساله شما کمی احساس درماندگی کند. به این ترتیب او یاد می‌گیرد که احساسات ناخوشایند را کنترل کند. تنها کاری که شما نباید انجام دهید، نادیده گرفتن کودک است زیرا عدم پاسخگویی شما باعث ایجاد ناامنی می‌شود و به حسادت دامن می‌زند.

                کودکان پیش‌دبستانی

                کودکان سه و چهار ساله به دلیل نیاز به امنیت، احساس حسادت می‌کنند. خبر خوب این است که در این سنین آن‌ها منطقی‌تر می‌شوند و همچنین توانایی درک نیازهای دیگران را دارند. این بدان معناست که می‌توانیم به آن‌ها کمک کنیم تا احساس حسادت را تشخیص داده و کنترل کنند. کودک چهار ساله‌ای مکالمه پدرش را قطع کرده و صورت خود را در مقابل صورت او قرار می‌دهد. پدر می‌گوید: «من می‌فهمم که تو توجه من را می‌خوای اما واقعاً الان باید چند دقیقه بهم فرصت بدی تا با دوستم صحبت کنم.»

                این بهترین نوع برخورد است زیرا بدون تقویت رفتار مخرب باعث ایجاد اطمینان خاطر در کودک می‌شود. این مسئله به‌ویژه در رابطه با معضل حسادت بسیار مهم است. اطمینان حاصل کنید که پیغام «من دارم باهات وقت می گذرونم چون تو داری بهونه‌گیری می‌کنی» را نرسانید. در عوض، توضیح دهید که فریاد ‌زدن راه خوبی برای این‌که پدر و مادر به حرف‌هایت گوش دهند، نیست. بلکه بهترین راه مشغول کردن خود (نقاشی کردن، کتاب خواندن) برای چند دقیقه است.

                کمک به کودک در شناسایی احساس حسادت اغلب بار احساسی آن را کاهش می‌دهد. به عنوان مثال: «خب! به نظر می‌رسه که حسادت می‌کنی.» فقط لحن صدایتان معمولی و خنثی باشد. به یاد داشته باشید که حسادت به ‌خودی ‌خود شرم‌آور نیست و هدف، کمک به کودک برای کنار آمدن با این احساسات است.

                دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                بچه‌ مدرسه‌ای‌ها

                وقتی که بچه‌ها به مدرسه می‌روند، بسیاری از والدین فکر می‌کنند که آن‌ها باید حسادت‌های کوچک خود را از بین ببرند. والدین باید کودک را وادار به تفکر کند که چرا احساس حسادت می‌کند (آیا فکر می‌کنی اگر ریکی دوست جدید داشته باشه، به این معنیه که تورو دوست نداره؟). به دنبال راه‌هایی باشید تا در مورد خود احساس بهتری کند (به جای بازی کردن با ریکی امروز بعدازظهر از انجام دادن چه کاری لذت می‌بری؟)

                به همین ترتیب والدین می‌توانند به فرزندان خود کمک کرده تا درک کنند که اگر توجه دیگران به کس دیگری باشد، چیزی از آن‌ها کم نمی‌شود. یکی از مفیدترین عباراتی که می‌توان برای کم کردن اثر حسادت استفاده کرد این است که: «اگه من حرف مثبتی در مورد خواهرت (یا هرکسی) زدم، به این معنی نیست که به نکات مثبت تو فکر نمی‌کنم.» ما می‌خواهیم فرزندانمان تشخیص دهند که همه ما می‌توانیم جایگاه برنده داشته باشیم.

                نوجوانان و جوانان

                با ورود بچه‌ها به دوران نوجوانی، وظایف والدین به همان منوال است. علاوه بر آن، نوجوانان با نقش‌های اجتماعی جدیدی دست و پنجه نرم می‌کنند. آن‌ها در حال تمرین مهارت‌هایی برای رابطه عاطفی هستند. اما در دوره نوجوانی بیشتر روابط زودگذر بوده و محبت‌ها می‌آیند و می‌روند، صدمه می‌بینیم و حسادت می‌کنیم.

                مهم‌ترین چیزی که نوجوانان و جوانان نیاز دارند این است که مورد طعنه والدین خود قرار نگیرند. حسادت نوجوانان ریشه در ترس دارد و درست مانند زمانی که کودک نوپا یا پیش‌دبستانی بودند با اضطراب جدایی سر و کار دارند. در این سن نیز باید به احساساتشان احترام گذاشت، برای رفع مشکل عجله نکرد و به او کمک کرد تا راه‌های مناسبی برای مقابله با مشکل پیدا کند. اشتراک گذاشتن احساسات با یک دوست می‌تواند سازنده باشد.

                دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن


                پیامد حسادت چیست؟

                حسادت یک احساس منفی است و بنابراین ممکن است بر شخصیت کودک شما اثر منفی بگذارد. در اینجا بعضی از عواقبی که امکان دارد فرزند شما به دلیل حسادت با آن روبه‌رو شود، ذکر شده است:

                • کودک شما ممکن است پرخاشگر شود.
                • کودک شما ممکن است به یک زورگو تبدیل شود
                • کودک شما ممکن است منزوی و گوشه‌گیر شود
                • کودک شما ممکن است دچار درماندگی و ناتوانی شود
                • کودک شما ممکن است عزت نفس پایینی پیدا کند

                دلایل حسادت در کودکان چیست؟

                دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                لوس کردن بیش از حد

                همه والدین عاشق این هستند که هر از گاهی بچه‌های خود را لوس کنند. اما اگر فرزند خود را بیش از حد لوس کنید، در این صورت ممکن است در او احساس برتری نسبت به دیگران ایجاد شود. بنابراین هر وقت کودک شما با فردی بهتر از خود رو‌به‌رو شود یا کسی وسیله‌ای بهتر از آن‌چه او دارد، داشته باشد، ممکن است احساس حسادت و ناامنی کند.

                • مقایسه

                بسیار طبیعی است که والدین کودک خود را با دیگری یا فرزندان دیگر مقایسه کنند. اما تا زمانی که اجازه ندهند کودک از این موضوع باخبر شود. اگر شما این احساس مقایسه را بیان کنید و مدام کودک خود را با خواهر یا برادرش یا یک دوست مقایسه کنید، نه تنها ممکن است حس رقابت و اعتمادبه‌نفس پایین در کودک ایجاد کنید، بلکه باعث حسادت نیز می‌شوید.

                • والدین خیلی نگران و حمایت‌گر

                والدین، حامی و نگران سلامت و رفاه فرزندان خود هستند. با این حال گاهی اوقات ممکن است زیاده‌روی کنند و وقتی که کودک رها و بدون حضور والدین باشد، احساس گمگشتگی کرده و به کودکانی که از او اعتماد‌به‌نفس بالاتری دارند حسادت کند.

                • رقابت ناسالم

                رقابت سالم برای هر کودکی مهم است اما ایجاد رقابت در مواردی که لازم نیست ممکن است تاثیر منفی روی شخصیت کودک بگذارد و منجر به حسادت شود. این امر زمانی اتفاق می‌افتد که شما مقایسه می‌کنید و از کودک انتظار کاری را دارید که ممکن است قادر به انجام آن نباشد. به عنوان مثال کودکی بسیار خوب می‌رقصد و از فرزندتان انتظار دارید مانند او این کار را انجام دهد اما ممکن است او نخواهد یا دوست نداشته باشد برقصد.

                • والدین مستبد یا کنترل‌گر

                وقتی والدین بیش از حد سخت‌گیر یا کنترل‌گر هستند و انتظار دارند فرزندانشان قوانین و مقررات را بدون این‌که حتی دلایل آن را توضیح دهند رعایت کنند، احساس کینه و حسادت را در آن‌ها پرورش می‌دهند. این کودکان با حضور مداوم در محیطی مقرراتی و کنترل‌شده، نسبت به دوستان و همسالان خود احساس خود‌کم‌بینی می‌کنند.

                • حسادت آکادمیک یا مهارتی

                بچه‌ها مانند یکدیگر نیستند. بعضی از آن‌ها ممکن است در ورزش عالی باشند و بعضی دیگر در تحصیل. احساس حسادت در بچه‌ها نسبت به آن‌هایی که درس‌خوان هستند و یا عملکرد فوق‌العاده‌ای در فعالیت‌های درسی دارند، بسیار متداول است.

                • حسادت خواهر و برادر

                اغلب دیده می‌شود که کودک بزرگ‌تر به خواهر یا برادر کوچکترش حسادت کند. و زمانی اتفاق می‌افتد که والدین تمرکز خود را از فرزند بزرگ‌تر به کودک تازه متولد شده تغییر دهند. کودک بزرگ‌تر ممکن است کنار آمدن با این شرایط برایش دشوار باشد و به خواهر یا برادرش حسادت کند.

                دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن


                علائم یک کودک حسود چیست؟

                • کودک بیش از حد احساس مالکیت می‌کند

                اگر کودک شما حسادت می‌کند، ممکن است بیش از حد به همه ‌چیز تملک بورزد. این نگرش تنها محدود به موارد مادی نمی‌شود بلکه ممکن است در مورد والدین، خواهر و برادرها و دوستان نیز وجود داشته باشد. او نمی‌خواهد چیزی را به اشتراک بگذارد و این دیدگاه باعث افسردگی نیز می‌شود.

                • کودک مقایسه می‌کند

                یک بچه حسود ممکن است مهارت‌ها، دارایی‌ها و سایر موارد خود را با بچه‌های دیگر مقایسه کند. در صورت احساس کمبود یا نداشتن چیزی، نارضایتی خود را نشان می‌دهد و شروع به اوقات تلخی می‌کند.

                • کودک خشم شما را بر‌می‌انگیزد

                اگر کودک شما به خواهر یا برادرش حسادت می‌کندُ ممکن است تمام تلاش خود را به‌کار گیرد تا توجه شما را جلب کند. بهترین راه برای بدست آوردن توجه والدین، بدرفتاری است. کودک ممکن است دست به هر کاری بزند تا شما را عصبانی کند و تمام این تلاش‌ها تنها برای این است که توجه شما را به خودش جلب کند.

                دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                • کودک رفتاری پرخاشگرانه از خود نشان می‌دهد

                کودک حسود ممکن است رفتاری جنجالی و پرخاشگرانه از خود نشان دهد. او نه تنها ممکن است رفتار نادرستی با خواهر، برادر و دوستانش داشته باشد بلکه ممکن است به آن‌ها زورگویی نیز بکند. در بعضی موارد ممکن است کودکِ خود را در حالی بیابید که سعی دارد به خواهر و برادر یا دوستش آسیب بزند.

                • کودک احساس ناامنی می‌کند

                امکان دارد که کودک به دلیل حسادت، احساس ناامنی کند. این حالت به دلیل ورود یک نوزاد یا خواهر و برادر جدید در زندگی فرزند شما بارزتر می‌شود. کودک همیشه وابسته و نیازمند به نظر می‌رسد و همیشه به دنبال عشق و محبت شماست.

                  آب نبات چوبی قرمز بزرگ
                  بستن

                  آب نبات چوبی قرمز بزرگ

                  195,000 ریال
                  رابینا به اولین جشن تولد زندگی‌اش دعوت می‌شود! او برای رفتن به مهمانی، برای بازی‌ها و سرگرمی‌ها و خوردن کیک و شیرینی و چیزهای دوست‌داشتنی دیگر لحظه‌شماری می‌کند.
                  لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/jUVcL
                  مسابقه ی حسادت
                  بستن

                  مسابقه‌ی حسادت

                  85,000 ریال
                  امیل و امیلو دو برادر شاهزاده بودند که تمام روز با هم بگو مگو می‌کردند.
                  • دیگر بس است!شاهزاده امیلو آن اسباب‌بازی را که من می‌خواستم گرفته. این منصفانه نیست!
                  • چرا امیل بستنی بزرگ‌تر را برداشت؟ شما بین من و او فرق می‌گذارید
                  • و...
                  لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GuWuF
                  من معلم تو شاگرد
                  بستن

                  من معلم، تو شاگرد!

                  200,000 ریال

                  گودون یک برادر کوچک به اسم گاستون دارد. از وقتی برادر کوچکشبه دنیا آمده، مامانش بی هوش و حواس شده. از صبح تا شب به گهواره‌ی گاستون چسبیده و مرتب می‌گوید: «ناز، ناز، خشگل من، ناچ، ناچ، پیشت...»

                  لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/2GFF1
                  داداش کوچولوی خرابکار
                  بستن

                  داداش کوچولوی خرابکار!

                  200,000 ریال
                  گودون یک حیوان خانگی دارد، موش به نام آلبرت. گاستون، برادر کوچک گودون هم آلبرت را دوست دارد، اما با بازی‌هایش او را اذیت می‌کند. گودون تصمیم می‌گیرد حیوان خانگی دیگری برای گاستون پیدا کند تا آلبرت را نجات بدهد. اما ...
                  لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/zAPt9


                  خطرات حسادت

                  اکثر بزرگسالان به‌طور‌ مرتب با حسادت سروکار دارند. ممکن است به ازدواج به ظاهر کامل دوستشان حسادت کنند یا به حساب بانکی خواهر ثروتمند خود. خوشبختانه بسیاری از بزرگسالان آموخته‌اند که با حسادت خود با روشی سالم کنار بیایند. آن را از بین می‌برند یا حداقل مانع تاثیر گذاشتن روی روابطشان می‌شوند.

                  متاسفانه کودکانی که با حس حسادت سروکار دارند، با آن بیگانه هستند و ممکن است ندانند چه باید بکنند. در صورت عدم کنترل، حسادت می‌تواند منجر به عواقب ناگواری شود، از جمله:

                  • کاهش عزت نفس
                  • پرخاشگری نسبت به بچه‌های دیگر
                  • احساس درماندگی
                  • قلدری
                  • گوشه‌گیری

                   

                  دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن


                  چگونه با حسادت کودکان برخورد کنیم؟

                  با حسادت باید به روشی مناسب برخورد شود تا اثر مخربی روی فرزندتان نگذارد. این‌جا چند روش عنوان شده است که ممکن است در مقابله با حسادت کودک به شما کمک کند:

                  • به فرزندتان گوش دهید

                  حسادت سطحی نیست بلکه ریشه‌ای عمیق دارد. با کودک خود صحبت کنید و به نگرانی‌ها و دلایلی که ممکن است باعث بروز چنین رفتاری در او شود گوش فرا دهید. گوش دادن به ترس‌ها، نگرانی‌ها و دغدغه‌های کودکتان ممکن است به او کمک کند تا بر حس حسادت خود غلبه کند.

                  • احساسات منفی را به سمت احساسات مثبت سوق دهید

                  به افکار منفی فرزندتان جهت مثبت دهید تا با کمک آن بتواند با حسادت کنار بیاید. اگر خواهر و برادر یا دوست او در درس خواندن از او بهتر باشد، شما باید فرزندتان را تشویق کنید تا سخت مطالعه کرده و نمرات خود را بهتر کند نه این‌که نسبت به کسانی که عملکرد بهتری از او دارند احساس بدی داشته باشد.

                  • نسبت به فرزند خود دلسوز باشید

                  کودک شما ممکن است رفتارهای منفی و سرکشانه‌ای از خود نشان دهد اما شما باید نسبت به او دلسوز و مراقب باشید. کودک خود را سرزنش و تنبیه نکنید. درک این نکته بسیار مهم است که فرزندتان با یک وضعیت عاطفی دشوار رو‌به‌رو است و برای کنار آمدن با آن به محبت شما نیاز دارد.

                  • اهمیت شراکت را توضیح دهید

                  یادگیری اهمیت مهربانی و شریک بودن برای هر کودکی بسیار مهم است. وقتی کودک یاد می‌گیرد وسایلش را با بچه‌های دیگر به اشتراک بگذارد، نه تنها باعث می‌شود که دوست پیدا کند بلکه احساس حسادت را نیز از بین می‌برد.

                  • از مقایسه کردن خودداری کنید

                  مقایسه کردن باعث ایجاد احساسات منفی می‌شود و فرد را بی‌ارزش می‌کند. بنابراین هرگز کودک خود را با فرزند دیگرتان و یا با دوستانش مقایسه نکنید. هر کودکی منحصر‌به‌فرد است و استعدادهای مختلفی دارد. جست‌وجو کنید که فرزند شما در چه چیزی مهارت دارد و به جای این‌که او را با دیگران مقایسه کنید، به او کمک کنید تا توانایی خود را پرورش دهد.

                  • کودک خود را بیش از حد تحسین نکنید

                  به عنوان والد، شما عاشق کودکتان هستید و او را می‌پرستید و در مواقع به خصوص به دلیل تلاش و سخت‌کوشی‌اش، تعریف و تمجید نثارش می‌کنید. با این حال از زیاده‌روی در آن خودداری کنید. هنگامی که فرزند خود را بیش از حد ستایش کنید در موقعیتی که بچه‌های دیگر از او بهتر باشند، سخنان شما حالت دلداری و قوت قلب پیدا می‌کند. از انجام این کار خودداری کنید.

                  • از مقایسه عملکرد تحصیلی خودداری کنید

                  توصیه می‌شود از مقایسه عملکرد کودک خود در مدرسه با خواهر و برادر یا دوستانش خودداری کنید. با این کار ممکن است احساس دشمنی و حسادت ایجاد شود. شما باید به جای مقایسه کردن او با دیگران، او را ترغیب کنید که بیشتر درس بخواند و نمرات خوبی بگیرد.

                  • نهادینه کردن رفتار مثبت

                  تا آن‌جایی که ممکن است سعی کنید از مواردی که باعث ایجاد احساس حسادت در فرزندتان می‌شود دوری کنید. احساس عشق، مراقبت و شراکت از سنین پایین باید آموزش داده شود. همچنین آموزش درباره حسادت به کودکان می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا به شیوه بهتری با این احساس کنار بیایند.

                    یه بچه دیگه؟ چه بامزه!

                    200,000 ریال
                    اسم من «گودون» است. یک روز چشمم به شکم مامانم افتاد. مثل توپ باد کرده بود. ترسیدم که توپ قورت داده باشد؛ این را به بابا و مامان گفتم. بابا گفت:«نترس مامان توپ نخورده است.» مامان هم گفت:«همین روزها، یک نی‌نی برای تو می‌آورم.»
                    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ZMqGc
                    برادر نمی خواهم
                    بستن

                    برادر نمی‌خواهم!

                    240,000 ریال
                    چقدر هیجان‌انگیز است: تانیا خواهر بزرگ‌تر می‌شود. مامان و بابا می‌گویند: مامان، مامان می‌ماند و بابا هم بابا. البته بعد از آن که بچه می‌آید اوضاع فرق می‎کند.
                    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/BREpy
                    فرانکلین و نوزاد
                    بستن

                    فرانکلین و نوزاد – مجموعه‌ی فرانکلین

                    150,000 ریال
                    فرانکلین یک پسر، یک نوه و یک خواهرزاده اس. ولی او هیچ‌وقت یک برادر نبوده است. فرانکلین اغلب درباره‌ی برادر بزرگ بودن فکر می‌کند و حس داشتن یک نوزاد در خانه برایش تبدیل به یک معمای بزرگ شده است.
                    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/YVmri
                    بچه ی خنگ
                    بستن

                    بچه ی خنگ

                    75,000 ریال
                    برادر کوچک سایمن تازه به دنیا آمده است. سایمن از آمدن بچه جدید راضی نیست و می‌خواهد بداند این بچه خنگ کی به بیمارستان بر می‌گردد. اما او با یک واقعیت وحشتناک مواجه می‌شود. بچه خنگ برای همیشه پیش آن‌ها می‌ماند. چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی گرگ‌های ترسناک شب به سراغ سایمون بیایند؟ آیا پدر و مادر او مثل همیشه مراقبش هستند؟
                    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ceRhu

                    خواهر کوچولوی من

                    20,000 ریال
                    وقتی مادر هامبر با یک بچه‌ی کوچولو به خانه برمی‌گردد، هامبر خیلی تعجب می‌کند و به همه می‌گوید:« او پیش ما نمی‌ماند». او خیلی دلش برای مادرش تنگ شده بود ولی نمی‌توانست زیاد پیش مادر بماند.
                    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/teQ0j


                    آموزش قدرشناسی به کودکان

                    پرورش حس قدردانی از داشته‌های مادی، ویژگی‌های منحصربه‌فرد و مهارت‌های شخصی می‌تواند باعث کاهش احساس حسادت در کودکان شود. روش‌های زیادی وجود دارد تا به کودک خود بیاموزید چگونه قدردان باشد:

                    • استفاده از عبارات تاکیدی مثبت. وقتی کودک حس خوبی در مورد خودش ندارد حسادت ممکن است سروکله‌اش پیدا شود. با یافتن فرصت‌هایی مناسب برای تشویق و تحسین فرزندتان، یادآوری کنید که او واقعاْ به اندازه کافی خوب است.
                    • به هیچ وجه اجازه ندهید که کودک گفت‌وگوی منفی با خود داشته باشد. به محض این‌که شنیدید فرزندتان از خودش انتقاد می‌کند، او را همان‌جا متوقف کنید. به عنوان مثال اگر او به دلیل مشکلی در تکالیفش خود را احمق خطاب کرد، به چشمانش نگاه کنید و بگویید، «ممکن است در درک مشق شب مشکل داشته باشی اما به این معنی نیست که تو احمقی.» به نقاط قوتش اشاره کنید و به او یادآوری کنید که افراد باهم متفاوت هستند. سپس با هم تمرین کنید تا مطالب را بیاموزد و احساس رضایت او را تقویت کنید.
                    • روی تجربیات مختلف تمرکز کنید. حسادت ممکن است در نتیجه تمرکز بیش از حد روی کالاهای مادی باشد. با انتخاب تجربه‌های جالب مانند سفر به موزه یا تعطیلات کوتاه خانوادگی به جای بازی ویدئویی جدید، کودک شما متوجه می‌شود که چیزهایی مهم‌تر از وسایل و اسباب‌آلات نیز وجود دارد.
                    • نه گفتن را بلد باشید. خریدن و دادن هر چیزی که کودک می‌خواهد، باعث متوقف شدن حسادت نمی‌گردد. برعکس، کودک به دنبال انبوهی از وسایل جمع‌آوری شده دچار وسواس می‌شود. با یادگیری «نه گفتن» می‌توانید حس تشکر و قدردانی را در مواقعی که بله می‌گویید، ایجاد کنید و با این روش به‌طور غیر‌مستقیم به کودک خود یاد می‌دهید که برای چیزهایی که دریافت می‌کند ارزش قائل باشد.
                    • آن‌چه را که برای او موعظه می‌کنید، خودتان نیز انجام دهید. اگر به دنبال ماشین جدید همسایه خود هستید یا دائماً در مورد استعداد، پول یا خانواده افراد دیگر غرولند می‌کنید، به فرزند خود یاد می‌دهید که حسود ‌بودن قابل قبول است. در عوض از طریق قدردانی از دارایی‌ها و استعدادهای خود، سپاس‌گزاری و احساس ارزشمندی را سرمشق قرار دهید. بچه‌ها از هیچ الگویی بهتر از شما نمی‌توانند بیاموزند.

                    چگونه به حسادت کودک نسبت به نوزاد جدید رسیدگی کنیم؟

                    دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                    قبل از ورود عضو جدید خانواده، به کودک نوپا گفته شود که قرار است یک برادر کوچک فوق‌العاده داشته باشد که با او بازی کند و کلی اوقات خوش باهم بگذرانند. پس از متولد شدن برادر کوچک، کودک نوپا با خود فکر می‌کند که او را دست انداخته‌اند. چگونه ممکن است با نوزادی که با صورتی سرخ به دور خود می‌پیچد و گریه می‌کند و تمام وقت و توجه والدینش را به خود معطوف کرده خوش گذراند؟ سپس با استفاده از روش‌هایی که بلد است شروع به بازی با نوزاد می‌کند. توپ بازی می‌کند و شما سر او فریاد می‌زنید که چرا سمت نوزاد اسباب‌بازی پرت می‌کند. قایم موشک بازی می‌کند و شما سر او فریاد می‌زنید که پتو را از روی سر نوزاد کنار بکشد. نوزاد را در آغوش می‌گیرد و شما به او تذکر می‌دهید که بیشتر مراقب باشد. آیا تعجب‌آور است که کودک نوپا شما گیج شده باشد؟

                    آموزش

                    اولین هدف شما محافظت از نوزاد است. دومین هدف شما این است که به فرزند بزرگ‌تر خود بیاموزید که چگونه با خواهر یا برادر جدیدش به روشی مناسب ارتباط برقرار کند. شما می‌توانید با همان روش همیشگی که به کودک نوپا خود آموزش می‌دهید بیاموزید که چگونه با نوزاد بازی کند. با او صحبت کنید، برایش شرح دهید، راهنمایی و تشویقش کنید. تا زمانی که اطمینان حاصل نکرده‌اید که به هدف دوم خود رسیده‌اید، بچه‌ها را با هم تنها نگذارید. کار راحتی نیست اما ضروری و شاید حتی حیاتی باشد.

                    حواس جمع بودن

                    هر ‌زمان بچه‌ها باهم هستند، حواستان باشد و آن نزدیکی پرسه بزنید. هنگامی که احساس کردید کودکتان عصبی شده است، نوزاد را بلند کرده و حواس کودک بزرگ‌تر را با یک آهنگ، اسباب‌بازی یا میان‌وعده پرت کنید. این عمل شما ضمن کمک به نوزاد، مانع از تکرار مداوم کلمه «نه» می‌شود که ممکن است در نهایت باعث تحریک رفتار پرخاشگرانه شود.

                    تماس‌های لطیف را آموزش دهید

                    به خواهر یا برادر بزرگ‌تر بیاموزید که چگونه پشت کمر نوزاد را مالش دهد و به او بگویید که این نوع لمس‌ها باعث آرامش نوزاد می‌شود و کودک بزرگ‌تر را به‌خاطر انجام این کار خوب تحسین کنید. این درس به کودک می‌آموزد که چگونه به روشی مثبت با نوزاد ارتباط فیزیکی برقرار کند.

                    دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                    سریعاً عمل کنید

                    هربار مشاهده کردید که کودک شما، نوزاد را می‌زند یا با خشونت برخورد می‌کند، سریعاً وارد عمل شوید. با قاطعیت اعلام کنید «ضربه نه! وقت تموم شد.» کودک را روی یک صندلی بنشانید و این جمله را به او بگویید «هروقت تونستی از دستات به درستی استفاده کنی، می‌تونی بلند شی.» اگر او خواست که مراقب باشد و با نوزاد به ملایمت برخورد کند، اجازه دهید که از جای خود بلند شود. هرچه باشد این یک تنبیه نیست. این روش فقط به او کمک می‌کند تا یاد بگیرد که اعمال خشن مجاز نیست.

                    نشان دادن

                    بچه‌ها آن‌چه را که می‌بینند، یاد می‌گیرند. هنگامی که شما در حال رسیدگی به نوزاد هستید، کودک بزرگ‌تر در حال تماشا‌ کردن است و از عملکردهایتان می‌آموزد. شما مهم‌ترین معلم فرزند خود هستید. کودک بیشتر از طریق نگاه کردن به شما یاد می‌گیرد.

                    تحسین کردن

                    هر زمان که مشاهده کردید کودک بزرگ‌تر نوزاد را به آرامی نوازش می‌کند، از او تعریف کنید. با خشنودی از مهم بودن برادر بزرگ‌تر صحبت کنید. فرزند بزرگ‌تر خود را در آغوش گرفته و ببوسید و به او بگویید که چقدر به وجودش افتخار می‌کنید.

                    مراقب حرف‌هایتان باشید

                    همه چیز را گردن نوزاد نیندازید. «نمی‌تونیم پارک بریم، بچه خوابیده.»، «آروم باش، بچه رو بیدار می‌کنی.»، «بعد از این‌که پوشک بچه رو عوض کردم بهت کمک می‌کنم.»، به جای این‌ها از دلایل جایگزین استفاده کنید. «الان دستم بنده.»، «بعد از ناهار می‌ریم بیرون.»، «سه دقیقه دیگه بهت کمک می‌کنم.»

                    پشتیبان باشید

                    احساسات ناگفته کودک خود را اقرار کنید. از جمله «قطعاً با اومدن نوزاد همه چیز این‌جا تغییر کرده. مدتی طول می‌کشه تا به این تغییر عادت کنیم». نظرات خود را به صورت کلی و ملایم بیان کنید. مثلاً نگویید «شرط می‌بندم که از نوزاد جدید متنفری.» در عوض بگویید «داشتن مامانی که این همه وقت برای نوزاد می‌ذاره باید سخت باشه.» یا «شرط می‌بندم که دوست داشتی الان بتونیم بریم پارک و منتظر بیدار شدن نوزاد نمونیم». هنگامی که کودک بداند که شما احساسات او را درک می‌کنید، دیگر برای جلب توجه شما کمتر مشکل‌ساز می‌شود.

                    بیشتر عشق بورزید

                    ابراز احساسات خود به کودک را افزایش دهید. بیشتر بگویید دوستت دارم، بیشتر او را در آغوش بگیرید و زمانی را برای خواندن کتاب یا بازی با یکدیگر کنار بگذارید. بازگشت موقتی مشکلات رفتاری، طبیعی است و با صرف زمان و توجه بیشتر کاهش می‌یابد.

                    دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                    آن‌ها را مشارکت دهید

                    به خواهر یا برادر بزرگ‌تر بیاموزید که چگونه در رابطه با نوزاد مفید باشد یا چگونه او را سرگرم کند. به کودک بزرگ‌تر اجازه دهید که هدایای نوزاد را باز کند و با دوربین از نوزاد عکس بگیرد. نحوه پوشیدن جوراب نوزاد را به او بیاموزید. بگذارید پودر بچه را او بپاشد. هر زمان که ممکن باشد او را تشویق و تمجید کنید.

                    به‌گونه‌ای برخورد کنید که هر کدام احساس خاص بودن کنند.

                    از مقایسه خواهر و برادر بپرهیزید حتی در مورد موضوعاتی که به نظر بی‌اهمیت می‌آیند مانند وزن هنگام تولد، کدام زودتر چهار دست و پا راه رفت یا کدام‌یک موی بیشتری داشت. کودکان این نظرات را به عنوان انتقاد تعبیر می‌کنند.


                    نقش کتاب و کتابخوانی در حسادت کودکان چیست؟

                    دلایل حسادت کودکان و راه‌های مقابله با آن

                    حسادت، ناشی از عدم اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس است. نوزاد تازه‌وارد، شریک زندگی جدید والدین، مسائل مادی یا اضطراب می‌تواند به حسادت منجر شود. به‌عنوان بزرگسال، این وظیفه ماست که به کودکان‌مان کمک کنیم تا با این احساسات کنار بیایند. درک این مطلب که چرا آن‌ها این احساسات را دارند باعث افزایش عزت نفس بچه‌ها می‌شود. کتاب‌های تصویری موجود در لیست کتاب‌های زیر که مربوط به حسادت هستند شخصیت‌هایی را نشان می‌دهند که با حسادت دست و پنجه نرم کرده و بر آن غلبه می‌کنند. این کتاب‌ها مقدمه اولیه خوبی هستند تا بحث در مورد احساسات دشوار از طریق راه‌های مثبت را آغاز کنیم.


                    منابع:

                    /https://www.moneycrashers.com/help-kids-overcome-deal-with-jealousy

                    /https://www.todaysparent.com/family/parenting/why-so-jealous

                    /https://parenting.firstcry.com/articles/jealousy-in-children-causes-and-tips-to-deal-with-it

                    /https://childrenslibrarylady.com/jealousy-picture-book-list

                    https://www.verywellfamily.com/how-do-i-deal-with-a-jealous-sibling-290535

                    لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/a5e7J
                    دلیل درغگویی کودک چیست و چگونه باید با آن مقابله کرد

                    دلیل دروغگویی کودک چیست و چگونه باید با آن مقابله کرد؟

                    نویسنده: آذین بذرافشان

                    دروغ گفتن رفتاری معمول بین کودکان است که از دوران خردسالی ظاهر شده و می‌تواند تا سال‌های نوجوانی ادامه داشته باشد. اگرچه دلایل دروغگویی با افزایش سن تغییر می‌کند.

                    دروغگویی یکی از اولین رفتارهای ضد اجتماعی است که کودکان از آن برخوردار می‌شوند. هنگام رسیدگی به دروغ کودک بسیار مهم است که سن و مرحله رشد، نوع دروغ و دلایل احتمالی پشت این رفتار را در نظر بگیرید.

                    دروغ گاهی می‌تواند همراه با تقلب یا دزدی باشد. هنگامی که این رفتار به طور مکرر و طی یک بازه زمانی طولانی رخ دهد، احتمالاً بیانگر مشکلات جدی‌تری است.

                    محققان دانشگاه آریزونا دروغگویی را در گروه‌های زیر دسته‌بندی کردند:

                    • دروغ خیرخواهانه: هنگامی اتفاق می‌افتد که کودک برای محافظت از کسی یا کمک به دیگران دروغ بگوید.
                    • دروغ برای بهتر جلوه دادن خود: دروغی است که به منظور جلوگیری از شرمساری، عدم تایید یا سرزنش گفته می‌شود.
                    • دروغ خودخواهانه: برای محافظت از خود گفته می‌شود و غالباً گردن کس دیگری انداخته می‌شود تا سوء رفتار خود را پنهان کند.
                    • دروغ ضد اجتماعی: به قصد آزار رساندن به دیگری گفته می‌شود.


                    کودکان از چه زمانی دروغگویی را شروع می‌کنند؟
                     سنین ۲ تا ۴ سال

                    از آن‌جایی که مهارت‌های زبانی کودک نوپا در حال رشد است، هنوز تصور روشنی از حقیقت ندارند. در این سنین آنها درک ضعیفی نسبت به تفاوت بین واقعیت، رویا پردازی، آرزو، تخیل و ترس دارند. احساسات شدید کودک ۲ یا ۳ ساله باعث می‌شود که بگوید، «او شیرینی منو خورد» در حالی که به وضوح روشن است که برادر نوزادش قادر به انجام چنین کاری نیست. به یاد داشته باشید که کودکان نوپا در تلاش هستند تا استقلال خود را به نمایش بگذارند و با هر مخالفتی می‌توانند وارد جنگ قدرت شوند. بنابراین سعی کنید با یک پاسخ آرام و دیپلماتیک، تردید ایجاد کنید. مانند:«واقعا؟! پس اینایی که روی چونته نباید خرده‌های شیرینی باشه.» گفتن این جمله از نبرد احساسات جلوگیری می‌کند. کودک نوپا برای این‌که به دلیل دروغ گویی تنبیه شود خیلی کوچک است اما والدین می‌توانند با زیرکی شروع به تشویق راستگویی کنند. برای نشان دادن مسئله راستگویی مطالعه کتاب شادی مانند «من نیستم» اثر نیکولا کیلن می‌تواند مفید باشد.

                    در سن ۴ سالگی زمانی که کودک بیشتر قادر به حرف زدن است، چاخان می‌کند و زمانی که سوال ساده‌ای از او می‌پرسید که«آیا تو خواهرت رو نیشگون گرفتی؟» پاسخ منفی می‌دهد. از هر فرصتی برای توضیح این‌که دروغ چیست و چرا بد است، استفاده کنید. موضوع را مطرح کنید (بهترین زمان بلافاصله بعد از این‌که کودک دروغ گفت است). با این جمله شروع کنید، «بیا در مورد دروغ گفتن و این‌که چرا کار بدیه صحبت کنیم». ممکن است مکالمه خیلی طولانی نباشد اما به آنها این پیغام را بدهید که صداقت مهم است. در پاسخ به دروغ، قاطع و جدی باشید و بگویید «به نظر میرسه که حقیقتو نمیگی» یا «آیا کاملاً مطمئنی که این اتفاق افتاده؟». روشن کنید که دروغ شما را مجذوب خود نمی‌کند. اما بعد از گوش دادن و تصحیح کودک به آرامی از موضوع بگذرید. از سرو کله زدن با کودک و کنکاش بیش از حد برای فهمیدن حقیقت اجتناب کنید مگر این‌که مسئله جدی باشد و توجه بیشتری را طلب کند.

                    دروغگویی چیست؟

                    سنین ۵ تا ۸ سال

                    در سنین ۵ تا ۸ سالگی کودکان دروغ‌های بیشتری می‌گویند تا قسر در بروند. به‌ویژه دروغ‌هایی که مربوط به مهد کودک، کلاس، تکالیف، معلمان و دوستان می‌شود. با این‌که در پنهان کردن حقیقت مهارت بیشتری پیدا کرده‌اند اما همچنان حفظ دروغ دشوار است. مقررات و مسؤلیت‌های این سن اغلب برای کودکان زیاد است. در نتیجه کودک اغلب برای کم کردن فشارهایی که بیشتر از توانش به او وارد می‌شود، دروغ می‌گوید. اما خوشبختانه اکثر این دروغ‌ها («امروز هیچ مشقی ندارم که انجام بدم») به‌راحتی قابل تشخیص هستند. با فرزند خود به صراحت صحبت کنید و داستان خواندن را با هم ادامه دهید و وقتی کودک از خود صداقت نشان می‌دهد، او را تشویق کنید. کتاب‌هایی مانند «صادق باش و حقیقت را بگو» از چری مینرز را برای کودک خود بخوانید.

                    از همه مهم‌تر به دلیل این‌که کودکان در این سن به شدت مشاهده‌گر هستند، سعی کنید الگوی خوبی باشید. مراقب دروغ‌های غیرارادی، هرچند کوچک باشید مثلاً «بگید من خونه نیستم»، در حالی‌که هستید، باعث می‌شود پیغام متناقضی را به کودک برسانید. مهم نیست که چقدر در مورد اهمیت صداقت صحبت می‌کنید، مادامی که کودک شما را دروغگو ببیند، پیغامتان را زیر سوال می‌برید. در شرایط پیچیده‌تر مانند وقتی که کودک شما باید بابت هدیه‌ای که دوست ندارد تشکر کند، به او کمک کنید تا جنبه‌های مثبت هدیه را ببیند. مثلاً برای او توضیح دهید که: «می‌دونم ژاکت جدیدت را دوست نداری و باعث خارش در گردنت میشه اما مامان بزرگ کلی وقت صرف کرده تا اینو ببافه و این، چیزیه که باعث شده این هدیه خاص باشه و بتونی صادقانه ازش تشکر کنی».

                      واقعیت ها و دروغ ها

                      25,000 ریال

                      کلاریس که در کلاس پنجم درس می خواند، در پاسخ به سوال معلمش که چرا اسم کتاب بچه اقیانوس است نمی تواند در برگه امتحانی اش جوابی بنویسد. او کتاب را نخوانده و برای آن که در درس فرانسه نمره ی صفر نگیرد دروغ بزرگی می گوید. او می گوید پدر و مادرش والدین واقعی او نیستند و هفته ی گذشته در گیر این مسئله بوده است. همین دروغ او را با واقعیت تکان دهنده ای روبرو می کند.

                      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Sbxx3
                      ابر سیاه دروغ
                      بستن

                      ابر سیاه دروغ – کتاب‌های جولیا

                      200,000 ریال
                      اسم من لوای است... من همیشه حقیقت را می‌گویم. خب البته، بیشتر وقت‌ها. ... «ولی من خودم خوراکی‌هایی را که گفتید، توی یخچال گذاشتم.» «راست می‌گویی؟» بله!
                      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Lz8SW

                      من این‌کار را نکردم! – راستگویی در دنیای کودکان – مجموعه‌ی رفتارها و احساسات من (۷)

                      95,000 ریال
                      کتاب «من این کار را نکردم!» کودکان را با مفهوم راست‌گویی آشنا می‌کند. پس از داستان اصلی، در انتهای کتاب، یک داستان بی‌کلام و تصویری وجود دارد که بچه‌ها را تشویق می‌کند درباره‌ی راست‌گویی و قبول کردن اشتباه، خودشان داستانی خلق کنند.
                      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/h4Jxn
                      قول واقعی!
                      بستن

                      قول واقعی!

                      150,000 ریال
                      مدیسون خرس مورد علاقه‌اش را به طرف بهترین دوستش امیلی پرت کرد و گفت: «بیا بگیرش، این هم راستگو.» امیلی جاخالی داد و راستگو خورد به جعبه‌ی جدید مهره‌های مدیسون. مادر مدیسون با شنیدن سروصدا از اتاق او، صدا زد...
                      لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/7TGbX
                      سنین ۹ تا ۱۲ سال

                      بیشتر بچه‌ها در این سنین در تلاش برای ایجاد هویتی سخت‌کوش، قابل اعتماد و وظیفه‌شناس هستند. اما آنها همچنین در دروغگویی مهارت بیشتری پیدا می‌کنند و نسبت به عواقب اعمال خود حساس‌تر می‌شوند و بعد از دروغگویی به شدت احساس گناه می‌کنند. گفت‌وگوهای صریح و طولانی در مورد صداقت قطعاً ضروری است و اگر دروغ‌های مصلحتی ریزی بگویید که در جهت ادب یا احترام به احساسات دیگری باشد، قابل قبول است. در شرایط این‌چنینی با فرزند خود صادق باشید تا مانع از ارسال پیغام‌های ضد و نقیض شوید. مکالمه‌ای را با این جمله شروع کنید: «می‌دونی که همیشه گفتن حقیقت به پدر مادرت خیلی مهمه، درسته؟ خب! مواقعی هم وجود داره که برای مودب بودن و آسیب نزدن به احساسات کسی دروغ مصلحتی لازمه. اگه ما خونه کسی بریم و او غذایی پخته باشه که دوست نداری، اصلاً مودبانه نیست که به روشون بیاری و از خوردن غذا امتناع کنی. تو باید غذا رو بخوری و بگی متشکرم. در این صورت تو یک مهمان با ملاحظه هستی که بازم خونشون دعوت میشی!»

                      در این سنین  داشتن الگوهای خوب نیز برای فرزندان ضروری است. بنابراین از اعضای نزدیک خانواده یا همسایه‌های دلسوز کمک بگیرید تا از طریق تعاملات اجتماعی، راهنمای خوبی برای آنها باشند. بچه‌هایی که روابط ریشه‌دارتری با والدین خود دارند، معمولاً راحت‌تر حقیقت را می‌گویند. اما این را در نظر داشته باشید که آنها همیشه قرار نیست به شما حقیقت را بگویند. اندیشیدن در مورد این‌که چرا دروغ می‌گویند، به شما کمک می‌کند تا پاسخ مناسبی بیابید.

                      دروغگویی چیست؟


                      تفاوت دروغ با تخیل چیست و چگونه باید شناخت؟

                      پسر ۴ ساله شما در حالی که دهانش آغشته به شکلات است وارد اتاق نشیمن می‌شود. در حالی‌که شما به او هشدار داده بودید که به جای شکلات، غذای مناسبی بخورد. وقتی با او روبه‌رو می‌شوید، اصرار دارد که از گفتن حقیقت امتناع بورزد. او شروع به سرهم کردن یک داستان خیالی می‌کند که دوست فضانوردش شکلات را خورده است. در این مرحله شما ممکن است به منظور راهنمایی و بدون توجه به تاثیر کلامتان به او بگویید: «من دارم سعی می‌کنم که از تو آدم بهتری بسازم ولی تو داری بهم دروغ میگی!»

                      وقتی که بچه‌ها شروع به داستان‌سرایی می‌کنند، سوالی که اکثر والدین می‌پرسند این است که آیا او دروغ می‌گوید یا با خیال‌پردازی سعی در جلب توجه ما دارد؟ داستان‌های موجود در ذهن کودکان مانند فیلمنامه‌هایی هستند که آنها را به بازی سوق می‌دهند.

                      کودکان از دو سالگی خیال‌پردازی را شروع می‌کنند. در این دوران از خود داستانی را سرهم می‌کنند و نمی‌توانند تفاوتی بین واقعیت و خیال قائل شوند.

                      سال‌ها این‌گونه تصور می‌شد که تخیل  برای کودکان به عنوان راه فراری از واقعیت است. و اعتقاد بر این بود که وقتی به سن خاصی می‌رسند، خیال‌پردازی را کنار گذاشته و با دنیای واقعی روبه‌رو می‌شوند. متخصصان رشد کودک روز به روز به اهمیت خیال‌پردازی و نقش آن در درک واقعیت پی می‌برند.

                      باعث تاسف است که بعضی مواقع ما در این توهم به سر می‌بریم که  با حذف خیال‌پردازی‌های آنها سعی در پرورش کودکانی راستگو داریم. متاسفانه ما بازی خیالی را با دروغگویی اشتباه می‌گیریم.

                      بازی خیالی برای رشد فرایندهای ذهنی کودک لازم است و به او کمک می‌کند تا واکنش‌های عاطفی خود را کنترل کند. ما به عنوان والدین نه تنها باید آنها را تشویق به بازی تخیلی کنیم، بلکه می‌توانیم در آن شرکت کرده و با آنها بازی کنیم.

                      دوستان خیالی کودکان بخشی از پیشرفت سالم دوران کودکی است که به آنها کمک می‌کند تا از محیط اطراف خود اطلاعات بیشتری کسب کنند و در مغز خود ارتباطاتی را برقرار سازند تا بتوانند تفکر مستقل و خود مختار داشته باشند. بنابراین آنها به تدریج مهارت‌های تصمیم‌گیری را پرورش می‌دهند و انضباط نفس را خوب یاد می‌گیرند. والدین باید پیشرفت تدریجی خلاقانه و تخیلی فرزندان خود را ترغیب کنند نه این‌که آنها را با تنبیه، تهدید کنند.

                      در مراحلی خاص از دوران کودکی، دروغ گفتن رفتاری عادی است. بسیاری از کودکان برای تنبیه نشدن یا جذاب کردن داستان‌ها دروغ می‌گویند. نقش والدین در این‌جا این است که به کودک کمک کنند تا واقعیت را از خیال تشخیص دهد و آنها را باهم قاطی نکند. به عنوان مثال وقتی کودکی نمی‌خواهد زود بخوابد، دروغ می گوید و برای این‌که از لحاظ عاطفی از مادرش باج بگیرد تظاهر می‌کند که گرسنه است تا با پرت کردن حواس مادر برای دقایقی بتواند کارتون مورد علاقه خود را ببیند.

                      وقتی کودک برای جذاب کردن داستان‌هایش شروع به دروغگویی می‌کند که معمولاً به صورت عادت در مهمانی‌ها این کار را انجام می‌دهد، والدین باید به اهمیت صداقت در هر رابطه‌ای تاکید کنند و به کودک عواقب اعتماد از دست رفته را توضیح دهند و این‌که دیگران چگونه می‌توانند از آن رنج ببرند.

                      کودکان در دوران رشد آماده‌ی یادگیری هستند. درک والدین هنگامی که کودکان از قوه تخیل خود استفاده می‌کنند، بسیار اهمیت دارد.

                      -داستانت شگفت‌انگیز بود. کی اتفاق افتاد؟ توی خونه اتفاق افتاد؟ یا مدرسه یا توی ذهنت بود؟

                      -داستان تخیلی‌ای که تعریف کردی عالی بود.

                      صحبت کردن در مورد خیال‌پردازی کودک به تعیین جایگاهش در واقعیت کمک می‌کند. هنگامی که تخیل کودکان را تایید می‌کنید، در واقع آن را تحریک کرده‌اید و با مسؤلیت‌پذیری به آنها آموزش می‌دهید که برای صداقت ارزش قائل شوند و مرز باریک بین دروغ و خیال‌پردازی را تشخیص دهند.

                      دروغگویی چیست؟


                      پیامدهای دروغگویی چیست؟
                      • اعتماد دیگران را از دست خواهید داد و وقتی اعتماد دیگران را از دست می‌دهید، ارزش خود را به عنوان یک شخص از دست می‌دهید و هیچ‌کس شما را باور نخواهد کرد.
                      • هنگامی که متوجه شدید فردی به شما دروغ گفته است، ناراحت خواهید شد. بنابراین باید درک کنید که اگر خودتان نیز دروغ بگویید، باعث ناراحتی دیگران می‌شوید.
                      • ممکن است مجبور شوید برای پوشاندن یک دروغ، دروغ‌های بیشتری بگویید.
                      • وقتی دروغ می‌گویید احساس پریشانی می‌کنید و از افشاء حقیقت می‌ترسید.

                      چه عواملی در دروغگویی کودکان نقش دارند؟

                      کودکان همانند بزرگسالان به دلایل مختلفی دروغ می‌گویند:

                      • جلوگیری از بازخواست شدن و تنبیه (اون اول منو زد!)
                      • خوش‌خیالی (دوچرخه‌سواری من خیلی خوبه.)
                      • جذاب کردن یک داستان (و بعد ما یک کوسه غول پیکر دیدیم!)
                      • بهتر کردن وجهه‌ی خود (اون خیلی ناراحت بود و من همه اسباب‌بازی‌هامو بهش دادم.)
                      • جلب توجه ( فکر کنم بازوم شکسته.)
                      • برای به دست آوردن چیزی (به مادربزرگ می‌گوید، «بابا همیشه به من اجازه می‌ده شیرینی بخورم.»)
                      • مستأصل شدن از درخواست‌ها (اتاقمو تمیز کردم.)
                        بستن

                        داستان‌های دروغگو

                        210,000 ریال
                        … بگو ببینم، واژه‌ی صلح تو را یاد چه چیزی می‌اندازد؟
                        • غروبی در مونتانا.
                        • – و کلمه‌ی آزادی؟
                        • – یک روز عصر در مونتانا.
                        • – و دوست‌داشتن؟
                        • – یک شب در مونتانا.
                        • – سفر زیاد رفته‌ای؟
                        • – بله! تمام ایالات متحده را گشته‌ام. البته به‌جز مونتانا.
                        له‌لیو گارسیای قهرمان، مرد خالی‌بندی که هیچ‌کس او را به اسم اصلی‌اش صدا نمی‌زند، بلکه همه او را دروغ‌گو صدا می‌زنند، یک‌دفعه بر سر نویسنده‌ی کتاب، هوار می‌شود و از ماجراجویی‌هایش در غرب وحشی و در مشرق‌زمین تعریف می‌کند.....
                        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/jwkXu
                        برادر چاق و دروغگوی من
                        بستن

                        برادر چاق و دروغگوی من – ماجراهای مدرسه ۳

                        160,000 ریال
                        خواهر کوچک ریف خاچاتوریان بودن آسان نیست... ریف به خاطر خوش‌گذرانی در مدرسه قانون‌شکنی می‌کرد. هرگز در مدرسه نمره‌ی بیست نگرفت. در مدرسه یک میلیون دشمن داشت. و حالا همه فکر می‌کنند من هم مثل او هستم! برای همین می‌خواهم به همه ثابت کنم که اشتباه می‌کنند. وقت انتقام رسیده.
                        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/mU151
                        زنجیره ی دروغ
                        بستن

                        زنجیره‌ی دروغ

                        68,000 ریال
                        همین که شلوغ شد، فمی مثل زالو به دیوار چسبید. زنگ که به صدا درآمد، بچه‌ها مثل موج به طرف آخر راهرو کشیده شدند. فمی یک لحظه چشمش به موی بلوند دوستش گری افتاد که توی جمعیت بالا و پایین می‌رفت.
                        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/QC3e8

                        کشور دروغگوها

                        110,000 ریال
                        این کتاب شامل ۲۱ فصل است که در آن قهرمان نوجوان داستان در سرزمینی خیالی به جنگ با دروغ می‌رود. به عقیده‌ی جانی روداری، نویسنده‌ی کتاب، دروغ خطرناک‌ترین دشمن بشریت است.
                        لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/O9bDc

                        آیا باید نگران دروغگویی کودکان بود؟

                        دروغگویی در کودکان نشانه رشد طبیعی است و حاکی از آن است که دیگر مهارت‌های شناختی او نیز در حال رشد است. اگر دروغ گفتن به صورت مداوم باشد و عملکرد روزانه کودک را مختل کند، بهتر است که با یک متخصص بهداشت روان یا دکتر خود مشورت کنید. اما در موارد دیگر، به یاد داشته باشید که دروغ روشی است که کودکان برای پیدا کردن مسیرشان در زندگی اجتماعی یاد می‌گیرند.

                        علی‌رغم این‌که دروغگویی در بین کودکان رواج دارد اما به ندرت باعث نگرانی می‌شود. مهم است که به یاد داشته باشید که بسیاری از بزرگسالان نیز دروغ می‌گویند. مانند دروغ‌های مصلحتی که در بعضی مواقع برای محافظت از احساسات کسی یا در هنگام بیماری می‌گویند. ضمن این‌که تخمین‌ها متفاوت است اما یک مطالعه نشان داد که ۴۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی در طی ۲۴ ساعت از شبانه روز دروغ می‌گویند.

                        در بعضی موارد اگر دروغگویی شدید با مجموعه‌ای از رفتارهای ناهنجار همراه باشد، جای نگرانی دارد. به عنوان مثال فریبکاری در دروغ اغلب در اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ODD) وجود دارد.

                        جوانان مبتلا به اختلالات رفتاری یا ODD به علت پرخاشگری مداوم در خانه و مدرسه دست به اغتشاش می‌زنند و به دیگران یا اموال‌شان آسیب وارد می‌کنند. در تشخیص این اختلال، دروغگویی همراه با گروه دیگری از علائم همراه است مانند نافرمانی کردن از مقامات مسؤول، نقض مداوم قوانین و عدم پذیرش مسؤلیت اعمال خود.

                        گاهی اوقات کودکان برای مخفی نگه داشتن یک راز یا محافظت از کسی دروغ می‌گویند. به عنوان مثال کودکی که توسط یک بزرگسال مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است اغلب برای محافظت از او دروغ می‌گوید. بعضی مواقع نیز از ترس این‌که تنبیه شود حقیقت را نمی‌گوید. اگر گمان می‌کنید که فرزندتان در مورد مسئله‌ای جدی دروغ می‌گوید، به کودک خود این اطمینان خاطر را بدهید که اگر حقیقت را بگوید در امان خواهد بود و او را متقاعد کنید که همه چیز را روبه‌راه خواهید کرد.

                        یکی دیگر از دلایل نگرانی والدین این است که دروغ گفتن به عنوان پوششی برای دیگر مشکلات سلامت روان مانند ترس یا شرم بکار برده شود . به عنوان مثال کودک یا نوجوانی که از اضطراب شدید رنج می‌برد، ممکن است به طور مداوم دروغ بگوید تا از رویارویی با موقعیت‌هایی که باعث ترس در او می‌شود (مدرسه، مهمانی، میکروب) جلوگیری کند.

                        همچنین ممکن است به دلیل این‌که به آن‌ها انگ بیماری روانی چسبانده نشود، دروغ بگویند. در این موارد مشاوره با پزشک یا متخصص سلامت روان (مانند روان‌شناس یا روان‌پزشک) به روشن شدن این‌که دروغ‌گویی نشان‌دهنده‌ی مشکلی در سلامت روان است یا نه، کمک می‌کند.

                        در مجموع اگر دروغ‌گویی فرزندتان به عادت تبدیل شد و احساس کردید که نمی‌توانید رابطه قابل اعتمادی با او ایجاد کنید، بهتر است از خانواده درمانی بهره جویید. اگر دروغ‌گویی با رفتارهای مشکل‌آفرین دیگری مانند دزدی کردن، آسیب رساندن به اموال ، آزار و اذیت حیوانات یا بچه‌های دیگر همراه باشد، قطعاً وقت آن رسیده تا از یک متخصص حرفه‌ای کمک بخواهید.


                        بیش‌فعالی (ADHD) و دروغگویی

                        اگر فرزند شما مبتلا به بیش‌فعالی است، ممکن است غالباً از او بپرسید که «چرا دوباره دروغ می‌گویی؟!»

                        این‌گونه نیست که همه کودکان مبتلا به ADHD دائماً دروغ بگویند، بلکه بعضی از آنها بسیار صادق هستند که می‌تواند مشکلات خاص خودش را ایجاد کند. اما در آن دسته که دروغ می‌گویند به سرعت تبدیل به عادت می‌شود. وقتی بچه‌های مبتلا به بیش‌فعالی به‌طور مداوم دروغ می‌گویند، معمولاً در مورد چیزهای بزرگی مانند سرقت یا تقلب نیست. (اگرچه ممکن است بعضی اوقات این کار را درست مثل بچه‌های دیگر انجام دهند) بلکه، ممکن است درباره مسائل روزمره مانند کارهای خانه یا وظایفشان دروغ بگویند. این نوع دروغگویی معمولاً به نافرمانی کردن مربوط نمی‌شود بلکه به احتمال زیاد فرزند شما در کنار آمدن با چالش‌های مربوط به بیش‌فعالی دچار مشکل شده است.

                        دروغگویی چیست؟


                        چرا بچه‌های مبتلا به بیش‌فعالی ممکن است برای پنهان کردن مشکلات دروغ بگویند؟

                        کودک مبتلا به بیش‌فعالی برای فرار از انجام دادن کاری دروغ نمی‌گوید بلکه هدفش پنهان کردن رنج و زحمتی است که آن وظیفه به او وارد می‌کند و برای او این راهی است برای کنار آمدن با چالش‌ها و حتی ممکن است متوجه کاری که می‌کند، نشود.

                        این سناریو را تصور کنید: شما از کودک خود می‌خواهید که اتاقش را تمیز کند. بعد از یک ساعت او را صدا می‌کنید و می‌پرسید که آیا اتاق تمیز است؟ کودک شما جواب مثبت می‌دهد. اما وقتی به اتاق سر می‌زنید، متوجه می‌شوید که اتاق هنوز به هم ریخته است و کودک شما روی زمین با اسباب‌بازی‌هایش مشغول بازی است.

                        این اولین‌باری نیست که کودک شما در مورد انجام کارهای روزمره دروغ می‌گوید بنابراین از این‌که دوباره این اتفاق افتاده، عصبانی و کلافه می‌شوید. چرا فرزند شما در مورد چیزی که واضح است حقیقت ندارد دروغ می‌گوید و خود را به دردسر می‌اندازد؟ مخصوصاً برای کار ساده‌ای مثل تمیزکاری!

                        اما مسئله این‌جاست که وظیفه تمیزکاری برای بسیاری از کودکان مبتلا به بیش‌فعالی ساده نیست. مشکلات آن‌ها در برنامه‌ریزی و شروع کار باعث می‌شود که انجام وظیفه‌ای که از آنها خواسته شده، دشوار شود. و به جای این‌که با آن مشکلات روبه‌رو شوند یا درخواست کمک کنند، ترجیح می‌دهند که هیچ کاری انجام ندهند. دروغ گفتن راهی است که این فشارها را کم می‌کند و برای آنها ارزش به دردسر افتادن را دارد مخصوصاً اگر به دروغگویی عادت کرده باشند.


                        مغز بیش‌فعالان و دروغگویی

                        دلیل اصلی این‌که کودکان بیش‌فعال دروغ می‌گویند، مغز آنهاست. این کودکان با مجموعه‌ای از مهارت‌های ذهنی به نام عملکردهای اجرایی دست و پنجه نرم می‌کنند که می‌تواند باعث ایجاد مشکلات زیر شود:

                        • اتصال زمان حال به آینده
                        • فکر کردن یا به خاطر سپردن پیامدها
                        • سازمان‌دهی و مدیریت زمان
                        • درک این‌که چگونه در ابتدا به دروغ متوسل شدند
                        • درک این‌که دروغ باعث دردسر آنها شده (نه در مورد آن‌چه که دروغ گفته‌اند)
                        • آگاهی از این‌که چگونه مشکل اصلی در پشت دروغ را حل کنند

                        همچنین بعضی از کودکان مبتلا به ADHD می‌توانند به‌طور غیرواقع‌بینانه‌ای خوش‌بین باشند. آن‌ها ممکن است فکر کنند که همه چیز به خودی خود بر وفق مرادشان خواهد شد.

                          من بیش فعالم
                          بستن

                          من بیش فعالم

                          70,000 ریال

                          سام گفتنی های بسیار دارد او راه هایی را برای تمرکز کردن ، منظم شدن ، توجه کردن ، حفظ آرامش، به خاطر سپردن چیزهای مختلف ، دوست یابی و ایجاد حس خوب در مورد خودش و نحوه ی کنار آمدن با اختلال کاستی توجه و پیش فعالی می شناسد .

                          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/rjxrd
                          اختلال کاهش توجه
                          بستن

                          اختلال کاهش توجه – مجموعه‌ی سلامت من

                          190,000 ریال
                          در این کتاب با اختلال کاهش توجه یا بیش‌فعالی آشنا می‌شوید. کتاب درباره نشانه‌های این اختلال، تشخیص و راه‌های درمان آن اطلاعات مفیدی به مخاطب نوجوان ارائه می‌دهد.
                          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/ZjIYG
                          آشنایی با اختلال بیش فعالی
                          بستن

                          آشنایی با اختلال بیش فعالی

                          90,000 ریال
                          در این کتاب با اختلال بیش‌فعالی، اختلال بیش‌فعالی در بزرگسالان، داروهای اختلال بیش فعالی، علائم بروز و روش‌های درمان آن‌ها آشنا می‌شویم.
                          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/GZLCR
                          من گاستون شیطون هستم
                          بستن

                          من گاستون شیطون هستم

                          230,000 ریال
                          این گاستون است. یک اسب شاخدار کوچولو، مثل همه‌ی اسب‌های دیگر... یا تقریبا مثل همه‌ی اسب‌های دیگر! گاستون بعضی وقت‌ها ناراضی است، بعضی وقت‌ها راضی نیست. بعضی وقت‌ها میترسد. بعضی وقت‌ها عصبانی است. و بعضی وقت‌ها خوشحال. همه‌ی این‌ها احساسات او هستند. و گاستون همه‌ی این حس‌ها را تجربه می‌کند؛ مثل تو.
                          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/NBhQB

                          وقتی کودک مبتلا به ADHD دروغ می‌گوید چگونه به او پاسخ دهید
                          • مواقعی را که کودک دچار کشمکش می‌شود پیش‌بینی کرده و به او کمک کنید. اگر کودک با ترتیب‌دهی کارها مانند چیدن میز مشکل دارد، لیستی از مراحل آن را فراهم کنید. دقت کنید که چه زمانی دروغ می‌گوید تا بتوانید نقاط دردسرساز را پیدا کنید.
                          • دروغ او را به خود نگیرید. سعی کنید به یاد داشته باشید که قصد او بی‌احترامی یا نافرمانی نیست. بیشتر از خود دروغ، بر آن‌چه که منجر به دروغ می‌شود تمرکز کنید.
                          • از ایجاد موقعیت‌هایی که شرایط دروغگویی را فراهم می‌کند خودداری کنید. اگر به او امر کردید که تا پایان تکالیفش نباید تلویزیون تماشا کند، از او سوال نپرسید که آیا تکالیفش را انجام داده است یا نه؟ خودتان چک کنید و اگر انجام نداده بود به او بگویید که تلویزیون را خاموش کند و تکالیفش را به پایان برساند.
                          • شرم دروغ را از بین ببرید. دروغ را توجیه نکنید اما نشان دهید که می‌فهمید فرزند شما چگونه به آن نقطه رسیده است. می‌توانید بگویید: «به نظر میاد که داشتی با خودت کلنجار می‌رفتی. بیا بررسی کنیم که چی باعث شد که تو به این‌جا برسی.»
                          • به فرزندتان کمک کنید که ارتباط برقرار کند. درباره آن‌چه اتفاق افتاد صحبت کنید و به او کمک کنید تا اشتباه را تشخیص دهد و برایش توضیح دهید که بعد از دروغ او چه اتفاقی افتاد، تا با کمک هم‌فکری بتواند در آینده به‌طور متفاوتی از پس شرایط بر بیاید.

                          بسیار مهم است که به کودک کمک کنید چرخه دروغ گفتن را قطع کند. این تجربه منفی مداوم به عزت نفس او آسیب می‌رساند. حتی ممکن است انگیزه خود را از تلاش کردن از دست بدهد. شما می‌توانید با تمرکز بر نقاط قوت و انواع تشویق‌های کمک‌کننده در زمانی که کار مثبتی انجام می‌دهد، مانع این امر شوید.


                          نقش والدین در دروغگویی کودکان چیست؟

                          نکاتی در مورد یادگیری صداقت این‌جا ذکر شده است:

                          • از همان ابتدا با فرزندان خود در مورد این‌که چقدر صداقت در خانواده شما ارزش دارد صحبت کنید. و به آن‌ها بگویید که چقدر برای همه‌ی شما مهم است که هرقدر هم که گفتن حقیقت دشوار باشد اما همیشه می‌توانید روی یکدیگر حساب کنید. اگر بین والدین و فرزندان صداقت نباشد، اعتماد و صمیمیت عاطفی نیز وجود نخواهد داشت.
                          • صداقت را نه تنها در کلمات بلکه در سبک زندگی‌تان سرمشق قرار دهید . شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید فرزندتان به شما حقیقت را بگوید اگر خود با او صادق نباشید. حتی اگر سوال سختی از شما پرسید، مختصر و متناسب با سن او پاسخ دهید. اما اگر خود به آنها دروغ بگویید، در مواقعی که گفتن واقعیت خجالت‌آور است انتظار نداشته باشید که به‌راحتی از دهان‌شان حقیقت را بشنوید. بدیهی است که والدین و فرزندان هردو حق داشتن یک زندگی خصوصی را دارند. شما باید در به اشتراک گذاشتن جزئیات بی‌پرده و صمیمی که درک آن برای کودک سخت بوده و موضوعاتی که باعث ترساندن آنها می‌شود، حد و مرز مشخصی ترسیم کنید. اما هدف شما باید ایجاد فضایی آزاد باشد که در آن هیچ رازی وجود ندارد و همگی با راستگو بودن احساس راحتی کنند.
                          • به آنها نشان دهید که تاکید شما بر صداقت آن‌هاست نه تنبیه برای رفتار نادرستش. بله شما می‌توانید عواقبی را برای دروغش اعمال کنید اما آنها باید بدانند که راستگو بودن برای‌شان فایده‌ای دارد. اگر شما به شجاعت او در درد و دل کردن در مورد حقیقت توجهی نکنید و سریع به موضوع تنبیه بپردازید، قطعاً دفعه بعد او سریع اقرار نخواهد کرد. اگر بعد از افشاء حقیقت لازم بود که تنبیهی در نظر گرفته شود، این کار را با احترام انجام دهید. ملایم رفتار کنید و به آنها بگویید که چقدر قدردان صداقت آن‌ها هستید.

                          همه توانایی راستگو بودن را دارند اما اگر تمرین نکنید ممکن است شما و کودک‌تان عادت به پاسخ مبهم دادن، طفره رفتن و دروغ مصلحتی بکنید چون راحت‌تر است. به عنوان پدر و مادر شما این فرصت را دارید تا به فرزندتان کمک کنید تا راستگو باشد و باید این‌گونه تربیت شود. استانداردهای خود را پایین نیاورید اما این نکته را نیز درک کنید که آن‌ها همیشه نمی‌توانند بی‌عیب و نقص باشند و خوشبختانه عالی و بی‌نقص بودن یکی از اهداف ما نیست.

                          دروغگویی چیست؟


                          درمان دروغگویی چیست؟

                          مراقبت در منزل- اگر متوجه شدید که فرزندتان دروغ می‌گوید، بلافاصله به او بفهمانید که در مورد نیتش اطلاع دارید. وقتی موضوع را با کودک خود در میان می‌گذارید، بسیار حائز اهمیت است که به موارد زیر تاکید کنید:

                          • تفاوت بین خیال و واقعیت
                          • این واقعیت که دروغ گفتن کاری ناصحیح است
                          • انتخاب‌های دیگر به جای دروغ
                          • اهمیت صداقت
                          • انتظار شما از این‌که حقیقت به شما گفته شود

                          دروغگویی بیش از حد، نیاز به درمان از طریق مشاور، روان‌شناس یا روان‌پزشک دارد که بتواند علت اصلی دروغ‌گویی را شناسایی کند و در جهت خاتمه این رفتار گام بردارد.


                          نقش کتاب و کتابخوانی برای کودکان در درمان دروغگویی چیست؟

                          صادق بودن می‌تواند سخت باشد زیرا غالباً با غرایز طبیعی «حفظ جان» کودک مغایرت دارد و در بعضی مواقع نیز راستگو بودن سخت و دشوار است. گفتن حقیقت خیلی خوب است اما از طرفی دیگر می‌تواند خیلی نامهربانانه باشد. به کودکان نمی‌توان به سادگی گفت که همیشه حقیقت را بگویید. آن‌ها نیاز به دستورالعملی دارند که درک کنند چه زمانی صداقت مفید و چه زمان مضر است.

                          استفاده از کتاب‌های مصور درباره صداقت باعث ایجاد چالش میان کودکان می‌شود. کودکان شخصیت‌هایی را می‌بینند که:

                          • اصول اخلاقی دارند
                          • راستگو و قابل اعتماد هستند
                          • به وجدان خود گوش می‌دهند
                          • تاثیر عدم صداقت بر دیگران را درک می‌کنند
                          • از خود وفاداری و انصاف نشان می‌دهند
                          • پای عقاید خود می‌ایستند
                          • روابط سالم دارند
                          • ذهنیت شادتری دارند

                          علاوه بر این ویژگی‌های مثبت، در مورد شخصیت‌هایی که دروغ می‌گویند، خیانت می‌کنند و به عواقب کارشان فکر نمی‌کنند نیز خواهید خواند که در نهایت متوجه اشتباه‌شان می‌شوند.

                           


                          منابع:
                          • https://www.healthline.com/health/lying
                          • https://www.psychologytoday.com/us/blog/going-beyond-intelligence/201803/truth-lies-and-imagination
                          • https://sailemagazine.com/2013/06/fine-line-between-imagination-and-lying/
                          • https://kids.dadabhagwan.org/knowledge-house/articles/consequences-of-lying/
                          • https://theconversation.com/why-do-kids-lie-and-is-it-normal-98948
                          • https://www.psychologytoday.com/us/blog/parenting-is-contact-sport/201103/teaching-your-kids-be-honest
                          • https://www.healthline.com/health/lying#treatments
                          • https://www.the-best-childrens-books.org/teaching-honesty.html
                          • https://childrenslibrarylady.com/books-about-honesty/
                          • https://www.parents.com/kids/development/behavioral/age-by-age-guide-to-lying/
                          • https://www.understood.org/en/learning-thinking-differences/child-learning-disabilities/add-adhd/adhd-and-lying-what-you-need-to-know
                          لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/jNQ1j
                          اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                          اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                          گردآوری و ترجمه: شیما حسینی


                          خواب خوب، نیاز اساسی و ابتدایی کودکان است. بر سلامت جسم و روان تاثیر فراوان دارد و نقشش از بدو تولد آغاز می‌شود.

                          مغز از ابتدای تولد فعالیتش را برای رشد بدن آغاز می‌کند و میزان زیادی از این فعالیت را در هنگام خواب نوزاد انجام می‌دهد. در ارتباط با خواب، به مرور زمان و همراه با رشد بدن، ساعت زیستی یا ساعت بدن یا میزان خواب و بیداری را مطابق روشنایی روز و تاریکی شب شکل می‌‌دهد و تنظیم می‌کند. به‌ این ترتیب که نوزادان در ابتدای تولد خواب منظمی ندارند اما تا حدود سه تا شش ماهگی میزان خواب و بیداری منظمی پیدا می‌کند.

                          علاوه بر شکل‌گیری و تنظیمات چرخه‌ی خواب و بیداری در بدن، چرخه‌ی خواب هم پرورش پیدا می‌کند؛ چرخه‌ی خواب شامل دو مرحله است:

                          • خواب فعال یا خواب با حرکت سریع چشم(REM) که در آن چشم مدام زیر پلک حرکت می‌کند: در طول این مرحله مغز فعال است و تنفس و تپش قلب به شکل نامرتب انجام می‌شود.
                          • خواب آرام یا خواب بدون حرکت چشم (NON-REM): این مرحله شامل خواب سبک و عمیق است و در طول آن خون بیشتری برای عضله‌های بدن فراهم می‌شود، انرژی لازم برای بدن بازیابی می‌شود و هورمون‌های لازم برای رشد ترشح می‌شوند.

                          تنظیم این چرخه نیز با رشد نوزاد تغییر پیدا می‌کند و تکمیل می‌شود. چرخه‌ی خواب نوزادان ۵۰ درصد در خواب فعال و ۵۰ درصد در خواب آرام سپری می‌شود و روی هم رفته ۳۰ تا ۶۰ دقیقه طول می‌کشد. در شش ماهگی زمان خواب فعال یا REM به ۳۰ درصد تقلیل می‌یابد و وقتی کودکان به سن سه سالگی می‌رسند، مدت چرخه با مدت چرخه در بزرگسالی برابر می‌شود و به ۹۰ دقیقه می‌رسد.

                          اما مدت خواب کافی برای نوزادان، کودکان و نوجوانان متفاوت است و ساعت خواب آنها در سیر تکامل رشد تغییر می‌کند. هر چه نوزادان بزرگتر می‌شوند، در روز کمتر و در شب بیشتر می‌خوابند و روی هم رفته با رشد بیشتر، به خواب کمتری احتیاج پیدا می‌کنند.

                          برای خواب کودک ملزومات و الگوهای متنوعی وجود دارد و ممکن است یک نوزاد به طور خاص نیازهای متفاوتی داشته باشد، اما در ارتباط با زمان کافی برای خواب نوزادان و کودکان در سنین مختلف می‌توان به الگویی کلی اشاره کرد.

                          زمان و میزان خواب کافی برای نوزادان و کودکان

                          اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                          زمان و میزان خواب کافی برای نوزادان و کودکان

                          ۱. میزان خواب در نوزادان زیر سه ماه

                          نوزادانی که به تازگی متولد شده‌اند، مدام می‌خوابند و بیدار می‌شوند. و در واقع چرخه‌ی خواب و بیداری یا ساعت بدن نوزاد در تعامل با احتیاج او به تغذیه است. نوزادان در این سن، روی هم رفته حدود ۱۸ ساعت در شبانه‌روز می‌خوابند. خوابی بدون نظم و ترتیب دارند. زمان بیداری ممکن است بین یک تا سه ساعت طول بکشد و زمان خواب از چند دقیقه تا چند ساعت.

                          نوزادانی که به تازگی متولد شده‌اند، نیازشان به خواب را با روش‌های گوناگونی از قبیل غرغر، گریه یا مالیدن چشم‌ها بیان می‌کنند.

                          چرخه‌ی خواب نوزادان تازه متولد شده میان خواب فعال و خواب آرام، حدود ۳۰ تا ۵۰ دقیقه طول می‌کشد. ممکن است در طول این چرخه بیدار شوند و برای خواب دوباره نیاز به کمک داشته باشند.

                          • بهتر است در این سن نوزاد، در هنگام خواب‌آلودگی و نه خواب کامل در رختخواب قرار داده شود. به این شکل که روی پشتش خوابانده شود و روی سر و صورتش پتو، پارچه یا هیچ‌چیز دیگری نباشد.

                          اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                          ۲. میزان خواب در نوزادان ۳ تا ۱۱ ماه

                          در سه ماهگی به مرور خواب نوزادان در طول روز کمتر و هنگام شب، بیشتر می‌شود. اما به هر حال ۲ تا ۳ بار خواب دوساعته روزانه را دارند و ممکن است شب هم حداقل یک بار بیدار شوند.

                          نوزادان در شش ماهگی طولانی‌‌مدت‌ترین خواب شبانه را تجربه می‌کنند. خوابی که حدود ۹ تا ۱۲ ساعت طول می‌کشد؛ زیرا تغذیه‌ی شبانه‌ی آنها دیگر ضروری نیست.

                          • بهتر است در این سن برای خواب روزانه و شبانه‌ی نوزادان به مروز زمانبندی و برنامه‌ی معین و مقدمه و روالی برای پیش از خواب در نظر گرفت.
                            من می توانم تنها بخوابم
                            بستن

                            من می توانم تنها بخوابم

                            250,000 ریال

                            برخی کودکان تمایلی به تنها خوابیدن ندارند. نویسنده به روشی ساده آماده کردن مقدمات خواب کودک را یاد آوری و نحوه ی برخورد با مسئله را برای کودک و همچنین پدر و مادرها بیان می کند.

                            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/5ehQt

                            خرسی، بگیر بخواب! – مجموعه خرسی و باباش

                            60,000 ریال
                            وقت خوابیدن خرسی بود. بابا خرسی گفت: «وقت خواب است خرسی.» خرسی گفت: «نع!» بابا خرسی گفت: «دندان‌هایت را مسواک بزن و بگیر بخواب.» خرسی گفت: «نع!»
                            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/8GQBS
                            خوابت نمی برد، خرس کوچولو؟
                            بستن

                            خوابت نمی‌برد، خرس کوچولو؟ – مجموعه قصه‌های خرس کوچک و خرس بزرگ

                            180,000 ریال

                            شب است. خرس کوچولو به رختخواب رفته است تا بخوابد و خرس بزرگ کتاب می‌خواند. اما خرس کوچولو خوابش نمی‌برد و مرتب خرس بزرگ را صدا می‌زند و از تاریکی شکایت دارد.

                            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/4ZxVj
                            شب بخیر خرگوش کوچولو
                            بستن

                            کتاب مقوایی شب بخیر خرگوش کوچولو

                            350,000 ریال
                            همه شب‌ها مانند هم است: خرگوش کوچولو نمی‌خواهد بخوابد. برای همین پدرش با او به یک سفر بزرگ می‌رود. آن دو پس از ماجراهای گوناگون به ایستگاه آخر که اتاق‌خواب خرگوش کوچولوست می‌رسند. شب بخیر خرگوش کوچولو!
                            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/0QCys
                            صبح بخیر خرگوش کوچولو
                            بستن

                            کتاب مقوایی صبح بخیر خرگوش کوچولو

                            350,000 ریال
                            همه صبح‌ها مانند هم است: مامان نمی‌تواند خرگوش کوچولو را پیدا کند. او کجا پنهان شده است؟ پنگوئن، آقا خرگوشه و آقا سگه هم نمی‌خواهند بگویند که او کجاست؟ در پایان این راز گشوده می‌شود. صبح بخیر!
                            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/Hzhd3
                            ۶. میزان خواب در نوجوان‌ها

                            نوجوانان در سن بلوغ حدود ۸ تا ۱۰ ساعت خواب نیاز دارند تا در طول روز سطح هوشیاری خوبی داشته باشند.

                            تغییرات ساعت درونی بدن در نوجوانی به معنای آن است که او گرایش دارد تا شب دیرتر به رختخواب برود و صبح هم دیرتر بیدار شود؛ اگرچه چنین اتفاقی معمولی و نرمال است و با گذر دوره‌ی نوجوانی رفع می‌شود.

                            ***

                            چنان‌که توضیح داده شد، کودکان در رده‌های سنی متفاوت به تناسب نیاز بدن، به خواب کافی نیاز دارند. خواب خوب و کافی به تقویت سیستم ایمنی و عصبی و عملکرد مغز کمک می‌کند. هنگام خواب، مغز نیروهایی که در طول روز به کارگرفته را بازیابی و تجدید می‌کند و اگر به خوبی استراحت کرده باشد، در روز قادر به حل مسئله، یادگیری و تفریح است. در واقع کودکانی که همواره خوب می‌خوابند؛

                            • خلاقیت بیشتری به خرج می‌دهند.
                            • توجه و تمرکز بیشتری روی مسائل دارند.
                            • توانایی‌شان برای حل مسئله بیشتر است.
                            • در یادگیری، به‌یادسپاری و تصمیم‌گیری‌ها بهتر عمل می‌کنند.
                            • با دیگران راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند.

                            نداشتن خواب کافی در شب، علائم ناخوشایندی برای کودکان در پی دارد و همیشه نمی‌تواند با خواب بیشتر در شب بعد جبران شود. تکرار کمبود خواب یا خوابی با کیفیت پایین منجر به علائم رفتاری، شناختی-روانی و احساسی متفاوتی می‌شود.

                            اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                            اختلال‌های خواب در کودکان و نوجوانان

                            اختلال‌های خواب در کودکان و نوجوانان:

                            در حدود ۹۰ اختلال خواب در دوران کودکی شناخته شده است. تمام این اختلال‌ها در سه حوزه‌ی اصلی جای می‌گیرند:

                            1. بدخوابی در کودکان و نوجوانان (Dyssomias)

                            بدخوابی‌ به مشکلات به خواب‌رفتن یا تداوم خواب مربوط می‌شود و ممکن است ناشی از مشکلات رفتاری یا جسمی باشد. شایع‌ترین نمونه‌ها عبارتند از:

                            اختلال‌های مربوط به تنفس در خواب (خر و پف کردن، نفس‌نفس‌ زدن، یا وقفه‌های تنفسی در خواب)، دست‌وپا زدن تناوبی، سندورم پای بی‌قرار (گاهی به شکل دردهای زیادشونده توصیف می‌شوند)، اختلال‌های مربوط به شروع خواب (کودکان نمی‌پذیرند به رختخواب بروند یا در رختخواب بمانند) و سندروم تاخیر در فاز خواب.

                            سندروم تاخیر در فاز خواب، زمانی است که ساعت بیولوژیکی بدن جابه‌جا می‌شود و فرد نیمه‌های شب یا نزدیکی‌های صبح به خواب می‌رود و تا نزدیکی‌های ظهر یا بعدازظهر می‌خوابد. که البته این مشکل بیشتر در نوجوانان عمومیت دارد.

                            اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                            1. خواب‌پریشی در کودکان و نوجوانان (Parasomnias)

                            خواب‌پریشی در ارتباط با بیدار شدن از خواب رخ می‌دهد. این بیداری ممکن است کامل یا ناقص و همراه با خوابالودگی و ناهشیاری باشد.

                            شایع‌ترین خواب‌پریشی‌ها عبارتند از: راه‌رفتن در خواب، حرف‌زدن در خواب، کابوس‌های شبانه، هراس‌های شبانه (با کابوس‌ها کاملا متفاوت است) و شب‌ادراری.

                            بسیاری از کودکان یک یا چند نوع از این خواب‌پریشی‌ها را در برخی مراحل دوران کودکی تجربه می‌کنند. این تجربه‌ها کاملا طبیعی‌اند و به نظر، بخشی از روند رشد به حساب می‌آیند. اما اگر این رفتارها در بازه‌ی زمانی طولانی ادامه پیدا کنند، یا به کرات رخ دهند یا برای کودک خطر ایجاد کنند (برای مثال زمانی که در خواب راه بروند و از خانه خارج شوند) نیاز است تا با متخصص کودکان مشورت شود.

                            اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                            1. اختلالات خواب مربوط به بیماری‌های جسمی و روانی در کودکان و نوجوانان

                            این اختلالات به وضعیت تشخیص برمی‌گردند؛ مثلا فردی به اختلال کم‌توجهی_بیش‌فعالی (ADHD) مبتلاست و اگر این وضعیت تشخیص داده شود و درمان شود، مشکل خواب هم بهبود پیدا می‌کند.

                            در ادامه درباره‌ی دو مورد از اختلال‌های رایج خواب یعنی اختلال‌های مربوط به تنفس در خواب و شب‌ادراری، توضیح بیشتری آورده شده است:

                            • اختلال‌های مربوط به تنفس در خواب

                            یکی از مرسوم‌ترین اختلال‌های خواب، مشکلات تنفسی است و همان‌طور که توضیح داده شد از خر و پف گرفته تا سندورم وفقه تنفسی یا آپنه خواب (osas) را شامل می‌شود. در اختلال آپنه، انسدادی در بخش بالایی راه هوایی بینی پیش می‌آید که حین خواب منجر به نارسایی‌های تنفسی می‌شود. البته هر خر و پفی لزوما به معنای وقفه‌ی تنفسی نیست و از ۱۲ درصد کودکی که خر و پف می‌کنند تنها ۳ درصد به آپنه مبتلا هستند.

                            کودکان مبتلا به آپنه به طور معمول به دلیل مشکل در تنفس، در طول خواب شبانه زیاد بیدار می‌شوند. ممکن است این فشار تنفسی موجب افت میزان اکسیژن خون در سطوح مختلف شود و دریافت اکسیژن در بافت‌ها و سلول‌های اعضای بدن، از جمله مغز، کاهش پیدا کند.

                            نکته مهم اینکه اختلالات خوابی از این دست، ممکن است به عارضه‌های شناختی بینجامد. عارضه‌هایی که بر توانایی تفکر، تمرکز و توجه و پردازش اطلاعات و به خاطر سپاری و یادآوری کودک به شدت موثرند. هم‌چنین پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کودکان با مشکلات تنفسی در خواب، آی‌کیوی پایین‌تر و در نتیجه عملکرد ضعیف‌تری در مدرسه دارند.

                            آنا جویس (پژوهشگر حوزه‌ی خواب و رشد شناختی، از دانشگاه کاونتری) به همراه همکارانش در سال ۲۰۱۷ پژوهشی انجام داد تا تاثیر مشکل تنفسی در اختلال خواب را بر رشد شناختی ۲۲ کودک در رده‌ی سنی ۲ تا ۴ سال بسنجد.

                            پرسش پژوهش، «چگونگی و کیفیت تاثیر خواب آشفته و نامنظم شبانه بر توانایی، آمادگی و بازدهی زندگی کودکان این رده‌ی سنی» بود. در واقع توانایی‌های کودکان در این مرحله از رشد، میزان آمادگی آنان برای مدرسه و بازدهی زندگی آینده‌‌شان را پیش‌بینی می‌کند.

                            کودکان به دانشگاه کاونتری برده شدند تا مهارت‌های دیداری، حرکتی و گفتاری آنها سنجیده شود. ابتدا پژوهشگران درباره‌ی توانایی گفتاری و رفتاری کودکان از والدین کودکان پرسش‌هایی کردند و سپس از والدین خواسته شد تا در خانه با استفاده از تجهیزاتی میزان تنفس، تپش قلب و اکسیژن کودکان را حین خواب اندازه بگیرند.

                            یافته‌های پژوهش چنین بود: کودکانی که در طول خواب کمترین میزان اکسیژن را دریافت می‌کردند، در مهارت گفتاری و بیانی ضعیف‌تر از دیگران عمل می‌کردند؛ یعنی برای اینکه افکارشان را در قالب کلمات و جمله‌ها بیان کنند، بیش از همه با مشکل مواجه بودند. کودکان با مشکل تنفسی در خواب، بنابر گفته‌ی والدینشان مشکلات رفتاری نیز داشتند برای مثال رفتار اجتماعی موافق یا مطلوب (رفتارهایی چون مهربانی و کمک به دیگران) را از خود نشان نمی‌دادند.

                            هیچ‌یک از کودکان این پژوهش گرفتار (OSAS) نبودند. طبق این پژوهش، مشکلات تنفسی به تنهایی برای ایجاد مشکلات شناختی کافی بود. اهمیت این نکته در اینجاست که (OSAS) خفیف در کودکان اغلب قابل توجه و تشخیص نیست و در حال حاضر اتفاق نظری برای سطح شدتی که باید درمان شود، وجود ندارد.

                            یافته‌ی دیگر پژوهش چنین بود که کودکان با ساعت خواب طولانی‌تر، مشکلات احساسی کمتری از جمله ترس، اضطراب و غم را داشتند که البته منطقی و معنی‌دار به نظر می‌رسید. زیرا پژوهش‌های پیشین دریافته بودند که درمان اختلال‌های خواب کودکان موجب بهبودی مشکلات احساسی است. از سوی دیگر بی‌توجهی به اختلال‌های خواب در کودکی ممکن است موجب اختلال‌های اضطرابی در بزرگسالی شود.

                            اهمیت خواب کافی در کودکان و نوجوانان و نقش آن در سلامت جسم و روان

                            • اختلال شب‌ادراری در کودکان و نوجوانان

                            یکی از اختلال‌های مربوط به خواب که در دسته‌ی خواب‌پریشی قرار می‌گیرد و پیش‌تر هم درباره‌ی آن صحبت شد، شب‌ادراری است. این اختلال مربوط به زمانی است که بدن کودکان به رشد کافی برای کنترل اوره در مثانه حین ساعات خواب شب رسیده است و میان کودکان پیش از دبستان، دبستان و حتی نوجوانان رواج دارد. البته این اختلال، بیماری جدی محسوب نمی‌شود و اغلب با بزرگ‌تر شدن کودکان رفع می‌شود اما به‌هر حال برای کودکان و والدین موضوعی ناراحت‌کننده است. در ادامه عوامل موثر بر این اختلال و توصیه‌هایی برای والدین و خانواده در این زمینه آورده شده است:

                            عوامل موثر بر بر شب‌ادراری کودکان و نوجوانان:
                            • ژنتیک: اگر یکی از والدین بعد از ۵ سالگی دچار این اختلال بوده باشد، تا ۴۰ درصد احتمال درگیری کودکانش با این اختلال وجود دارد. در صورت ابتلای هر دو والدین، این احتمال به ۷۰ درصد می‌رسد.
                            • اضطراب و استرس: یکی از مرسوم‌ترین دلایل شب‌ادراری است. کودکان ممکن است هنگام جابه‌جایی به خانه یا مدرسه‌ی جدید، تجربه‌ی جدایی والدین یا مرگ یکی از والدین یا عزیزان یا هنگام وقوع رویدادی خاص دچار این اختلال شوند. یادگیری برخورد صحیح با این اضطراب، می‌تواند شب‌اداری را متوقف و رفع کند.
                            • خواب عمیق: خواب عمیق در دوره‌ی نوجوانی عادی و نرمال است زیرا احتمال آنکه نوجوان برنامه‌ی خوابی ضعیف و کم خوابی داشته باشد، زیاد است. در دوره‌ی بلوغ به‌ویژه برای نوجوانان دوره‌ی دبیرستان چنین وضعیتی شایع است.
                            • وقفه‌ی تنفسی یا آپنه: در نمونه‌های نادری شب‌ادراری ناشی از ابتلای کودک به وقفه‌های تنفسی در خواب است. بدن کودکان در این شرایط مغز را از نظر تعادل شیمیایی تغییر می‌دهد. همین تغییر ممکن است به شب‌ادراری بینجامد.
                            • یبوست: محل قرارگیری مثانه و روده‌ها در بدن، در کنار همدیگر است. پیچ‌خوردگی روده (یبوست) ممکن است به مثانه فشار بیاورد و کودک نتواند مثانه‌اش را کنترل کند. بنابراین درمان یبوست اغلب اولین مرحله از درمان شب‌ادراری در این شکل است.
                            • بیماری کلیه یا مثانه: اگر کودکی در طول روز و شب نمی‌تواند مثانه‌اش را کنترل کند یا علائم بیمارگونه‌ی دیگری چون درد هنگام دفع، یا دفع مکرر دارد، احتمال بیماری کلیه و مثانه‌ی او زیاد است.
                            • بیماری‌های عصبی: گاهی مشکل نخاعی در سال‌های ابتدایی کودکی در طول رشد و نمو شدیدتر و حادتر و در نتیجه موجب شب‌اداری می‌شود. اگر کودک شما با مشکلات دیگری همچون بی‌حسی، گزگز کردن و درد در پاها مواجه است نیز امکان دارد دچار شب‌اداری شود، هر چند احتمال آن بسیار اندک است.
                            • مشکلات جسمی و پزشکی دیگر: در نمونه‌های اندکی دیابت، اختلال کم‌توجهی_بیش‌فعالی (ADHD) یا استفاده از برخی داروها ممکن است منجر به شب‌ادراری شوند.
                            پیامدهای احساسی شب‌ادراری در کودکان و نوجوانان:

                            شب‌ادراری هم برای کودکان و هم برای اعضای دیگر خانواده پیامدهای احساسی دارد. کودکان ممکن است احساس شرم، نگرانی، کمبود حرمت خود را تجربه کنند. این تجربه‌ها بر روابط، کیفیت زندگی و فعالیت‌هایشان در مدرسه اثرگذار است. کودکان و نوجوانان ممکن است از حضور در اردوهای چند روزه (که مجبورند شب را کنار دوستانشان بگذرانند) پرهیز کنند. ممکن است از سوی خواهر و برادرها طرد شوند. حتما کارهای نظافت به کارهای افراد خانواده اضافه می‌شود.

                            اما نکته‌ای که همیشه باید به یاد داشته باشید این است: شب‌اداری تقصیر و گناه کودک نیست و او بر این وضعیت کنترلی ندارد. افراد خانواده و دوستان نباید کودک را از این بابت مقصر بدانند و تنبیهش کنند یا به او احساس شرم و گناه بدهند. در عوض باید با پزشک در ارتباط باشند تا دلیل و مسئله‌ی اصلی را پیدا کنند و گام به گام برای حل مسئله پیش بروند.

                            توصیه‌هایی برای والدین در ارتباط با شب‌ادراری کودکان و نوجوانان:
                            • میزان خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های کافئین‌دار را محدود کنید و از خوردن اسنک‌های شور و شیرین به ویژه در عصر و شب بپرهیزید.
                            • کودکانتان را تشویق کنید تا به طور مرتب، هر دو یا سه ساعت یک‌بار و البته پیش از خواب، به دستشویی بروند.
                            • در صورت لزوم تنها یک‌بار کودکانتان را در طول شب بیدار کنید تا به دستشویی بروند. توجه داشته باشید که بیدارکردن کودک بیش از یک‌بار در شب ممکن است چرخه‌ی خواب او را به هم بزند و در این صورت کودک در روز بعد یا در مدرسه با مشکل مواجه خواهد شد.
                            • برای اردوهای چند روزه که کودک شب را بیرون از خانه می‌گذراند، با کودکتان صحبت کنید تا در صورت لزوم از مشاورها یا مسئول‌های اردو به طور خصوصی کمک بگیرد.

                            کابوس‌های شبانه در کودکان
                            • کابوس‌های شبانه در کودکان
                            چه خواب بدی دیدم!
                            بستن

                            چه خواب بدی دیدم! – ماجراهای کریتر

                            140,000 ریال

                            خواب دیدم یک معجون جادویی درست کردم و سرکشیدم و یک‌دفعه شکل یک هیولا شدم. نعره می‌زدم و همه از من می‌ترسیدند. هرکاری هم که دوست داشتم، انجام می‌دادم. نه موهایم را شانه می‌کردم و نه دندان‌هایم را مسواک می‌زدم ولی...

                            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/qmhjC
                            نیکی و گرگ های بد گنده - مجموعه قصه های دوستی
                            بستن

                            نیکی و گرگ‌های بد گنده – مجموعه قصه‌های دوستی ۲

                            240,000 ریال
                            شب بود و باد می‌وزید. نیکی از خواب پرید... کمک! مامان با عجله توی اتاق آمد و پرسید: «چه خبر شده؟» نیکی گفت: «گرگ! صدتا گرگ دنبالم می‌کردند.» مامان گفت: «صدتا گرگ؟مطمئنی؟»
                            لینک کوتاه شده: https://hodhod.com/bsaEz