متل خره خراطی می‌کرد (متل یزدی)

متل خره خراطی می‌کرد (متل یزدی)

یک روزی بود و روزگاری،
پشت خونه ما یک گودالی،
موش ماسوره می‌کرد،
بچه موش ناله می‌کرد،
شتر نمد مالی می‌کرد،

خره خراطی می‌کرد،
گاو گو بازی می‌کرد،
اسب عصاری می‌کرد،
فیل اومد سیل و تماشا،
پاش لیزید و افتاد تو چا،
گفت: چه کنم، چاره کنم،
نیم من گوش قلیه کنم،
بخورم ، خورده مشه،
نخورم گنده مشه،
من بخورم ، تو چه کنی؟
تو بخوری ، من چه کنم؟
روما حد دروازه کنم،
صدای بزغاله کنم،
گیلی گیلییک ، به
دمبه داری ؟
نه
ویراستار: گروه ویراستاران کتابک
منبع: وبلاگ کتابک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *